با اَبَرتورم دست سازِ دولتِ نافرمانیِ مدنی و تعرض به زندگی اقتصادی مردم چه باید کرد؟

واقعیت های اقتصادی دردورۀ مدیریت مافیایِ فسادِ سیستمی شده و به دنبال کودتای انتخاباتی سال 88، که درحال واقع شدن هستند، بیان کنندۀ قهرِشتی ناپذیرِ حاکمان با مردم و جامعۀ مدنی در ایران است. به همان میزان که دامنۀ فعالیت های سالم اقتصادی توسط سیستم دولتیِ - دولتِ نافرمانی مدنی نهم ودهم - محدود ترشده است. بردامنۀ فعالیت های مافیایی، دزدی و فساد در کسب ثروت های اجتماعی توسط باندهای مافیایی اضافه شده است.

در بهار 92 و به استنادِ واقعیت های سخت اقتصادی که ناشی ازدزدی و چپاول ثروت های ملی در 8 سال اخیرهمراه با فقرِمدیریتِ صحیح نزد حاکمان بوده، و توسط تحریم های مالی بین المللی علیه سیاست های مافیای حاکم، تشدید نیز شده اند، فرارسیدن اَبَرتورمی ویرانگر ناگزیر شده است.

حال که آوارِ تخریب های اقتصادی باندهای مافیاییِ فساد بر سرمردم ایران در حال فرود آمدن است؛

- بانک های دولتی توسط دولت به ورطۀ ورشکستگی کشانده شده اند؛

- بانک های به اصطلاح خصوصی توسط باندهای مافیایی تملکِ خصوصی شده اند و حفظ ارزش پول مردم آخرین موضوع مطرح برای مدیریت های دست و پا شکستۀ آنهاست؛

- سپاه و قرارگاه خاتم الاتبیا در زیر تعهدات مالی که برایشان ایجاد شده بطور کامل در گِل گیر کرده اند؛

- ودولتِ نافرمانی مدنی در حال حاضر ادارۀ امور روزمره حکومتی را با چاپ اسکناس های بدون پشتوانه – بخوان دریافت مالیات غیر مستقیم از حقوق بگیران ثابت وکارگزان و زحمتکشان – به انجام می رساند؛

جامعۀ مدنی باید بتواند با هوشمندی از زهرِ اقدامات اقتصادی دولتِ نافرمانی مدنی علیه خود بکاهد وحتی با مدیریت ته مانده های ثروتِ ملی که در ختیار دارد، روندِ اعمال حاکمیت بر جامعه را توسعه دهد.

ممکن است سئوال بشود، چگونه؟

تنها جواب منطقی و قابل اعتماد همان رفتاری بود که جامعۀ مدنی نوروز 92 را با آن شروع کرده است. یعنی اینکه:

- باید واقع گرا بود،(این واقع گرایی را در مقابله با خرابی های زلزله در آذربایجان شرقی، مقابله با بحران خشک شدن دریاچۀ ارومیه و تامین داروهای خاص برای بیماران خاص دریکسال گذشته نیزآزموده ایم) وآن اینکه سیستم مافیای حاکم، قصد وبرنامه ای برای حل مشکلات مردم ندارد وبرنامه های اعلامی فقط برای سرِکار گذاشتن مردم و فعالین اجتماعی است.

- باید دولت را وادار کرد به تعهدات مالی خود بخصوص درمورد "یارانه ها" وجبران تورم بر روی "حقوقِ" حقوق بگیران ثابت و "حداقل حقوق" کارگران عمل نماید.

- با صرفه جویی حداکثری در مصرف وحمایت از قشار ضعیف در پیرامون خود، راههای چپاول شهروندان توسط دولت را بست.

- با دست یازیدن به مبادلات تهاتری و عدم نگهداری ریال، فشار ناشی از کاهش ارزش پول ملی را به دولتی که مسبب این اوضاع بوده منتقل کرد.

با شعارها و جادو جنبل حاکمان بر این موج تورم نمی توان غلبه کرد. ولی تجارب 34 سال اخیر دراقتصاد ایران بیانگر این واقعیت است که دولت تمامی سعی خود را خواهد کرد که فشار فروپاشی اقتصادیِ "اقتصاد دولتی" را با برداشت از جیب مردم و پائین آوردن سطح زندگی شهروندان از سربگذراند و بهترین دفاع جامعۀ مدنی دراین شرایط خارج شدن از زیر بارِ آوارِ کاهش ارزش پول ملی است که اکثریت شهروندان ایرانی راه آن را بلد هستند و می توان آنرا به دیگرشهروندان نیز در شبکه های اجتماعی موجود، آموخت.

