مردم رئیس جمهور را انتخاب کردەاند، ما راهبرد و کابینە اش را تعیین می کنیم!

حسن روحانی کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان و اعتدال گرایان در انتخابات دورە یازدهم ریاست جمهوری با انتقاد از سیاستهای جریان حاکم و وعدە تغییر واصلاح امور و رفع بحران اقتصادی، کاهش تورم، افزایش دستمزد کارگران، آزاد گذاردن فعالیت نهادهای مدنی، حل مناقشە هستەای، ازمیان برداشتن تحریمها، بهبود حقوق زنان ودەها وعدە دلپسند شیرین دیگر توانست آرا ملیون ها  نفر ازصاحبان حق رای ناراضی از وضع موجود و خواهان تغيير را ازآ ن خود نماید و با کسب آرا قریب بە ٥١ درصد از کسانی کە درانتخابات شرکت کردند بە عنوان یازدهمین رئیس جمهورانتخاب شود.

برخلاف انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ کە ولی فقیە ومحافظە کاران تحت هدایت وی با انجام تقلب وکودتا از برسمیت شناختن پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات سرباززدند و معترضین را سرکوب و زندانی و تعداد زیادی را نیز درخیابان و زندانها بە قتل رساندند، این بار در ظاهر نتیجە انتخابات را پذیرفتند وحسن روحانی را بە عنوان رئیس جمهور بە رسمیت شناختند و بە  وی تبریک گفتند.

 آنها همانطور کە انتظار می رفت حضور گستردە مردم درانتخاب را بە حساب رای مردم بە حکومت و لبیک مردم بە درخواست رهبر حکومت برای شرکت در انتخابات اعلام کردند و ادعا کردند کە آزادترین انتخابات در دنیا را برگزارکردە ونسبت تقلب درانتخابات ٨٨ را دروغ  و القا "فتنە گران و افراطیون " نام نهادە و در حالی کە رهبران و فعالان جنبش در حصر وزندان هستند از محاکمە "سران فتنە" بە دلیل "القاء تقلب در انتخابات و ایجاد فتنە" صحبت بە میان آوردند.

علاوە بر این، آنها از روز نخست پیروزی روحانی بە تهدید او و تعیین حد و حدود برای رئیس جمهور جدید پرداختند. آنها علی الحساب از حملە مستقیم بە روحانی پرهیز می کنند و در عوض حملاتشان علیە رهبران درحصر جنبش سبز را تشدید نمودند تا هم بە مردمی کە درمیتینگ های انتخاباتی خواهان رفع حصر آنها وزندانیان سیاسی شدە بودند دهن کجی کنند وهم بە روحانی بفهمانند کە بە رغم شکست شان حد وحدود اصلاحات را آنها هستند کە همچنان تعیین  می کنند. 

تغییر تاکتییک محا فظە کاران

با  وجود بە رسمیت شناختە شدن نتیجە انتخابات توسط  شورای نگهبان و خامنەای، اکثرمحافظە کاران حاضر بە پذیرش شکست سنگین شان درانتخابات ریاست جمهوری و شوراها نیستند. آنها با تغییر تاکتیک درواقع دارند  بە سیاست مانع تراشی و بحران سازی برسر راە دولت آتی کە دردوران خاتمی پیش بردند رجعت می کنند. لذا برای رئیس جمهور جدید خط ونشان می کشند، او را تهدید می کنند، کە توسعە سیاسی را فراموش کند، ازآوردن اصلاح طلبان بە کابینە اش پرهیزکند، خودش را  با رهبرتنظیم کند.

