نفرت و کینه نسبت بدیگر ملل ؟!

در آکسیون اعتراضی که   اخیرا در بروکسل از طرف تعدادی از گروههای سیاسی ملل تحت ستم ایران در رابطه با محکومیت اعدام های گسترده رژیم در خوزستان برگزار شده بود، بعضا شعارهایی بیگانه با مضمون و ماهیت مبارزه جنبش های ملی در ایران نیز مطرح گردیده که بحق نگرانی هایی را در میان نیروهای دمکرات و آزادیخواه، انسانگر و صلح طلب، بویژه در میان نمایندگان سیاسی پرسابقۀ جنبش های ملی- دمکراتیک ایران، منجمله کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن رابرانگیخته است.

  ما امیدواریم دوستانی که در مبارزه برای رهائی ملتهای خود از ستم دیرپای ملی و تبعیض نژادی در ایران مصمم و صادق و بدنبال جایگزینی شوونیسم موجود با برتری طلبی اتنیکی دیگری نیستند، با اینگونه شعارهای انحرافی که در ضدیت با ملتی دیگر از طرف افراطیون مطرح میشود که ناآگاهانه آب به آسیاب رژیم اسلامی بعنوان دشمن مشترک تمامی انسانها و ملتها ریخته و در صفوف مبارزه مشترک مردم ایران علیه آن خلل و شکاف وارد می آورند، مبارزه ای قاطع و مداومی را به پیش ببرند.

   اصولا ناسیونالیسم،  خودآگاهی ملی نسبت به تعلق خود به یک ملت و احساس مسئولیت در برابر سرنوشت و منافع ملی آن بوده و هیچ رابطه ای با نژاد باوری و برتری طلبی آمیخته به نفرت و کینه نسبت بدیگران ندارد. ناسیونالیسم یا ملی گرائی اگر با گذار از مبارزه برای تأمین خواست های ملی و برآورده شدن حقوق انسانی و طبیعی ملتی علیه همبودهای انسانی دیگر، چه در محدوده کشوری و چه در عرصه خارج از آن بکار گرفته شود، نفرت انگیز، کریه، ارتجاعی و ضدانسانی است. این "ناسیونالیسم" دیگر نه منادی رهایی ملی یک ملت، بلکه پیام آور نفرت، کینه و خشونت بوده و بر جدائی ها، ازهم پاشیدگی ها، دشمنی ها و انتقامجوئی های کور دامن خواهد زد.

  امروزه همانگونه که هیچ منطقی نمی تواند ملت یا همبودی انسانی را که با برخورداری از خصوصیات مشترک و آگاهی ملی و وجدان جمعی خواهان حفظ هویت ملی و فرهنگی خود از طریق زندگی در شرایط سیاسی برابر با دیگران و یا حق تشکیل یک کشور مستقل باشند و یا حتی خواهان پیوستن به کشور مادر باشند را جدائی طلب، آشوبگر و برهم زنندۀ وحدت ملی دیگران بشمار آورد، هیچ منطق و وجدان انسانی نیز نمی تواند بپذیرد که نمایندگان سیاسی ملتی در مقابله با سیستم شوونیستی یا فاشیستی، خود به مبلغین راسیسم و نژادپرستی مبدل شده و مبارزات رهایی بخش ملی و دمکراتیک را به جنگهای نژادی و پاکسازی قومی و مللی تبدیل بکنند!

