تمایلاتی در حکومت اسلامی ایران در پی تشنج تازه با جمهوری آذربایجان

bahram.rehmani@gmail.com

حکومت اسلامی ایران برای انحراف افکار عمومی جامعه ایران از واقعیت ها و بحران های اقتصادی، سیاسی داخلی و بین المللی خود، به دنبال تشنج آفرینی تازه در منطقه می گردد. آن هم باج خواهی از جمهوری آذربایجان، به دلیل برگزاری یک نشست اپوزیسیون آذری های ایرانی در این کشور است. حکومت اسلامی، بر این تصور واهی است که اگر این تشنج در خلیج فارس روی دهد با وجود حضور نیروهای نظامی آمریکایی در این منطقه و دپو شدن سلاح های مخرب در شیخ نشین های اطراف خلیج، هزینه آن بسیار بالا خواهد بود. از این رو، احتمالا تئوریسن ها و سیاست گذاران کلان حکومت اسلامی، به این فکر افتاده اند که اگر این تشنج در حوزه دریای خزر و با جمهوری آذربایجان طراحی شود شاید هزینه اش پایین تر خواهد شد.

احتمالا حکومت اسلامی، بر این تصور باطل است که در صورت بروز درگیری مرزی با جمهوری آذربایجان، روسیه در کنار حکومت اسلامی قرار خواهد گرفت.

تشنج آفرینی جدید حکومت اسلامی و تهدید جمهوری آذربایجان، از آن جا شدت گرفت که روز دهم فروردين 1391 برابر با 30 مارس 2013، از سوی جریانی به «جبهه آزادی ملی آذربايجان جنوبی»، همايشی با عنوان «فردای آذربايجان جنوبی» در سالن اجتماعات يكی از هتل های باكو برگزار شد.

علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، جمهوری آذریابجان را با بیان این که دامن ‌زدن به مباحث تجزیه‌ طلبانه به ضرر باکو تمام می‌ شود، ادعا کرده است: «قرار به الحاق باشد، کشورآذربایجان به ایران خواهد پیوست.»

نائب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفته است: «17 شهر از قفقاز که شهر‌های آذربایجان و باکو نیز جزو آن ها بوده است در دوران قاجار از ایران جدا شده و مردم آن علاقمند هستند که به دامن کشورمان بازگردند.»

۱۴ فروردين ۱۳۹۲، «فرارو»، در گفتگویی با دیگر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس، به نقل از یکی از آن ها، نوشته است: «مردم جمهوری آذربایجان نیمه دیگر جمهوری اسلامی ایران هستند. مردم آذربایجان از خدا می خواهند که به ایران ملحق شوند؛ چون رودخانه ارس، آستارا را از وسط دو نیم کرده است. لذا معلوم است که آن ها جدا شده از آستارای ایران هستند.»

حسین شریعتمداری، نماینده خامنه ای در روزنامه کیهان، در واکنش به اقدام اخیر جمهوری آذربایجان در رابطه با برگزاری کنفرانس یک گروه آذری در یکی از هتل های باکو، پایتخت جمهوری آذریابجان، نوشته است: «مسئولان محترم كشورمان می توانند به دولت جمهوری آذربايجان پيشنهاد كنند كه الحاق جمهوری آذربايجان به آذربايجان ايران را در ميان مردم آن كشور به رفراندوم بگذارند.»

پس از این نیز یکی از کاندیدهای ریاست جمهوری، ادعا کرده بود که «اگر انتخاب شوم تاجیکستان، ارمنستان و آذربایجان را به ایران برمی گردانم».

انگار حکومت اسلامی ایران، آن چنان دستاوردهای عظیمی در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتمای و فرهنگی نصیب مردم ایران کرده است و هم اکنون شهروندان این کشور، آن چنان در ناز و نعمت و آزادی و برابری و عدالت اجتماعی غوطه می خورند که مردم منطقه حسرت زیست و زندگی آن ها در حاکیمت جمهوری اسلامی را می خورند و علاقه مند هستند به ایران بپیوندند؟! به قول معروف، قدیم می گفتند: «کسی را در ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت.»

با نگاهی به مواضع تحریک آمیز و تشنج آفرین این مقامات حکومت اسلامی، به سادگی به این نتیجه می رسیم که تمایلی در حکومت اسلامی، به دلیل وضعیت بحرانی داخل کشور به دنبال تشنج آفرینی در مرزهای کشور است. در واقع چنین اظهارنظرهایی خطرناک و جنگ طلبانه است و از جنبه انسانی و صلح و آرامش و هم چنین حقوق و موازین بین المللی و دیپلماتیک نیز محکوم است.

آیت ‌الله سیدمحمدباقر خرازی، ادعا کرده است: «ناشناخته بودن من برای دنیاست که یکی از مهم ‌ترین پارامترهای نظام است. همان‌ طور که وقتی رهبر معظم، انقلاب را به دست گرفتند دنیا شناخت زیادی از ایشان نداشت. به همین ترتیب ناشناخته بودن من باعث می ‌شود دشمنان نتوانند برای ما برنامه ‌ریزی کنند.»

به گزارش تریبون مستضعفین، یک شنبه ۱۵ بهمن ۹۱، آیت ‌الله سید محمدباقر خرازی روز گذشته اعلام کرد کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. او، فرزند آیت ‌الله سید محسن خرازی (عضو مجلس خبرگان رهبری) است و برادرش محمدصادق و عمویش کمال خرازی است که در حوزه سیاست خارجی تجربه بسیار دارند. خواهرش با فرزند رهبری (مسعود خامنه ‌ای) ازدواج کرده است.

