این، آن شکوهی نیست کە ولی فقیە انتظارش را می کشد

 




سرانجام پس از آنکە محمد خاتمی کاندیدای اصلی اصلاح طلبان و جنبش سبز بە دلیل مخالفت رهبر و نیروهای امنیتی –نظامی پذیرفت کە از کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری خودداری کند و از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی در انتخابات حمایت نمود، هاشمی رفسنجانی بطوری کە نقل شدە است ظاهراً پس از دریافت اجازە "رهبر" در دقایق پایانی مهلت ثبت نام با مراجعە بە وزارت کشور بە عنوان کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان ثبت نام کرد. روزنامە آفتاب در ٢٣ اردیبهشت ٩٢ بە نقل از خانم فاطمە هاشمی، دختر رفسنجانی، در این مورد نوشت: «ساعت 17:30» بود، دیگر مطمئن شده بودیم پدر تصمیمش را گرفته و ثبت‌نام نخواهد کرد. ساعت 17:15 تلفن دفتر پدر زنگ خورد. ایشان مکالمه نسبتاً کوتاهی داشتند و بعد از آن از اتاق بیرون آمدند و گفتند «بسم الله... برویم!"

رفسنجانی در حالی تصمیم بە این اقدام گرفت کە از مدتی پیش بدلیل تندترشدن لحن انتقادات و حملاتش علیە دولت و رویکردهای حاکم بر کشور، از یک سو با افزایش تهدید و فشارهای گوناگون از طرف بخشهای وسیعی از نزدیکان خامنەای و طراحان و حامیان کودتای انتخاباتی قرار داشت و از سوی دیگر تندتر شدن لحن انتقادات و حرفهایش در میان منتقدین و مخالفان حکومت و به خاطر نقشی کە تصور می شود می تواند در فرایند گذار از وضعیت موجود داشتە باشد، مورد توجە بسیاری قرار گرفتە و به غیر از جریانات اصلاح طلب، بخشی از نیروهای مخالف حکومت و حتی گروه قابل توجهی از محافظە کاران آشکار و پنهان از کاندیداتوری رفسنجانی حمایت کردەاند.

بهر حال گرچە رفسنجانی ظاهراً آمدن خودش را مشروط بە اجازە "رهبر" کردە بود و ظاهراً در دقایق پایانی سیگنال لازم را برای آمدن دریافت کردە است، ولی صرف نظر از درستی و نادرستی آن و کم و کیف قضیە، این یک عقب نشینی ناگریز از جانب "رهبر" در برابر فشارها و در برابر رفسنجانی محسوب می گردد.

 در این کە جریان حاکم هم می داند کە وضع انفجاری کنونی قابل دوام نیست و ناچار است برای بقای خودش هم کە شدە تعدیلاتی در رویکردهای داخلی و خارجی اش بوجود آورد، کمتر جای تردید است. اما ولو کە خامنەای تصمیم بە ایجاد اصلاحاتی در راهکارهای موجود گرفتە باشد، بسیار بعید است کە بخواهد داوطلبانە رفسنجانی را مأمور انجام آن نماید. ممکن است در صورت پیروزی رفسنجانی درانتخابات موقعیت جدید را به رسمیت بشناسد ولی قراین موجود نشان نمی دهند کە خامنەای خود راساً تصمیم بە کشاندن رفسنجانی بە میدان گرفتە باشد. رفسنجانی نیز خود بخوبی می داند کە "بیت رهبری" با آمدن وی بە شدت مخالف است و برای جلوگیری از پیروزی وی درانتخابات از هیچ تلاشی فرو نخواهد گذاشت.

بدنبال کاندیداتوری رفسنجانی، بحث پیرامون دلایل و انگیزە ها و اهداف وی و شانس پیروزیش در انتخابات، کارهایی کە در صورت پیروزی می تواند یا نمی تواند انجام دهد، نحوە تعامل وی با "رهبر"، گذشتەاش و ... بالا گرفتە و صفحات رسانەها مملو از اظهار نظر، تحلیل و ارزیابیهای مختلف و متضاد نسبت بە وی و نقشی است کە می خواهد  در صورت پیروزی درانتخابات بە عهدە بگیرد.

هم محمد خاتمی و هم هاشمی رفسنجانی در چند ماە اخیر کارزار انتخاباتی موفقی را پشت سرنهادند. در این کارزار هر کدام از آنها با زبان و رویە خاص خود و با انتقاد از وضعیت بحرانی کشور و مردم ولی فقیە را درمخمصە قراردادند. با این حال بە رغم عدم موافقت خامنەای با آمدن خاتمی وعدم مقاومت خاتمی در برابر فشارها، او کارزار انتخاباتی خوب و نسبتاً پرثمری را پیش برد وسرانجام با ایستادن بر سر کف مطالبات جنبش سبز، آبرومندانە با گفتن "نمی گذارند ما بیاییم" میدان انتخابات را بە ناگریز بە رفسنجانی واگذاشت.