فروردین 92

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

یکی می نالید از درد بی نوایی یکی می گفت زردک نمی خواهی"
جناب ایران آباد همان طور که اشاره کردید و شما هم دقیقا همین راه را در پیش گرفته اید" سیستم مافیای حاکم، قصد وبرنامه ای برای حل مشکلات مردم ندارد وبرنامه های اعلامی فقط برای سرِکار گذاشتن مردم و فعالین اجتماعی است" مکتوبات شما هم بیشتر با این عنوان کار می شود که فعالان سیاسی را به قول خودتان سر کار بگذارید.خط فقر دومیلیون و پانصد هزار تومانی و حقوق 470 هزار تومانی در یک کفه ترازو و تهاتر ودریاچه ارومیه و...در کفه دیگر واقعا در کجا سیر می کنید ؟ به چه می اندیشید ؟
می نویسید:"جامعۀ مدنی باید بتواند با هوشمندی از زهرِ اقدامات اقتصادی دولتِ نافرمانی مدنی علیه خود بکاهد وحتی با مدیریت ته مانده های ثروتِ ملی که در ختیار دارد، روندِ اعمال حاکمیت بر جامعه را توسعه دهد" برادر ایران آباد ، جامعه مدنی مگر دولت است که مدیریت را در دست داشته باشد؟من واقعا تعجب می کنم شورای سردبیری چگونه با نشر چنین متنی موافقت می کنند؟
باز ادامه می دهید"با صرفه جویی حداکثری در مصرف وحمایت از قشار ضعیف در پیرامون خود، راههای چپاول شهروندان توسط دولت را بست."
صرفه جویی یعنی چه منظور شما صرف جویی در ادامه حیات شهروندان است؟حقوق470 هزار تومان در چنین شرایط نابه سامانی آیا صرفه جویی هم دارد؟ یکی می نالید از درد بی نوایی ایران آباد می گفت زردک نمی خواهی.

محسن عزیز

1- اگر کسی حق داشته باشد از زردک فروشی گلایه مند و منتقد وضعیت موجود در فعالیت های "چپ" باشد، فعالین داخل ایران هستند که با زیر وبالای فلاکت "درگیر" هستند.
2- اقتصاد ایران در چهار ویژه گی می تواند بطور مستقل از موارد دیگر دیده شود.
2-1 - اقتصاد بالقوه و اقتصاد بالفعل
2-2- تولید ناخالص داخلی و تولید نا خالص ملی
2-3- اقتصاد دولتی، رانتیر و مبتنی بر غارت توسط کودتاگران و به شدت نظامی شده و اقتصاد بخش خصوصی که در زیر پوست اقتصاد به حیات زیرزمینی خود - برای فرار از مزاحمت های دولتِ مافیایی - ادامه می دهد.
2-4- واین واقعیت که اقتصاد ایران تحت انقیاد دولتی بیشتر شبیه غولی است که با "مخدر"،"زنجیر"و "سرکوب" در بند نگهداشته شده است.

اینکه چرا مافیای حاکم بیشترین فشار را بر روی ایجاد "بی اعتمادی" بین شهروندان و جلوگیری از" سازمان یابی" سرمایه های خرد، متمرکز کرده است، خود موضوعی اساسی است، چرا که مافیای حاکم می داند که اگر این غول "برخیزد" نمی تواند - به هیچ وجه - آنرا مهار نماید.

اینکه "ناامیدی" و "سرخوردگی" نزد دوستان خارج از کشور با توجه به قَدرنمایی حاکمیت کودتا "حالِ" دوستان شما را در داخل به هم می زند هم جای تعجب نیست.

من می دانم که چرا دوستانی که از دستمزد 470 هزار تومانی برای حداقل دستمزد - آنهم برای سالِ اقتصاد با اَبَرتورم 92 - دردشان می آید، درک نمی کنند که چرا میلیون ها کارگر و حقوق حداقل بگیر به خیابان ها نمی ریزند و شورش نمی کنند.