 ید‌الله جوانی٬ مشاور عالی نماینده ولی فقیه  در سپاه، ورود حسن روحانبه موضوع رفع حصر میرحسین موسوی٬ مهدی کروبی، وآزادی زندانیان سیاسی کە یکی از مطالبات اصلی مردم است، را مشکل ساز می خواند.  مجلس بە  سرعت دست اندرکار اصلاح آیئن نامە و تعيین شرط وشروط تازە برای وزرا  است و دولت بدون اینکە  وقعی بە اعتراضات نمایندە روحانی بنهد،  با سرعت مشغول درست کردن دست انداز و ایجاد موانع و دام بر سرراە دولت آتی وسنگر گیری پشت آنها ست ودستگاە قضایی همچنان  مشغول کشت و کشتاروسرکوب و بگیر وببند  مخالفین و منتقدین حکومت است.

محافظە کاران حاکم در حالی بە  تهدید واقدامات بازدارندە علیە دولت آتی  روی آوردەاند  کە گویا علل شکست سنگین شان درانتخابات و دلایل پیروزی کاندیدای مورد حمایت اصلاح  طلبان و بخش های دیگری از جامعە را بە همین زودی فراموش کردە اند. آنها فکر می کنند  با انداختن تمام مسئولیت وضعیت فلاکت بار کشور بە  گردن احمدی نژاد خود را از تیررس مخالفت مردم  دورکردەاند، بهمین دلیل  بە رغم شکست سنگین تمام کاندیدا هایشان درانتخابات، دودستی  بە قدرت چسبیدە و حاضر بە تمکین از آرا مردم و سپردن قدرت واقعی بە حریف برندە نیستند.

دروا قع رفتار آنها ما نند گذشتە است. تنها ترفند ها یشان  برای حفظ  قدرت است کە  تغییرنمودە. آنها این بار نیزمانند انتخابات ٨٨ حاضر بە  پذیرش شکست شان و تمکین بە آرای مردم نیستند.  دردو دورە ریاست جمهوری خاتمی با مانع تراشی بر سرراە برنامە های اصلاحی و زندانی کردن وزیرکشور، فشار موفقعیت آمیزبرای بر کناری وزرای کشور و ارشاد، حملە بە نهادهای نوبنیاد مدنی و اقدامات ایضایی دیگر مانع انجام مطالبات مردم شدند، درسال ٨٨ با تقلب و کودتا، وحصر پیروزا نتخابات تداوم قدرت شان را میسرساختند. این بار نیز کە بە  هردلیل مجبور بە تایید نتیجە انتخابات شدەاند، می خواهند رئیس جمهور مجری سیاستها و منافع آنها  باشد. 

با اینکە و اکنش روحانی بە این تهدیدات و در خواستها هنوز روشن نیست و برای روشن شدن آن حداقل باید تا مشخص شدن ترکیب کابینە پیشنهادی وی صبرکرد، ولی این تهدیدات واقدامات علاوە برایجاد نگرانی، واکنشها یی را در میان اعتدالگرایان و اصلاح طلبان برانگیختە است.

 دراین مورد شاید، اظهارات غلامعلی دهقان، سخنگوی حزب اعتدال و توسعه در گفت ‌وگو با تسنیم، کە گفتە است: " - اما متأسفانه در دهه 70-80 دو گفتمان افراطی شکل گرفت، گفتمانی که از اسلامیت عبور کرد و می‌گفت: ما فقط جمهوری مطلق می‌خواهیم و گفتمان دیگر رأی مردم را تزئینی می‌دانست، در حالی که گفتمان اعتدال معتقد است باید جمهوری اسلامی مدنظر رهبر فقید و رهبر معظم انقلاب اسلامی پیاده شود، به همین جهت گفتمان اعتدال را هیچگاه نمی‌توان نادیده گرفت." بی ارتباط با این تهدیدات نباشد.

وشاید از همین روست کە برخی شخصیت های سرشناس اصلاح طلب، از یکسو از عدم دامن زدن بە مطالبات سخن بە میان می آورند و ازسوی دیگر روحانی را فرا می خوانند تا بە وعدەهای انتخابا تی ا ش وفادار بماند و خاتمی پیشاپیش، احتمالا بخاطر نگرانی از بستە شدن درب کابینە برروی اصلاح طلبان، مسجد جامعی را مناسب ترین فرد برای تصدی وزارت ارشاد اعلام می کند.

