در استقبال از کنگرۀ سیزدهم، سنت و مدرنیته درسازمانیابیِ فراگیرترین سازمان چپ ایران

روایت است که سرداری بعد از کارزاری که به پیروزی ختم نشده بود، از سربازی سئوال می کند که چرا وقت نبرد تیراندازی نمی کردی و سرباز جواب می دهد به هزارویک دلیل ... اول این که فشنگ نداشتم!

سرباز روایت بالا البته حق داشته ولی این سئوال را برای نگارنده پیش می آورد که آیا حاکم بودن یک حکومت مستبد و سفاک که بهترین رفقای ما را حذف، محدود و آوارۀ دیار غربت کرده، برای کوتاهی در استفاده از امکانات مدرن سازمانیابی در فراگیرترین سازمان چپ – هم - کافی است؟ مگر نه اینست که سنت مبارزۀ فدایی سنت شکنی است؟

 

نسیم بهاری بر کنگرۀ فدایی

کنگره ای که در پیش است، حاصل یک عمر مبارزه و تلاش ، نیم عمر هجران وغربت و تولد شکوفه های امید در سرزمینی است که صمد بهرنگی، بهروز دهقانی، مسعود احمدزاده، امیر پرویز پویان، حمید اشرف، بیژن جزنی، سعید سلطانپور و صدها رفیق صادق، برای زهایی در آن، از هیچ دریغ نکرده اند و انتظاری کمتر نیز از آن وجود ندارد.

اگر جنبش فدایی با نسلی شروع می شود که برای رهایی انسان ایرانی، از میان امواجِ ممنوعۀ رادیوهای لامپی و با دستنویس پیاده شده از ادبیات کمونیستی شکل می گیرد، افتخارِ شورش بر کهنه اندیشی دارد، معترضِ کمکاری از طرف حزب تراز نوین کارگری بوده و در هیچ لحظه ای از پیشرفت در هیچ جزئی از ابعاد زندگی عقب نمی ماند، می تواند، سیزدهمین کنگره فداییان را – بر بستری از نوآوریهایی که در بیش از ربع قرن گذشته ایجاد، جمع آوری و تدوین شده، در حالی آغاز نماید، که شبکه های اجتماعی فدایی در فیس بوک و توئیتر محور اصلی ارگانیسمِ حیاتِ سازمانیابی آن باشند.

با صدها قلمِ آموخته برای عشق ورزیدن، فراگیرترین سازمانی که تا بحال و بدون دستآوردهای اینترنت و شبکه های اجتماعی حتی تصور آن در رویاپردازترین ذهنها هم ممکن نبود، سازمانی که می شود با رشد و توسعۀ آن، جامعۀ مدنی مردم ایران را به سرمنزلِ آرزوهای تاریخی رهنمون شد.

در این مسیر و با تقدیم این نوشته به کمیتۀ تدوین اسناد کنگره، مطالباتِ جنبش سراسری فدایی به کنگرۀ سیزدهم سازمان تقدیم می گردد.

(تذکر: این مطالبات موضوعات مورد نیازِ جنبش فراگیر چپ و حتی جنبش سبز مردم ایران اند و صرفاً موضوع مورد درخواستِ دوستان با تعلقِ خاطر به فدائیان (اکثریت) نیستند).

 

ملاحظاتی بر سازمان یابی نوین و مورد نیاز جنبش

واقعیت این است که تحت شرایطی سخت و همزمان با یورش نیروهای سرکوب به نیروهای انفلابی در ایران ضربات شدیدی بر پیکر سازمان های سیاسی در ایران وارد شد و ما بخشی از بهترین نیروهایمان را در دهۀ 60 از دست دادیم.

آنچه موجب سرافرازی است اینکه رهبری و مسئولین جنبش چپ توانستند، مجموعۀ قابل توجی از نیروهای سازمان و هواداران را از زیر ضرب ماشین سرکوب ج. ا. خارج نمایند و با نقد و دقتِ نظر شرایط شکل گیریِ هرچه بالنده تر جنبش را حفظ کنند.

بهار 92 را در شرایطی آغاز می کنیم که دنیا با دنیای سالهای 42، 52، 62 تفاوت ساختاری پیداکرده است. با وزیدنِ نسیم اینترنت جهانی، شرایطی ایجاد شده است که محبوبیت ریاست جمهوری در بزرگترین اقتصاد دنیا نه براساس ثروت ویا حتی برنامۀ کاری بلکه براساس تعداد علاقمندان او در توئیتر سنجیده می شود و با جالب تر آنکه در این میان آمارِ واقعی دوستداران و تعقیب کنندگان غیر آمریکایی از موجباتِ افتخار او به شمار می آید.