او، دبیرکل «حزب ‌الله ایران» است و به صورت تشکیلاتی فعالیت می‌ کند. او، موسس مدرسه اجتهادیه محسنیه است که در آن به تربیت نیرو اشتغال دارد و گفته می‌ شود بیش از ۲۰۰ نفر طلبه دارد.

او همانند بسیاری از مقامات حکومتی، سخنان مضحک، پوچ و بی معنی و در عین حال خطرناک می زند از این رو، هر از چندگاهی سخنانش مورد توجه رسانه ‌ها قرار می ‌گیرد. او، چندی پیش مدعی شده بود در صدد خرید باشگاه ورزشی منچستر است و قصد دارد نام آن را به خیبر تغییر نام دهد. چندی قبل نیز اعلام کرده بود شبکه ماهواره ‌ای حزب ‌الله را تاسیس خواهد کرد و موانع تاسیس آن را برطرف کرده‌ ام.

خرازی معتقد است که تنها حضور ولی ‌فقیه کفایت نمی‌ کند و لازم است که اجرا نیز در دست روحانیون و فقها باشد. به گزارش خبرگزاری حزب الله ایران، روز گذشته هم زمان با اعلام کاندیداتوری، با تشریح برنامه های خود برای ریاست جمهوری آینده گفت: «تمام سرزمین‌ های جداشده از ایران را بدون یک قطره خون ‌ریزی به کشور برمی‌ گردانم.» او، افزود: «دلار را در عرض یک سال به هزار تومان خواهم رساند و در چندماه اول ریاست جمهوری تحریم ‌ها را لغو خواهم کرد.»

بخشی از دیدگاه‌ های این آخوند مرتجع نزدیک به رهبری حکومت اسلامی ایران، پیش از این در گفتگو با رسانه ‌ها، ادعاهایی به شرح زیر کرده است:

* ما الان ۱/۵ ‌میلیون عضو رسمی ثبت ‌شده در سراسر کشور از همه اقوام و همه مذاهب داریم. حتی ما در حزب ‌الله یاران مسیحی داریم. نزدیک به ۶۰‌ هزار نیرو یار داریم که این ها نیروهایی هستند که کاملا گزینش و تضمین شده ‌اند، هر کدام ‌شان از نظر اجرایی، آموزش ‌ها و این که چه می ‌خواهند کنند، کاملا تربیت شده ‌اند.

* در آینده نزدیک سایت ‌های حزب ‌الله به تعداد ۲۵۰۰ سایت افتتاح می ‌شود. کارهای این سایت‌ ها را انجام داده ‌ایم و هر شهری دارای حزب ‌الله و سایت خبری خواهد بود.

* بعضی قراردادهای ما قرارداد بسیار سنگینی‌ اند که تا سال ۲۰۵۰ شرکت ‌های خارجی را موظف می ‌کنند تکنولوژی به روز خودشان را در اختیار شبکه ‌هایی که حزب ‌الله دارد قرار دهند.

* یک تئوری ما در حزب ‌الله این است که به هیچ ‌وجه اعضای حزب نباید فقیر باشند چون ما فقر را مساوی با کفر می‌ دانیم و کفر شیطان است. اگر حزب‌ ما حزب ‌الله است نیروهای حزب ‌الله هم باید پولدار باشند.

* ما نزدیک ۲۵ سال است که شبانه ‌روز مشغول این کار (نظریه پردازی) هستیم حتی علم اصول فقه جدید ایجاد کردیم.

* مثلا به عنوان نمونه آقای … به عنوان یکی از ورزشکاران فوتبال کشور که بسیار هم فرد لایقی است، در جلسه ‌ای پیش من آمد و من از شکل نوع «بسم‌ الله الرحمن الرحیم» برای ایشان تاکتیک فوتبال را درآوردم. ایشان از تعجب گریه کرد و گفت چنین تاکتیکی اصلا وجود خارجی ندارد. ما الان تمام حرف‌ هایمان به صورت مدل ریاضی است و خیلی بالاتر از این حرف داریم. ما اولین کسی بودیم که در کشور مطرح کردیم که نظریه انیشتین مربوط به یک مقطعی از مراتب فیزیک است. که در مقاطع دیگر جواب گو نخواهد بود. ما این را از نظر فرمولی ثابت کردیم کسی باور نمی ‌کرد.

* پروفسور هاشمی، کسی که نفر پنجم ریاضی جهان است، آمد و وقتی برایش فرمول ‌های ریاضی را از طریق بسم‌ الله الرحمن الرحیم ثابت کردم گریه کرد، حتی ما فیلم برداری کردیم. می‌ گفت من ۳۰ سال در دنیا کار علمی و ریاضی کرده ‌ام، این همه رتبه آوردیم ولی همان بسم الله الرحمن الرحیم خودمان را نشناختیم. ما هنوز این محتوای درونی دین را بیرون نریخته ‌ایم. کسی باور نمی‌ کند ما در حزب ‌الله چه کرده ‌ایم.

