نبود حقوق سیاسی، فرهنگی در کردستان ایران، دلیل برای ماندگاری جنبش کردی در ایران است

پیش سخن:

 این سئوالات بدست من رسید و من هم مفید دیدم که به آنها پاسخ دهم، هر چند سعی بر آن بوده است که نگاهی بی طرفانه باشد، اما نمی توان اذعان کرد که نقطه نظرات هم در این جوابها بکار برده نشده است. کار جواب دادن به سئوالات این اشکال را دارد که محدودیت ایجاد می کند و نمی توان بیشتر به این مسئله پرداخت. مسائل سیاسی و اجتماعی نظرات مختلفی را ایجاد می کنند و نمی توان یک جواب را کامل و یا مطلق دانست. به هر صورت سعی در بی جواب نگذاشتن این پرسشها بوده است و امید است که زمانی در آزادی ایران بسیاری از مسائل تاریخی بی طرفانه تحقیق و روشن و مورد تحلیل و تجزیه قرار گیرند تا به مردم خدمت بکنند.

 آزاد علی اکبر

 9.1.2013

  

1- از نظر شما زمینه های شکلگیری جمهوری کردستان (مهاباد) و برآمد قاضی محمد بعنوان رهبر آن چی بوده است؟

 جواب: تا آنجا که تاریخ نوشته و شفاهی در اینجا و آنجای  آن دوران حکایت می کنند، شکلگیری جمهوری در شهر مهاباد تحت تاثیر اشغال آن بخش از سوی اتحاد شوروی سابق بود. اتحاد شوروی در جریان جنگ جهانی دوم بخشی از ایران و از جمله بخشی از کردستان ایران نزدیک به آذربایجان ایران را اشغال کرد. اشغال منجر به حرکتهای ملی و ساختن احزاب ملی آن مناظق شد. احزاب ملی هم تحت تاثیر نقش شوروی قرار داشتند و توانستند مناطقی را به نفع خود مصادره و افکار خود را پیاده کنند. پیاده کردن این افکار فقط تا حدودی توانست در مناطق زیر سیطرهء اشغالگران گسترش یابد و در بقیهء کردستانات ایران نتوانست موفق شود و در این مناطق پیشروی کند. پیشروی این حرکت بستگی به داشتن پایگاه مردمی در این مناطق و شرایط ویژه بمانند شهر مهاباد و یا اجازهء دیگر اشغالگران یعنی اینگلیس حتما داشت. 

 اطلاق جمهوری کردستان به حرکت مهاباد می تواند از این نظر اشکال داشته باشد که در همهء کردستان ایران که منطقهء وسیعی است، روی نداد و تنها در مهاباد و اطرافش بود و می توان گفت که از نظر معنایی جمهوری مهاباد بود.  جمهوری مهاباد را نمی توان برای همهء مردم کرد زبان ایران در نظر گرفت، زیرا در آن زمان امکان مشارکت و جویا شدن نظر این مردمان فراهم نبود. عدم فراهم شدن امکان نظر مردم  این امکان را نمی دهد تا فهمید که نظر بقیهء مردم کرد زبان ایران در مورد این حرکت مهاباد چه بوده است؟

 مسئلهء برآمد قاضی محمد که یک ملا یا روحانی بوده است، مقداری سئوال برانگیز است. سئوال اینجاست که قاضی محمد روحانی و اهرم قضاوت هم در زمانهایی به طرقی در دست قشر روحانی بود که با قوانین شرع اسلام در موارد اوضاع جامعه قضاوت می کردند؟ آیا ایشان انتخاب شدند بر اساس روحانی بودن و قاضی بودن و معتمد بودن  در این شهر بوده است و یا امر دیگری بوده است؟ اگر بعنوان مثال بمانند خمینی که یک روحانی شیعه بود و اول دم از آزادی می زد و پیروز شد، قاضی محمد هم در کردستان موفق می شد، مسئله شرع اسلام و افکار او با مسئلهء ناسیونالیسم چگونه بود؟ ناسیونالیسم در جمهوریهای شوروی از مذهب جدا بود و عمده کمونیستها که خدا را قبول نداشتند بر این جمهوریها حاکم بودند. حاکم بودن یک روحانی می توانست تضادهایی بوجود بیآورد که عدم استمرار عمر این حرکت این امکان را می گیرد تا نظر نهایی داده شود.

