معترض روند مهندسی انتخابات باشید

در حالی کە بخاطر حذف سە کاندید شاخص ریاست جمهوری از روند انتخابات تمایل بە تحریم وعدم شرکت درانتخابات ریاست جمهوری بالا گرفتە واینباربا اضافە شدن جنبش سبزامید وسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، شاخە خارج بە فهرست کسانی کە اعلام کردەاند درانتخابات مهندسی شدە ریاست جمهوری شرکت نمی کنند افزایش چشمگیری را نشان می دهد وانتخابات ریاست جمهوری برخلاف سال ٨٨ میرود کە با عدم استقبال وسیع مردم وجریانات عمدە سیاسی و اجتماعی مواجە شود. ولی فقیە کە کار مهندسی انتخابات را با کنارگذاشتن خاتمی و رفسنجانی تمام شدە می بیند وازجانب کاندیداهای باقی ماندە  چندان نگران نیست، بە صحنە آمد ونسبت بە کاندیداها ی باقی ماندە، اعلام بی طرفی کرد!

انتخاباتی کە قرار بود حماسی باشد وبەواقع نیزدرصورت عدم حذف کاندیداهای شاخص مورد حمایت اصلاح طلبان میتوانست چنین باشد، پس ازآنکە مشخص گردید نتیجە اش بە سود منافع وتحکیم قدرت حاکم نیست درنیمە راە عقیم شد ورهبرعطای حماسە را بە لقایش بخشید تا بلکە چند صباحی بیشتروبهرقیمتی براریکە قدرت باقی بماند وفجایعی را کە تاکنون ببارآوردە افزون نماید.

خامنەای اگرچە موفق شد موانع مهندسی انتخابات را با حذف سە کاندیدای، اصلی، بویژە خاتمی ورفسنجانی تا حدودی برطرف نماید، اما با این کار، تنش درجامعە را افزایش داد، بە شکافهای موجود دربلوک قدرت دامن زد، عدە دیگری ازاصلاح طلبان را تبدیل بە تحول طلب کرد، بستگان خمینی را بەاعتراض علنی علیە خود واداشت، امکان توافق برسرکاندیدای مشترک درمیان محافظە کاران را بە حداقل رساند، آمریکا و غرب را ترغیب بە وضع تحریمهای جدید علیە ایران کرد وتمایل بەعدم شرکت درانتخابات ریاست جمهوری را وسعت داد.

بە فرض اینکە جریان لاغرشدە وتکە تکە شدە حاکم، بتواند یکی ازکاندیدای مورد علاقەاش را برکرسی ریاست جمهوری بنشاند، اما درپس انتخابات چگونە میخواهد از پس عواقب ان براید معلوم نیست.

درواقع بازندە ا صلی این بازی خود خامنەای است. زیرا او با مهندسی انتخابات، بحرانها وتنگناهای رژیمش را فزونی می بخشد وامکانات جامعە برای مهار بحرانها را محدودتر می کند.

 

امروزە هیچ تردیدی درهیچ کس، بە غیراز بخشی ازجریان حاکم، دراینکە وضع موجود قابل دوام نیست وتدوام سیاستهای ولی فقیە بە تشدید تحریمها ووخامت اوضاع دامن می زند وخطردرگیری نظامی را زیاد می کند ولذا دگرگون کردن رویکردهای حاکم امری ست ناگریز وجود ندارد.

حتی ولایتی مشاورخارجی خامنەای و٥ نفر دیگر ازکاندیداهای باقی ماندە ریاست جمهوری، تغییر رویکردها برای مهاربحرانها را ناگریز میدانند وهمە آنها ادعا می کنند کە برای تغییرآمدەاند. تنها جلیلی ست کە همچنان ازدرستی رویکردها ی حاکم دفاع می کنند وبرادامە سیاستهای رژیم تاکید می ورزند.

.

اما درعین حال همە کاندیدا ها بە خوبی می دانند کە درصورت رئیس جمهور شدن درچهارچوب شرایط وقوانین کنونی، بدون اذن رهبروباند نظامی متحد وی همانطورکە وقتی احمدی نژاد پایش را از گلیمش درازترکرد وخواست درسیاست خارجی واتمی دخالتگرباشد، مغضوب جریان مسلط واقع شد، کارچندانی نمی توانند بکنند.

