حکومتِ "شهروندی" پیمانِ ما برای نوروز 92

 تمامی راهها از اعمال حکومتِ "شهروندی" آغاز می شود!
تجارب مبارزات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، به روشنی بر فضیلتِ ولایتِ "شهروندی" در زندگی دلالت دارد.
با هر شهروند "یک رسانه"! و با هر شهروند "یک رهبر"! می توان به دشت های فراخ و سرسبزِ بهارِ تاریخِ یک "جامعۀ مدنی" وارد شد و پذیرفت که در سرزمینی که در آن هر شهروند "یک دولتِ"! مستقل و به رسمیت شناخته شده است، تمامی راهها به سعادتِ آحاد انسانها ختم می شوند. – دولت به معنی تدبیر بر ادارۀ ثروت و نقیض نکبت در این جمله مورد نظر است. –
همهء انسان ها آزاد بدنیا می آیند و این آزادی را دوست دارند و به آن پایبند هستند؛ هیچ چیزی برای یک انسان با ارزش تر و زیباتر از اعمالِ حاکمیت شخصی خود بر زندگی و محیط اطرافش نیست.
ما انسانها در زندگی روز مره از خواب و خوراک تا تفریح و کار در آرزوی بدست آوردن آمال "خود خواسته" و به امید رسیدن به این سعادت است که به زندگی خود سامان و سازمان می دهیم. ( از این دیدگاه "دمکراسی" به مفهوم ساختار سیاسی حکومت اکثریت بر اقلیت مورد مطالبه است، نه اینکه به خودی خود پدیده ای مطلوب به ذات ارزیابی شود! دمکراسی صرفاً در "معامله" ای واقعی برای تامین "صلح" در یک رقابتِ برابرِ استفاده از "فرصت" های اجتماعی مورد درخواست و موضوع "مبادله" است.)
 
جنبش "رهبران سبز" مردم ایران!
"رهبران سبز" مجموعه انسانهایی را شامل می شود که براساس وحدت نظر در حقانیت تاریخی مردم ایران برای حضور سربلند در رقابت های جاری بین المللی، به دنبال استقرار آن در مکان تاریخاً لاجرمِ متعلق به مردم ایران، باهم "همگام" و "هم اندیش" خواهند بود.
"رهبران سبز" بر تجارب تاریخی ملل دنیا تکیه دارند. شعار محوری جنبش رهبران سبز «یکی برای همه، همه برای یکی» است. در این حیطه،  فرد به فرد، همۀ مبارزانِ راه در موقعیتِ "رهبریِ" زیر مجموعه های خود شناخته می شوند و هرکدام از مدافعان حقوق بشر از "مسئولیت" و "اختیارات" کاملاً مساوی و برابر برخوردارند.
در این جنبش، حقانیتِ اقدامات براساس حقانیتِ اندیشه ورزی سنجیده می شوند و انسانها به میزان مسئولیتی که در قبال جامعه می پذیرند، می توانند اختیارات داشته باشند. در این راه "همۀ ما" با "همۀ ما" از یک جنس و از یک ویژه گی در اندیشه ورزی استفاده خواهیم کرد، که:
«حقیقت آن چیزی است که برای بدست آوردن آن می اندیشیم و عمل اجتماعی انجام می دهیم و می دانیم که حقیقتِ کامل نزدِ هیچ کدام از ما نیست!»

همچنان که عقل نزد انسانها ودیعه ای است "نهاده" که میزان کاربری آن بستگی مستقیم به میزان "استفادۀ" شخص بنا به ارادۀ آگاه و ناخودآگاه شخصی اش دارد! رهبری زندگی انسانها نیز ودیعه ای "نهاده" است که سلب آن اولین تجاوز به حقوق انسانیِ انسان است!
براین باوریم که انسانها خود رهبران زندگی خود هستند و ناآگاهی به این "حقِ اولیه" در نزد هیچ انسانی به انسان های دیگر این اجازه را اعطاء نمی نماید که نسبت به زندگی دیگران – بدون اجازۀ آنها – تصمیمی اتخاذ و اجرای آنرا به "تحمیل" از شهروندان مطالبه کنند.

نوروزتان پیروز!

افزودن نظر جدید