بهر حال شواهد موجود همگی حکایت از آن دارند کە بە رغم تاکید چند بارە آ قای روحانی بر وفادار ماندن بە وعدەهای انتخا با تی اش، تشکیل کابینە و انجام  بیشتر وعدەهای انتخاباتی وی، حتی درصورت مصمم بودن روحانی، باموانع جدی روبرو است و میزان کامیابی رئیس جمهور بستگی بە میزان همراهی و کنار آمدن ولی فقیە و محافظە کاران حاکم کە ظاهرا  بە  آسانی حاضر بە رها کردن امتیازات اقتصادی و سیاسی منحصر بە فرد شان نیستند و اهرم های اصلی قدرت را همچنان در اختیار دارند دارد. با این اوصاف ظاهرا روحانی تنها قادر بە انجام آن بخش از اصلاحاتی است کە دستگاە ولایت و محافظە کاران، برای بقای خویش انجام آنها را گریز نا پذیر می دانند.

   اکثر اصولگرایان همچنان با توسعە سیاسی، مخالفت می ورزند. تاکید آنها فعلا روی انجام پارەای اصلاحات اقتصادی آمرانە، مانند مهار تورم و گرانی، بیکاری وتقویت پول ملی است. اما چون می دانند اصلاحات اقتصادی مورد نظرشان بدون لغو و یا حداقل تعدیل تحریمها از طریق کنار آمدن با غرب میسر نیست، در این زمینە حاضرند با روحانی وغرب تا حدود معینی همراهی نشان دهند.

 در چنین فضایی است کە را یزنی های پشت پردە برای توافق بر سر ترکیب کابینە هنوز ادامە دارد ورئیس جمهور ظاهرا در تلاش است ترکیب کابینە ا ش را بە شکلی بچیند، کە هم برای جریان اصلاح طلب حامی اش کە پیروزیش در انتخاب مدیون آنها ست، قابل قبول باشد و هم بتواند آنرا از سد مجلس، بیت رهبری و جریان با نفوذ نظامی – امنیتی بگذراند. وکیست کە نداند ایجاد چنین موازنە ای تا چە حد دشوار و چالش زاست.

 ترکیب  و تائید نهایی کابینە نخستین ودشوار ترین آزمون ڕوحانی است. اگر روحانی بخواهد و بتواند با کمک توازن اجتماعی موجود کە فعلا بە سود وی است، و بهرە گیری از گسیختگی محافظە کاران، بی ترس ازتهدیدات و فشار محافظە کاران ترکیب کابینە ا ش را بە شکلی بچیند کە پاسخگوی مطالبات جامعە باشد و انتظار رای دهندگان و حامیان اصلاح طلب و غیرە را برآوردە نماید وحامیان اصلی اش را درآغاز راە مایوس ننماید، و قادر گردد آنرا بر مجلس و نهادهای قدرت تحت تسلط رهبری و محافظە کاران بقبولاند، ازنخستین و دشوارترین آزمون خود پیروز بیرون می آید و شانس بیشتری برای انجام وعدە های انتخابا تیش خواهد داشت.

 اما چنانچە روحانی تسلیم فشارها و تهدیدات گردد و تن بە سازش دهد و نتواند چنین کند، درآن صورت، بە احتمال زیاد اعتدا لیون، بە عنوان جریانی کە وسط ایستادەاند وزنە اصلی را در کابینە از آن خود خواهند کرد. در چنین سناریویی کە هم محتمل تر بە نظر میرسد، و هم با روحیات  روحانی و خواستگاە اجتماعی جریانات موسوم بە اعتدا لگرا بیشتر وقف دارد. در آن صورت بعید است عناصراصلاح طلبی کە رابطە تنگا تنگ با جنبش سبز دارند و همچنان بە مطالبات جنبش متعهد هستند، درسطح وزیر بە کا بینە راە پیدا کنند و روحانی بتواند بخش قابل قبولی از وعدە های انتخا با تی اش را عملی نماید.