* الان حزب ‌الله نزدیک به ۷۰۰ جلد کتاب برای سطح عموم آماده چاپ کرده، چیزی نزدیک به ۱۳۰۰-۱۲۰۰ جلد کتاب ‌های تخصصی آماده کرده اما هیچ ‌کدام را منتشر نکرده ‌ایم. منتظر هستیم مبانی فوق‌ تخصصی ‌مان تمام شود و به یک حداقل برسد که خدای ‌ناکرده چیز انحرافی ایجاد نکند. من به شما صریحا می‌ گویم که هیچ تشکیلاتی در کشور، حتی مجمع تشخیص مصلحت نظام، حتی سازمان برنامه کشور طرح و برنامه‌ ای که حزب ‌الله در طرح و آمایش فرهنگی و اجتماعی و عمرانی تک ‌تک شهرهای ایران ایجاد کرده را ایجاد نکردند. ما الان برای تک ‌تک شهرهای ایران برنامه داریم. طرح آمایش فنی ‌اش را آماده کرده‌ ایم. طرح آمایش اجتماعی‌ اش را آماده کرده ‌ایم که اگر دولت حزب ‌الله تشکیل دهیم یقینا این ها را به ‌کار خواهیم برد.

* شما در همین دو سه ماه آینده خواهید دید که با یک ‌میلیون نیروی حزب ‌الله من اولین مانور سنگین و همه ‌جانبه حزب ‌الله را راه‌ اندازی خواهم کرد و به همه ثابت خواهم کرد که تشکیلات حزب‌ الله در کشور چقدر قدرت دارد.

* حزب ‌الله از ۲۲ سال قبل (جذب اعضای خود را) شروع کرد. ما از بچه ‌های مهدکودک شروع کردیم و الان بچه ‌های ما به دوره‌ های دکترا رسیده‌ اند. الان رتبه اول دانشگاه صنعتی شریف در رشته پتروشیمی و رشته ‌های دیگر بچه‌های مدرسه ما هستند و ما همه این ها را جمع کردیم و پشت پرده کاملا با این ها ارتباط داریم.

* برای دبیری بر حزب ‌الله ۱۰ نفر بعد از من هم انتخاب شدند. اگر من بمیرم و به شهادت برسم افراد بعدی به طور منظم، تمام طرح و برنامه ‌های حزب‌ الله برای حداقل صد سال آینده کاملا تدوین، جلدشده و تایپ ‌شده پیگیری می‌ کنند.

* ۲۶سال قبل آقای دکتر حدادعادل و دکتر نجفی به قم آمدند. من آن موقع برای این ها از روایات با فرمول ریاضی ۷۰ مدل درآوردم که هرکسی قبل از دوران جنینی بخواهد بچه ‌ای پیدا کند من مدل فرمولش را به او می‌ دهم. مثلا شما می ‌گویید من می‌ خواهم بچه ‌دار شوم و بچه‌ ام پلیس شود، من مدل ریاضی‌اش را به شما می‌ گویم.

* من الان به عنوان کسی که ۱۸ سال درس خارج می ‌دهم، شهریه ۴۰۰‌ هزار تومانی دریافت می ‌کنم. تازه من بالاترین رتبه درآمد را دارم.

* نظام می ‌داند که یک نیروی بسیار قدرت مندی مثل حزب‌ الله در صحنه هست که نه تنها دولت سایه دارد بلکه کادر بسیار عظیمی از نیروهای خبره دارد و این به عنوان پشتوانه بسیار قدرت مندی است. ما به‌ زودی بعضی از واقعیت‌ های حزب ‌الله را بروز می‌ دهیم و به همه ثابت خواهیم کرد که چقدر قدرت داریم و قدرت ما قدرت مردمی است.

* الان شبکه ماهواره حزب ‌الله را با تمام قوا می ‌خواهیم راه ‌اندازی کنیم چون صداوسیما هیچ ‌گونه همکاری با حزب ‌الله ندارد… حزب ‌الله (تجهیزات فنی) خریده است، کارهایش را هم کرده ‌اند. آن هایی هم که باید اجازه بدهند، اجازه دادند و نیازی به اجازه دولتی‌ ها ندارد… آن کسانی که شرعا باید از آن ها اجازه بگیریم، آن ها به ما اجازه دادند و نیاز به اجازه کسی دیگر نداریم. مگر آقای مکارم که الان ماهواره دارند از دولت اجازه گرفتند؟ ما هم از همان جایی که ایشان اجازه گرفتند اجازه گرفتیم یا عدم مخالفت ‌ها را گرفتیم.

* ما اگر بخواهیم دولت حزب ‌الله تشکیل دهیم، حداقل ۱۰ هزار نیروی جوان می‌ خواهیم. من در تعریف ساختار دولت حزب ‌الله نوشتم که ارکان نیروی دولت حزب ‌الله باید جوان ‌های ۲۵ تا ۳۰ ساله باشند اما نه بی ‌تجربه، این ها باید یک دوره آموزش دیده باشند. آموزش ‌های سنگین اجرایی و عملیاتی توسط مشاوران و تمام کسانی که در انقلاب ریش‌ هایشان را سپید کردند. باید تیم‌ های باهوشی شکل بگیرد و بین آن ها رقابت باشد.