خاتمی ورفسنجانی تلاش کردند کە قبل ازکاندیدا شدن توافق رهبر برای انجام اصلاحات را بدست بیا ورند ولی خامنەای حتی اجازە کاندیدا شدن بە خاتمی را هم نداد. رفسنجانی نیز کە می دانست خامنەای با انجام اصلاحات وآمدن اومخالف است درواقع سعی کرد خودش را بە خامنەای تحمیل کند، کە دیدیم خامنەای چگونە بارد صلاحیتش مانع ادامەحضور او درروند انتخابات شد.

هرگاە چنین خطری از جانب هر یک از ٨ کاندیدای باقی ماندە توسط مهندسی کنندگان انتخابات جریان مسلط را تهدید می کرد وآنها این را احساس می کردند، محال بود بە وی اجازە شرکت درانتخابات دادە شود.

تائید صلاحیت معنی دار، عارف، ولواینکە زد وبندی درکارنبودە باشد وخود عارف هم درآن نقشی از پیش دانستە نبودە باشد واین موقعیت را بدون رضایت خود وی برایش ساختە باشند تا هدفشان را پیش ببرند، درواقع نوعی گزینش غیرمستقیم کاندیدای اصلاح طلبان بە سلیقە وتوسط حکومت است.

راە را برعارف وروحانی نبستند تا جای خاتمی ورفسنجانی را پرکنند. وازحضور آنها  برای پیشگیری ازکم رونق شدن انتخابات مهندسی شدە سوء استفادە کنند وهم ادعا کنند کە انتخابات درایران متکثر برگزار شدە و نمایندگان همە گروەهای جامعە درآن شرکت دادە شدەاند و حذف خاتمی ورفسنجانی از روندانتخابات بە معنی حذف جریانهای معینی از دورانتخابات نیست. اگر احزاب ممنوع هستند ونمی توانند درانتخابات شرکت کنند وخاتمی و رفسنجانی بدیلل " فتنە گری' کنار گداستە سدەاند، درعوض افراد منفردی هستند کە بصورت مستقل درانتخابات شرکت می کنند وگویا گروەهای اجتماعی مختلف را نمایندگی می کنند. ولی امروز روزواقعیت چیزی نیست کە ازچشم مردم ایران وجهانیان کە نظارە گررویدادهای ایران هستند پنهان باشد.

 

 حکومت از یک طرف تلاش می کند با بە رخ کشیدن شرکت روحانی وعارف درانتخابات وسواستفادە ازحضوراین دوهمچنان تنورانتخابات را گرم نگهدارد وحتی المقدور تعداد زیادتری از مردم را بە پای صندوق رای بکشاند وآرای آنها را بە حساب حمایت مردم ازاستبداد حاکم بگذارد، و از سو دیگرهرجا کە احساس می کند تبلیغات و میتینگ ها و مناظرە های تلویزیون عارف وروحانی ممکن است فرصت حضور اعتراضی بە طرفداران جنبش سبزبدهد همانگونە کە درجماران، شیرودی وتبریز دیدە شد، محدودیت برای آنها ایجاد کند.

.

 با این وجوعدەای، کە می بینند، حکومت حتی کاندیداهای اصلی اصلاح طلبان در شورای شهر را نیز بر نمی تابد و آنها را دستە دستە رد صلاحیت می کنند، معلوم نیست بر چە اساسی، مهندسی انتخابات را کە امری انجام شدە است و در سطح شوراها هم تحمل نمیشود، را انکار می کنند واز خاتمی و رفسنجانی می خواهند کە ازکاندیدا توری عارف و روحانی حمایت کنند.

 

 حتی بە فرض اینکە خاتمی ورفسنجانی بخواهند بی توجە بە  اعلام عدم شرکت اکثریت سازمانهای سیاسی منجملە دوجریان اصلی جنبش سبزوبرحذرباش موسوی خوئینی ها بە این فشارها تمکین نمایند ومرزی را کە برای اعتبار جنبش سبز واصلاح طلب و حفظ باور مردم بە آن اهمیت اکید دارد برای خود قائل نشوند، و مردم را بە حمایت از عارف وروحانی و شرکت درانتخابات فرا بخوانند، انتظار نمیرود کە بخش قابل ملاحظەای از بدنە اجتماعی جریانات اصلاح طلب، بخصوص باتوجە بە عدم اعتراض آنها بەحذف خاتمی و رفسنجانی ازروند انتخابات بە آن پاسخ مثبت دهند.

