برده داری مدرن: واقعیت یا اغراق؟

 

میلیونها زن و مرد و بچه در سراسر جهانمجبورند در مناسبات غیررسمی برده داری زندگی کنند. کشوری نیست که بردهداری را به رسمیت بشناسد ولی کشوری هم نیست که شکل یا فرمی از برده داری درآن فعال نباشد. شرایط سخت و جانکاه میلیونها انسان، برده داری نامیده نمیشود و بسیاری مواقع به تحلیلهایی از جنس "شرایط سخت اقتصادی"، "فقر و"نبود امکان رشد" بسنده می شود. اما علیرغم همسانی شرایط زندگی ناسالم وبرده داری، کمتر مقام مسئولی حاضر است چنین موقعیتی را برده داری بنامد.

 

زنانمانند اشیاء به فروش می رسند و به درآمد از طریق سکس پناه می برند. کودکانمجبور به کار اجباری در برابر حقوق محدود و گاه در مقابل دریافت اندکی غذاو سرپوش از دریافت حقوق نقدی محرومند. مردان در مزارع و نهادهای اقتصادیبه بردگی کشیده می شوند. این واقعیت در حالی صورت می گیرد که اکثر کشورهااعلامیۀ 1948 جهانی حقوق بشر و کنوانسیون تکمیلی سال 1956 سازمان ملل راامضاء کرده اند تا جهت حذف کامل برده داری در هر نوع و شکل بر هر فردی ازهر جنس و نژاد و قومیتی اقدام کنند.

 

ویژگیهای مشترک بردهداری که ناقض حقوق بشر است، شکل و ابعاد گوناگونی دارد. بسیاری موارد براساس ویژگیهای کشورها تفاوت می کند اما بی تردید همۀ این ویژگیها در چنداصل کلی خلاصه می شود که اکثر قریب به اتفاق سازمانهای مدافع حقوق بشر برسر آن توافق دارند:

 

* اجبار به کار و بهره گیری از طریق تهدیدهای فیزیکی و روانی.

 

* در مالکیت یا تحت کنترل کسی دیگری قرار گرفتن که بازده آن انهدام فردیت و قدرت تصمیم گیری فردی است.

 

* خرید و فروش "انسان" به مثابه کالا و استفادۀ ابزاری از انسان.

 

* رد و بدل " انسان"ها و سوء استفاده از قدرت جسمی، جنسی و کاری آنها.

 

* تبعیض جنسی و بهره گیری از آن.

 

* و...

 

اتحادیۀجهانی کارگران، وابسته به ارگانهای سازمان ملل (1) در شناساندن برده داریمدرن یکی از کوشاترین و موفق ترین نهادهای بین المللی است که با گزارشهایتکان دهنده ای از نقاط مختلف جهان کوشیده است تا ابعاد این پدیدۀ غیرانسانی و ناقض حقوق بشر را بر همگان آشکار کند. بنابه درک این اتحادیه بردهداری مدرن بدین صورت در جهان امروز خودنمایی می کند:

 

* ازدواجهای زودهنگام و اجباری که زنان را مجبور به پذیرش عواقب اینگونه راه حلهای اقتصادی و فرهنگی می کند.

 

* کار بدون حقوق زنان.

 

* کار اجباریِ افرادی که از پسِ مخارج اولیۀ زندگی شخصی خود برنمی آیند. اینافراد عموماً در معرض خشونت و مجازاتهای تعریف نشده قرار می گیرند.

 

* بهره کشی از فرزندان کسانی که خود به بردگی گرفته شده اند.

 

* جابجایی افراد و انتقال آنها به مناطقی که به کار اجباری گرفته می شوند.

 

* بدترین نوع برده داری کار اجباری بیش از 126 میلیون کودک در سراسر جهان کهنه تنها از درس و تحصیل دور می شوند بلکه سلامت و رشد آنها در معرض آسیبهای جبران ناپذیر قرار می گیرد.

 

* از نزدیک به 27 میلیون انسانی کهبه شکل برده وار زندگی می کنند، بیش از 11.4 میلیون آنها زنان هستند کهتقریباً 4.5 میلیون نفر قربانیان خرید و فروش سکس را تشکیل می دهند.