و اما... محسن عزیز "اعتماد" و "اعتماد به نفس" در میان فعالین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مهمترین عرصۀ تعرضِ "مافیای حاکم" است. من می دانم که بلایی بر سرِ من و شما آورده اند که اگر «یک دقیقه به ما وقت بدهند و فرصت داشته باشیم بین یک دولت مردِ نسبتاً صادق از سران جمهوری اسلامی و یک شهروند صادق وبی تجربه یکی را به ریاست جمهوری مفروض انتخاب بکنیم! شما به آن دولت مرد سابق اعتماد بیشتری دارید - والبته فکر می کنید که می دانید، چرا -»(سند این بیانیه را در نوشتۀ قبلی شما دارم)

مایلم این مباحثه با شما را - برای یکبار هم که شده - تا حدی که شما طاقت آنرا داشته باشید، در صفحۀ فیس بوک نشریه کار هم ادامه بدهم و به همین دلیل این نوشته را به اشاره به اختصارِ ذیل تمام می کنم و منتظر جوابیۀ شما هم در اینجا و همزمان در فیس بوک کار خواهم بود.

بلی! دوست محترم و عزیز شما چندمین بار است که نشان می دهید از انتشار نوشته های «ایران آباد» در نشریۀ کار راضی نیستید. من در عجب هستم که چرا از این فرصت که "چهارستون" استدلال های آنرا در هم بکوبید، استفاده نمی کنید!

برادر ایران آباد
خط به خط با نوشته شما پیش می رویم :(بخش اول)
1- -- آورده اید:" اگر کسی حق داشته باشد از زردک فروشی گلایه مند و منتقد وضعیت موجود در فعالیت های "چپ" باشد، فعالین داخل ایران هستند که با زیر وبالای فلاکت "درگیر" هستند".
پاسخ 1:داشتن حق اعتراض یا نقد توسط هر انسانی از کی تا حالا توسط شما تعیین می گردد که خط کش ولایت را بر روی آن گذاشته اید و داخل و خارج کشور می کنید ؟آیا کسانی که در خارج ایران هستند ایرانی نیستند و حق ابراز نظر ندارند؟ کمی به خوتان بیایید و همان طور که در گذشته هم گفتم پیاده شوید تا با هم راه برویم .
2- -- مرقوم فرمودید:" اقتصاد ایران در چهار ویژه گی می تواند بطور مستقل از موارد دیگر دیده شود"
بفرمایید در کجای جهان هستی اقتصاد را مقوله ای منفک شده از هم تحلیل و بررسی می کنند که شما چنین فکری را طرح می دارید ؟ شما بروید با یک استاد دانشگاه رشته اقتصاد گرفته تا بقال سر کوچه و هر کسی که دستی در مسایل مالی ، تولید و تجارت دارد این عقیده خود را ابرازفرمایید بعد ببینید چه پاسخی دریافت خواهید کرد ؟ شما یا از باب دلتان مطلب می نویسید یا مراجعه کنندگان به سایت را خیلی ناشی فرض کرده اید که بهتر است در هر دو مورد تجدید نظرفرمایید.
3- -- در ادامه سخن خود باز مردم را از زیر بینی نگاه کرده اید و گفته اید:" اینکه "ناامیدی" و "سرخوردگی" نزد دوستان خارج از کشور با توجه به قَدرنمایی حاکمیت کودتا "حالِ" دوستان شما را در داخل به هم می زند هم جای تعجب نیست."
پاسخ:از قدرت کودتا چیان گفته ای و سر خوردگی خارج نشینان و اینکه حال رفقای ما در داخل کشور بهم خورده است ، بهتر از این نمی شود ذهن شما را نشان داد ، دوستان شورای سر دبیری کار آن لاین خواهش می کنم در شناخت ایران آباد بیشتر دقت کنند.
ولی پاسخ شما: برادر جان اگر امثال کودتا چیان و دولت فخیمه جمهوری اسلامی قدرت داشتند که امروز شاهد ناتوانی در پرداخت دستمز د های کارمندان وکارگران در مقیاس وسیع ،ورشکستگی اقتصادی ، جنگ قدرت ، به اضمحلال رفتن تمام ارزش ها ی اخلاقی یا به اصطلاح آقایان ارزش های دین اسلام در ایران نبودیم، بانگ رسوایی فساد حکومتی و دنباله چه های صدر نشینان قدرت سال هاست که در هر کجای این جهان خاکی زبان زد عام و خاص گردیده .پس تصدیق می فرمایید که نا امیدی و سر خوردگی اتفاقا با ریزش نیرو های وابسته به جمهوری اسلامی شدتی فزونتر یافته و از سال 88 به این سو اپوزیسیون در مقابل رژیم باا تحاد و فعالیت کارا توانسته است درجهت تنویر افکار عمومی ،ارتباطات جهانی وحمایت از جنبش داخل کشور موثر وفعال عمل کند.
لطفا اکنون بعد از خواندن این پاسخ سری به دورو بری های خودتان بزنید و بپرسید که در سال گذشته بیشتر از همه از چه کسی دلتان بهم خورده ؟ به نظر شما چه می گویند؟ ولایت؟دولت؟یا رفقای ما؟ فکر می کنم پاسخ خود را گرفته اید ؟
ادامه در کادر پایین......

