میز گرد برای مشارکت در روند شکل دهی تشکل بزرگ چپ ایران در بروکسل ـ بلژیک

گزارش از میزگرد بروکسل- علی صمد

در تاریخ نوزده ژانویه 2013، به ابتکار سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)- بلژیک، جلسه ای با موضع "برای مشارکت در شکل دهی تشکل بزرگ چپ" در بروکسل با حضور نمایندگان سه سازمان سیاسی و یک شخصیت منفرد چپ برگزار شد. در این جلسه از شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران آقای مجید زربخش، از سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران آقای پرویز نویدی، از سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) آقای علی پورنقوی و از منفردین چپ آقای رسول آذرنوش شرکت کرده بودند. مجری برنامه علی صمد و گرداننده میزگرد آقای حجت نارنجی بودند. تعدادی از ایرانیان مقیم شهر بروکسل در این تجمع شرکت کردند و برنامه بطور هم زمان از پالتاک پخش شد و نیز از طرف سایت رسانه از میزگرد وحدت چپ فیلمبرداری صورت گرفت که در روزهای آینده لینک این برنامه انتشار بیرونی خواهد یافت.

برنامه با اعلام یک دقیقه سکوت بیاد تمام شهدای راه آزادی آغاز شد و مجری برنامه با توضیحی کوتاه از فعالیت مجدد فدائیان خلق در بروکسل به معرفی مهمانان پرداخت و سپس از آقای حجت نارنجی دعوت بعمل آورد که گردانندگی جلسه میزگرد را به عهده بگیرند و بدین طریق با توضیح کوتاه رفیق گرداننده، از مهمانان سخنران درخواست کرد که پیرامون موارد مختلف صحبت های خود را آغاز کنند.

در ابتدا رشته صحبت به آقای پرویز نویدی سپرده شد تا در مورد روند پیشرفته تا لحظۀ کنونی توضیح دهد. آقای نویدی با بیانی انتقادی نسبت به ورزیدگی برای انشعاب و بی تجربگی برای وحدت، به تاریخچه شکل گیری فعالیت سه جریان پرداخت و تاکید کرد که برای متحد کردن طیفی از چپ تلاش زیادی در حال انجام شدن است و این امید است که چنین تلاشی به سرانجام برسد. ایشان تاکید کردند که حرکت سه جریان بر چند مبنا استوار بوده است. نامبرده از زمرۀ این مبانی، مرزبندی و نقد سوسیالیسم منفک از دموکراسی - چنان که در تجربۀ "سوسیالیسم واقعاً موجود" و در قامت استالینیزم تجلی یافت، ضرورت گذر از جمهوری اسلامی به عنوان مانع اصلی تحول در جامعۀ ایران و برای نیل به دموکراسی را مورد تأکید قرار داد. نویدی همچنین اعلام داشت که اعلام طرح فراخوان به معنی این نیست که همه کارها انجام گرفته است. "ما علاقمندیم که با کمک همه و دوستانی که در این جلسه حضور دارند گام های مشترک برداریم. ما باید تلاش کنیم که سه سازمان با همراهی منفردین چپ، یک تشکل دیگر درست کنند".

 

در ادامه آقای مجید زربخش صحبت های خود را بنا به تقاضای آقای حجت نارنجی گرداننده میز گرد به چرائی اهمیت و ضرورت پروژه وحدت چپ متمرکز کردند. ایشان متذکر شدند که وحدت چپ باید به نیاز جامعه پاسخ دهد. چپ زایده شرایطی است که خارج از اراده چپ به او تحمیل شده است. در سی سال گذشته شرایط برای چپ بسیار دشوار بود و ذهن چپ و هویت آن هم دچار بحران شده بود. واقعیت های گذشته و نیر ناکامی های چپ باعث شده بود که کارها با کندی پیش رود و روندی که ما آغاز کردیم الان در حدود چهار سال است که از آن می گذرد. داشتن یگ پا در گذشته شکسته خورده، یک پا در بیرون و فرهنگ غیر دمکراتیک از جمله مواردی بودند که در برابر فراتر رفتن از وضع موجود سد ایجاد می کردند ما برای تغییر وضع موجود و با وجود اختلافاتی که میانمان وجود دارد تصمیم گرفتیم با هم گام های مشترک برداریم.