 

علاوهبر آنکه موضوع برده داری مدرن ابعاد گسترده ای را شامل می شود اما اینمطلب عمدتاً به موقعیت زنان و بهره کشی از آنان توجه دارد. پرداختن به یکیاز جوانب برده داری مدرن به معنای کم اهمیت دادن سایر جوانب نیست.

 

بسیاریمعتقدند که آمارهای غیررسمی ارقام بسیار بالاتری را نشان می دهد. بطورمثال گزارشهای نهادهای حقوق بشری می گویند قاچاق انسان مظاهر متعدد ومتنوعی دارد. زنها در داخل یا بین کشورها به روسپی گری، بهره کشی جنسی وسایر فعالیتهای اجباری جنسی کشیده می شوند که موقعیت آنها عموماً با اشکالسنتی استخدامی لاپوشانی و حتی موجه و قانونی می شود.

 

دلایلاینگونه بهره کشیها بر همگان روشن است. حداقل دربارۀ زنان باید گفت شرایطنابرابر و ناامن اجتماعی و اقتصادی، آنها را وا می دارد از فرصتهای کوچکو در عین حال غیر انسانی که برایشان فراهم می شود، استفاده کنند. عده ایهم می گویند در جهان آزادی زندگی می کنیم و زنان در انتخاب منابع درآمد خودآزادند حتی اگر قرار باشد روسپی گری کنند. روی سخن این نوشته به آن دستهاز زنانی که شخصاً و آگاهانه چنین مسیری را انتخاب می کنند نیست بلکه مخاطباصلی و اولیه کسانی هستند که از سرِ ناچاری و برای مبارزه با فقر خود بهتن فروشی اجباری رو آورده اند. گزارش نهادهای وابسته به اتحادیۀ جهانیکارگران مانند "پایان برده داری همین الان" و " جنبش ضد برده داری" (2 و3) وهمچنین اطلاع رسانی و سخنرانیهای کوین بِیلس (4) ، لیزا کریستین (5) و چهرۀجهانی و مبارز خستگی ناپذیر سونیتا کریشنان (6) نشان می دهد که نمی توانیمبا پناه بردن به زیر چتر "حق آزادی فردی و انتخاب"، زندگی پر رنج زنانی کهدر جهان آزاد امروز تبدیل به برده شده اند نادیده بگیریم.

 

واقعیتزندگی زنان بسیاری در بیش از صد کشور دنیا نشان می دهد که در دوره هایرکود اقتصادی و عدم توانایی آنها برای حل و فصل مسائل اقتصاد فردی، آنهاحاضر می شوند که هر نوعی از برده داری را پذیرا شوند. کوین بِیلس می گویدفاجعۀ وحشتناک آنجاست که در جهان مدرن امروز ما برده ها خود دسته دسته بهامید راهی برای بقا به قربانگاه ها سرازیر می شوند. در روند مهاجرتها کهبرای عده ای بی تردید پذیرش استثمار معنا می دهد، تبعیض جنسی تثبیت شده وزنان و دختران جوان در معرض خطر محض قرار می گیرند.

 

بایدبپرسیم چه دسته از زنان و دخترانی در معرض خطر قرار می گیرند؟ شرح حالزنانی که اخبار سرنوشت دردمند خود را در اختیار نهادهای حقوق بشری قرار میدهند، اکثر قریب به اتفاق سرگذشت آنها - خارج از آن که به کدام کشور تعلقدارند - از چند ویژگی مشترک برخوردار است:

 

* عدم برخورداری از تواناییهای علمی و فنی.

 

* سواد نازل.

 

* عدم آگاهی از مناسبات اقتصادی و حقوق فردی.

 

* ورود به مراکز حفاظت نشده – از نظر حقوقی و رسمیت داشتن-در مراکز کار.

 

* عدم گزارش یا پیگیری خشونتهای مبتنی بر جنسیت آنها.

 

* اعتماد به دلالان و بازاریابهای غیررسمی و خطرناک.

 

* امید اغراق آمیز به نیروی کار و مهارتهای خود.

 

* مسئولیت و مراقبت از کودکان و بستگان نزدیک به خود.

 

* پذیرش مشاغل نامطلوب که اکثراً بدون قراردادهای رسمی،حقوق بازنشستگی، بیمۀ فردی و زمان بندی می باشد.

 

* و...