  طی تاریخ معاصر ایران، دولتهای خودکامۀ مرکزی با اتکاء به تئوری های نژادپرستانه باستان پرستان "آریایی" با نادیده انگاشتن و نفی هویت و موجودیت دیگر ملتها در این کشور با درکی جنون آمیز از یک ایران یکپارچه و ناب که بنیاد آن بر یک نژاد، یک زبان و یک فرهنگ، یک دین و مذهب و سرانجام در مقام برآیند تمامی آنها، ساختاری متمرکز با تکیه بر ارزشهای تنها یک ملت (فارس) در کشوری کثیرالملله بدنبال انقلاب مشروطه بنیان نهادند. برهمین اساس نیز در ایران تابه امروز سیاست همسان سازی همبودهای انسانی متفاوت و آسمیلاسیون و پاکسازی "ایران آریایی" آنها از هر عنصر بیگانه با خشونت و سرکوب و با میلیاردها هزینه به پیش برده میشود. این شوونیسم آشکار در ایران، سیستمی استکه هرچند بر بنیان هویت و فرهنگ ملی یک ملت استوار شده است، اما چرخ و دندۀ آنرا حتی عناصری هویت باخته و مستحیل شده در تنها فرهنگ و زبان حاکم نیز بحرکت در می آورند و یا سوخت آنرا شیفتگان قدرت و ثروت درگاه شوونیسم از میان "روشنفکران" دیگر ملتها نیز فراهم می آورند. تحقیقات جامعه شناختی نشان می دهد که اغلب مدعیان برتری نژادی به خود آن نژاد، تبار یا ملت تعلق ندارند. مثلا صاحب بن عباد و جارالله زمخشری ایرانی مدافع پان عربیسم بودند و یا علی بیک حسین زاده آذری و شکری سگ بان کرُد مؤسس پان ترکیسم ترکیه بوده اند و یا هوستون استوارت چمبرلن انگلیسی طراح پان ژرمنیسم و استالین گرجی مدافع تمام عیار پان اسلاویسیم در لباس کمونیسم روسی بوده اند. در خود ایران نیز اردشیر ریپورتر انگلیسی، تقی زاده، ایرانشهر، سید احمد کسروی، محمود افشار، سیدمهدی فرخ خراسانی و ... طراح و مدافع "نژاد پاک آریایی" و پان فارسیسم در لباس پان ایرانیسم بوده اند و امروزه نیز آخوند خامنه ای – تورک آذری تبار بعنوان رهبر خودکامۀ رژیم اسلامی، فرماندهی اعمال ستم ملی و "شوونیسم فارس" را علیه ملت خود و دیگر ملتها در ایران را برعهده دارد! بنابراین بقول ژنرال ژوکوف فرمانده کل ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم "کسانی که فرق ملت آلمان و با فاشیسم را نمی دانند خود فاشیستهای آینده هستند!" و کسانی که در ایران فرق "شوونیسم فارس" با "ملت فارس" را درک نمی کنند خود شوونیستهای آینده هستند!

از این رو ما، بهیچ وجه حق نداریم مبارزه با شوونیسم فارس را که سیستمی دولتی و فرهنگی براساس نژادپرستی جهت سوق دادن دیگر ملتهای تشکیل دهندۀ ایران به پرتگاه نیستی ملی بنیان گذاشته شده است، با مبارزه با خود ملت فارس که در طول تاریخ معاصر در مقابله با استبداد و خودکامگی و برای رسیدن به عدالت،آزادی و دمکراسی قربانی هایی کمتر از دیگر نداده و امروزه نیز زندانهای رژیم شوونیستی- مذهبی حاکم بر ایران انباشته از فرزندان این ملت است و یا در زیر شکنجه ها و در میدانهای اعدام بهمراه مبارزان دیگر ملتها جان می سپارند، یکسان تلقی بکنیم، بلکه این ملت را باید در مبارزه با خودکامگی، استبداد و دیکتارتوری بعنوان بخشی از مردم ایران، یار و متحد طبیعی دیگر ملتها و هم سرنوشت با آنها باید بدانیم!

کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن، بعنوان سازمانی ملی- دمکراتیک و آشتی ناپذیر باهرگونه مظاهر شوونیسم و ناسیونالیسم ارتجاعی، طرح شعارهایی در جهت تفرقه و تشتت ملی در صفوف مبازرات تمامی ایرانیان برای دمکراسی و آزادی و رهایی ملی از شوونیسم موجود را قویا محکوم می کند. "کانون"، کل تمامی مبارزان ایرانی را از هر ملتی و یا با هر خواست و هدفی انسانی را به احترام متقابل، تقویت و تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز میان ملتهای تشکیل دهنده این کشور فرا می خواند.

                                                                        کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن ایران

                                                                              بیست و سوم مارس 2013

                                                        

 

 

 

 

افزودن نظر جدید