  

٢- قاضی محمد بعنوان یک روحانی کرد، که تا به آخر هم بر سر اعتقادات خود باقی ماند، چگونه توانست رابطه دوستانه و تفاهم آمیزی را با اتحاد شوروی برقرار بکند و از شرایط بین المللی آن زمان به نفع تشکیل جمهوری مهاباد بهره برداری بکند.؟

 جواب: این سئوال هم می تواند در جواب قبلی مشاهده شود که یک روحانی چگونه با کمونیستها و غیر مذهبی ها که اعتقادی به خدا و مذهب ندارند می تواند به تفاهم برسد؟ تفاهم چهارچوب خاص خودش را مطلبد. بعنوان مثال خمینی یک روحانی قشری بود و نتوانست با گروههای دیگر به توافق برسد و آنها را به شدت سرکوب کرد. هر چند نمی توان ببن افراد تفاوت قائل نشد و در این مورد قضاوت یکسان کرد، اما برای عملکرد روحانیون یا احزاب مذهبی و نیمه مذهبی که وارد  سیاست می شوند در صورت قدرت داشتن در برابر کسانی یا نهادهایی که باورهای آنها را به چالش می کشند، تاریخ نمونه های زیادی دارد. زیاد هستند مذهبیونی که قدرت در دست داشته اند و نتوانسته ا ند در برابر نقدها و مبارزات مخالفانشان  در عرصهء سیاست کوتاه بیآیند.

 

3- از نظر شما دلایل ماندن قاضی محمد و یارانش در ایران بعد از شکست جنبش کردستان چی بود؟

  

4- نگاه قاضی محمد و یارانش نسبت به حل مسئله ملی-قومی در ایران چگونه بود؟

 جواب 3 – 4: سوالات مربوط به شخص قاضی محمد رهبر جنبش مهاباد یا همان جمهوری مهاباد را از نظر شخصیت تاریخی می توان داد. شخصیت تاریخی نقشهای مثبت و یا منقی می تواند داشته باشد. نقشهای این شخصیت ها را می توانند راوایانی نقل کنند که از نزدیک با این شخصیتها زیسته اند.  شخصیتها یا ماندند مانند قاضی محمد و یا بمانند ملا مصطفی بارزانی رفتند. ماندن و رفتن و دلایلش مشخص نیست، اما اعدام قاضی محمد و یارانش از طرف رژیم پهلوی غیر قابل قبول است و در همان چهارچوب نقض حقوق بشر می گنجد، هر چند دوران جنگ بود، اما ارتش شاه بر علیه اشغالگران وارد نبرد نشده بود و قاضی محمد و یارانش یک حرکت سیاسی را انجام داده بودند که در چهارچوب ناسیونالیسم یا ملی گرایی بود.

 قاضی محمد جمهوری اعلام کرده بود در منطقه ای از خاک ایران که پادشاهی بود. پادشاهی بودن ایران با این مسئله در تضاد بود. تضاد هم در آن بود که پادشاها تمام ایران را ملک و زیر سیطرهء خود می دید. سیطرهء شاه اگر در برابر اشغالگران بدلایل داشتن قدرت کوتاه می آمد، در برابر مخالفین داخلی که قدرت جهانی هم به نوعی پشت آنها را خالی کرده بود، کوتاه نمی آمد. کوتاه نیآمدن هم بمعنای در هم کوبیدن این نوع حرکات بود. حرکاتی که از نظر شاه و نظامش خیانت محسوب می شد و سزاوار نابودی بود.  نابودی  حرکت قاضی محمد و یارانش را مشکل است در این زمان سنجید که آیا قاضی محمد اگر موفق می شد دست به اعلام استقلال می زد و یا اینکه در چهارچوب ایران باقی می ماند. در چهارچوب ایران ماندن هم می بایست تضادها با حکومت مرکزی که پادشاهی بود و شاه نمی توانست شاه یا رئیس جمهوری دیگری را در مملکت زیر سلطه اش تحمل کند، چون دیگر شاه نبود. شاه را آیا باید سرنگون می کردند و اتحاد جماهیری بمانند شوروی می ساختند که آنوقت مدل جمهوری مهاباد که احتمالا می بایست تمام کردستان ایران را در بر می گرفت، قابل قبول تر می بود. قبول شق دیگر که جدایی از حکومت پادشاهی و اعلام استقلال بود که شاه و حکومتش این اجازه را نمی دادند و آنرا غائله تجزیه طلبی نامیده اند. تجزیه طلبی هم هنوز از سوی هواداران پادشاهی تکرار می شود. تکرار و تداوم حرکت قاضی محمد چگونه در همان چهارچوب موجود که شاه حکومت می کرد، بحثی باید باشد بر اساس داده های بی طرف تاریخ و شرایط دیگر مناطق گستردهء کردستان ایران در آنزمان که چگونه می اندیشیدند و در برابر حکومت مرکزی و مسئلهء ملی سیاسیون چه نظری داشتند و دنبال می کردند. 