* احساس می‌ کنم اگر از توان سیادت اهل بیت استفاده شود مردم آرامش بیش تری پیدا خواهند کرد. فرق است بین کسی که سیادت دارد و ندارد. به همین دلیل فرزندان اهل بیت در بین مردم ما دارای احترام هستند و شاید همین سبب شود عده زیادی وارد صحنه انتخابات شوند. نکته بعدی ناشناخته بودن من برای دنیاست که یکی از مهم ‌ترین پارامترهای نظام است. همان ‌طور که وقتی رهبر معظم، انقلاب را به دست گرفتند دنیا شناخت زیادی از ایشان نداشت. به همین ترتیب ناشناخته بودن من باعث می ‌شود دشمنان نتوانند برای ما برنامه‌ ریزی کنند…

وزارت امور خارجه تاجيکستان، این مواضع آيت ‌الله سيدمحمد باقر خرازی را محکوم کرد. سايت رسمی وزارت خارجه تاجيکستان، طی بيانيه ای که روز چهارشنبه ۱۸ بهمن ماه 1391، منتشر کرد نوشته است که «۴ فوريه ۲۰۱۳ هم زمان با اعلان نامزدی به مسند ریيس جمهوری اسلامی ايران آيت الله محمد باقری خرازی (طی) شرح برنامه پيش انتخاباتی شان ادعا کرده است که اگر ریيس جمهوری اين کشور شود، تاجيکستان، ارمنستان و آذربايجان به ايران بر می‌ گردد... اظهارات وی که از خانواده وزير سابق خارجه ايران می باشد، باعث تعجب و تاسف دايره های (محافل) گوناگون فرهنگی، سياسی و جمعيت تاجيکستان شده است.»

در اين بيانيه اظهارات خرازی، به عنوان «ماجراجويی، خامخايی (ساده لوحی)، دسيسه بازی، بی خبر از وضع واقعی امروزی منطقه، جهان و نظام حقوقی» قلمداد شده و «حمله به مفهوم های مقدس استقلال کشوری در قرن ۲۱ و نوعی مداخله در امور کشور صاحب الاختيار (مستقل)» توصيف گرديده است. اين بيانيه، اظهارات خرازی را رد و به شدت محکوم کرده است.

در همين زمينه خبرگزاری «اينترفکس روسيه»، در تماسی با وزارت خارجه جمهوری آذربايجان و ارمنستان واکنش رسمی اين کشورها به سخنان آيت الله خرازی را جويا شده است.

يک مقام وزارت خارجه ارمنستان به اين خبرگزاری گفته است که سخنان آيت الله خرازی را جدی نمی گيرد و اميدوار است که «روند انتخابات، وی را جدی‌تر کند.»

ائلمان عبدالله اف، معاون وزير خارجه آذربايجان نيز در پاسخ به خبرگزاری اينترفکس روسيه گفته است که دولت باکو قصد ندارد در مقابل چنين اظهارات «مضحک و نامعقولی» موضع بگيرد.

اظهارات آيت الله خرازی اگرچه در محافل و رسانه های رسمی و نيمه رسمی آذربايجان بازتابی نيافت، اما برخی رسانه های مستقل اظهارات او را منتشر کردند.

پورتال «سلام نيوز» که معمولا اخبار سفارت و محافل ديپلماتيک ايران در آذربايجان را منتشر می کند، طی گزارشی که روز چهارشنبه منتشر کرد نوشت: «بر اساس نتايج تحقيقاتی که خبرنگاران اين رسانه انجام داده‌اند، آيت الله خرازی دچار بيماری روانی است، به طوری که در خيال خود رهبری يک تشکيلات بين المللی به نام حزب الله جهان را اداره می ‌کند و چندين رسانه جهانی نيز تحت امر وی فعاليت می کند.»

 

علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، که خود در رابطه با دزدی سه میلیاردی تحق بازجویی نیز قرار گرفت هاست، در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری خانه ملت، ۱۴ فروردين ۱۳۹۲، در واکنش به برگزاری نشست یک گروه سیاسی آذری در باکو، گفته است: «متاسفانه مدتی است به دلیل نفوذ آمریکایی‌ ها و صهیونیست‌ها شاهد زمزمه ‌هایی از آذربایجان، کشور اسلامی همسایه هستیم.»

این نماینده بروجرد در مجلس شورای اسلامی، افزوده است: «اگر قرار بر صورت گرفتن تحولی باشد باید آن چه از ایران جدا شده به جای خود برگردد و آذربایجان نیز باید به ایران، سرزمین مادری خود بپیوندد و قطعا خلاف آن اتفاق نخواهد افتاد.»

او، با تاکید بر این که اجازه برگزاری این گونه نشست ها به نفع دولت مردان آذربایجان نیست، ادعا کرده است: «قطعا هموطنان آذربایجانی با توجه به دیدگاه اسلامی خود علاقمند به زندگی در یک نظام اسلامی بوده و نسبت به این اقدامات علاقه ای نشان نخواهند داد.»

منصور حقیقت ‌پور نائب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفتگو با خبرگزاری فارس، در خصوص «اقدام سخیف» اخیر دولت مردان آذربایجان، گفت: «جریانی به راه افتاده است تا 17 شهر قفقاز از جمله آذربایجان به کشورمان ملحق شود که امیدواریم با همراهی مردم و حمایت همه جانبه دستگاه‌ های بین ‌المللی این امر محقق شود.

او، به «واکنش ضعیف دولت مردان کشورمان» به اظهارات اخیر مسئولان آذربایجان اشاره کرد و یادآور شد: «حق مطلب آن گونه که شایسته بود ادا نشد و به طور جدی با برخی اظهارات سخیف دولت مردان آذربایجان برخوردی صورت نگرفت.»

نائب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، خاطرنشان کرد: «جوانان غیرتمند اردبیل، تبریز، ارومیه و زنجان آماده هستند تا اقدامات مزورانه دولت مردان آذری را پاسخی قاطع داده و آمادگی خود را برای بازپس‌ گیری شهرهای به یغما رفته ایران در دوران قاجار اعلام کنند.»