پاسخ بخش دوم
کسی دلتان بهم خورده ؟ به نظر شما چه می گویند؟ ولایت؟دولت؟یا رفقای ما؟ فکر می کنم پاسخ خود را گرفته اید ؟
4- --- باز فرمودید:" من می دانم که چرا دوستانی که از دستمزد 470 هزار تومانی برای حداقل دستمزد - آنهم برای سالِ اقتصاد با اَبَرتورم 92 - دردشان می آید، درک نمی کنند که چرا میلیون ها کارگر و حقوق حداقل بگیر به خیابان ها نمی ریزند و شورش نمی کنند.
پاسخ: در مثل مناقشه نیست ، یک شب دزدی به خانه ای زده بود و داشت خانه را خالی می کرد صاحب خانه بلند شد گفت چه خبره ؟ دزد گفت عروسی است ، صاحب خانه گفت پس چرا من صدایی نمی شنوم دزد گفت صداش را صبح می شنوی .
درد برای کسی است که کاسه چه کنم چه کنم گرفته و مثل باتلاق دارد فرو می رود .درد برای آن صاحب خانه است که صدای مردم خودش را نمی شنود. درد برای امثال شماست که خار را در چشم دیگران می بینید ، درد برای حکومتی که محکوم به تغییر هست چه با اصلاحات و چه با زور .
5- --- شما در گذشته هم فیس بوک را پیشنهاد کردید با بررسی که انجام دادم متوجه شدم تمام مطالب کار در فیس بوک هم منتشر می شود پس دلیلی ندارد مکان بحث را تغییر دهیم، نه با شما نه با هیچ کس دیگر شخصا کدورتی ندارم این تبادل اندیشه می باشد میان کسی که مطلبی را منتشر می کند و کسی که به نقد آن می پردازد تا کنون هم همیشه چهارستون" استدلال های شما را به نقد آورده ام.
کل ، کل هم ندارم هرجایی که به نظرم نقدر واجب باشد نقد را انجام میدهم بنابراین فرار به جلو ی شما برای من معنایی ندارد.