 تمرکز محافظە کاران روی ترکیب کابینە نیز معطوف بە آن است کە مانع ورود اصلاح طلبان پیگیر وجدی بە کابینە گرد ند. اگر آنها در این کار موفق شوند ضربە ای کاری در آغاز کار برائتلاف انتخاباتی اعتدا لگرا یان و اصلاح طلبان و کسانی کە روی این ائتلاف واقدامات اصلاحی حساب باز کردە اند، وارد خواهد شد.

بە هر صورت گرچە همان گونە کە در دوران ریاست جمهوری خاتمی مشاهدە شد، ترکیب کابینە می تواند حتی با وجود نهادهای  غیر انتخابی قدرت، نقش بە سزایی درکم وکیف اصلاحات داشتە باشد، ولی نباید از یاد برد کە نهادهای غیرانتخابی، مانند ولایت فقیە و امثالهم، امکان آنرا دارند تا هرجا کە عملکرد دولت موجب تهدید منافع و موقعیتشان گردد، در صورت وجود شرایط مناسب مانع تداوم تغییرات شوند.

در یک چنین موقعیتی، بهترین ضامن برای پیشبرد اصلاحات و توسعە چند سویە دمکراتیک، تشکیل نهادهای سیاسی و مدنی قدرتمند و رسانە های مختلف غیردولتی، توسط گروەهای اجتماعی است. اکنون وجود این نهاد ها وسازماندهی آنها بسی مهمتر و با اهمیت تر از کم و کیف و ترکیب دولت است.

 در صورت شکل گیری چنین نهادهای است کە  می شود موانع انتخابات آزاد، دمکراسی، توسعە وعدالت اجتماعی را از سر راە برداشت. هم از این روست کە رژیم با شدت تمام با توسعە سیاسی مخالفت می ورزد ونسبت بە این مطالبە بە شدت سرسختی نشان می دهد.

 ولی با ا ین وصف مجموع شرایط درجامعە ما بگونەای است کە دیگر کسی نمی تواند برای مدت زیادی مانع توسعە توام سیاسی - اقتصادی گردد. اگر این امر ممکن می بود، جنبش اصلاحات، کە بە زعم بسیاری، مرعوب شدە تصور می شد بە جنبش وسیع تر و پر مطالبە تر ٨٨ فرا نمی رویید. وباز هم اگر عمر جنبش ٨٨ بە زعم کسانی تمام شدە بود، بە ناگاە با روزنە ای کە درفضای بحرانی پیش از انتخابات در دیوار اختناق گشودە شد، بە یکبارە مطالبات جنبش در کشور بە شکلی چنان وسیع کە دیدە شدە طنین انداز نمی شد.

  همانگونە کە گفتە شد، انجام وعدە های اعتدالگرایان با دشواریها و چالشهای عدیدەای، بخصوص با مقاومت اکثریت محافظە کاران روبرو خواهد شد. در چنین شرایطی نیروهای تحول خواە، اعم از اینکە در انتخابات شرکت کردە و یا نکردە باشند و نسبت بە دولت آتی مثبت بیند یشند یا منفی، منطقا ضرورت دارد ضمن پای بندی بە برنامە ها و ا‌هداف برنامە ای شان و پیگیری آنها، در کنار تلاش برای ایجاد نهاد های مدنی ازاقدامات اصلاحی مثبت دولت آتی وعملی نمودن وعدەهای انتخاباتی روحانی بە مردم حمایت نمایند ودر نقش نیروی پیش برندە مطالبات وناقد نا پیگیریها و خلف وعدە های احتمالی دولت نقش آفرینی کنند.