این فشارها درحالی بە دوکاندید اصلی حذف شدە اصلاح طلبان وجنبش سبز وارد می شود، کە هم خاتمی ورفسنجانی وهم کسانی کە بە آنها فشار می آورند بخوبی می دانند، کە ‌هدف  مهندسی انتخابات جلوگیری از شرکت خاتمی و رفسنجان درانتخابات بودە است  کە انجام گرفتە وماندن عارف و روحانی درصحنە برای موقعیت جریان مسلط تهدیدی جدی تلقی نمی شود.

.

عارف وروحانی جز کاندیداهای وابستە بەجریان مسلط نیستند ونمیتوان آنها را پیشاپیش بە زد وبند با جریان حاکم بر سرمهندسی انتخابات متهم کرد، ولی واقعیت این است کەحکومت ازحضورآنها برای جلب مشارکت بخشی از بدنە اجتماعی جنبش اصلاحات و داغ کردن تنور انتخابات حماسی مورد نظر ولی فقیە وایجاد شکاف وانشقاق وتضعیف جنبش سبز و درحرکتی  کە پیرامون همکاری انتخاباتی خاتمی ورفسنجانی شکل گرفت سوء استفادە می کند.

.

تمام دلایل متعدد موجود نشان دهندە آن است کە ولو بە فرض اینکە یکی از این دواز طرف خاتمی و رفسنجانی تحت عنوان کاندیدای مورد و ثوق اصلاح طلبان هم مورد حمایت قرار بگیرند واکثریت آرا را نیز بدست آورد بسیار دورازواقعیت است کە تصور شود بە عنوان رئیس جمهورتوسط جریان مهندسی کنندە انتخابات پذیرفتەشوند ودرصورت پذیرش بتوانند درشرایطی کە همە سازوکارهای حکومت کردن دراختیارخامنەای ومتحدین سرسخت نظامی – امنیتی او قرار دارد، وعدە هایی را کە بە مردم می دهند عملی کنند.

توقع  این بود و هست کە عارف وروحانی، پس ازاعمال فشاربر خاتمی، رفسنجانی ومشایی و حذف آنها سکوت پیشە نکنند ومعترض روند مهندسی انتخابات باشند ودرنقش ناقد روندتا کنونی انتخابات بە صحنە بیایند ونشان دهند کە مفروض بە پیروزی درانتخابات، شهامت اخذ موضع انتقادی ومستقلانه درمقابل خامنەای و جریان حاکم را خواهند داشت. اگر چنین می کردند ، ممکن بود بتوانند مانند خاتمی و رفسنجانی علیە روند حوادث موج اطمینان بە وجود بیاورند ومهندسی انتخابات را بە چالش بکشند ونقشە سوء استفادە مهندسان انتخابات را خنثی نمایند.

  ودرآنصورت هم سطح تحمل جریان مهندسی کنندە انتخابات نسبت بە خودشان را می توانستند محک بزنند، هم خودشان ، می توانستند براساس تشخیص موقعیت راجع بە ماندن ویا کنارکشیدن از روند انتخابات اخذ تصمیم کنند.

 

 

.

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

روزگاری در دهۀ پنجاه اصطلاحی در ادبیاتِ انقلابی آن سالهای میهنمان بکار می رفت با عنوان اپورتونیست های کمیته مرکزی
فدایی کبیر حمید اشرف ترجمۀ آثار کلاسیک را از ویژگیهای برجستۀ آنها برشمرده بود و خوشبختانه حداقل فعالیتِ مثبتی بشمار می آمد
ایکاش نویسندۀ محترم این مقاله که تجربیاتِ ارزشمندی دارد به جای صرف وقتِ گرانبها برای نوشتن مطلبی با این حجم که علاوه بر آنکه مبتنی بر واقعیات عینی و نیازهای جامعۀ ایران نیست در عینِ حال تاریخِ مصرفِ ان نیز گذشته انرژی و توانِ خود را در زمینه ای بکار می گرفت که لااقل به عنوانِ یک اثر در تاریخ ماندگار باشد
حیف که هنوز آن عبارتِ "بدنی بزرگ با سری کوچک" شدیداً آزار دهنده است