محسن گرامی، مطمئن هستم که شما با شخص من مشکل ندارید و علاقمندی تان را دوست دارم.
اجازه می خواهم کامنت اول شما را که در زیل این یادداشت نوشته اید با "قدری" روتوش - من فقط خلاصه می کنم - دوباره باهم بخوانیم.
«خط فقر دومیلیون و پانصد هزار تومانی و حقوق 470 هزار تومانی در یک کفه ترازو و تهاتر ودریاچه ارومیه و...در کفه دیگر واقعا در کجا سیر می کنید ؟ به چه می اندیشید ؟»
«می نویسید:"جامعۀ مدنی باید بتواند با هوشمندی از زهرِ اقدامات اقتصادی دولتِ نافرمانی مدنی علیه خود بکاهد وحتی با مدیریت ته مانده های ثروتِ ملی که در ختیار دارد، روندِ اعمال حاکمیت بر جامعه را توسعه دهد"»
«برادر ایران آباد ، جامعه مدنی مگر دولت است» «که مدیریت را در دست داشته باشد؟»
«صرفه جویی یعنی چه»
« منظور شما صرف جویی در ادامه حیات شهروندان است؟»
«حقوق470 هزار تومان در چنین شرایط نابه سامانی آیا صرفه جویی هم دارد؟»
«یکی می نالید از درد بی نوایی ایران آباد می گفت زردک نمی خواهی.»
حال اجازه بدهید چند توضیح بدهم:
1- صرفه جویی یعنی اینکه کارگز شریف کارخانۀ "من" 8 ماه حقوق نگرفته و وقتی با هم می نشینیم - برای چاره اندیشی - به او می گویم حالا که ما نمی توانیم حقوق بدهیم بیا مازاد کار بزنیم برو حق بیکاری بگیر. می گوید یعنی من نامردم که شما را در این شرایط تنها بگذارم! می گوید شما فقط ماهی 100 هزارتومان به من برسان من مشکلم را با «صرفه جویی» و... حل می کنم.(افتخاری ندارد رفیق محسن این کارگر کلیدی کارخانه بچۀ 10 سالۀ مریض دارد و من و پدرش نمی دانیم "چه خاکی" باید به سرمان بکنیم)
2- اعمال حاکمیت اصلاً مال مردم است. دولت ها به وکالت از مردم "دولت" می شوند. الان در ایران اصلاً دولت نداریم که بخواهیم به آن امید داشته باشیم.(معلوم می شود یادداشت های «ایران آباد» را در این مورد ندیده اید.) توصیه می کنم یادداشتِ «آغاز یک دوران باشکوه! در فقدان دولتِ مدنی و در مقابل اخلال در مناسبات اجتماعی توسط نکبتِ کودتا، جامعۀ مدنی و شبکه های اجتماعی سبز وظایف اعمال حاکمیت مردمی را شروع کرده اند؟» را دوباره بخوانید. - می توانید با یک جستجو در گوگل ( دولت نافرمانی مدنی آخوندزاد) را جستجو بکنید و ببینید آخوندزاده فامیل ناطق نوری در مورد اینکه در ایران امروز "نه تنها" دولت نداریم، بلکه دولت "نافرمانی مدنی" داریم، چی نوشته است. شما فکر می کنید مردم ایران الان بدون دولت دارند چکار می کنند؟
3- خط فقر 2.5 میلیون تومان را شما وقتی برای من می نویسید، سند ناامیدی رونکرده اید؟ - حداقل 2 یادداشت در مورد حداقل دستمزد از ایران آباد را می توانید در نشریۀ کار ببینید. با این جنبه های منفی که "به رخ" من می کشید. برنامۀ پیشنهادی تان چیست؟
4- من یأس را از سطور بالای شما حس کردم و...
5- من فخری ندارم به شما بفروشم. زندگی رفقای کارگر من در خطر گرسنگی هست ولی "مطمئن" باش که اگر شور آنها برای مبارزه نبود، سالها پیش... (دلم نمی خواهد بیشتر توضیح بدهم - عارف را یک اشاره بس است.)
کلام آخر: صفحۀ «ایران آباد Iran Abad» در فیس بوک را ببینید و برای جدل به آنجا بیآیید. بیشتر با هم آشنا خواهیم شد.

