ايران در آتش

بر ساحلت دزدان دریایی

آواز می خوانند

ایرانِ در آتش!

چنگیزیان با لشکری جرّار

در بیشه هایت اسب می رانند

ایرانِ درآتش!

 

شمشیرها از قلب مردانت

بر دشت هایت بذر پاشیدند

ارّابه ها با چرخ خون آلود

از چینِ رخسارت گذرکردند؛ 

آنان هزاران بار

بر شهرهایت حمله آوردند

در کاسه ي سرهای مستانت

پیمانه پرکردند

شمشادهایت را درو کردند

ایرانِ در آتش!

 

از شعله ي سوزان سیاوش ها

خندان گذرکردند

با تیشه ي دستانِ درزنجیر

فرهادهایت کوه را کندند

آهنگرانت تاج شاهان را

درآتش افکندند؛

-بی شال و بازوبند-

خاکت هزاران پهلوان دارد

کشتارگاه رستم وآرش!

ایرانِ در آتش!

 

دریاچه هایت غرق نیلوفر

آتش فشان هایت خیال انگیز

خاکت جواهرخیز؛

گلدسته هایت سبزوعطرآگین

مردان تو سركش

ایرانِ درآتش!

 

برخاک توصد قوم همپیوند

یک پرچم ویک جان به کف دارند!

نام سرودت: صلح وآزادی

وزنش: طنین رعد کوهستان

گلواژه هایش: خون

آوازه خوانش: سی وشش میلیون!

ایرانِ درآتش!

 

بالِ عقابانت نمی لرزد

نام شهیدانت نمی میرد...

شیرِپلنگ کوه هایت را

نوشیده اند ایران

ازخاره سنگت جوشنی گلگون

پوشیده اند ایران

برقله هایت چون گل شمشیر

روییده اند ایران؛

در شورشیرین تلخ جان دادند

ایرانِ درآتش!

 

بی خانمان همچون پرستوها

آوارگان بار سفربستند...

رنگین کمانت را شکاری ها

دردود وخاکستررهاکردند

تورسپید دخترانت را

برشانه ها شال عزا کردند

ایرانِ درآتش!

 

بنگرکه خاک لاله رویت را

چکمینه پوشان زیرو رو کردند

بنگرکه چشم آهوانت را

در برکه های خون فروکردند؛

ای سرزمین پیرابرآلود

دیگر پرند کشتزارانت

باران نمی خواهد

ایرانِ درآتش!

 

با تپه های تیربارانت

با تاج خون آلود شاهانت؛

ما برتودل بستیم!

ازآب باران کاسه پرکردیم

باعطرگندم عمر سرکردیم

درسینه ات آرام خوابیدیم

ایرانِ درآتش!

 

ازسایه ي قرآن گذرکردیم

برسایه هامان آب پاشیدند

درحلقه های اشک وگل رفتیم...

آلاله ي کوه وکمرگشتیم

درجعبه ي تابوت برگشتیم؛

ایرانِ درآتش!

 

ازخون رگ ها رودهایت را

ازردّپاها دره هایت را...

فانوس دل های پریشان را

برشاخه هاي نخل مي پيچيم

بادست چوبی پرچمت راباز

درچنگ می گیریم

درشعله ي باروت می خوانیم:

ازگنج مدفونت"

مشتی مدال ازسرب مارابس!"

ایرانِ درآتش!

 

لب تشنه بردریاچه ای ازنفت

آشفته ي عطرگل افیون

تاراج دربازار زرگرها...

فریادکن تاریخ تلخت را!

بادست فولادین محرومان

شمشیربرسوداگران برکش!

ایرانِ درآتش!

 

وقتی درفش سبز پیروزی

برکوه هایت شعله ورگردد

وقتی شب یلدا سحرگردد؛

از عاشقان كشته ات يك دم

یادآورای زیبای لیلی وش!

ایرانِ درآتش!

 هادی مومنی 1359

بخش: 

افزودن نظر جدید