  

5- همانطور که میدانید، از حضور و فعالیت احزاب و سازمانهای کردی در کردستان ایران نزدیک به 70 سال میگذرد. دلایل و علل و عوامل ماندگاری جنبش کردستان و احزاب کردی علیرغم شکست و نابودی جمهوری مهاباد در چی بوده است؟

 جواب: کردستان ایران از نظر جغرافیایی هم مرز با عراق است. عراق دارای جنبش کردی خود بوده است و افت و خیزهای این جنبش هم بر مبارزان کرد ایرانی بی تاثیر نبوده است. تاثیر اختلافات ایران و عراق هم بر هر دو جنبش کردی در ایران و عراق وجود دارد. وجود حفاظتگاهها می تواند در پناه دادن به بخشی از مبارزان کمک کند که خود را به نحوی حفظ کنند و در آینده در شرایط ممکن به صحنهء بیآیند. به صحنه آمدن کردهای ایرانی هم در شرایط مشخص بمانند بعد از انقلاب 1357 ایران را از همین زاویه می توان بررسی کرد. بررسی وجود جنگ ایران و عراق در دههء 60 شمسی هم توانست به وجود برخی از گروهها و احزاب کرد کمک شایانی بکند.  

 

 6 – رمز پایداری جنبش ملی کرد در همه این سالها را در چه می دانید؟

 جواب: رمزی وجود ندارد که پنهان باشد و نتوان آنرا دید. دیدن نبود حقوق سیاسی، فرهنگی در کردستان ایران و سیستم مذهبی حاکم شیعه در ایران یک دلیل برای ماندگاری جنبش کردی در ایران است. در ایران همچنین احزاب، گروهها و افراد سیاسی غیر حکومتی تحت سرکوب شدید بوده اند. سرکوب شدید باعث شده است که بخشی از اینها خود را به طرقی حفظ کنند و خواسته هایشان را بیان و دنبال کنند و بکوشند از بین نروند. از بین نرفتن این گروهها و سازمانها و افراد باعث تداوم و تاثیر حرکت آنها چه ضعیف و یا موضعی بر مردم شده است. تاثیرهای متداوم  هم خودبخود دوام عمر این جنبش بوده است.

 

7- در سالهای اخیر تحولات زیادی در جامعه کردستان ایران صورت گرفته است. جنبشهایی مانند زنان، جوانان و همچنین نهادهای مدنی و مطبوعات و رسانه هایی نسبتا گسترده ایی در کردستان ایران شکل گرفته و فعالیت گسترده ایی دارند. گفتمان این جنبشها و نهادها تفاوتهایی با احزاب و جنبشهای تاریخی کردستان دارد. شما این تفاوتها را در چی میدانید؟

 جواب: احزاب سیاسی برنامه و امکانات مشخص و متداوم خود را دارند. امکانات و تداوم نهادهای مدنی غیر از احزاب است. احزاب در پی گرفتن قدرت و شراکت در حکومت هستند، اما نهادهای مدنی در پی خواسته های مشخص حرکتشان آغاز شده است. آغاز یک حرکت بمانند حمایت از زندانیان سیاسی و یا غیر سیاسی و یا کمک به بیماران اعتیاد یک حرکت مجرد و مشخص هستند که اعضای نهادی مردمی به آنها در حوزهء خود می پردازند. حوزهء آنها مختص می شود به همان خواست مشخص و این حرکت زبان و کردار خاص خود را دارد. زبان و کردار احزاب سیاسی هم خاص خود آنهاست و آنها معمولا همانطور که گفته شد در پی ایده ال حکومتی و ادارهء جامعه بر اساس ایدهء خود هستند.  

 

8- تغییر و تحولات سالهای اخیر در مناطق کردنشین در کشورهای همسایه ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟ تاثیر این تغییر و تحولات بر کردستان ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟

 مناطق کردنشین همسایهء ایران یکی ترکیه می باشد و دیگری عراق که جمعیت عمدهء کرد را دارند. کردها در کشور آذربایجان و کشور ارمنستان هم هستند، ولی به اندازهء عراق و ترکیه نیستند. ترکیه با بخشی از احزاب کرد خود مشکل دارد که عمدهء آنها پارتی یا حزب کارگران کردستان یا همان پ. ک. ک. است. پ. ک.ک. حزبی است که ویژگیهای خود را دارد و تقریبا اگر بخواهیم مقایسه کنیم با سازمان مجاهدین خلق ایران از نظر عملکرد همطراز در می آید. همطراز بودن از این نظر که اینها هر دو تنها خود را تنها حزب موجود فرض می کنند و به شدت به  منتقدینشان  برخورد می کنند. برخوردها هم باعث دوری دیگر احزاب و افراد و گروهها و نوعی جبهه گیری در برابر آنها می شود. جبهه گیریها هم معلوم است نوعی تنش و حملاتی هم در پی دارد. حملات هم می تواند به عدم قبول آنها  و دوری و در شرایطی شک و تردید و خنثی نمودن آنها منجر شود.  پ. ک. ک. یاران کرد ایرانی خود را در حزبی بنام پارت زندگی آزاد کردستان یا پژاک سازمان داده است و آنها را به فعالیت در آورده است. فعالیت پژاک مورد رضایت بخش عمدهء احزاب و افراد سیاسی کرد ایران نیست و همواره به چشم دخالت در امور کردستان ایران از طرف حزبی از منطقهء دیگر کردستان و کشور دیگر به نظر می آید. نظرات و ایدهء پژاک هم تقریبا همان نظرات پ. ک. ک. است و در تقابل با احزاب مطرح کردستان ایران حرکت می کند. حرکتها فعلا دوستانه آنطور که باید نیست.

 در مورد تاثیرات کردستان عراق بر کردهای ایران به سبب وجود مرزهای دو کشور تفاوتهای بعضا فرهنگی می تواند در ایران در خوشحال بودن بخش حساس به مسئلهء ملی در نظر گرفت. مسئلهء ملی در آنجا به پیروزیهایی رسیده است که باعث مسرت در کردستان ایران است. کردستان ایران احزابی در عراق دارد که بخاطر مصالح کردهای عراق از حملهء مسلحانه به داخل خاک ایران بمانند سالهای قبل از پیروزی کردهای خودداری می کنند. خودداری امکان آنرا هم دارد که حکومت منطقه ای کردستان عراق این اجازه را به آنها ندهد تا روابطش را با ایران تیره کنند. تیره شدن روابط کردهای عراق با حکومت ایران می تواند برای آنها از لحاظ امنیتی و بیشتر اقتصادی مشکل ساز باشد. مشکل دیگری که کردهای ایران دارند قرار گرفتن آنها در اردوگاهها می باشد که سالهای متمادی جریان داشته است و همچنین حملات تروریستی نیروهای امنیتی حکومت ایران به آنها که سالها ادامه داشت. ادامه دخالتهای امنیتی حکومت ایران در کردستان عراق باعث شده است که کردهای عراق فشار و کنترل زیادی را برای توریستهای ایرانی و کردهای ایرانی که به هر سبب به کردستان عراق می روند، بیاورند. آوردن این فشارها موجب تحقیر و آزردن بخشی از کردها و مسافران ایرانی طبعا خواهد شد.  در اینجا جا دارد که به این مسئله هم پرداخت که مبارزات کردهای ایران از نظرهایی متفاوت با بافت عشیره ای است که در کردستان عراق بواسطهء بودن در نظام عشیره ای عراق دارد. عراق با اینکه نظام غیر مذهبی داشت، اما دامنهء مذهب و عشیره در بنیان جامعهء عراق و به طبع آن کردستان عراق بیشتر بوده است. بیشتر بودن این تاثیرات زمینه های جدایی این دو منطقه را در خود دارد. منطقهء کردستان ایران از نظر سکولار بودن عمق و سطح جامعهء و درصد حرکتهای زنان و شرکت مستقیم آنها در احزاب  سیاسی کردستان ایران چشمگیرتر است. کلا مردم ایران و کردستان ایران از لحاظ اقتصادی و کارکردهای اقتصادی و تولیدی با کردستان عراق در مقایسه نیستند و همین هم بر تفاوتهای اجتماعی و حرکتهای اجتماعی تاثیر گذار است. حرکتهای اجتماعی از بطن جامعه بر می خیزند و در شرایطی حکومتها هم حتی نمی توانند بر آنها تاثیر آنچنانی بگذارند، همانطور که حکومت مذهبی ایران نتوانسته است در طول عمرش بر جوانان و یا زنان و اقشار مختلف جامعه آنچنان که خود می خواهد تاثیر بگذارد. تاثیر در مقاطعی شاید از طریق کردستان ایران بر دیگر مناطق کردستان کشورهای دیگر از جمله عراق باشد تا بلعکس. بسیاری از آثار فرهنگی در کردستان ایران متولد می شود و سر از کشورهای همجوار در می آید و حتی حرکتهای سیاسی و مدنی به همچنین می باشند. می توان گفت که کردستان ایران در شرایطی نقش تاثیری عمدهء مختص به خود را دارد. 

افزودن نظر جدید