دوست عزیز، ضمن تشکرازاظهار نظرتان، ازشما خواهم آموخت ومدیون شما خواهم بود، هرگاە کە بجای این اظهارنظرگنگ وسربستە، کە خیلی جورها می شود تفسیرش کرد، برای من ازواقعیات عینی ونیازهای جامعە ایران وچە چیزی هنوز بە زعم شما تا ریخ مصرفش نگذشتە می نوشتید ومرا راهنمایی می کردید تا بتوانم چیزهای غیرمنطبق با واقعیات جامعە وتاریخ مصرف گذشتە ننویسم. چرا، شما کە باید سر بزرگی داشتە باشێد، حرفهایتان را آنقدرگنگ ومبهم می زنید ونظر خودتان را پنهان می کنید؟ زحمت بکشید چهارخط توضیح بنویسید تا بدانم چە می گویید بلکە من هم پاسخی داشتە باشم. ازحمید اشرف مثال می زنید، ولی چڕا مثل او حرفهایتان را شفاف و صریح نمی نویسید؟

با احترام

صادق کار

در مورد این مرقومه شریفه کسی با نام «دوست» نظر خود را با صراحت و صحت کامل، ولی با دو اشتباه نه چندان بی اهمیت اعلام نموده که جز اصلاح اشتباه ایشان، لازم نیست حرف دیگری به آن اضافه شود.
دو اشتباه جناب «دوست» عبارت از اینهاست:
یکم ــ این «نویسنده توانا» یا سازمان وی را به "بدنی بزرگ با سری کوچک" تشبیه کرده است. این مدعا چرا اشتباه است؟ اولا، به این دلیل ساده که سازمان مربوطه آقای صادق کار بارها رسما اعلام کرده است که در داخل کشور تشکیلات (بدن) ندارد. دوما، این «سر کوچک»، با یک «بدن» کوچکتر از خودش به خارج از کشور نقل مکان کرد که چند تائی از آنها، مثل همین آقای صادق کار، حجت نارنجی و... خودشان «سر کوچک» شدند و بقیه «فعالیت سیاسی» را رها کرده، بدنبال کار و کاسبی خودشان، مثل تاکسی¬رانی در شهرهای اروپا رفتند و انعام دادن یا برخورد بد این یا آن مسافر دغدغه فکری شان را تشکیل می¬دهد. بنا بر اینها، مثال "بدنی بزرگ با سری کوچک" با واقعیت این سازمان منطبق نیست. بجای آن مثال «سر کوچک بی بدن» صحیح است.
دوم ــ جناب «دوست» از کسی که حتی با آئین نگارش زبان رسمی کشور ایران (فارسی) آشنا نیست، می خواهد بجای نوشتن مطالب غیر «مبتنی بر واقعیات عینی و نیازهای جامعۀ ایران» و «تاریخِ مصرفِ گذشته» یک «اثر ماندگار در تاریخ» بنویسد. بنظرم، تقاضا برای شرکت در مسابقه دو از کسی که راه رفتن بلد نیست، عجیب است. این موضوع را با آوردن تنها یک پاراگراف از نوشته جناب صادق کار نشان می دهم. او نوشته است: « راە را برعارف وروحانی نبستند تا جای خاتمی ورفسنجانی را پرکنند. وازحضور آنها برای پیشگیری ازکم رونق شدن انتخابات مهندسی شدە سوء استفادە کنند وهم ادعا کنند کە انتخابات درایران متکثر برگزار شدە و نمایندگان همە گروەهای جامعە درآن شرکت دادە شدەاند و حذف خاتمی ورفسنجانی از روندانتخابات بە معنی حذف جریانهای معینی از دورانتخابات نیست. اگر احزاب ممنوع هستند ونمی توانند درانتخابات شرکت کنند وخاتمی و رفسنجانی بدیلل " فتنە گری' کنار گداستە سدەاند، درعوض افراد منفردی هستند کە بصورت مستقل درانتخابات شرکت می کنند وگویا گروەهای اجتماعی مختلف را نمایندگی می کنند. ولی امروز روزواقعیت چیزی نیست کە ازچشم مردم ایران وجهانیان کە نظارە گررویدادهای ایران هستند پنهان باشد». احتمالا نویسنده مقاله، آقای صادق کار، می خواسته است اینطوری بنویسد: «راە را بر عارف و روحانی نبستند تا جای خاتمی و رفسنجانی را پرکنند. و از حضور آنها برای پیشگیری از کم رونق شدن انتخابات مهندسی شدە سوءاستفادە کنند و هم ادعا کنند کە انتخابات در ایران متکثر برگزار شدە و نمایندگان همە گروەهای جامعە در آن شرکت دادە شدەاند و حذف خاتمی و رفسنجانی از روند انتخابات بە معنی حذف جریانهای معینی از دور انتخابات نیست. اگر احزاب ممنوع هستند و نمی توانند در انتخابات شرکت کنند و خاتمی و رفسنجانی بدلیل " فتنە گری' کنار گذاشتە شدەاند، درعوض افراد منفردی هستند کە بصورت مستقل در انتخابات شرکت می کنند و گویا گروەهای اجتماعی مختلف را نمایندگی می کنند. ولی امروز روز واقعیت چیزی نیست کە از چشم مردم ایران و جهانیان کە نظارە گر رویدادهای ایران هستند پنهان باشد»، که «قلم توانایشان» یاری نکرده است. خُب! از «دوست» محترم سؤال می شود: بنظر شما، صاحب چنین «قلم توانا» که در پاراگرف کوچک 25 غلط دارد، میتواند بجای «مطلبی با این حجم»، در مورد مسائل «مبتنی بر واقعیات عینی و نیازهای جامعۀ ایران» و «درعینِ حال تاریخِ مصرفِ نگذشته»، «انرژی و توانِ خود را در زمینه» «یک اثر در تاریخ ماندگار» صرف کند؟ بنظرم نه! چرا که «از کوزه همان تراود که اوست».

