پرواز بلند عشق

 

جام دل ما باده زخورشید گرفت

زان هستی ما پرتو امیّد گرفت

ابر آمد و زان سپس شب آمد به میان

زان رو دل ما نور ز ناهید گرفت.

 

در دست من و تو گوی سرگردانی است

این دور شگفت را دمی پایانی است

در یاب دم گسست این دور، دو راز

وان نیز تلاشمندی و پویانی است.

 

پرواز بلند عشق، خوش پروازی است

در هر قدمش توهم آوازی است

عاشق شو و درعشق بمان در همه عمر

هر دم نگهت خیره به دشت بازی است.

 

در راه سحرساز تو افتادم من

از راه شب آمیز بیفتادم من

دم گرم بمانی تو و سرخوش جاوید

با عشق تو از هر رسن آزادم من

 

از عشق عجب مدار وز هر سخنش

دنیای شگفتی است به راز و علنش

اندر پس هر واژه ی آن راز بسی است

بی بهره نمانی تو ز بانگ سخنش

 

بیمارستان قلب تهران (انتهای نیایش)

19/10/91 (13/1/8)

بخش: 

افزودن نظر جدید