خوب جناب ایران آباد این نوع گفت و گو خیلی بهتر است
پاسخ اول : شما خودتان دستتان در خرج است به نظرتان این کارگر با بچه مریض با 100 هزار تومان در 30 روز واقعا می تواند زندگی کند ؟ آیا زندگی این فرد و بیشتر هموطنان ما که چنین زندگی می کنند مرگ تدریجی نیست ؟
موز کیلویی 9 هزار تومان ، گوجه فرنگی 6هزار تومان وپیاز3هزارو 500 تومانی و گوشت...و...به اضافه لباس و پوشاک ، رفت و آمد و....هزار هزینه دیگر زندگی .
به نظر شما بقیه هزینه های زندگی این فرد از کجا تامین می گردد؟
مطمئن باشید راه های دیگر وجود دارد ،چاره ای هم نیست ولی به چه قیمت به قیمت جان او.این دستمزد ها نه تنها زیر خط فقر نیست بلکه از خط بقا هم پایین تر رفته است .با این حال ایران آباد باز هم از صرفه جویی سخن می گوید ؟از قدیم گفتن یک سوزن به خودتان بزنید یک جوالدوز به دیگران.
شما با دیدن 100 هزار تومان ، کف روی آب را می بینید ولی خبر از عمق فاجعه ندارید، همان مثالی که صاحب خانه به دزد گفت چه خبره ؟ دزد گفت : عروسی است و .....
شما می فرمایید:" در ایران دولت نداریم" ، پس بفرمایید آقای احمدی نژاد وهیات دولت و وزرا ء ایشان و .....چیست؟ممکن است شما قبول نداشته باشید یا وی مدیریت خرابی داشته ولی چنین مسایلی نفی کننده نقش دولت نیست. دولت جمهوری اسلامی ایران در سراسر دنیا با نام احمدی نژاد شناخته می شود.
فرمودید : برنامه شما چیست ؟ جناب ایران آباد برنامه من و شما چه اهمیتی دارد ؟ پول نفت و قدرت اجرایی دست حکومت است بنابراین برنامه آن ها پیش خواهد رفت .
گفتید از نوشته های من شما یاس را حس کرده اید ؟ واقعیت موجود همان کارگری است که گفتید با بچه مریضش برای آنکه اخراج نشود می گوید 100 هزار تومان بده ( برای 30 روز ) ولی بگذار کارم را حفظ کنم . این یاس نیست این واقعیت زندگی مردم ایران است . این شاهکار سیاست های اقتصادی و میزان توانایی جمهوری اسلامی در تامین شرایط زندگی برای مردمی است که بیش از 90 درصد در سال 58 به بر پایی رژیم جمهوری اسلامی رای آری دادند و امروز نتیجه کار خود را چنین دریافت می کنند.
خط آخر باز صحبت از جدال کرده اید من جدالی با شما ندارم جدال خود را با کسانی طرح کنید که این وضعیت را برای شما بوجود آوردند.

محسن عزیز
سالها هست که ما حرف زدن برای اینکه حرف زده باشیم را ترک کرده ایم.
جمع بندی من از مباحثه ای که در دو موضوع تا امروز با شما داشتم، ایجاب می کند به این جدل (به معنی مباحثه و به نقد کشیدن نظریات) با شخصی که فرق معنی "جدل" دو رفیق با هم و "جدال" را نمی دانند و ... و برنامه ای هم ندارند چون معتقد هستند که «پول نفت و قدرت اجرایی دست حکومت است بنابراین برنامه آن ها پیش خواهد رفت .»(نقل از کامنت بالا) ادامه ندهم.
بهترین هایی که خودتان برای خودتان آرزومند هستید را برای شما آرزومندم!

برادر ایران آباد توجه کنید
خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی
درخط اول پاسخ کوتاه خود چنین فرمودید:" سالها هست که ما حرف زدن برای اینکه حرف زده باشیم را ترک کرده ایم."
1- پاسخ من به شما: من این طور فکر نمی کنم شما هنوز هم فقط حرف می زنید تا صرفا حرف زده باشید و هیچ وقت به عمق مسایل توجه نمی کنید.
متاسفانه با لحن توهین آمیزی نوشته ای : با شخصی که فرق معنی "جدل" دو رفیق با هم و "جدال" را نمی دانند و.... ادامه ندهم.
2- پاسخ من به شما: من از دشمنم هم می آموزم حتی اگر موضوعی را ندانم وبتوانم یاد بگیرم ، تا دیروز فکر می کردم شما فقط فکر واقعی خود را پنهان می کنید اما اکنون متوجه شدم شما در گفت و گو صداقت ندارید و چون نمی توانید پاسخ دهید با تکیه بر یک کلمه کل بحث را بهم می زنیدوالبته این موضوع تازه ای نیست همه می دانند که بهانه گرفتن با پاسخ گفتن فرق دارد.
3- شما که ادعا می کنید تفاوت جدل و جدال را می دانید بهتر است به متن زیر توجه کنید تا محکی برای دانسته های خود بیابید:
کلمه جدال در معانی گوناگون به کار رفته است؛ از جمله:
«جَدَلَ الحَبلَةَ»: ریسمان را محکم کرد. «جَدَلَ البِناءَ»: ساختمان را محکم بنا کرد. «جَدَّل»: زمین زد.