 

برای روشن شدن نکات یاد شده به مواردی مشخصی اشاره می کنیم که جای وسیعی را در گزارشهای نهادهای حقوق بشر پر کرده است:

 

درنیجریه دختران و زنان طبق یک قانون مذهبی بنام "واهایا" (7) خریداری میشوند و مورد سوء استفاده قرار می گیرند. از 165 مصاحبه ای که با زنان ودختران – با هویت مخفی- فروخته شده به عمل آمده آنها اظهار داشته اند کهتوسط بزرگان قبیله به مردان ثروتمند به اجبار فروخته شده اند. مردانخریدار، آنها را همسران رسمی خود تلقی نمی کنند و در نتیجه حق و حقوقی همبرایشان در نظر نمی گیرند و صرفاً از آنها بهره کشی جنسی به عمل می آورند. قانون اساسی نیجریه نمی تواند با چنین پدیدۀ فرهنگی مذهبی جامعۀ خود مبارزهکند زیرا که طبق قوانین اسلامی آن کشور "واهایا" از مشروعیت مذهبیبرخوردار است و حداقل آنکه مردان خریدار آن را مخالف اعلامیۀ حقوق بشرهیچ کس نباید در بردگی و بندگی نگاه داشته شود- (1948) نمی دانند.

 

درکره شمالی در پشت دیوارها و درهای بسته، ازدواج اجباری با نیتهای متفاوتیاعم از اقتصادی و فرهنگی صورت می گیرد. زنان و دختران برای فرار از ایناجبار به همسایۀ خود چین پناه می برند و در آنجا طعمۀ انسان خوارهایی میشوند که از سوء استفاده از آنها دریغ نمی کنند. در صورتی که این زنانقابلیت بهره برداری نداشته باشند، به کرۀ شمالی فرستاده می شوند که تلاشآنها برای بقا به اقدامی سیاسی و مخالفت با سیستم و ترک وطن مجازاتهایی رادر برمی گیرد. نهایتاً کار در اردوگاه های اجباری در این کشور از سادهترین مجازاتهایی است که انتظار زنان فراری را می کشد.

 

کشورکوچک السالوادور در امریکای مرکزی تنها کشوری ترانزیت برای کالا نیست. روزانه زنان و دختران خردسال به منظور استثمار جنسی و تجاری و بیگاری بهکشورهای دیگر قاچاق می شوند. تعدادی از آنها به مصرف کار اجباری کشاورزیمی رسند و اکثریت قربانیان که از کشورهای فقیری نظیر نیکاراگوئه، مکزیک،کلمبیا و هندوراس جمع آوری شده اند و به نیت کار و بدست آوردن سرمایۀ اندکیتوسط قاچاقچیان انسان به خانه هایی در کشورهای دیگری از جمله امریکافرستاده می شوند. اکثر آنها مورد بهره برداری جنسی صاحبان جدید خود قرارمی گیرند.

 

در برزیل شبکه های قاچاق انسان عمدتاً داخلکشور عمل می کنند. پلیس فدرال برزیل تخمین می زند که بین 250000 تا 400000کودک در برزیل در مناطق توریستی، معادن، فاحشه خانه های غیررسمی و در خانهها مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرد.

 

زنان جوانکامبوجی به امید کار و حرفه به مالزی، تایلند و کشورهای اطراف رهسپار میشوند. کار اجباری از ماهیگیری و ساخت و ساز در صنایع رو به رشد کشورهایمیزبان تا کار خانگی و سوءاستفاده های جنسی در انتظار آنهاست. در خودکامبوج دختربچه های فقیر و گدا از کوچه و خیابانها جمع آوری می شوند و بهدست "مادران" مهربان فاحشه خانه ها سپرده می شوند. اگر چنین نشود، بهکارگران بی مزد در خانواده ها تبدیل می شوند که در مقابل نان و آب و سقفیکه به آنها داده می شود، کلیۀ حقوق انسانی آنها حذف می شود.