 صادق کار

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

ر. صادق گرامی، آیا بهتر نبود که تیتر را اینگونه انتخاب می کردی؟ " مردم در یک انتخابات آزاد رئیس جمهور انتخاب کردند" . تا کی می خواهید بر توهم مردم افزوده و راه را برای برگزاری یک انتخابات آزاد دشوار کنید؟

رفیق منوچهر مقصودی عزیز، ضمن تشکراز توجە و اظهار نظرتان راجع بە تیتراین یاداشت، ازمن پرسیدەاید: ( آیا بهتر نبود که تیتر را اینگونه انتخاب می کردی؟ " مردم در یک انتخابات آزاد رئیس جمهور انتخاب کردند" . تا کی می خواهید بر توهم مردم افزوده و راه را برای برگزاری یک انتخابات آزاد دشوار کنید؟) پاسخ من بە اینکە چرا بجای انتخاب تیترپیشنهادی شما، تیتر دیگری را انتخاب کردم، خیلی سادە است، تیتر شما را انتخاب نکردم، چون نە بە آن اعتقاد داشتم ونە با مضمون یاداشت ربط دارد. اگر بە آزاد بودن انتخابات درایران و بطور مشخص با آزاد برگزارشدن انتخابات دورە یازدهم معتقد بودم، قطعا، قبل از آنکە شما آنرا طرح کنید، خودم تیتری مشابە آنچە را شما نوشتە اید انتخاب می کردم و درآن صورت مضمون یاداشت را متناسب با تیتر آن تطبیق می دادم.  ما دراستراتژی با هم اختلافی نداریم. اختلاف ما با هم برسر برخی تاکتیک ها ست. بهمین جهت درک و موضع گیری هایمان درقبال پارەای رویداد ها در برخی مقاطع ممکن است متفاوت باشد واین نیز یک امر طبیعی است. " افزودن توهم..." بە نظرم نمی رسد کە مرتکب چنین خطایی در یاداشت شدە باشم. خوشحال و متشکر خواهم شد، اگر برایم بنویسید کە در کجای نوشتە من بە توهم افزودەام.