حقیقت‌ پور، گفت: قرار است نشستی نیز در این زمینه در منطقه قفقاز انجام شود و جریان الحاق 17 شهر این منطقه به کشورمان یک جریان جدی است چرا که در نهایت حیله و نیرنگ، این 17 شهر که شهر‌های آذربایجان و باکو نیز جزو آنها بوده است در دوران قاجار از ایران جدا شده و مردمان آن علاقمند هستند که به دامن کشورمان بازگردند.»

وی در پاسخ به این سئوال که امکان چنین الحاقی تا چه حد میسر است، عنوان کرد: «خواست و اراده مردم می ‌تواند همه کارها را سهولت بخشد که در این زمینه امیدواریم در وهله اول آذربایجان و بعد شهرهای دیگر به دامن افتخار‌آمیز کشورمان بازگردند.»

رییس مجمع نمایندگان شمال غرب کشور، در بخش دیگری از سخنان خود «به پشت پرده برخی تحرکات در کشور آذربایجان با همراهی رژیم صهیونیستی و آمریکا» اشاره کرد و به خبرنگار فارس در اردبیل، بیان داشت: «این رژیم‌ های بیگانه به ریش دولت مردان آذربایجان می ‌خندند و آن ها را ضعیف‌ تر از آن می‌ دانند که 20 درصد از اراضی تحت اشغال این کشور در دست ارمنی‌ ها را بتوانند آزاد کنند.»

حقیقت ‌پور، با اشاره «به ناتوانی دولت مردان و مسئولان کشور آذربایجان در باز پس ‌‌‌گیری این میزان اراضی به یغما رفته»، افزود: «جرات آن ها به حدی پایین است که حتی در خرید اسلحه از بیگانگان تضمین می‌ دهند که از این سلاح‌ ها علیه ارمنی‌ ها برای آزادی قره‌ باغ استفاده نکنند.»

او، سطح روابط ایران با آذربایجان را ضعیف و پایین ‌تر از میانگین متوسط توصیف کرد و گفت: «قطعا توسعه روابط به ضرر آن هاست که هر روز به کاهش روابط فکر می‌ کنند و به دلیل ترس و واهمه ‌ای که از ایران دارند حتی در لغو روادید در توسعه با جمهوری اسلامی ایران به حیله ‌گری و مکاری روی آورده اند.»

اما محمد صالح جوکار عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتگو با فرارو، گفت: «در این گونه مسائل باید به سوابق تاریخی و قراردادهایی که از گذشته میان حکومت های وقت تدوین و امضاء شده است مراجعه کرد.»

او، ادامه داد: «بحث های مختلفی وجود دارد که برخی قراردادها به پایان رسیده و باید آن بخش از خاکی که از کشور جدا شده به ایران بازگردانده شود. این مسائل جنبه حقوقی دارد و ما باید در مجامع بین الملل پیگیر حقوق حقه خود شویم و لذا بعید است با طرح این مسائل در رسانه ها به نتیجه برسیم و بیش تر باید از مجاری قانونی و حقوقی این مسائل را پیگیری کنیم.»

جوکار، در پاسخ به این سوال که آیا پیشنهاد برگزاری رفراندوم به یک کشور جهت الحاق به کشور همسایه خود مورد تایید جناب عالی است؟، گفت: «در این باره نمی دانم چه بگویم. به نظر من امروزه انجام هر کاری در عرصه سیاسست خارجی و بین المللی باید بر اساس قوانین و ضوابط باشد و مسائل حقوقی در نظر گرفته شود.»

او، ادعا کرد: «خواست ملت آذربایجان برای الحاق به ایران باید از طریق مجامع بین المللی دنبال شود.»

هم چنین صفر نعیمی، دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتگو با فرارو، گفت: «در گذشته جمهوری آذربایجان بخشی از خاک ایران محسوب می شد و کشور ایران به عنوان آسیای صغیر مطرح بود؛ اما از آن زمان مدت ها گذشته است.»

او، ادامه داد: «این که در حال حاضر این صحبت ها بتواند به واقعیت تبدیل شود از نگاه سیاسیون عقلایی نیست. افراد عوام که از الفبای سیاست هیچ نمی دانند می گویند این کار شدنی است؛ اما جمهوری آذربایجان اکنون کشوری نیست که اختیار آن در دست خودش باشد و به راحتی بتواند تصمیم بگیرد.»

این نماینده مجلس، با بیان این که جمهوری آذربایجان بازیچه دست کشورهایی است که با جمهوری اسلامی عناد دارند گفت: «لذا اگر دولت مردان آذربایجان هم بخواهند چنین کاری انجام دهند (برگزاری رفراندوم جهت الحاق به ایران)، کشورهایی که در آذربایجان نفوذ دارند از جمله ترکیه، اسرائیل، آمریکا و عربستان اجازه نخواهند داد که جمهوری آذربایجان هماهنگ و همساز با ایران شود.»

نعیمی، در پاسخ به این سئوال که آیا به نظر شما خواست ملت آذربایجان الحاق به ایران است؟، گفت: «مردم آذربایجان نیمه دیگر جمهوری اسلامی ایران هستند. مردم آذربایجان از خدا می خواهند که به ایران ملحق شوند؛ چون رودخانه ارس، آستارا را از وسط دو نیم کرده است. لذا معلوم است که آن ها جدا شده از آستارای ایران هستند.»