 

زنانجوان و تهیدست نپالی طعمه های دل چسبی برای کار و بردگی به حساب می آیند. بر اساس گزارش سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق زنان، سالانه بین ده هزار تا 15000 زن و دختر نپالی به کشور همسایه هند قاچاق می شود. آنها به عنوانکارگران خانگی، هنرمندان سیرک و غیره به کار گرفته می شوند. در عین حالآمارها از رقم قابل توجهی از بهره برداریهای جنسی بین زنان مهاجر نپالیحکایت می کند. در همین حال آمار بیش از 7500 کودک نپالی که در داخل کشورخوراک سوءاستفاده های جنسی می شوند، حکایت دیگری است.

 

سالهاست سازمانهای حقوق بشری به اطلاع رسانی و مبارزه با قاچاق انسان ازلهستان به سایر کشورهای اروپایی مشغولند. زنان لهستانی نه تنها به بازارهایاروپا فرستاده می شوند بلکه آخرین گزارشها نشان می دهد که در سنگال،اوگاندا، کنیا و چین هم برای زنان لهستانی خریدار پیدا می شود.

 

زناندر جستجوی کار و امنیت از هند و پاکستان، فیلیپین، اندونزی، سودان، اتیوپیو... راهی عربستان سعودی می شوند. قوانین بسیار سخت اقامت و کار رسمی دراین کشور، آنها را به بردگی جنسی اجباری می کشاند. مردان عربستان سعودی براساس قوانین اسلامی و با تکیه به پشتوانۀ مالی خود، زنان از راه رسیده رابرای خود "حلال" می کنند. بر طبق قانون ازدواج موقت در اسلام، مردان سعودیبا آرامش خیال و خارج از هر پاسخگویی در برابر قانون حقوق بشر به برده داریجنسی خود ادامه می دهند. در عربستان برای "برده های جنسی" هیچگونه محدودیتسنی در نظر گرفته نمی شود.

 

در پاره ای از قبایل آفریقایجنوبی ازدواج اجباری سنت جاافتاده ای است که عمدتاً ریشه در مناسباتاقتصادی دارد. دختربچه های 12 ساله برای استثمار تجاری جنسی آماده می شوند. شوهران آنها مردان پیری هستند که با اجرای چنین سنتی می خواهند برای بقایقبایل خود راهی بیابند. بسیاری از این مادران جوان با کودکانی که روی دستشان می ماند، از مناطق فقیر روستایی راهی مراکز شهرهای بزرگی مانندژوهانسبورگ، کیپ تاوان و بلوم می شوند. برای اکثر آنها سرنوشتی جز تن دادنبه بهره کشی تجاری جنسی، چیز دیگری انتظارشان را نمی کشد. فرار از دستماًموران دولتی، بی خانمانی، ترس از بازگشت به دیار خود و آخر سر تلاشیبرای زنده ماندن آنها را به برده های جنسی تبدیل می کند.

 

درمیان همۀ کشورهای دنیا وضعیت ایران تا حدود زیادی منحصر به فرد است. درگزارش "قاچاق انسانها" (8) که به همت بخش روابط خارجی وزارت امورخارجۀامریکا در سال 2009 تهیه شده است ویژگیهای این استثناء خود را نشان میدهد. اگر فکر نکنیم که بهره کشی جنسی از انسانها هم مانند همجنسگرایی بهگفتۀ رئیس جمهورمان دروغ است و در ایران وجود ندارد، با حقایق تکان دهندهای مواجه می شویم.

 

در ایران قانون " ازدواج اجباری" وجودندارد اما در عوض شرایط و امکان ازدواج اجباری وجود دارد. از نتایج تبعیضجنسی و بی اعتباری شرایط کار و زندگی اجتماعی زنان، حاصلی جز رشد "ازدواجموقت" نمی توان انتظار داشت. بسیاری از زنان کم درآمد در ازدواج موقت امنیتاقتصادی و فردی جستجو می کنند. بسیاری از آنها مجبورند به شرایط همسران "موقت" شان تن بدهند. اجبارات اینگونه زندگی را پذیرا باشند و در مقابلاندک امنیت اقتصادی که برایشان بوجود می آید به بردۀ جنسی شدن تن بدهند. چنین روندی با اطلاع و حتی تشویق سیستمهای دولتی صورت می گیرد و در نتیجههرگز به آن به عنوان یک مشکل اجتماعی نگاه نمی شود.