با احترام فراوان

چنین قیاسی باعث خنده خلق به فدایی نخواهد شد؟
رفیق " صادق کار " یادداشت « مردم رئیس جمهور را انتخاب کردەاند، ما راهبرد و کابینە اش را تعیین می کنیم!» را منتشر کرده اند . ایشان طی یادداشت مندرج در کارآنلاین، در برابر کابینه یازدهم، استراتژیی راعنوان می کند. بدون شک استراتژی اعلامی ایشان نظیر دیگر برنامه های از راه دور گذشته بی اثر خواهدبود. پرسش من این است با وجود دوری ما از اقلیم سیاسی ایران و بی خبری از متن جامعه و نبود منابع مورد اطمیان، مواضعی را اعلام کرده ایم که هیچکدام از راهکارهای ما با استقبال مردمی روبرور نشدند – حال تاثیر بر کلیت رژیم به جای خود – ؛ گوئیا مردم صدای ما را نمی شندند یا اگر می شنوند بدان توجه نمی کنند.
رفیق! خوش خیالی تا کی ؟ در روزگاران فقدان ارتبا سازمان ما با داخل با وجود هواداران داخل کشور ، صرف آمدن چند نر از سبزها و ارتباط آنها با فداییان بناید اخبار دست چندم رسیده از ایران به آنها نباید گمانه هایی در ما ایجاد کند. ما اینجا نشسته ایم و در هر مقطع تاریخی و قبل از رویدادهای سیاسی راهکاری را ارائه می دهیم. گروهی از اپوزیسیون روزی از تحریم مردم ایران توسط غرب برای به زانو در آوردن حکومت ایران حرکت می کند. هر روز راهکاری که سریعا و بدون بررسی تاثیرات آن کنر گذاشته می شود. در نون اخیر، به طور مثال قبل از 24 خرداد 92 ما اطلاعیه عدم شرکت در انتخابات را صادر می کنیم . بعد از مشارکت مردم داخل کشور و عقب نشاندن رویکرد تندروهای اصولگرا به دفاع احساسی از منتخب مردم در 24 خرداد مبادرت می کنیم. نمی دانم این یادداشت شما از کدام پشتوانه خبری واقعی مایه گرفته تا راهبرد و کابینه رئیس جمهور یازدهم فعال کنی؟ این آرزوی خوش خیالانه اگر نیست پس چیست ؟ با هم کمی به عقب باز می گردیم و به مواضع حسن روحانی می رسیم که قابل استنادتر است. روحانی به کرات عنوان کرده که « نه چپ هستم و نه راست. نه اصولگر و یا اصلاح طلب . من اعتدالگرا هستم ». وی همچنین بر قانونگرایی و منتخب مردم بودن و نه منتخب جناح ها تکیه دارد . حال شما از کجا به این نتیجه رسیده اید باید توضیح بیشتری را بیان می داشتید.
شما بر یادداشت خود روح " ولونتاریسم " یا اراده گرایی را دمیده ای. عین جملات شما را می آورم : « در یک چنین موقعیتی، بهترین ضامن برای پیشبرد اصلاحات و توسعە چند سویە دمکراتیک، تشکیل نهادهای سیاسی و مدنی قدرتمند و رسانە های مختلف غیردولتی، توسط گروەهای اجتماعی است. اکنون وجود این نهاد ها وسازماندهی آنها بسی مهمتر و با اهمیت تر از کم و کیف و ترکیب دولت است». در ادامه آورده ای : « در صورت شکل گیری چنین نهادهای است کە می شود موانع انتخابات آزاد، دمکراسی، توسعە وعدالت اجتماعی را از سر راە برداشت. هم از این روست کە رژیم با شدت تمام با توسعە سیاسی مخالفت می ورزد ونسبت بە این مطالبە بە شدت سرسختی نشان می دهد». دوران این مطالبه شما و آرزوی تحقق آن گذشته است. ما نباید با ارزیابی های شتابزده و موضع گیری های احساسی و عجولانه باعث خنده خلق به چپ و فدایی نشویم . ارزش فداییان و سازمان و شما فراتر از آن است که باعث هزینه ای شود که نفعی برای ما نداشته باشد. امید که از نقد یا نجوای رفیقانه ام دلگیر نشوی و با درج نظرم باعث تشویق دیگر رفقا در فعالتر شدن اظهارنظر نسبت به مطالب کارآنلاین شوید. در چنین صورتی ما نیز چون اخبار روزی ها دریچه ای به فضای همفکری و تبادل نظر را گشوده ایم تا پرچم سازمان فداییان را بر فراز بام سیاست ایران و اپوزیسیون به اهتزاز بیشتری در آوریم.

رفیق هاشم عزیز، از توجە و عکس العمل شما نسبت بە یاداشت، جدا سپاس گزارم. شما از استراتژی طرح شدە در یاداشت، ایراد گرفتە اید و آنرا مایە مضحکە مردم می دانید، اما استراتژی جایگزین ارائە ندادەاید. برخورد سلبی کردەاید. برخورد سلبی کە آسانترین کار است رفیق جان، شما کە بە همە سیاستهای گذشتە سازمان ایراد می گیرید، لطفا مرحمت بفرمائید وبا نوشتن مقالەای سیاست بدیل پیشنهاد کنید. اینکە نمی شود شما بیایئد روی همە مواضع سازمان خط قرمز بکشید، اما ننویسید و نگوئید سیاست درست بە زعم شما کدام اند. در مورد بی اطلاعی سازمان از وضع داخل، با شما هم عقیدە نیستم. بر خلاف گفتە شما امکانات اطلاع یابی سازمان از اوضاع کشور، فوق العادە متنوع است و محدود بە آنچە شما فکر می کنید نیست.