جناب محترم، ممنون از اینکە، نوشتە من را خواندەاید. راستش من فکرنمی کردم آدمهای فاضل و مسلط بە ادبیات و سیاست و مطلع ازجزئیات زندگی خصوصی وسیاسی، همە فدائیان، مثل حضرت عالی، نوشتە آدمهای امثال من را بخوانند، اما ازنقد شما دانستم کە دراشتباە بودەام. بهرهر حال خیلی ممنون ازنظرتان، سعی می کنم کە از این بە بعد انشای نوشتەهایم را بهتر کنم. باورکنید، از شما بە این خاطر ممنون هستم. البتە متوجە هستم، کە ناراحتی شما نە از بابت غلطهای انشایی نوشتە، بلکە بخاطرموضع نوشتە و دل پری است کە از سازمان اکثریت دارید. اگراینطور نبود، چە دلیلی داشت کە شما بە بهانە یک نوشتە بە جای انتقاد ازنویسندە، بطور ناشناس، سازمان اکثریت را چنین آماج حملە قراردهید؟ کشف این نکتە البتە با توجە بە حملات وادبیات بە کار گرفتە شدە  درسایت های، شناختە شدەای کە این روزها بە خاطر اعلام عدم شرکت سازمان ما درانتخابات فرمایشی ومهندسی شدە بە ما می کنند  کار دشواری نیست. ولی دوست محترم، اگر مایل نبودید، نامتان را بنویسید، انصاف وعدالت حکم می کرد، کە دریکی دو جملە ناقابل مضمون مقالە را هم نقد می کردید تا بفهمم حرف حسابتان چیست. گمان دارم، علت سکوت شما این باشد کە می ترسید با نوشتن  یکی دو جملە نقد، هویت  فکری و مشی جریانی را لو دهید کە بە آن تعلق خاطر سیاسی و یا تشکیلاتی دارید. شما چرا در تاریکی خود را پنهان می کنید ودیگران را مورد حملە قرار می دهید؟ اگر از راە و رسم تان مطمعن هستید، چرا اێنقدر پنهان کاری می کنید؟

با احترام

صادق کار

ضمنِ احترامِ فراوان و با سپاس از پاسخگویی قصدِ من از اشاره به آن اصطلاح آسیبهای اسفباری استکه از تبعیدِ ناخواسته و دوری از واقعیاتِ امروز ایران ناشی می شود
صمیمانه اطمینان دارم که در بحثِ مسائلِ مربوط به جنبشِ کارگری باتوجه به آگاهی گسترده و نیز تجربیاتِ گرانبها و کاملاً مرتبط ، دیدگاههای شما با واقعیاتِ موجود سازگاری بیشتری دارد و بطور کلی راهگشا و مؤثر است
امیدوارم اگر انتقادِ مرا به دلیلِ محدودیتهای زندگی در ایران گنگ یافته اید ، آنرا به آرزوهای نیک و امید به فردایی بهتر ببخشایید

این جمله را در مقالۀ زیر بسیار هشدار دهنده دیدم
"اما گاهی ملت معجزه می‌کند و به رهبری رهبران می‌پردازد و به ما می‌گوید که چه باید کرد"

http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/46035/
باشد که درس های لازم را به موقع بیاموزیم
پیروز باشید