 

ایراندر عین حال کشور ترانزیت قاچاق انسان هم به حساب می آید. بنا به گزارش یادشده در بالا، زنانی از طریق ایران جهت بهره کشی جنسی از کشورهای همسایهراهی ترکیۀ، کشورهای خلیج فارس حتی پاره ای از کشورهای اروپایی می شوند. این در حالی یست که بازار قاچاق انسان در خود ایران هم رونق دارد. باندهایمخفی و حفاظت شده زنان جوان نیازمند درآمد و بی پناه ایرانی را به کشورهایحاشیۀ خلیج فارس هدایت می کنند. آنها عمدتاً از طریق قطر و دبی به بازارخرید و فروش انسان راه باز می کنند. بنابه همین گزارش زنان "فروشی" ازفقیرترین اقشار جامعه هستند و عموماً در خانواده هایی که با مشکل اعتیاددست و پنجه نرم می کنند، بزرگ شده اند. آنها فاقد حمایتهای جدی اجتماعیهستند و در یک کلام از شرایط مصیبت زدۀ خود در ایران می گریزند تا شایدافقی برای زندگی آینده بیابند.

 

عده ای نیز به اجبارهمسران موقت یا دائم خود راهی چنین بازارهایی می شوند. در هر حال بهرهکشیهای جسمی و روحی سرنوشت آنها را رقم می زند. دولت ایران در برخوردهایدیپلماتیک خود با جهان بیرون، قاچاق انسان را نکوهش می کند اما اقدام مهمیانجام نمی دهد. در سال 2009 سازمان ملل در گزارش خود نام ایران را نیز بهعنوان کشوری که در آن قاچاق زنهای تن فروش صورت می گیرد، اعلام کرد. ایراناز هرگونه همکاری با نهادهای حقوق بشری یا کشورهایی که این مسئله را جدیتلقی کرده اند، سر باز می کند.

 

در هیچ گفتگوی بین المللی واشتراک و تبادل اطلاعات در این زمینه، ایران حضور ندارد. نه سیستم قضاییایران انطباقی با مجازاتهای بین المللی برای قاچاقچیان انسان نشان می دهدنه هیچ گونه حرکت اجتماعی برای از بین بردن یاحداقل کاهش چنین فاجعۀ انسانیصورت می گیرد.

 

در سال 2008 بیش از 7000 نفر در ایران بهجرم قاچاق دستگیر و مجازات شده اند که هرگز گفته نشد چه تعداد از آنها بهامر قاچاق انسان – در اصل زنان- مشغول بوده اند یا اساساً سیستم قضاییایران حساسیتی به عملکرد قاچاقچیان انسان از خود نشان می دهد یا نه. واقعیتقضایی کشور ما تا به امروز نشان داده که قربانیان قاچاق را مجازات ومحاکمه می کند. زنان فقیری که به روسپیگری رو آورده اند، از این دسته ازقربانیان هستند که صدای شان نه در جایی شنیده می شود و نه چاره ای برایزندگیهای دردمندشان در نظر گرفته می شود.

 

به گزارشیونیسف (9) در سالهای پی در پی بیش از هزار کودک افغانی مهاجر در ایران درمعرض سوءاستفاده های جنسی قرار می گیرند. از ازدواجهای موقت تا بهره کشیهای جسمی جنسی این کودکان را تهدید می کند. طبیعتاً در این مورد هم با سکوتدولت ایران مواجه هستیم.

 

هیچ کس به درستی نمی داند چنددرصد از جمعیت زنان کشور ما بنابه نیازهای اقتصادی خود اجازه می دهند درمعرض بردگی جنسی قرار بگیرد و یا آسیبهای روحی و روانی حاصل از این بهرهکشی چیست. چه قربانیان چه دیگران، لازم است ازخود بپرسیم آیا همچنان بایداین سکوت ناعادلانه را تحمل کنیم؟

 

منابع:

 

  1. International Labour Organization (ILO).
  2. www.endslaverynow.org
  3. www.antisalvery.com
  4. Kevin Bales: TED, How to combat modern slavery.
  5. Lisa Kristine: TED, Photos that bear witness to modern slavery.
  6. Sunitha Krishnan: TED, The fight against slavery.
  7. Wahaya
  8. U.S. State Dept Trafficking in Persons Report, June, 2009.
  9. UNICEF

 

 

منبع: 
مدرسه فمینیستی

افزودن نظر جدید