او، تاکید کرد: «مردم آذربایجان برای الحاق به ایران تمایل دارند؛ اما اختیار حاکمان آذربایجان در دست خود آن ها نیست که به راحتی بتوانند تصمیم بگیرند و این اقدام را انجام دهند.»

 

روزنامه کیهان نیز که زیر نظر مستقیم خامنه ای به سردبیری شریعتمداری اداره می شود «خواستار برگزاری رفراندوم الحاق جمهوری آذربايجان به ايران شد.»!

حسين شريعتمداری، این شکنجه گر با سابقه زندان اوین در کیهان خود، نوشته است: «در اين همايش كه علاوه بر تعدادی از اعضای اين جریان، برخی از مقامات و شخصيت های سابق جمهوری آذربايجان نيز حضور داشتند، ادعاهای سخيف و كودكانه ای عليه حاكميت و تماميت ارضی جمهوری اسلامی ايران مطرح شده بود و احضار سفير جمهوری آذربايجان از سوی معاون محترم آسيا و اقيانوسيه وزارت خارجه كشورمان در اعتراض به برپايی اين همايش صورت پذيرفته بود. ايشان درباره علت احضار سفير جمهوری آذربايجان گفته است «در حالی كه جمهوری اسلامی ايران همواره تلاش كرده است روابط دو كشور در مسير پيوندهای عميق دو ملت تداوم يابد، انجام اين گونه اقدامات می تواند آسيب جدی به روند مثبت و رو به توسعه روابط فيمابين وارد كند»...

کیهان، در این مورد ادعاهایی را به شرح زیر پیش کشیده است: «1- جمهوری آذربايجان نزديك به 10 ميليون نفر جمعيت دارد كه اكثريت نزديك به تمامی آن ها مسلمان و شيعه هستند و پيوندهای عميق فرهنگی و عقيدتی با مردم آذربايجان ايران دارند.

... 4- مسئولان محترم كشورمان می توانند به دولت جمهوری آذربايجان پيشنهاد كنند كه الحاق جمهوری آذربايجان به آذربايجان ايران را در ميان مردم آن كشور به رفراندوم بگذارند. اين ابتدايی ترين گام در تحقق دموكراسی و مردم سالاری است. نتيجه اما، از هم اكنون به آسانی و با قاطعيت قابل پيش بينی است و يا، خواسته واقعی آنان برای تشكيل يك نظام اسلامی شبيه جمهوری اسلامی ايران را از طريق يك رفراندوم با دو گزينه «آری» و «نه» جويا شوند. آن چه در ميان مردم شريف جمهوری آذربايجان جريان دارد به وضوح نشان می دهد كه آن ها در گام اول خواستار الحاق به ايران اسلامی هستند و اولويت دوم را در تشكيل يك نظام اسلامی با ساختاری برگرفته از ساختار جمهوری اسلامی ايران می دانند.»

از شریعتمداری و رهبر آدم کش شان باید سئوال کرد که آیا حقوق مردم کردستان، آذربایجان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و... را به رسمیت شناخته اید؟ چرا در این مناطق با هدف این که آیا این مردم سرکوب شده و تحت ستم علاقه دارند در حاکمیت جمهوری اسلامی زندگی کنند و یا مستقل باشند، رفراندوم برگزار نمی کنند؟ بلایی که حکومت جانی اسلامی در این سی و چهار سال سر مردم ایران آورده است نه تنها باعث فرار اجباری حدود سه تا میلیون شهروندان ایرانی به خارج کشور شده است؛ بلکه با سیاست های شوونیستی و فاشیستی خود نیز وضعیتی در میان اقلیت های ملی کشور به وجود آورده که از آن نفرت دارند. به علاوه شکل گیری گرایشات ناسیونالیستی و بعضا افراطی در میان مردم اقلیت های ملی کشور، محصول عملکردهای فاشیستی و جنایت کارانه حکومت اسلامی در قبال اقلیت های ملی کشور است. حکومت اسلامی در این سی و چهار سال حاکمیت خونین خود، از جمله هر خواست عالانه و برحق مردم مناطق غیرفارس را به بهانه «تجزیه طلبی» به وحشیانه ترین شکلی سرکوب کرده است. در حال حاضر استان هایی چون کردستان، خوزستان و سیستان بلوچستان و آذربایجان تهدیدها و دستگیری ها و اعدام ها بسیار بالاتر از مناطق دیگر کشور است. در عین حال در این مناطق، محرومیت و بی کاری و فقر غوغا می کند. چرا که حکومت آگاهانه با سیاست های فاشیستی و تبعیض آمیز خود، مردم این مناطق را در محاصره اقتصادی و تهدیدهای پلیسی و میلیتاریستی مداوم قرار داده است. مردم خوزستان، روی دریایی از منابع نفت و گاز خوابیده اند و شاهرگ اقتصادی کشور نیز در این منطقه در جریان است اما مردم آن جا، هر روز فقیر و فقیرتر می گردند. چرا باید مردم مناطق غیرفارس در ایران، حتی از تدریس زبان ماردی شان در آموزش و پرورش محروم باشند در حالی که استفاده از زبان مادری حق مسلم هر ملتی است!

سخنان این مقامات حکومت اسلامی، بیشتر به سخنان مارگیرها و معرکه گیرها و گردنه گیرها شباهت دارد تا واقعیتها و مواضع سیاسی. اما چنین مواضعی برای جامعه ایران بسیار خطرناک و پرهزینه است.

