نقدی بر یاداشت «دغدغە معیشت، شادی نوروزی را از مردم گرفتە است»

-           «مسلما بخش مهمی از بحران اقتصادی و فقر وفلاکت مردم بە دلیل تشدید تحریمها ست وهیچکس نیست کە نداند هیچ برنامە اقتصادی –اجتماعی موثری کە بتواند تغییرات مثبت محسوسی در بهبود شرایط اقتصادی مردم ایجاد کند مادامی کە تحریم ها لغو نشدەاند نمی تواند با موفقیعت اجرا شود، و نخواهد و تلاش نکند تا تحریمهایی کە چون بختک بر زندگی مردم افتادە است لغوگردد. 

-           پایان یافتن تحریمها ی اقتصادی البتە امکانات اقتصادی ایران را تقویت می کند واز درد وآلام مردم می کاهد وامکان کامیابی برنامە های اقتصادی را بالا می برد. با این وصف، فقر وفلاکت و نا برابری فزایندە در ایران حتی قبل ازآغاز تحریمهای سال ٩١، در ٨ سال گذشتە بە رغم ٣ برابر شدن درآمدهای نفتی بطور پیوستە در حال رشد بودە است. تحریمها  تنها نقش تشدید کنندە آنها را داشتەاند.

-           بنا براین آشکاراست کە فقرو فلاکت گستردە وفزایندە موجود بیش از هر چیز ریشە درسیاستهای اقتصادی محافظە کاران حاکم دارد.  برخلاف پارەای ادعا ها، با تغییر احمدی نژاد وآمدن یک محافظە کاردیگر بە جای وی انتظار نمیرود تغییرمحسوسی در اصل برنامە و سیاستهای اقتصادی حکومت بە طور داوطلبانە بە سود مردم عادی بوجود آید. بی جهت نیست کە حملە منتقدین و مخالفان حکومتی احمدی نژاد نە متوجە اصل برنامە اقتصادی، بلکە بر سر نحوە اجرای آن است.

-           این درحالی ست کە جامعە ما برای رهایی ازفقری کە حتی شادی ونشاط طبیعی بهارانە را ازاکثریت بزرگ مردم سلب کردە علاوە برلغو تحریم ها ی اقتصادی نیازمند یک برنامە اقتصادی جامعە گرایانە ونیرویی است کە بتواند آنرا بە پیش برد و مردم را از فقر و تنگدستی نجات دهد. این تودە عظیم کە اعتماد و امیدش بە حکومت را از دست دادە و فقر و فلاکت و استبداد امانش را بریدە، دنبال چنین نیرو و برنامەای می گردد و دیگر بە آسانی دنبال هرکس نمی افتد.

-           هر کس کە بتواند نقش این نیرو را بە درستی ایفا کند و امید بە آیندە را درمیان این جمعیت کثیرزندە کند، نوروز سیاسی را برای ایران بە ارمغان آوردە است.

-           با اتکا بە چنین نیرو و برنامە ای است کە "یخ انتخاباتی" مردم آب می شود و کارزار انتخاباتی معنا پیدا میکند و می شود درندە خوترین رژیمها را نیز وادار بە پذیرش رای مردم کرد.»(نقل از یادداشتِ دغدغه معیشت،...) - تقسیم 3 پاراگراف به 6 جزء توسط این قلم انجام شده است. -

 

رفیق "صادق کار" در یادداشتی که به عنوان یادداشت اول در 29 اسفند در نشریۀ کار منتشر شده است. به موضوع «دغدغە معیشت، شادی نوروزی را از مردم گرفتە است» پرداخته و به درستی بر فشارهای اقتصادی که به شهروندان ایرانی وارد می شود، پای فشرده اند.

من با گزارۀ تیتر مطلب منتشر شده کاملاً موافق هستم و روایت های بیان شده از وضعیت اقتصادی در جامعه را روایت های صادقانه و درست می دانم و براین تأکید هم مومن هستم که زحمتکشان و مردم تحت فشارِ مدیریت مافیای فاسد سیستمی شده در ایران امروز را از سیاست های اقتصادی محافظه کارانِ اصولگرا جدا نمی دانند و حتی آنرا ادامۀ طبیعی حاکمیت محافظه کارانِ اصولگرا می دانند.