 

 سپس نوبت به آرسول آذرنوش رسید. ایشان بنا به درخواست آقای حجت نارنجی به حضور منفردین و اهمیت حضور آنها در چنین روندی پرداخت. ایشان تاکید کردند که به لحاظ تاریخی از کادرهای چریک های فدائی خلق ایران اقلیت بوده اند و فعالیت های ایشان دارای نقاط قوت و ضعف بوده است. بعد از تجربیات جهانی وچپ، نظراتش در بسیاری از زمینه ها دچار تغییر شده است. ایشان با تاکید متذکر شدند که منفردین می توانند با سه سازمان تلاش های مشترکی را سازمان دهند. و اینکه اگر چپ نتواند وحدت در صفوف خودش ایجاد کند جنبش مردم ایران دچار یک ضعف و نقص اساسی خواهد شد. آقای آرنوش ادامه دادند که پراکندگی فقط مختص چپ ها نیست بلکه جمهوریخواهان هم پراکنده اند. از نظر ایشان جمهوریخواهان نمی توانند بدون حضور یک چریان چپ قوی و سراسری موفق شوند. از نکات پر اهمیت سه جریان این است که آنها از روش دمکراتیک برای پیش بردن پروژه خود استفاده کردند و این قابل اهمیت است و همین امر باعث گردیده که جریانات دیگر نیز بتوانند حضور یابند. ما بعنوان بخشی کوچک از منفردین که بیشتر در پاریس متشکل هستیم دارای تشکل نیستیم و نمی توانیم بطور مستقل در این پروسه شرکت کنیم. با آغاز جدی این پروسه وحدت امیدواریم گام های اساسی برای وحدت چپ برداشته شود.

 

در بخش آخر از قسمت اول میزگرد نوبت به آقای علی پورنقوی رسید. موضوع صحبت او در این بخش، اهمیت چاره اندیشی برای تأمین مشارکت منفردان چپ در کار "شکل دهی به تشکل بزرگ چپ" و تشریح تصمیمات سه سازمان در این زمینه بود. پورنقوی صحبت خود را با دعوت از منفردان چپ برای شرکت فعال در این پروژه و خاصه در اجلاسی که در تاریخ 9 فوریه برای تحقق طریق مشخص مشارکت منفردان برگزار خواهد شد، آغاز کرد. پورنقوی صحت ادعای دموکراتیسم پروژۀ مورد گفتگو را در گرو مشارکت منفردان در کل پروسۀ آن دانست و به عنوان یکی از کسانی که تقریباً به طور منظم در جریان پیشرفت کار تا لحظۀ کنونی بوده است، بر دغدغه و اشراف هر سه سازمان به لزوم یافتن پاسخی نسبی برای تأمین این مشارکت گواهی داد. پورنقوی تصریح داشت که موضوع مشارکت فعال منفردان چپ نه فقط به لحاظ وزن کمّی، بلکه مقدمتاً به لحاظ وزن کیفی آنان دارای اهمیت است. تنوع مسائل نظری و عملی ای که چپ امروزه با آنها مواجه است، حضور متنوعی را برای پاسخگوئی به این مسائل ایجاب می کند و این مهم بدون حضور منفردان متحقق نخواهد شد. پورنقوی در ادامۀ صحبت اش شمه ای از تصمیمات سه سازمان برای تأمین این حضور، از جمله منظورداشت حق نمایندگی برابر با سه سازمان برای منفردان در عموم وجوه مربوط به هدایت پروژه را مورد تأکید قرار داد. نامبرده با تصریح موقتی بودن تصمیمات سه سازمان در این زمینه و توافق آنان دایر بر این که حق نمایندگی منفردان متناسب با وزن حضور آنان محفوظ است، به سخنان خود پایان داد.

بعد از صحبت های سخنران آخر، اقای نارنجی از حاضرین در جلسه خواست در دور دوم میزگرد سوالات، علاقمندیها و تذاکرات خود را به ایشان اعلام کنند تا بلکه ایشان بتوانند با چالش کشیدن صحبت های سخنرانان مطالب طرح شده بهتر مورد بررسی قرار گیرد. در دور بعدی پس از استراحت پانزده دقیقه ای با طرح سوالات ازسخنرانان بحث ها ادامه یافت و هر یک از سخنرانان از زاویای مختلف به موضوعات طرح شده پرداختند. در بخش دوم پس از توضیح سخنرانان نوبت به حاضرین در جلسه رسید. بیش از ده نفر سوال و اظهار نظر نسبت به صحبت های انجام گرفته، کردند. برنامه در فضایی صمیمی و دوستانه برگزار و پایان یافت.