در حکومت اسلامی ایران، دروغ و تزویر و ریاکاری و توطئه گری و قلدری و خشونت طلبی و جنگ طلبی و سیاست های تروریستی و آدم کشی و باج گیری واقعیت های غیرقابل انکاری هستند. چرا که این حکومت در سی و چهار سال حاکمیت خونین خود، عملا ثابت کرده است که در وحشی گری و آدم کشی و ریاکاری و سناریوسازی هیچ حد و مرزی را به رسمیت نمی شناسد و هم چنان عنان گسیخته بر علیه انسانیت، عشق، دوستی، همبستگی، آزادی،آرامش و امنیت و صلح می تازد.

در این حکومت جانی و تبه کار، از رهبری و رییس جمهوری گرفته تا روسای قوای قضائیه و مقننه تا مجریه، از شورای نگهبان تا مجلس شورای اسلامی؛ از سپاه و بسیج گرفته تا نیروهای انتظامی و ارتش، از لباس شخصی ها گرفته تا وزارت اطلاعات؛ از حزب الله گرفته تا سربازان گمنام امام زمان با همین ادعاها پوچ و مزخرف و بی معنی و خرافی، اکثریت مردم جامعه 77 میلیون ایران را به خاک سیاه نشانده اند؛ میلیون انسان بی کارند و بدون این که از بیمه بی کاری برخوردار باشند؛ خانواده های کارگری، حتی توان تامین نیازهای روزانه خود را نیز ندارند؛ گرانی و تورم روزافزون و کمرشکن شده است؛ ده ها هزار انسان را اعدام و ترور و یا زیر تجازو و شکنجه کشته اند؛ زندان هایشان مملو از زندان سیاسی و اجتماعی است؛ نصف شهروندان جامعه، یعنی زنان، حتی از ابتدایی ترین حقوق خود نیز محرومند؛ هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران غیرخودی و مستقل، در حاکمیت نمایندگان خدا کم ترین امنیت شغلی و حتی جانی ندارند و آثارشان همواره به تیغ سانسور سپرده می شود؛ ارگان های پلیسی - امنیتی حکومت، در خصوصی ترین امور زیست و زندگی شهروندان دخالت و جاسوسی می کنند؛ کودکان را در معرض انواع و اقسام فجایع و آسیب های اجتماعی قرار داده اند؛ هر روز از ظهور امام زمان دم می زنند به طوری که اخیرا گفته اند 20 امام زمان تقلبی را دستگیر کرده اند! در این میان معلوم نیست امام زمان های واقعی چه موجوداتی هستند؟! نهایتا سران و مقامات حکومت اسلامی، اگر برای مردم امام زمان و بهشت و جهنم و خرافات و مشغله های کاذب می تراشند خودشان در این دنیای خاکی، تنها دین و ایمان و امام زمان شان پول و دزدی و چپاول اموال عمومی و ثروت اندوزی و حفظ قدرت و حاکمیت ارتجاعی شان چیز دیگری نیست.

البته باید تاکید کنم که حکومت اسلامی، هیچ گلی نیز به سر مردم فراس زبان نزده است و آن ها را نیز هم چون مردم مناطق دیگر کشور و سرکوب و استثمار می کند. در اجرای سیاست های فاشیستی حکومت اسلامی، مردم فارس زبان نه نقشی دارند و نه مقصرند. بنابراین، کسانی و گرایشاتی که در سیاست ها و تبلیغات خود ستم بر غیرفارس ها را به مردم فارس زبان نسبت می دهند سخت در اشتباهند و با این سیاست های ناسیونالیستی خود، آگاهانه و ناآگاهانه به مبارزه همبسته و متحد شهروندان ساکن ایران بر علیه کلیت حکومت اسلامی، لطمه می زنند.

بی تردید سران و مقامات حکومت اسلامی به خوبی می دانند چنین اظهارنظرهای ماجراجویانه هزینه دارد به طوری که در برخی مواقع به جنگ و خونریزی نیز منجر می گردد. بنابراین، سئوال این است که آن ها چرا چنین مواضعی اتخاذ می کنند؟ از نظر من، جواب این سئوال به سادگی این است که حکومت اسلامی ایران، تا خرخره در بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و دیپلماتیک فرورفته است. در چنین شرایطی، به باور سران حکومت اسلامی، یک درگیری محدود و کوچک مرزی می تواند برای دوه ای هم شده افکار عمومی داخلی و بین المللی را به خود جلب کند و فضایی برای حکومت اسلامی به وجود آورد تا در پرتو آن، از یک سو هرچه شدیدت و عریان تر مخالفین را قلع و قمع نماید و از سوی دیگر، حاکمیت را یک دست نماید. به خصوص این شرایط بهترین فرصت و موقعیت طلایی را برای خامنه ای و سپاه و بسیج به وجود می آورد که تعارفات موجود را کنار بگذارند و یک حکومت نظامی گوش به فرمان رهبر را به قدرت برسانند و کسانی را که در درون حاکمیت غرغر و سهم خواهی می کنند به طور کلی کنار بزنند.

سران حکومت اسلامی، هم چنین بر این تصورند که اگر درگیری مرزی با جمهوری آذربایجان به وجود آورند علاوه بر این که افکار عمومی داخلی را به یک مساله خارجی سوق می دهند در عین حال احساسات مذهبی و ناسیونالیستی مردم ایران و آذربایجان را نیز در راستای اهداف و سیاست های پلید خود تحریک و کانالیزه می کنند.