ولی با توجه به 3 پاراگراف پایانی مقالۀ ایشان که اصولاً وظیفۀ نتیجه گیری و ارائۀ طریق را برعهده دارند، از 6 موضوع و گزارۀ طرح شده، فقط یک گزارۀ مربوط به برنامه های اقتصادی محافظه کاران و بی تاثیر بودنِ تغییر مجری از احمدی نژاد را می توانم تأئید بکنم و الباقی 5 گزارۀ باقی مانده را مشحون از بی برنامگی، تحلیل نادرست و بی اطلاعی از شرایط سیاسی و اقتصادی در ایران می یابم.

چرا؟

مهمترین نکته ضعف نوشته را در این جمله که «جامعه ... نیازمند یک برنامە اقتصادی جامعە گرایانە ونیرویی است کە بتواند آنرا بە پیش برد و مردم را از فقر و تنگدستی نجات دهد.» می یابم. با خواندن این جمله ناخودآگاه به این صرافت می افتم که شاید مقاله را در ارگانِ یک موسسۀ خدمات اجتماعی و حمایت از محرومان می خوانم.

واقعیت این است که داشتن یک برنامۀ اقتصادی جامعه گرایانه و عمل اجتماعی در نقش نیرویی که بتواند آنرا پیش ببرد و مردم را از فقر و تنگدستی نجات بدهد را به عنوان "رسالتِ وجودی" سازمان فدائیان (اکثریت) می شناسیم و این ویژه گی را به عنوان حقانیتِ سازماندهی سازمان می شناسیم. در عجبم که اگر ما خودمان قبول نداریم که برنامه و راهکار نجات جامعۀ ایرانی را از فلاکت های اقتصادی عقب مانده گی تاریخی در اختیار داریم، اساساً علت وجود سازمان چیست؟

صادق نوشته است که «با اتکا بە چنین نیرو و برنامە ای است کە "یخ انتخاباتی" مردم آب می شود و کارزار انتخاباتی معنا پیدا میکند » و من می مانم حیران که در سال های  76 و 88 که "یخ انتخابی" مردم آب شده بود کدام یک از شروط مورد نظر ایشان فراهم شده بود؟

ایضاً موجب حیرت است که تاکید یادداشت صادق به تحریم های بین المللی به نحو غیر واقع بینانه ای طرح و نتایج عجیبی از آن بدست آمده است. نوشته اند که «... هیچکس نیست کە نداند هیچ برنامە اقتصادی –اجتماعی موثری کە بتواند تغییرات مثبت محسوسی در بهبود شرایط اقتصادی مردم ایجاد کند مادامی کە تحریم ها لغو نشدەاند نمی تواند با موفقیعت اجرا شود، و نخواهد و تلاش نکند تا تحریمهایی کە چون بختک بر زندگی مردم افتادە است لغوگردد»؟ اگر این استدال پایه ای دارد، چگونه است که یادداشت «چرا تحریم های مالی لازم و مفید هستند؟» را صاحب این قلم می تواند بنویسد و انتشار آن در نقد دیدگاههای طرح شده از طرف تیم "سایت کلمه" از مقبولیت قابل توجهی در میان اندیشه ورزان ایرانی برخوردار گردیده است؟

این یک سئوال جدی است که، چرا صادق تحریم های مالی بین المللی، علیه سیاست های هسته ای و حتی حقوق بشری ج.ا. را که عملاً ماشین سرکوب حاکمان مافیایی را زمین گیر کرده است، به عنوان علت والعلل فلاکت های اقتصادی و پیش نیاز هر برنامۀ اقتصادی موفق – که البته تعیین نشده است توسط کدام نیروی اجتماعی قرار است انجام شود – قرارداده اند؟

و... اما در موضوع بختک؛

من با وجودِ به اصطلاح بختکی که به واقع بر روی زندگی جامعۀ ایرانی چمبره زده است مخالفت ندارم ولی آن را در یادداشتی با همین عنوان در یادداشت «بختک چیست» در مهر ماه 91 با جزئیات بیشتری معرفی کرده ام و براین اعتقاد هستم که آدرس "بختکی" که صادق ارائه داده اشاره به ناکجا دارد و نادرست می باشد.