با سپاس فراوان و در انتظار شنیدن انتقادات روشنتر شما

صادق کار

يك رويداد، دو موضع مغاير از دو ارگان يك سازمان
رفيق صادق سپاس و درود براي شما كه باوجود مشكلات، نظرم را نه تنها خوانده كه مورد پردازش قرار داده ايد. باشد تا منبعد نيز به دیدگاه نظردهندگان اقدام لازم به عمل آوريد. بعد از تشكر از شما، به جوابیه نسبت به پاسخ شما به نظرم می پردازم.
رفيق !
قدما گفته اند که : « در خانه اگر كس هست يك حرف رفيقانه بس است »
نقل مستقيم از نظرشما را كه بر نظر من نوشته ايد اين است:« شما از استراتژی طرح شدە در یاداشت، ایراد گرفتە اید و آنرا مایە مضحکە مردم می دانید، اما استراتژی جایگزین ارائە ندادەاید. برخورد سلبی کردەاید. برخورد سلبی کە آسانترین کار است رفیق جان، شما کە بە همە سیاستهای گذشتە سازمان ایراد می گیرید، لطفا مرحمت بفرمائید وبا نوشتن مقالەای سیاست بدیل پیشنهاد کنید. اینکە نمی شود شما بیایئد روی همە مواضع سازمان خط قرمز بکشید، اما ننویسید و نگوئید سیاست درست بە زعم شما کدام اند ». به ضرس قاطع می گویم که من ايرادگيري نكرده ام زیرا خصلتی غیرسیاسی است؛ سعي كردم نقد دمكراتيكي بر تلاش رفيقي از سازمان خود داشته باشم. در رابطه با اينكه عنوان فرموديد « به همه سياست هاي سازمان ايراد مي گيرم »؛ باز در تشخيص تفکیک دو مولفه « ايراد و نقد » دچار شتابزدگي نشده ايد؟ من ادعای شما مبنی برسلبي بودن را باور ندارم. زيرا معتقدم پشتوانه نقد سازنده؛ همراهي با سازمان، مطالعات متون گوناگون و تطبيق با اقليم سياسي ايران می باشد. شاید برخورد منتقدانه من شبهه برخورد سلبي را در شما بوجود آورده كه چنين نيز نمي باشد. در ادامه فرموده ايد كه با نوشتن مقاله اي سياست بديل پيشنهاد كنم. آيا اين نمي تواند بهانه یا احیانا مانعي براي بستن دهان نظردهنده باشد؛ ضمن اينكه مي دانم كه در میان فدايیان و سازمان با پيشينه اش چنين ذهنيتيبی سابقه است. بايد بگويم من مرغ نيستم كه تخمي بگذارم. ولي قطعا بهتر از مرغ مي توانم كيفيت محصول تلاش مرغ را توصيف و تشريح و از مقايسه آن محصول مشخص کنم. چشم اگر فرصت مجال داد مقاله اي نوشته و برایت ارسال خواهم كرد.
در ادامه نقد سازنده خود نسبت به عمل سياسي سازمان ، دو موضع مستند را در برابرت مي نهم و به تناقضات آن می پردازم. « شوراي مركزي سازمان » در 15 خرداد 92 بيانيه « انتخابات مهندسي شده، فرمايشي و به سود ولايت فقيه است، ما شركت نمي كنيم » را منتشر می سازد. بعد از اعلام نتيجه انتخابات در 25 خرداد « هئيت سياسي - اجرائي »، بيانيه « راي مردم ايران به تغيير؛ پيروزي در انتخابات را به مردم ايران تبريك مي گوئيم » را صادر مي كند. دو ارگان سازماني واحد، دو موضع مغاير به فاصله 10 روز قبل و بعد از يك رويداد، اگر ناشی از تشتت در رهبری نیست پس نشان از چه دارد؟ رفیق بهتر نبود شوراي مركزي بعد از اينكه به ناكارآمدي راهكار خود پی برد، بهتر نبود راهكار قبل از انتخابات مبني بر عدم شركت را نقد ، سپس در ادامه پيروزي مردم در انتخابات توصیف شده را تبريك مي گفت.