خامنەای و نیروهای نظامی-امنیتی همراهش تلاش کردند با بازکردن میدان حضور برای اصلاح طلبان ناپیگیر و بی خطردر انتخابات و اعمال تهدید و فشار علیە خاتمی، در بین آنها تفرقە بیاندازند و خاتمی را وادار بە تسلیم بدون مبارزە و مقاومت نمایند تا هم مانع  باز گشت پرهزینە دوبارە اصلاح طلبان از طریق صندوق رای گردند، هم تنورانتخابات را گرم نمایند وهم رییس جمهورمطیع شان را از صندوق بیرون بکشند. اما خاتمی و رفسنجانی توانستند با بهرە گیری از شرایط بە شدت بحرانی جامعە و تفرقە و تشتت فزایندە بر جریان حاکم با یک ضدحملە حساب شدە، همە چیزرا بە زیان حریف علی الحساب دگرگون نمایند.

اکنون که کارزار انتخاباتی با ثبت نام کاندیداها و تشکیل و آغاز فعالیت رسمی در چند روز آیندە وارد مرحلە حساسی گردیدە، علاوە بر دغدغە انتخابات کە همچنان بە صورت چالشی جدی سر جایش باقی ماندە، پیامدهای آمدن رفسنجانی و انتقال بخشی از قدرت خود بە وی نیز بە دغدغە های پیشین "رهبر" افزودە گردیدە است.  

با توجە بە وضع بحرانی کشور، نارضایتی انفجاری در جامعە و شقە شقە شدن جریان حاکم در صورتی کە خاتمی بدون توجە بە تهدیدات کاندیدا می شد و بازی را تا بە آخر ادامە می داد، نە تنها امکان پیروزی اش بالا بود، بلکە مقاومت وی می توانست منجر بە حضور گستردە خیابانی مردم گردد و تاثیرات دگرگون کنندەای در حیات سیاسی و اجتماعی جامعە بە همراە آورد.

خامنەای می خواهد انتخابات را با شکوە برگزار نماید، اما نە بە قیمتی کە موقعیت خود وی متزلزل شود. اگرغیر از این بود، منطقاً می بایست با آمدن خاتمی کە در لحظە حاضر می توانست بیشترین تعداد شرکت کنندە را بە پای صندوقهای رأی بکشاند موافقت کند. آمدن رفسنجانی نیز عدە زیادی را بە پای صندوقهای رای خواهد کشاند. اما این، آن شکوهی نیست کە خامنەای انتظارش را می کشد. شکوە حضور، همان گونە کە درانتخابات ٨٨ جنبش سبز را  خلق نمود،  این بارمی تواند بە تقویت جنبش وسیع اجتماعی کە زمینە های آن هم بە مراتب مستعدتر از ٤ سال پیش است، منجر شود و بیش از پیش پایە های اقتدار تضعیف شدە حکومت را سست نماید. این البته خواست رفسنجانی نیست و درست همان چیزی است کە خامنەای را بە وحشت می اندازد و بخشهای وسیعی ازمنتقدین و مخالفین حکومت بە آن دل بستەاند و امیدوارند کە با حضور رفسنجانی و شرکت گستردە مردم در انتخابات از طریق صندوق رای حکومت را بە عقب نشینی وادار کنند.

با توجە بە وضع موجود، نامحتمل نیست خامنەای بکوشد از حضور رفسنجانی برای انجام معاملە با جریان احمدی نژادهمچون ابزار فشار استفادە نماید، تا بلکە بتواند یک اجماع حداقلی علیە رفسنجانی حول کاندیدای مطلوب خود به وجود آورد. ولی لزوماً نە نتیجە برگزاری پرشکوە انتخابات و نە معاملە با تيم احمدی نژاد – مشائی بە سود وی تمام نخواهند شد. زیرا، اولی ممکن است بە پیروزی کاندیدای منتقدین و مخالفین خامنەای منتهی گردد و دومی ژرفش شکاف میان محافظە کاران مخالف  جریان احمدی نژاد- مشائی با خامنەای و گرد آمدن آنها پیرامون رفسنجانی را بدنبال داشتە باشد.

کاندیدای مورد حمایت ولی فقیە سعید جلیلی است، خامنەای و حزب پادگانی نهایت تلاششان را برای بیرون آوردن جلیلی و شکست رفسنجانی و جلوگیری از بخطر افتادن تسلط شان بر کشور خواهند کرد.

