انتخابات، امری پیچیده‌

انتخابات و برخوردها

انتخابات ریاست جمهوری در نظام جمهوری اسلامی در راه‌ است، واقعه‌ای که‌ همه‌ فعالان سیاسی و کنشگران عالم سیاست چه‌ با آن موافق باشند یا مخالف، نسبت به‌ آن متناسب با جایگاه‌، تاکتیک و استراتژی سیاسی خود حساسیت نشان می دهند و سعی می کنند با اعلام مواضع و تحلیلها از هم اکنون تاثیرات سیاسی و مشخص خود را بر آن بگذارند.

در برخورد با امر انتخابات در ایران همیشه‌ سه‌ برخورد مجزا به‌ عینه‌ دیده‌ می شوند: 1) برخورد نفی گرایانه مطلق‌ 2) برخورد پذیرش بدون قید و شرط و همیشگی آن 3) و سرانجام یک برخورد موردی یا موردگرایانه‌ که‌ اساس را بر تحلیل شرایط مشخص قرار می دهد.

معتقدان به‌ برخورد نفی گرایانه‌ ‌با امر انتخابات یک برخورد پرنسیپ مدارانه‌ دارند، بدین معنا که‌ با توجه‌ به‌ عدم وجود استانداردهای مدرن در ایران و عدم اعتقاد جمهوری اسلامی بدانها، از جمله‌ نبود دمکراسی، آزادی بیان، غیبت احزاب و تشکلهای مستقل و سرانجام وجود سرکوب شدید دگراندیشان، این واقعه‌ را تنها در شکل و اسم خود انتخابات می شناسند و نه‌ در محتوا، و بنابراین برخورد آنان با این امر یک برخورد نفی گرایانه‌ مطلق می باشد، نسخه‌ای که‌ می توان در هر شرایطی علیرغم فراز و نشیبهای تحولات و تغییر در آرایش نیروهای مدنی و سیاسی در بطن جامعه‌ و نوع روانشناسی توده‌، آن را برای عمل سیاسی مردم پیچید. آنان تا زمان تحقق شرایط کافی و لازم برای انتخابات، مردم را کماکان به‌ عدم شرکت در آن دعوت می کنند. این نوع نیروها معمولا رادیکالترین جناحها در سیاست و ایدئولوژی، حال فارغ از هر نوع آن هستند و معمولا پیروزی نگرش خود را نهایتا در آنجا ارزیابی می کنند که‌ مردم سرانجام بر توهم خود غالب می شوند و با عدم شرکت یکپارچه‌ در انتخابات فرمایشی، کل نظام را به‌ چالشی مرگبار خواهند کشانید. امری که‌ تاکنون متحقق نشده‌ است.

معتقدان به‌ پذیرش بدون قید و شرط انتخابات نیز همانا نیروهائی اند از جنس معتقدان به‌ نظام و نیز نیروهائی که‌ وجود انتخابات را حال علیرغم فرمایشی بودن آن نیز، مثبت ارزیابی می کنند و بنابراین بر این باورند که‌ باید علیرغم هر شرایطی در آن شرکت کرد. برای اینان انتخابات تنها وسیله‌ای برای استمرار نظام است. یعنی انتخابات وسیله‌ و نظام هدف است. پس فارغ از هر نوع محتوائی باید در آن شرکت کرد. اینان نیز یک برخورد پرنسیپ مدارانه‌ دارند که‌ همانا پرنسیپ حفظ نظام است.

اما دسته‌ سوم (موردگرایان) کسانی اند که‌ امر برخورد به‌ انتخابات را امری غامضتر از بویژه‌ نوع برخورد "نفی گرایان مطلق" می دانند. برای آنان انتخاب سیاست (شرکت یا عدم شرکت) در مورد انتخابات می تواند یک امر تاکتیکی باشد و این تاکتیک نه‌ از ماهیت پرنسیپها، بلکه‌ از ارزیابی شرایط روز و کمکی که‌ این انتخاب می تواند به‌ امر پیشبرد امر مبارزه‌ و گشایش جامعه بکند، حرکت می کند. امری که‌ می تواند نهایتا در خدمت پرنسیپها هم باشد.

حال در آستانه‌ انتخابات این دوره‌ نیز ما دوباره‌ شاهد برآمد این سه‌ نیروی عمده‌ خواهیم بود. کسانی از هم اکنون تحریم خواهند کرد‌، کسانی از هم اکنون به‌ پیشوازش خواهند رفت و کسانی نیز به‌ ارزیابی روزانه‌ وضعیت خواهند نشست تا از این طریق بتوانند نهایتا موضع نهائی خود را اتخاذ کنند.

 

تمرکزی بر موردگرایان

اما بگذارید در این متن کوتاه‌ تمرکزی بر نوع موضعگیری سوم یعنی موردگرایان داشته‌ باشیم.