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

«بار کج به منزل نمی رسد»! سه سازمان سیاسی بار بغایت کجی را بدوش گرفته اند و ساخت خانه ای را آغاز کرده اند که بر شالوده بشدت کج، بر تحریف حقایق تاریخی و نفی و خصومت با آن، بر درک و تصور عمیقا انحرافی از دمکراسی- حتی دمکراسی سرمایه داری که خود را ملزم به رعایت آن نیز نمی دانند، بنا نهاده شده که بعید است به ارتفاع آن افزوده شود. اضافه بر این، برگزاری جلسه وحدت چپ در بروکسل، شباهت غریبی با این حکایت دارد:
رهگذری گذارش به یک آبادی افتاد. در خانه ای را زد و وارد شد. گرسنه و تشنه هر چه نشست از آب و غذا خبری نبود. ماه رمضان بود و مهمان نمی دانست. بالاخره، بحرف آمد و از صاحب خانه پرسید: شما چه وقتها غذا می خورید؟
میزبان جواب داد: هنگام اذان مغرب.
مدتی گذشت. میزبان به کدبانویش دستور چیدن سفره داد.
مهمان از مرد خانه پرسید: مگر وقت اذان شده؟

ادامه نظر
مرد خانه گفت: بلی.
مهمان دو باره پرسید: از کجا فهمیدی!
میزبان پاسخ داد: گوش کن، عوعو سگها را بشنو!
مهمان حرفی نزد. شام خوردند و بعد از مدتی در رختخواب آماده بخواب رفت.
یک وقت شب، مهمان بصدای میزبانش از خواب بیدار شد و پرسید چه خبر است، آیا صبح شده؟
مهماندار جواب داد: نه، وقت سحر است. بلند شو، سحری بخوریم.
مهمان تعجب کرد و پرسید: در این وقت شب از کجا فهمیدی وقت سحری خوردن است؟
میزبانش توجه او را به بانگ خروسها جلب کرد.
مهمان بعد از صرف سحری، بار و بنه اش را بست و راه افتاد.
میزبانش پرسید: چرا به این زودی و با این عجله کلبه ما را ترک می کنی؟
رهگذر پاسخ داد: از این آبادی که مؤذن اش، سگ و مناجات خوانش، خروس باشد، هر چه زودتر باید رفت.
نتیجه:
تصور نمی کنم این جمعی که آبادی و مهماندارش، بروکسل، مدیر جلسه اش، حجت نارنجی، سخنرانش، علی پورنقوی و گزارشگرش، علی صمد باشد، بار کج خود را بمنزل برساند.

آقای شیری، اول اینکە برای بهم نخوردن حال خوانندە مطالبتان هم کە شدە، بە شما پیشنهاد می کنم کە کمی ادب ونزاکت یاد بگیرید و اگر انتقاد یا نظری راجع بە موضوعی دارید آنرا با نزاکت وادب بیان کنید. دوم اینکە، اگرعلم غیب ندارید وهنوز باور نکردەاید کە دوران پیشگویی های داهیانە درمورد همە چیز بە سر رسیدە، قبل از نتیجە گیری در مورد موضوعات، حداقل یکی دو دلیل برای آن بیاورید. دیدگاە شما درمورد موضوعی کە بە آن پرداختەاید، بە عقیدە من فاقد حتی یک دلیل و برهان موجە است. شما از کجا و بنا بر کدام دلایل و برهان نوشتەاید:"سه سازمان سیاسی بار بغایت کجی را بدوش گرفته اند وساخت خانه ای ..."

جناب شیری، «بار»ی کە سە سازمان بدوش کشیدەاند، بر خلاف تصور مغرضانە و بخل آلود شما نە کج است و نە در رە خواهد ماند. زیرا در پس آن، سالها تجربە، آموزش، تلاش و رنج و تفکرو جدل فکری جمعی نهفتە است. این «بار» تا کنون قسمتی از راە را بە سوی مقصود طی کردە، از موانع متعدد عبور کردە وهنوز خوشبختانە، برغم آرزوی شما، روی دوش سە سازمان وکنشگران چپ ایستادە و با گامهای استوار آنان بە سوی مقصد روان. شما هم بجای اینکە ازهر گامی کە در جنبش چپ در جهت وحدت و اتحاد برداشتە میشود، عصبانی و ناراحت باشید وبا بخل و کین نسبت بە آن واکنش نشان دهید، اگر واقعا دغدغەتان جنبش چپ است، سعی کنید بجای تخطئە آن، اشکالاتی را کە نسبت بە آن دارید بیان کنید. شما و خیلی های دیگر کە مخالف این پروژە هستید، بدون آنکە خودتان بدیلی برای آن ارایە کنید. کنار گود نشستن را انتخاب کردەاید و بە جای تشویق، دائما، با شعار «ولش کن لنگ نمی شود»، تخم یاس در میان جنبش می افشانید و بە انسانهای شریفی کە در این جهت تلاش می کنند، توهین می کنید. شما کە هنوز گروە دو نفرەتان را نتوانستەاید سە نفر کنید، با چنین قاطعیتی پیشگویی نکنید.
صادق کار

جناب صداق کار!
اول، گویند در مثل مناقشه نیست، تو که به فرهنگ و ادبیات ایران آشنا نیستی، پس عصبانی نشو، مؤدب باش و بی تربیتی هم نکن! اگر ایرادی به «نظر من» وارد بود، حتما بزرگتر و عاقلترها پاسخ می دادند.
دوم، از چه تاریخی، به چه حقی و بدستور چه ارگانی یا چه کسی «ما دو نفر» را تعقیب کرده و در باره «ما» تجسس می کنید که چنین حکمی صادر کرده اید؟
سوم، من دلایلم را از مضمون متن طرح «سه سازمان» اخذ کرده ام: کینه و خصومت با وقایع و حقایق تاریخی و...
چهارم، پاسخ شعارهای پر طمطراق خودتان را در این نشانی بیابید: http://www.hafteh.de/?p=33260
پنجم، اگر پاسخ تان را در نشانی فوق نیافتید، اطلاع بدهید تا آدرس مرکز آموزش ادب و نزاکت را به خدمتتان تقدیم کنم.
هفتم، من از شما نه، ولی شما از بزرگترهایتان پاسخ بخواهید که چه بر سر بزرگترین سازمان کمونیستی ایران و خاورمیانه آمد یا آوردند، که به حال نزار امروزی گرفتار شد؟ پاسخ من به همین سؤال را در همان نشانی جستجو کنید.

رفیق صادق عزیز با سلام،
ممنون از توضیحات روشنگرانه شما. در ضمن من نمی دانم شما چرا وقت خودتان را هدر می دهید و با فردی گفتگو می کنید که نه از فرهنگ سیاسی دمکراتیک، نه از تاریخ و نه از ادب متاسفانه با وجود سن بالا، بویی نبرده است. شما هم که می بینید و می دانید که مقالات ایشان جز سه الی چهار نفر کسی در سایت کار آنلاین نمی خواند. و همین شاید موجب درشت گویی ایشان شده است. البته این تقصیر شما نیست و ایده های ایشان خریدار ندارد. پس لطفا نیروی خود را در جای دیگری بگذارید که بشود از آن استفاده مناسب کرد. گفتگو متمدنامه باپیرمردی که در یک گوشه از دنیا تک و عقب افتاده است و دلیل این عقب ماندگی را هم دیگران می داند و نمی خواهد بداند و متوجه شود که اشکال از خود ایشان و تفکرات استالینی ایشان است و نه ....! در جهان ناعادلانه راه مناسب برای ارتباط با مردم، زحمتکشان و کارگران امروزی بودن و در این دنیا زندگی و مبارزه کردن است. برای مبارزه باید از وسائل، ایده ها و نظریات مدرن تر استفاده کرد و فکر را مجهز به فرا تر رفتن کرد، وگرنه در همان جایی می ماند که امروز این پیرمرد ایستاده است. شما می بینید که با زبان پرخاشگرانه، غیر مودبانه و غیر دمکراتیک به دیگران پریدن موجب خوشحالی پیرمرد شده است و فکر می کنم آن رفقایی که ایشان به تندی نام بردند متوجه وضعیت روحی ایشان هستند و پاسخی برای پرت های ایشان به قلم نیاوردند. و این نوع برخورد رفقا قابل احترام و قابل فهم است. بنابر این شما نیز بگذارید پیرمرد استالین دوست با این گونه حرف ها اندکی خوش باشد و دنیا به کامش شود.
درود
حسین جودکی

ترجمه ها و مقالات آقای شیری که تا کنون در کار آنلاین چاپ میشده اند نشانه ای از تلاش اصولی یک همراه در به ژرفش بردن شناخت مبارزان چپ داشته اند. پانویسهای این همراه عزیز در خبر برگزاری میز گرد اما با آن نشانه ها یگانگی ندارند... نیاز کنونی جنبش اجتماعی در میهنمان اینست که همه میهن دوستانی که گرایش چپ دارند دست یاری رسانی پشت این تلاش انسان پسندانه بگذارند چرا که مقابله با آن کار قدرت سواران سیه اندیش و نادان است... بگمان من لازم است که همه مبارزان چپ، از ضرورتها حرکت کرده، با هر آنچه در توان دارند وارد گفتگوهای سازنده شوند و نیروی سازمانیافته و کارآیی را بنیان گذارند که بتواند، در همگامی با جنبش مردم، در بیان کنی حکومت ویرانگر چیره بر میهنمان نقش تاریخی ایفا کند. اکنون هنگامه تازش بر سیه کاران است. زمان داوری خطاکاریهای انگیخته از کم دانی پس از برقراری قانون های انسانی است....
با ارجگذاری بر تلا شهای همه میهندوستان گرامی - آرمان