رد صلاحیت کاندیداهای شاخص اصلاح طلب، و تا حدودی جریان دولت، برای انتخابات شوراهای شهر و روستا می تواند گواهی باشد کە حکومت قصد عقب نشینی از مواضع تاکنونیش را ندارد و همچنان از تمام امکاناتش، و قطعاً از حربۀ ردصلاحیت، کە آشکارا ناقض حقوق اولیە شهروندی است، و میدان ندادن بە منتقدین و مخالفان برای شرکت در انتخابات بهرە می جوید.

این رویە در برخورد با کاندیداهای ریاست جمهوری نیز بکار گرفتە خواهد شد و اکثریت کاندیداها با توسل بە نظارت استصوابی از فرایند انتخابات کنار نهادە خواهند شد. دامنه این رویه در روزهای آتی می تواند از زمره محکی برای پارەای اظهارات دایر بر سازش و توافق پیشاپیش میان رهبر و رفسنجانی و یا نشانەای از مصلحت گرایی در راس هرم، که تاکنون بروزی نداشته است، باشد. تازە ترین اظهار نظر خامنەای در مورد انتخابات در روز چهارشنبە ٢٣ اردیبهشت نیز مؤید تمایل خامنەای برای تداوم رویە فعلی بود، که گفت: "بعضی برای جلب آرا شعارهایی می دهند كه از اختیاراتشان بیرون است". سایت آفتاب در بارۀ این اظهارات نوشت: "حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب امروز در دیدار با جمعی از اقشار مختلف مردم بیان داشتند: هدف ملت ایران در این انتخابات با دو عامل "انتخابات گرم و پرشور" و "انتخاب فردی مؤمن، انقلابی با عزم و همت جهادی به ریاست جمهوری تحقق می یابد." همە می دانند از نظر خامنەای رفسنجانی فاقد چنین ویژگیهایی است.

با چنین شرایطی رییس جمهور آیندە اگر فصل الخطابش "رهبر" نباشد، با اختیارات محدود قانونی و صدها مانع مختلف کە بر سر راهش قرار دارند، تنها در صورت بسیج اجتماعی و ارائە برنامەای جامع و مردمی و ایستادگی در مقابل رهبر و نظامیان می تواند عملکرد موفقی داشتە باشد. این در حالی است کە هنوز برنامەای از طرف هیچ یک از کاندیداه، از جمله سه کاندیدای مطرح یعنی رفسنجانی، جلیلی و مشایی ارائە نگردیدە تا مردم تکلیفشان را بدانند.

انتخابات پیش رو نیز مانند انتخابات سال ٨٨، انتخاباتی مهندسی شدە است. با این حال از دل آن انتخابات جنبشی خلق شد کە لرزە بر پیکر محافظە کاران مستبد حاکم افکند و بسیاری از مطالبات دمکراتیک و عدالتخواهانە سرکوب شدە مردم را دوبارە بە شکل وسیع مطرح و طلب کرد. جانهای عزیزی بخاطر مشارکت در جنبش و پیگیری مطالبات دمکراتیک آن، منجملە مطالبە انتخابات آزاد، از دست رفتند، صدها نفر بە زندان افتادند و رهبران آن هنوز در حصر اند.

بە استثنای محمد خاتمی کە بە او اجازە شرکت درانتخابات دادە نشد، هیچ یک دیگر از کاندیداهای ریاست جمهوری تاکنون رسماً و علناً آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی، کروبی و رهنورد  را طلب نکردەاست. این در حالی است کە یکی از خواستەهای اساسی جنبش آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز است.

طبیعتاً از کاندیداهايی کە ولی فقیە را فصل الخطاب خود اعلام می کنند، نبایستی توقع داشت کە از انتخابات آزاد و رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی حمایت کنند.  بلکە وظیفە نیروهای مخالف استبداد و طرفدار دمکراسی و انتخابات آزاد است کە از فضای انتخاباتی مهندسی شدە برای طرح وسیع مطالبە انتخابات آزاد، آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز کە همچنان بخاطر وفاداریشان بە وعدەهای انتخاباتیشان و بە مطالبات دمکراتیک جنبش سبز در حصر و زندان نگاە داشتە می شوند، بهرە گیرند.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

دوست عزیز، ضمن تشکر از توجهتان. من فکر می کنم بهترین تاکتیک در حال حاضرد تشویق و ترغیب مردم بە اعتراض علیە این اقدام و علیە  نظارت استصوابی  و رای ندادن  بە کاندیداهای حکومتی  است.

با احترام

صادق کار