اهمیت دو "رێبەندان"

این نوشته کوتاه، در پاسخ به پرسش هایی است که"گروه کار ملی - قومی" سازمان بمناسبت گرامیداشت واقعه تاریخی اعلام "جمهوری مهاباد" که به جنبش "دویه ری بندان" مشهور است، با من در میان گذاشته است.

* * *

رابطه گذشته با آینده، از پرسش های اصلی در تاریخ اندیشه است. اکنون ما، تاچه اندازه تکرار دیروزمان است و فردا، چگونه و به چه میزان جنین نهفته در زهدان امروز؟ چند و چون این رابطه چیست و تعبیر آن کدام؟ در این میان اما، نکته تثبیت شده در ذهن آدمیان همچون حقیقتی مسلم، همانا اصل و اصالت موجودیت چنین رابطه ایی و محرز بودن آنست.

"دویه ری بندان" – دوم بهمن ماه 1324 نیز، از مظاهر برجسته این اصل تاریخی است. "دویه ری بندان"، پیوند دیروز و فرداست نه تنها درجنبش ملی کردهای ایران، که برای همه کردها در هر چهار کشور. در این نوشته، تنها اشاره وار بر دو نکته درنگ می کنم.

1) "دویه ری بندان"، یک نقطه چرخش تاریخی در ابراز وجود هویت کردی بود. این ابراز وجود، پیش از آن، عموماً در شکل شورشگری های قبیله ایی تجلی داشت و رنجور بود از آمیختگی و آلودگی با اغراض و منافع و مطامع محدود روسای این یا آن طایفه کردی. طغیان و سر برافراشتن اسماعیل آقا سمیتقو به سال های 1920 میلادی در منطقه کردنشین کشور ما را یک نمونه از آن می توان دانست. و اما همان ابراز وجود هویت کردی در پی واقعه "دویه ری بندان"، عموماً در وجود جنبش های ملی مدرن و امروزین است که برآمد دارد. به این اعتبار، "دویه ری بندان" سال 1324، یک محل تلاقی گذشته و آینده در جنبش ملی کرد است؛ پلی بین این دو، که عناصری از گذشته را با خود داشت و پتانسیل تولد فردا را در خود. جنبش ملی کرد در ایران پس از "دویه ری بندان"، مستقیماً و بلاواسطه ادامه و تکامل آن بوده است. چند عنصر از این جنبش که بعدها نیز تداوم یافت و تکامل پذیرفت از این قرار اند:

- در آمیختن اعتراض به تبعیض ملی و تبعیض مذهبی با یکدیگر در این جنبش، اما در قالب و چهره‌ایی سکولار! رهبری "دویه ری بندان" توسط قاضی محمد روحانی، حضور روحانیون کرد در حرکات ملی طی دهه های سی و چهل خورشیدی ولی عمدتاً در سطح و اندازه کادرهای این جنبش، و ایفای نقش نمادین برجسته شیخ عزالدین حسینی در جنبش متحزب پس از انقلاب، بیانگر پیوست و گسست در حرکت تاریخی "چالش کرد" است. این خط تاریخی، روشن گر گره خوردگی گذشته و فردای این جنبش است.

 - در آمیختن شهر و روستا در جنبش ملی کردستان ایران از ویژگی ها و میراث های دیگر"دویه ری بندان" بود  که البته بر حسب منطق رشد و توسعه، هر چه جلو تر آمده ایم بر وزن شهرها دراین جنبش افزوده تر شده است. اما در هرحال، این درآمیختگی را اولین بار مدیون "جمهوری مهاباد" در "دویه ری بندان" هستیم. و امروزه، قلب این جنبش بیشتر در مبارزات مدنی جاری در شهرهای کردستان است که می تپد.

- "دویه ری بندان" بر پایه حزبیت طلوع کرد. اما به نوبه خود، امر تشکل و سازمانیابی را در کردستان نهادینه نمود و از اینطریق، متداوم ترین جنبش گسترده در ایران به شکل متحزب را پایه گذاری کرد. جنبش کرد در ایران، از جمله به این اعتبار، یکی از ستون ها و مولفه های دمکراسی در کشور ما است.