دو امر در سالهای عمر جمهوری اسلامی مورد نظر این طیف بوده‌اند: امر اول، گرایش نیروهای معینی در درون و پیرامون نظام به‌ معیارهای چندی از زندگی مدرن در عرصه‌ سیاسی و اجتماعی، و امر دوم، پویائی و زنده‌ بودن جامعه‌ مدنی در ایران که‌ همیشه‌ تاثیرات مشخص سیاسی و فرهنگی خود را بر شرایط درون جامعه‌ و امر انتخابات گذاشته‌ است (در این مورد می توان به‌ جنبش مطالبه‌ محور در آستانه‌ انتخابات قبلی اشاره‌ داشت). برای این "موردگرایان" انتخابات تنها واقعه‌ای نبوده‌ است که‌ تنها نشان و مهر حاکمان را بر خود داشته‌ باشد، بلکه‌ این دو نیروی معین نیز در شرایط خاصی توانسته‌اند مهر و نشان خود را بر آن بزنند و جامعه‌ را گاه با رویدادها و تحولات نسبی ای مواجه‌ کنند که‌ داد و فغان اقتدارگریان را درآورده‌ است. زیاده‌ نگفته‌ایم اگر بگوئیم که‌ بخش مهمی از تاریخ نظام سیاسی در ایران بویژه‌ از دهه‌ هفتاد به‌ بعد، تاریخ تلاش بیوقفه‌ اقتدارگرایان برای پاکسازی درونی خود و رهائی از دست نیروهای اجتماعی ای بوده‌ است که‌ نوک پیکان خود را متوجه‌ تاثیرگذاری بر هرم قدرت کرده‌ اند.

 

در آستانه‌ مورد کنونی

در شرایط کنونی ما با مشخصه‌های زیر روبرو هستیم:

از لحاظ اقتصادی:

ـ بحران شدید اقتصادی که‌ خود را در تورم افسار گسیخته‌، گرانی روزافزون، رشد بیکاری و کاهش تولید ملی نشان می دهد،

ـ کاهش ارزش پول ملی،

ـ محاصره‌ اقتصادی ایران از طرف قدرتهای بزرگ.

از لحاظ سیاسی:

ـ بسته‌تر شدن فضای جامعه‌ مدنی، امری که‌ با آمدن احمدی نژاد شتاب فراوانتری به‌ خود گرفت،

ـ سرکوب سیاسی بیشتر.

از لحاظ نوع آرایش نیروهای سیاسی در درون و پیرامون رژیم:

ـ تشتت در درون اصولگرایان، که‌ خود را بویژه‌ در دو مورد نشان می دهد: کندن جناح احمدی نژاد از آنان، و وجود دو برخورد در میان اصولگرایان نسبت به‌ اصلاح طلبان،

ـ تنزل شأن خامنه‌ای،

ـ کوچک شدن بدنه‌ اصلاح طلبان در درون نظام،

ـ قدرت گیری بیشتر سپاهیان و نیروهای امنیتی ـ نظامی در بدنه‌ قدرت.

 

این آستانه‌ چه‌ می گوید؟

این آستانه در دو بعد اساسی به‌ ما می گوید که‌ 1) جامعه‌ مدنی تضعیف شده‌ است 2) آن نیروهائی که‌ در درون و پیرامون حاکمیت به‌ امر تحول و تغییر نسبی روی آورده‌اند نیز تضعیف شده‌اند.

با این حساب در انتخابات پیش رو، تا بحال دو عنصر اساسی که‌ می توانستند نقطه‌ اتکای نیروهای تحولخواه‌ باشند و یا ‌ خود حامل امر تحول بوده‌اند، از نقش و جایگاه‌ قبلی برخوردار نیستند. اما آیا می شود با این ارزیابی به‌ این نتیجه‌ رسید که‌ امر برخورد به‌ انتخابات در آینده‌ می تواند نفی گرایانه‌ به‌ شیوه‌ موردی باشد (علیرغم نفی گرایانه‌ بودنش در مرحله‌ کنونی)؟

فلسفه‌ برخورد موردگرایانه این را نمی گوید، زیرا که‌ هنوز فرصت باقیست؛ بویژه‌ اگر این مسئله‌ را هم مد نظر داشته باشیم که‌ برخورد به‌ انتخابات الزاما فقط تائیدگرایانه‌ و یا نفی گرایانه‌ نمی تواند باشد، و می توانند مواضع دیگری هم وجود داشته‌ باشند. مواضعی همانند برخورد جنبش مطالبه‌ محور. شاید در انتخابات امسال جنبشهائی بتوانند شکل بگیرند و مسئله‌ پایان دادن به‌ تحریم ها و حل مسئله‌ پرونده‌ اتمی ایران را از طریق پیشبرد یک سیاست معقول به‌ شرط شرکت در انتخابات منوط کنند.‌

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها