دیپلماسی آشکار هاشمی

دو دهه پیش، خطبه های نماز جمعه سال 68 تریبونی بود برای هاشمی رفسنجانی تا در قامت رئیس جمهور جدید با انتقادات تند خویش از نسل جوانان چپگرا، پایان عصر انقلابی گری در حیات جمهوری اسلامی را نوید دهد. با شروع فصلی نو در حیات سیاسی جمهوری اسلامی، چپگرایان از مراکز قدرت رانده شدند و دوران سازندگی در داخل و تعامل با خارج آغاز گشت.حذف چپ ها از قدرت بمثابه توفیق اجباری برای تحول و غنای فکری آنها بود. ده سال بعد از آن خطبه ها، در زمستان 78 چپ ها در قامت روزنامه نگاران یا سیاستمداران اصلاح طلب، نه تنها قوه اجرائیه کشور را در اختیار داشتند، بلکه خود را برای در اختیار گرفتن قوه مقننه در انتخابات مجلس ششم نیز آماده می کردند. دو سال بعد از دوم خرداد 76، باد موافق اصلاح طلبی چنان می وزید که حمله به هاشمی رفسنجانی شاخصی برای تعیین درجه اصلاح طلبی گشته بود.

در این میان بودند روزنامه نگاران و صاحب نظرانی مانند ماشاالله شمس الواعظین، مسعود بهنود و صادق زیباکلام که منتقدین سرسخت هاشمی را به شکیبایی فرامی خواندند. استدلال می کردند، درست است که فضای سیاسی خبر از پیروزی بزرگ اصلاح طلبان در مجلس ششم می دهد، اما حمله به هاشمی رفسنجانی، راندن او به سمت محافظه کاران و نهایتا محروم کردن مجلس ششم از حضور یک شخصیت بانفوذ است. آنها شاید در چشم انداز سیاسی آن دوره، روزهای سخت پیش رو را می دیدند. می خواستند هاشمی را هنگام ضدحمله محافظه کاران در کنار خود داشته باشند. می گفتند شایسته است منش و روش اصلاح طلبان با هاشمی چنان باشد تا حداقل اگر او نتواند روزی یار شاطر اصلاحات باشد، بار خاطر آن نیز نشود.

حملات و انتقادات تند به هاشمی در داخل و خارج کشور اما ادامه یافت. در انتخابات 29 بهمن 78 او بعنوان نفر سی ام از سی نماینده مردم تهران، برگزیده شد، هرچند اما و اگرهایی در مورد تعداد آرای ریخته شده بنام او وجود داشت. هاشمی زیرکتر از آن بود تا با سایه ای از شک و تردید در مورد آرای خود، وارد مجلس شود. اعلام انصراف کرد و با وجود ریاست بر مجلس تشخیص مصلحت و عضویت در مجلس خبرگان رهبری، در حاشیه صحنه سیاسی کشور و نظاره گر جدال های سیاسی دو جناح رقیب، سکوت را برگزید.

حمله به هاشمی اما ادامه یافت. هرکس برخورد های تند به هاشمی را نکوهش می کرد خود نیز مورد حمله منتقدین قرار می گرفت. کار بجایی رسید که در خارج کشور عده ای، بعضا پرچم سرخ در دست و فریاد تند در گلو، در برابر محل های سخنرانی ماشاالله شمس الواعظین و مسعود بهنود که بعد از آزادی از زندان برای سلسله سخنرانی هایی به خارج آمده بودند، گرد آمدند و علیه آنها دست به تظاهرات زدند. "افشاگران" به صرف نظرات ملایم تر بهنود و شمس الواعظین گفتند و نوشتند که این دو روزنامه نگار فرستادگان هاشمی رفسنجانی هستند برای جلوگیری از تعمیق جنبش اصلاحات.

در انتخابات ریاست جمهوری 84، سرانجام منتقدان و هاشمی گله مند، به هم رسیدند، اما دیرهنگام و در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات. انتخاباتی که شکست مشترکی بود برای اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی.

خطبه های 26 تیرماه هاشمی اما زمانی انجام شد که بیش از یک ماه از انتشار نامه هاشمی رفسنجانی به آیت الله خامنه ای می گذشت. این نامه در زمانی نوشته شد که جنبش سبز خیابان ها را فراگرفته بود و انتخابات پیش از برگزاری، شگفتی آفريده بود. نامه هاشمی به رهبری، اعلام عبور مرد شماره دو نظام جمهوری اسلامی از "دیپلماسی پنهان" به "دیپلماسی آشکار" بود.

کارنامه هاشمی کارنامه سی سال خوبی ها و بدی های نظام اسلامی نیز هست. هاشمی اما درایت آن داشته و دارد که خود را در برابر مردم قرار ندهد. او هوشیارتر از آن است تا ابرهای تیره در آسمان نظام را نبیند و مدیر و مدبرتر از آن است که در برابر مردم خویش بایستد.

در نماز جمعه 26 تیر، اصلاح طلبان در قالب جنبش سبز به پیشواز هاشمی رفتند، هاشمی نیز هم با آنچه گفت هم با آنچه نگفت هم با شیوه ای که گفت شفاف ترین خطبه نماز جمعه را در دفاع از جنبش تحول خواهی کشور برای نمازگزاران خواند. او نمازگزاران سبز را ناامید نکرد.
بی شک دیپلماسی آشکار هاشمی با سرنوشت سیاسی او و خانواده اش نیز گره خورده است. هاشمی نشان داد در قامت یکی از معماران نظام جمهوری اسلامی سیاست مدارتر و مسئول تر از آن است که در خطبه های خود جنبش سبز مردم را نبیند یا بر "بحران" نظام چشم فروبندد.

هاشمی رفسنجانی آخرین حلقه ارتباطی نظام جمهوری اسلامی در شکل کنونی اش با مردم ایران است. آیا رهبری نظام و دیگر نهادهای حکومتی آخرین پل ارتباطی خویش با مردم را نیز ویران خواهند ساخت؟

گفته های تهدیدآمیز امروز آیت الله خامنه ای حاکی از قصد او برای ویرانی این آخرین گذرگاه حیاتی نظام است. بی شک موضعگیری هاشمی در نماز جمعه تاریخی هفته گذشته زمینه ساز دلگرمی و عزم محمد خاتمی و مجمع روحانیون مبارز برای درخواست برگزاری رفراندم بوده است.

در روزها و چه بسا ساعات آینده شاهد پیوستن گروه بیشتری از روحانیون، آیات عظام و شخصیت های سیاسی مردد به طیف حامیان هاشمی، موسوی، کروبی و خاتمی خواهیم بود. این احتمال نیز وجود دارد که رهبر و حامیان او برای جلوگیری از این پروسه، هاشمی را در حصر خانگی قرار دهند. در اینصورت شاهد اوجگیری اعتراضات خواهیم بود.

بخش: 

افزودن نظر جدید