البته ناگفته نماند که خصومت و دشمنی حکومت اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان، ربط مستقیمی به برگزاری یک کنفرانس توسط گروهی از مخالفین آذری های آذربایجان ایران در خارج کشور و باکو ندارد. سال هاست که حکومت اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان، بر سر تقسیم منابع زیرزمینی حوزه دریای خزر، تاثیرگذاری گرایشات سکولار مردم جمهوری آذربایجان بر مردم استان های آذربایجان ایران، طرفداری حکومت اسلامی از ارمنستان در جنگ آذربایجان و ارمنستان بر سر مناقشه قره باغ و هم چنین حمایت و پشتیبانی حکومت اسلامی ایران از گروه های اسلامی جمهوری آذربایجان، همواره در حال مناقشه و کشمکش با همدیگر هستند.

اما اگر سران و مقامات حکومت اسلامی ایران، بر این تصور هستند که می توانند در کوتاه مدت و برق آسا درگیری مرزی و موضعی با جمهوری آذربایجان درست کنند و به اهداف غیرانسانی خود برسند سخت در اشتباهند. اولا مهم نیست جنگ را کی و چگونه و در چه سطحی آغاز می کند! مهم آن است که ابعاد آن به کجاها کشیده می شود؛ در رابطه با آن چه صف بندی و جبهه گیری داخلی و منطقه ای و جهانی شکل می گیرد. به عبارت دیگر حکومت اسلامی می تواند یک درگیری سریع و کوتاه مدت را در مرزهای آبی و خاکی خود با جمهوری آذربایجان برنامه ریزی کند اما فضای جهانی و منطقه ای علیه حکومت اسلامی آن قدر بالا و گسترده است که بلافاصله یک اجتماعی جهانی و منطقه ای در دفاع از جمهوری آذربایجان علیه ایران شکل خواهد گرفت و تر و خشک را با هم خواهد سوزاند.

دولت سکولار سرمایه داری جمهوری آذربایجان، رابطه اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک بسیار نزدیک و حسنه ای با ناتو، اتحادیه اروپا، دولت آمریکا، ترکیه، اسرائیل و... دارد. از این رو، هرگونه تجاوز مرزی به این جمهوری، می تواند به یک جنگ تمام عیار خونین و فاجعه باری در منطقه تبدیل شود و تر و خشک را با هم بسوزاند.

به علاوه حکومت اسلامی ایران، غلط می کند به دلیل برگزاری همایش یک گروه اپوزیسیون در این کشور، این چنین دست به ارعاب و تهدید بزند. بنابراین، این نوع اظهارات و اقدامات و طرح ها و نقشه های جنگ طلبی حکومت اسلامی، ماجراجویانه و خطرناک برای کل جامعه ایران است و باید شدیدا محکوم گردد!

به این ترتیب، ضروری ست که علیه این عربده کشی ها و سیاست های جنگ طلبانه حکومت اسلامی، یک افکار عمومی قوی در داخل و خارج کشور شکل بگیرد. نباید اجازه داد سران و مقامات حکومت اسلامی، هنگامی که حکومت شان از سوی اکثریت کارگران، زنان، دانش جویان، جوانان، فعالین محیط زیست، حقوق بشر، وکلا، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان، هنرمندان و روشنفکران در معرض خطر سرنگونی قرار گرفته و خود را در حال غرق شدن در بحران های اقتصادی و سیاسی اش می بیند به این شکل دست به ماجراجویی بزند و جامعه ایران را نیز با خودش به قعر باتلاق ویرانگری که خودش درست کرده، ببرد.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

باسلام.مقاله بسیارجالب وهمه جانبه ایی بودومیتوان گفت آنچه لازم بودگفته شده است.البته نبایدازنظردورداشت که حمایت های مقطعی احزاب وسازمانهای سیاسی ازاول انقلاب وتحلیل درست نداشتن ازخباثت های جمهوری اسلامی درموردموضع گیری های ضدامپریالیستی دروغین این شیادان عاملی ازیکه تازی این دشمن آزادی وآزاداندیشان بوده است.این عمالین فراماسیونری وناسیونالیستهای ملی کورهمیشه بخاطرترس ازتجزیه ویک پارچگی ایران جاده صاف کن استعمارگران ودشمن آزادی بوده ودردورژیم ازعوامل سرکوب وخبرچین حکومت گشته وبوده اند.این ملی های کورومذهبی های مرتجع باعث وبانی شکست مشروطه ودولت مرحوم مصدق بودندوچون همیشه ناسیونالیسم کورایرانی وایرانیت بزرگ افکارآنها رادرتسخیرخودداشته برای ترس ازتجزیه تن به هرکاری داده اند.درضمن همانطوراشاره کرده ایدمردم فارس نیزدرتمام ابعادهمچون دیگرملل یاکمترباگرانی وعدم آزادیهای حقوق بشری مواجه بوده ولی بعلت غالب بودن زبان بی قاعده وقانون آنهاوجاری وساری بودن فرهنگ آنان که تمام زبان هاوفرهنگ هارانابودمیکندوتمام بیت المال وبودجه فرهنگی کشورودرآمدهای نفتی درجهت توسعه فرهنگ آنان هزینه میشودآنهاراضی وباسوادن ویامثلاروشنفکران آنهابادورژیم هماهنگ وهمدست درسرکوبهابوده وهستند.که این موضوع قابل تعمل میباشد.