معنای جدال در علم اخلاق: یکی دیگر از معانی جدل که مورد توجه و بحث دانشمندان علم اخلاق قرار گرفته، پیکار لفظی و ستیزه در کلام جهت چیره شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او است؛ بنابراین مقصود از جدال در دانش اخلاق، ردّ و بدل کردن سخن، جهت چیره شدن بر دیگری است. بحث و پیکار در کلام، چه در مسائل علمی، چه اعتقادی و دینی، با عنوان جدال مطرح می شود.( منبع: اخلاق الاهی، آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی، ص۱۸۲-۱۸۳.)
جناب ایران آباد برای چند مین بار تاکید می کنم اول مطالعه کنید بعد ابراز نظر فرمایید توجه دارید که هنوز هم حرف می زنید فقط برای اینکه حرف زده باشید پس طی این سال شما هیچ تغییری نکرده اید. حالا بفرمایید چه کسی فرق بین جدل و جدال را نمی داند.پارچ آب یخ دوروبر شما نیست؟

جدل در لغت نامۀ دهخدا:
جدل
جدل . [ ج َ ] (ع مص ) محکم تافتن رسن را. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). محکم تافتن . (تاج المصادر بیهقی ). استوار ک...
جدل
جدل . [ج ِ ] (ع اِ) نره ٔ سخت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).ذکر سخت . (شرح قاموس ). || استخوان میان کاواک دست و پا. [ قلم ] . (...
جدل
جدل . [ ج َ دِ ] (ع ص ) سخت خصومت . (منتهی الارب ). شدیدالخصومة و النزاع . (قطر المحیط). شدیدالجدال . (لسان ، از ذیل اقرب الموارد) (الم...
جدل
جدل . [ ج ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جدلاء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زن نیک خلقت . (از منتهی الارب ).
جدل
جدل . [ ج ُ دُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جدیل . (منتهی الارب ) (المنجد). ریسمان تافته شده از چرم یا مو در گردن شتر یا ناقه . (لسان ، از ذیل ا...
جدل
جدل . [ ج َ دَ ] (ع اِمص ) خصومت ، اسم است جدال را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سختی دشمنی . (از شرح قاموس ). سختی و لداد در خصوم...
جدل
حق یا ادعای کسی در باره‌ی چیزی را به بحث گذاشتن و دیگران را در باره‌ی آن به شک انداختن.
جدل
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: فَرکَب (اوستایی: فْرَکَوَ) نیوائیت (اوستایی: نیوائیتی)
*****
جدال در لغت نامۀ دهخدا:
جدال
جدال . [ ج ِ ] (ع مص ) خصومت کردن باکسی . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). سخت خصومت کردن . (از اقرب الموارد). با کسی واکاویدن بخصومت ...
جدال
جدال . [ ج َ ] (اِ) به لغت اهل مغرب غوره ٔ خرما را گویند، یعنی خرمای سبز و نارس . (برهان ). غوره های خرما. (آنندراج ). خاره ٔ خرما. (م...
جدال
جدال . [ ج َدْ دا ] (ع ص ) بسیارجدل . (منتهی الارب ). || کابک فروش . (منتهی الارب ). بیاع مرغ . (مهذب الاسماء). || فروشنده ٔ غوره ٔ...
جدال
جدال . [ ج ُ ] (اِخ ) شهری است به موصل . (منتهی الارب ). قریه ٔ بزرگ معموری است که بر تل بلندی در دومنزلی موصل قرار دارد. مردم آ...
*****
سرکار محسن ببخشید: (من مجبورم با علامت {{...}} خطای «copy past» شما را نشان بدهم)؛ نوشته اید:
کلمه {{جدال}} در معانی گوناگون به کار رفته است؛ از جمله:
«{{جَدَلَ}} الحَبلَةَ»: ریسمان را محکم کرد. «{{جَدَلَ}} البِناءَ»: ساختمان را محکم بنا کرد. «{{جَدَّل}}»: زمین زد.
شما تفاوت «جدال» و «جدل» را در خواندن هم نمی دانید!(اشاره به داخل آکولادهای دوبل)
*****
در مورد منبع دوم شما : از آنجایی که خیلی شبیه فراخوان اخیر اسفندیار رحیم مشائی برای یافت سوره ای، نقل قولی، چیزی در مورد اصالت رفتن «چاوز» به بهشت و رجوع بعدی ایشان می باشد، می گذرم!