واقعیت این است که رسالت تاریخی ارائۀ برنامۀ اقتصادی برای تضمین حرکت قطارِ اقتصاد ایران بر ریل عقلانیتِ تاریخی همیشۀ تاریخ در محدودۀ وظایفی بوده است که ما برای سازمان فدائیان قائل بوده ایم. هرچند سیاست های سرکوب نامحدود ج.ا. هیچ وقت فرصت کافی برای تست دیدگاه ها و دانش موجود نزد سازمان های چپ در ایران را مقدور نکرده است، ولی ما به عنوان بخشی از نیروهای چپ ایرانی در هیچ مقطعی از تاریخ 34 سالۀ تشکیل ج.ا. خود را بی نیاز از تدوین بهترین راه کارهای اقتصادی بر اساس جهان بینی علمی نمی دانسته ایم و به استناد ادبیات رایج در تاریخ مبارزات سازمان از فقر فرهنگی در ارائۀ برنامۀ کار اقتصادی برای جامعۀ جوان و عقب نگهداشته شده در ایران رنجور نبوده ایم.

رسالت تاریخیِ رهبری مبارزات اجتماعی و اقتصادی و صد البته سیاسی مردم ایران در این دوره از تاریخ ایران نیز هیچ وقت قرار نبوده بر دوش نیروی غیر از صاحبانِ جهان بینی مبتنی بر نگرش علمی به دنیا، بوده باشد که رفیق صادق در یادداشت خود از صاحب آن رسالت با صفت و فعل سوم شخص مجهول نامبرده اند.

این نوشته را برای اجتناب از طولانی شدن مبحث و گم شدن موضوعات اصلی در میان هیاهویِ تعدد "موضوعات"، خاتمه می دهم. براین یقین هستم که هیچ جزئی از زندگی اجتماعی در ایران امروز وجود ندارد که در سیاست ها و برنامه های کاری سازمان فدائیان به آنها جواب داده نشده و تاکید مجدد دارم که اگر سازمان فدائیان خلق (اکثریت) نتواند در مرحلۀ اول، به نیازهای فکری تمامی نیروها و فعالین اجتماعی چپ در تاریخِ امروز ایران پاسخگو باشد، علت آنرا صرفاً در کوتاهی رفقایی که هدایت نیروهای سازمان را بر عهدۀ وظیفه گرفته اند می توان یافت و نه در ماهیتِ برنامه ها و رسالتی که سازمان در این برهه از تاریخ ایران بر رسالت انجام خود دارد!

پی نوشت:

- بیش از یک هفته است که نشریۀ کار در صفحه اول موضوع یادداشت "اقتصادی" ندارد!

- یادداشت «چرا تحریم های مالی لازم و مفید هستند؟» در صفحۀ "فیس بوک" نشریۀ کار منتشر نشده که در جای خود برای این قلم جالب توجه است.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

ایران آباد عزیز، ضمن تشکر از توجە و عکس العمل تان نسبت بە یاداشت من، توضیحات مختصری را جهت اطلاع شما وخوانندگان عزیز بە عرض می رسانم، درمورد برنامە کنایە نوشتە من بە جریاناتی است کە نقش برنامە اقتصادی حکومت در بحران های موجود را انکار و کوشش می کنند دلایل را بە نا کار یی و ضعف مدیریت فساد و ...خلاصە کنند تا اعتراضات اجتماعی را بە بیراهە هدایت کنند.

در مورد تحریمها، موضع من با موضع مطرح شدە درمقالە مورد اشارە شما متفاوت و بە یک معنی متضاد است. من نە در این یاداشت کە مورد نقد شما قرار گرفتە و نە در هیچ نوشتەد ی یگری بر خلاف گفتە شما در نقد تان با تحریمهای سیاسی وحقوق بشری حکومت مخالفت نکردە و مخالف هم نیستم. اشارە من در این نوشتە متوجە تحریمهای اقتصادی و تاثیرات فاجعە بار آنی و آتی آن بر زندگی مردم عادی و برنیادهای اقتصادی-اجتماعی کشور ما ست.  وانگهی کانون اختلافات غرب و ایران نە حقوق بشر و حتی  نە نگرانی بر سر برنامە هستەای ایران بلکە بر سر سیاستهای خارجی و بویژە سیاست های حکومت در خاورمیانە است. بهمین دلیل من بعید میدانم دست یافتن بە یک توافق میان غرب و ایران بر سر مسلە هستەای بدون  دست یابی بە توافق در زمینە سیاست منطقە ای حکومت و بە عبارتی عقب نشینی حکومت از مواضع کنونی اش ممکن شود. اگر می پذیرید کە مسلە حقوق بشر نە در کانون بلکە در حاشیە مذاکرات واختلافات قرار دارد، در این صورت رە آورد تحریمها برای جامعە چیزی جز ویرانی اقتصادی، فقر و رنج و انبوهی از معضلات اجتماعی نخواهد بود. با چنین اوصافی ، آیا حمایت از تحریم های اقتصادی حمایت ناخواستە از منافع غرب  بە زیان منافع ملی کشور ما نیست؟ آیا چنانچە یک سازمان سیاسی مردمی چپ بە این ورطە بغلتد، مرتکب یک خطای فاجعە آمیز و جبران نا پذیر نشدە است؟