- "دویه ری بندان"، با اعلام جمهوریت در برابر حکومت مرکزی مبتنی بر سلطنت، رادیکالیسم مطالباتی جنبش کرد را تجلی داد و در جریان آن خصلت مستقل این ابراز هویت ملی را به نمایش گذاشت. این تاکید بر خودبودگی، پس از این جنبش نیز همواره بر جای مانده و تقویت شده است. و اکنون، جنبش ملی کرد بارزترین نماد  جمهوریت غیر متمرکز در قبال "اسلامیت" متمرکزاست.

 

2) جمهوری مهاباد برچیده شد ولی با غرور تاریخی ثبت تاریخ ماند. "دویه ری بندان" سرکوب شد اما سرافرازانه از خود میراثی تاریخ ساز برجای گذاشت. رهبران این برآمد تاریخی اعدام شدند، حال آنکه ایده  و حقانیت های آن، جنبه ماندگار به خود گرفت. دوم بهمن ماه 1324سنتی شد مبارزاتی برای فردای جنبش ملی کرد، و به این اعتبار هم باز تولید و تداوم خود را در فردای تاریخی این مردمان تضمین کرد. "دویه ری بندان"  را نمی توان و نباید با دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی بزرگ ابعاد اندازه گرفت و ارزش گذاری کرد. از جنبشی محدود به مهاباد و چند منطقه و شهر پیرامون آن، در فقدان تجربه و نیز کار پایه حکومتی پخته، طی عمر کوتاه فقط یکساله، و زیر تهدید های نظامی از بیرون و درون، نمی توان و نباید انتظار دستاوردهای اجتماعی کلان داشت. رسالت این جنبش، در همان سر برآوردنش بود! تبدیل هویت ملی به دولت ملی در جریان "دویه ری بندان"، حافظه ایی را در مردم کرد شکل داد که هیچ تشبث نظامی و سیاسی بعدی نتوانست آنرا از بین ببرد. این، والا ترین دستاورد جنبش ملی کرد بود تا آنزمان و بزرگترین خدمت "دویه ری بندان"  به آینده این جنبش. فردای بهمن ماه 1357، پرچم "دویه ری بندان" در همه کردستان به اهتزاز درآمد و آرمان آن، به فریاد یکپارچه مردم کرد فراروئید. این را، از نظر تاریخی باید مدیون "دویه ری بندان" ارزیابی کرد.

"دویه ری بندان" و دستاوردهای آن، دیر وقتی است که به فرهنگ مردم کردستان بدل شده است. سیاست در کردستان با این تاریخ گره خورده است. نه فقط دیروز این جنبش است که نوید فردای آنست. " کرد زنده است!" اگر در جنبش "دویه ری بندان" فقط سرودی بود آشنا برای میدان "چوار چرای" مهاباد، اکنون دیگر به یمن آن جنبش و تداوم و تکامل آن در طول شش دهه و نیم گذشته، اراده ایی است تثبیت شده نه تنها در ایران بلکه در هرجایی که میهن کردهاست. اهمیت "دویه ری بندان"، در اینست.

بهزاد کریمی

"دویه ری بندان" دوم بهمن ماه سال 1391 خورشیدی

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

سلام به رفقای گرامی بهزاد و وهاب: مستقل از تنویر و پاسخ به سئوالات هر یک از شخصیتها لازمست به این موضوع توجه شود که سئوالات از طرف گروه کار مسایل ملی - قومی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) صورت گرفت نه از طرف "گروه کار خلق ها".آیا اشتباهی صورت گرفت با خیر؟ ممن.ن از شما.

سلام رفیق حسن نادری گرامی!
حق با شماست. آمدن "گروه کار خلقها" در مطلب ر فیق بهزاد کریمی یک اشتباه و از بی دقتی من بوده که بعد از دریافت مطلب رفیق بهزاد آن را تصحیح بکنم.
تشکر از دقتت
وهاب انصاری