سرکار ایران آباد
به قول مولوی: هر که گوید جمله حق است احمقی است / وان که گوید جمله باطل ، او شقی است "
سرکار ..این قدر لطفا به خودتان درجه ندهید ، خیلی خوشحالم که بلاخره اول مطالعه کردید بعد ابراز نظر فرمودید ،این موضوع برای من بسیار جای شادی دارد که وقتم را بیهوده در گفت و گو با شما هدر ندادم و باعث شد تا در زندگی شما گامی مثبت شکل بگیرد.
اما ، در گام بعد توجه شما را به موضوعی دیگر جلب می کنم ، همان طور که در مطالب گذشته بار ها و بار ها تذکر داده بودم شما از مسایل خیلی سطحی گذر کرده، به راحتی توهین می کنید ، خودتان را همیشه دانای عالم فرض می کنید و غافل از این سخن هستید که همه چیز را همگان دانند و پرواضح است که شما و یاهر انسان دیگری در این جهان هستی، در برخورد با پدیده های مختلف هم چون جهان سیاست ، اقتصاد و ..... خیلی از مفهیم را نداند.
اما در مختصر کلام شما این نوع اشاره به چشم می خورد ( به داخل آکولادهای دوبل) با علامت {{...}} ....) ، اما پاسخ من به شما :از قدیم گفتند مال بد بیخ ریش صاحبش پس با اجازه شمااین علامت ها را به عنوان هدیه سال 92 به شما تقدیم می کنم تا شاید کمی چشمان خود را باز کنید وبیاموزید.
1- 12 مورد معنی را از دهخدا کپی کرده اید ، خب به استناد به این 12 مورد شما در گفت و گو با من کدام لغت مورد نظرتان بوده و هست؟
2 – در همین متن ارسالی آمده: جدال
جدال . [ ج َدْ دا ] (ع ص ) بسیارجدل ، معنی می دهد .
آفتاب آمد دلیل آفتاب
خوب برادر (اخوی) مگر روز اول که من نقدی برای یاداشت شما نوشتم ، در آخرین خط آن که در بالای این صفحه وجود دارد ، این جانب به غیر از این معنی که اکنون خود شما به نقل از دهخدا سند آورده اید ، کلمه ای دیگر نوشتم که شما در این مدت سر و صدا راه انداختید و هر برخورد غیر فرهنگی را برای خود جایز دانستید؟
3 – باز سلامت اخلاقی را در بحث زیر پا گذاشته اید و چنین عنوان می کنید:" در مورد منبع دوم شما : از آنجایی که خیلی شبیه فراخوان اخیر اسفندیار رحیم مشائی برای یافت سوره ای، نقل قولی، چیزی در مورد اصالت رفتن «چاوز» به بهشت و رجوع بعدی ایشان می باشد، می گذرم!" واقعا متاسفم ، من در پاسخ گذشته هیچ سخنی در رابطه با مشایی و چاوز نگفتم که شما به خاطر ناتوانی تان در پاسخ منطقی دادن از مشایی و چاوز نقل می کنید ، سرکار...گردو گرد است آیا هر گردی گردو است؟
با توجه به سینه زنی شما برای سردار عزیزتان "محسن رضایی" واسم مستعاری که به نام ایران آباد برای خودتان انتخاب کردید و ایران آباد در اصل تشکلی است سینه چاک برای جناب محسن رضایی در داخل ایران ، من نیز از نظر زاویه اعتقادی شما در علم اخلاق دلیل آوردم که فهم موضوع برای شما راحت تر باشد .
4- اگر نمی توانید بحث کنید دبه کردن کار درستی نیست ، با توهین و شکل و شمایل کشیدن نتیجه ای حاصل نمی شود ، هیج انسان فهمیده ای برای توهین های شما هورا نمی کشد. آرزوی من برای شما در سال نو این است که سالم زندگی کنید و از برخورد غیر انسانی در کل زندگیتان دست بشویید، به جای این جدل و جدال کردن ها بهتر است به فکر حقوق عقب افتاده 8 ماهه کارگران و آن کارگری باشید که بچه مریض دارد وبرای این که اخراج نشود برای 30 روز کار از شما تقاضای 100 هزار تومان پول علی الحساب می کند . درد این جاست جناب ایران آباد درد این جاست.