در اين رابطه به نظر شما در پاسخ به من كه ابراز داشته ايد : « امکانات اطلاع یابی سازمان از اوضاع کشور، فوق العادە متنوع است ». اگر اطلاع يابي فوق العاده متنوع سازمان از اوضاع كشور اين باشد. هر لحظه امكان تكرار خطاهاي سياسي جبران ناپذير چندان دور از انتظار نيست. نكند اطلاع يابي سازمان به تعبير ژورناليست ها؛ نتيجه ارسال اخبار خاكستري و يا سياه و كوچه و بازاري است . بدون تردید سطح دسترسي امکانات سازمان داخل ایران فراتر از اخبار رسمي مطبوعات سنتي و ديجيتالي نمي رود. در اينجا باز به عنوان بيانيه 15 خرداد 92 ( كه 10 روز قبل از انتخابات رسانه اي شد ) بازمي گردم. ممكن است شما واژه « ما » در صدر بيانيه « انتخابات .... است، ما شركت نمي كنيم » را به شمول رهبري، اعضاء سازمان در خارج كشور دانسته و ادعا كنيد ما به مردم نگفته ايم كه چه بايد كنند. اما پيشتر چه نبايد كرد را اعلام داشته ايد. اگردوباره فهم مرا تعبير به ايرادگيري ننمائيد؛ رفيق اگر چند تن از هواداران سازمان در داخل كشور يا به احتمال ضعيف چند تن از مردم ، با واژه « ما » شوراي مركزي همذات پنداري مي كردند و شرکت نمی کردند؛ آيا واکنش متاثرین از بیانیه عدم شرکت، بعد از بیانیه 25 خرداد ( پيام تبريك ديگر ارگان رهبري سازمان ) را ترسیم نکردند. رفيق! بخشی از اپوزیسیون خارج کشور از تريبون هاي مديايي و حمايت دول سرمايه داري برخوردار بوده و از تشديد تحريم هاي غرب عليه مردم ايران - نه فقط رژيم جمهوري اسلامي - دفاع کردند. چه حاصلي در خرمن خود گرد آوردند؟ آیا بي حاصلي از برداشت آنها، نتيجه اش آن نشد كه بخش قابل توجهي از مردم ايران از تبلیغات آنها حمايت نكرده و نمي كنند. چرا؟ چون گفتمان اپوزيسيون با روانشناسي اجتماعي مردم ايران يا حداقل بينندگان مديايي همسوئي ندارد. بنابراين چرا ما نبايد با سنجيدگي و ديدگاه واقعي رويدادهاي سياسي را ارزيابي كنيم؛ خصلت مزبور نخست باعث جلب نگاه مردم و سپس نزديك شدن آنها به سازمان فداييان خواهد شد. در این رابطه لازم ميدانم به حضور نيروهاي سياسي جرياناتي از جمله ملي - مذهبي ها، نهضت آزادي و برخي از بازماندگان انواع چپ داخل كشور و میزان تاثير آنها بر مقوله پارلمانتاريسم نگاهي داشته باشيم. آنها چه كرده اند؟ حداقل يا جزء تحريم كنندگان و تماشاچي تلاش مردم زحمتكش بوده اند؛ يا اينكه بادسنج سياسي خود را برافراشته اند تا بر امواج برخاسته از نسيم مبارزات انتخاباتي مردم موج سواري كنند ؛ كه آنهم به افزايش وزن سياسي آنها نيانجاميده است. چون ابزار قدرت در دست نظام سياسي است كه در پرتو انقلاب بهمن بعد از تغيير ساختار سياسي، ساختار اجتماعي را با خود همراه كرده است. نظام سياسي اي كه توانسته قواعد بازي سياسي را بر مداري به حركت درآورد تا تبليغات مهندسي كردن انتخابات محو و عرصه مبارزات پارلمانتاریستی را به روش كارگرداني با حضور جناح هاي معتقد به قانون اساسي اش را برای تغيير فراهم کنند. کارگردانی که همه اپوزیسیون را آچمز كرد. بهر صورت برای من این واقعیت حقيقتي تلخ و براي ما ناخوشايند است ولي نمي توان انكارش كرد.