با احترام

صادق کار

صادق کار عزیز، سپاسگزار هستم که با انتشار یادداشتی که در نقد یادداشت « دغدغۀ معیشت،...» نوشته شد. باب مباحثه و همفکری بیشتری را در میان دوستانمان باز کردید.
از روشنگری در خصوص موضوع برنامه و اینکه موضوع مورد نظر کنایه ای بر ادعاهای جریان حاکم در ایران می باشد نیز ممنون هستم و خوشحال تر خواهم بود ارائۀ برنامۀ اقتصادی که راههای مقابله با بحران های دست ساز جریان حاکم را که مافیای فسادِ سیستمی شده را با کودتا بر جان و مال مردم ایران مستقر کرده است را نیز در دستور کار داشته باشیم.(پیشنهاد مشخص من این است که سرفصل «اقتصادی» را همواره در صفحۀ اول کار داشته باشیم.)
اما در مورد موضوع تحریم ها و افشای سیاست های مافیای فسادِ سیستمی شده، تقاضا دارم به تفاوت ماهیتی فی مابین تحریم های اقتصادی (که به هیچ وجه مورد تائید ما نیست و نخواهد بود.) و تحریم های مالی توجه داشته باشیم.
برای روشن شدن اهمیت این تفاوت، بخش پایانی یادداشتی که 17 خرداد 91 و در نقد مواضع آقای امیر ارجمند در ایران آباد نوشته شده است و به این موضوع - تفاوت تحریم های اقتصادی و مالی - به روشنی اشاره دارد را عیناً از یادداشت مذکور نقل می کنم:
... واما امروز 17 خرداد 1391
1- مذاکره کنندگان نماینده جناح حاکم، نه می خواهند، نه می توانند و اگر بخواهند هم از شجاعت لارم برخوردارند که این مذاکرات را به نفع مردم ایران "مدیریت" نمایند.
2- مذاکره کنندگان 1+5 باید مطلع باشند که تا زمانی که با "نمایندگان مشروع مردم رنج کشیده"، طرف مذاکره نیستند، هر گونه "تحریم غیر مالی جناح حاکم" و "اقدام نظامی علیه ایران" از کوچکترین منطق دیپلماسی بین المللی بر خوردار نخواهد بود!
3- این بر "مطالبات بر حق" مردمی نیست که بخواهد اثبات نماید که "برانداز" نیست بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب "حداقل مطالبات مردم" خرج کرده و قادر به خدشه به آن نبوده است.
4- رفع حصر از رهبران، آزادی زندانیان سیاسی و دراز کردن دست نیاز برای مدیریت صحیح مذاکرات هسته ای و مدیریت اقتصاد و بحران های اجتماعی مثل اشتغال،تعطیلی واحد های تولیدی، اعتیاد، تصادفات جاده ها، چک های برگشتی،طلاق ، فقر، فحشا و... حداقل کاری است که جناح حاکم "قبل از اینکه خیلی دیر شود" می تواند انجام دهد وباید انجام دهد!

نکته آخر اینکه مذاکره کنندگان کشورهای 1+5 با هوشتر از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران "اعتماد" نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران "دروغ " می گویند. «حتی به "خودشان "هم دروغ می گویند.»
«جماعتی که "خود گوید و خود خندد"»!
***
مجدداً از توجه و استقبالی که از طرح بحث موضوعات در نشریۀ کار مبذول می نمایند، سپاسگزارم.