در چنین شرایطی است که هر روز بیشتر از دیروز، حمایت و حضور شبکه های اجتماعی فعال و اقدامات و حضور  سازمانی یک تشکیلات و موجودیت سیاسی در معرض دید شهروندان جهانی مقدور و ممکن شده و هر میزان در معرض دید بیشتری قرار داشته باشی، نشان دهندۀ  اعتبار، حضور و خلاقیت آن سازمان در دهکدۀ به شدت کوچک شدۀ جهانی است.

 

کنگرۀ سیزدهم فدایی (اکثریت) می تواند

با تشکر از برگزار کنندگان و مسئولین و رهبران منتخب سازمان از کنگرۀ دوازدهم، به پاس سپاس، شکرگذاری و قدردانی، ماموریت حفظ ستون فقرات سازمان دهی بر اساس شبکه های اجتماعی را که از مصوبات کنگرۀ سیزدهم خواهد بود، از آن دوستان درخواست کرده؛ فرصت های امنیتی و دمکراسی نامحدود تامین شده توسط شرکت های معتبر سایبرنتیکی و اصالت حقوق و محافظت از اطلاعات شخصی کاربران در شبکه های اجتماعی را قدردان بوده و با استقبال از آنها، برنامۀ باز تعریف سیستم سازمان یابی در جنبش چپ و آزادی خواهی را فارغ از قدرت سرکوب مافیای ارتجاعی در ایران در دستور کار کنگره قرار بدهند.

در این سند، چهار چوب سازمان یابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی فدایی به شرح ذیل به کنگرۀ سیزدهم پیشنهاد و امید است با اصلاحات خلاقانه بتواند به نیازهای ارگانیسم های حیات سازمانی جنبش سبزِ فدایی پاسخگو بوده، تجارب خود را در میان سایر رهبرانِ جنبش سبزِ مردم ایران نیز ارائه و مشارکت فعال در آن جنبش را بر عهدۀ انجام بگیرد.

1- برنامۀ سازمان به عنوان منشور حیات سازمان مبنای فراگیرترین وحدت عمل در میان همۀ نیروهای مبارزه برای «آزادی، رفاه و صلح» مطرح و به مهمترین اهرم دمکراسی خواهی در ایران سبز ارتقاء داده شود.

2- آموزش های فراگیر برای آشنایی با شبکه های اجتماعی و ایجاد این شبکه ها و ایجاد امکان حضور فعال و بدون مزاحمت های سیستم حاکمیت مافیای کودتاییِ در دستور کار قرار می گیرد، به نحوی که فعالین سیاسی، اجتماعی ایرانی را قادر سازد در شبکه های اجتماعی حضور یافته، هر شهروند ایرانی را در هر نقطه از دنیا در ارتباط مستقیم و بالافاصلۀ با ارگانیسم های سازمانی شبکه های اجتماعی مورد علاقه شان متصل نماید، را در دستور کار قرار گیرد.

3- با توجه به این نکتۀ اساسی که قدرت شبکه های اجتماعی "با" و "در" حضور گرمِ انسان های علاقمند، قابل اندازه گیری می شود و سعادتِ سلامت در شبکه های اجتماعی به وسیلۀ ارتباط "نرم" عضو با شبکه وشبکه با عضو بصورت جهان شمول توسط شرکت های ارائه دهندۀ خدمات، تامین و حتی تضمین شده است. می توان به جرئت اعلام داشت که شبکه های اجتماعی در مقابل نقاط ضعف فردی افراد عضو بطور کامل واکسینه شده هستند و به همین دلیل برآیند هدفمندی امنیتی در آنها می تواند قابل اعتماد و پیروی باشد (می توان با مقاوله نامه هائی این موضوع را با شرکتهای ارائه دهندۀ خدماتِ شبکه های اجتماعی، مطمئن تر نیز کرد).

طرح موضوع و نحوۀ ورود به بحث را با روش مهندسی معکوس و در کوتاه ترین بیان به شرح ذیل می توان مطرح نمود: در نظر بگیریم که جنبشی با حدود 10 میلیون عضو را در اختیار داریم. جنبش با کودتایی درگیر می شود و - به هر دلیل - سیستمِ کودتا موفق به اعمال حاکمیت می شود. صورت مسئلۀ موجود این است: «تاکتیکها و استراتژی سازمانیابی جنبش با وجود شبکه های اجتماعی اینترنتی مانند فیس بوک، توئیتر، پالتاک و ... و راهکارهای استفاده از آنها را طراحی و برای اجرا پیشنهاد دهید!»

افزودن نظر جدید