همین فردا هم خیلی دیر است!


مراسم تحلیف یازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران انجام شد و در پایان آن اسامی وزرای پیشنهادی او نیز اعلام شدند. اعضای کابینه دولت آقای حسن روحانی، پس از تصویب اعتبار نامه های آنان توسط مجلس شورای اسلامی، آغاز بکار خواهند کرد. گفتنی است که مدت کوتاهی بعد از انتخابات، گمانه زنی ها در مورد وزرا، معاونان و مشاوران دولت جدید آغاز شد که اغلب این گمانه زنی ها، هدایت شده از مکانهای خاصی بودند که نقش کمیته های فشار را بازی می کنند.

در کشور ما دردها و آرزوهای انباشته شده تاریخی مردم در بهمن ماه سال ١٣٥٧ فرصت بروز پیدا کردند که غالباً در راهپیماییها و تظاهرات روز های انقلاب، در شعارهای مردم تجلی مینمودند. اما از همان آغاز استقرار جمهوری اسلامی ایران تا به امروز، که ٣٤ سال از آن شور و شعف و آرزوها می گذرد، مسئولان "نظام" جز با فرصت سوزیها، خیالبافیها و ارائه برنامه های ناکارآمد و ضد منافع ملی، هیچ پاسخ مناسبی برای تقاضاهای بدیهی مردم نداشته اند و همواره دست رد به درخواستهای رو به تزاید عادلانه مردم این کشور زده اند و تا به امروز قادر به ارائه راه حل برونرفت کشور از بحرانهای مالی، سیاسی و حقوقی که خود مسبب آنها هستند نشده اند، بلکه در مقابل درخواستهای به حق مردم، جز تحقیر و توهین و خشونت هر چه بیشتر، پاسخی نداده اند.

در حالی که ما هم میتوانستیم از تاریخ بیاموزیم و از فرصتها استفاده کنیم: انتخابات دموکراتیکی متکی به آرای مردم داشته باشیم، زنان و مردان برابرحقوق، حضور احزاب، مطبوعات آزاد، رعایت حقوق شهروندی، و اقوام و اقلیتهای دینی بدون ترس از دخالتهای دولتی داشته باشیم. نودینی و بیدینی، بازگشت از دینی به دین دیگر جرم نباشد. سایه سیاست بر امور عقیدتی مردم سنگینی نداشته باشد. حوزه دین از نهاد دولت و سیاستگذاری تفکیک شده باشد. رابطه کشور ما با همسایه ها بر اساس احترام متقابل باشد، سیاستمداران کشورها، از سیاستمداران کشور ما، افراد یاوه گو و پریشان احوال در خاطره خود نداشته باشند. با دنیا سر جنگ نمی داشتیم، پرچم سوزی، زنده باد و مرده باد علیه دیگر کشورها بر پا نمی کردیم. قانونگرایی و حرمت به آن تبلیغ می شد. میلیونها ایرانی راه مهاجرت پیش نمی گرفتند یا  رغبت بازگشت آنان به کشورشان بدون اما و اگر فراهم می شد و این اعتماد بوجود می آمد تا از سرمایه ایرانیان خارج کشور که به ٥٠٠ هزار میلیارد دلار بالغ می شود، در آبادانی کشور استفاده بهینه صورت گیرد. احزاب سیاسی بر اساس سهم و وزن خود در اداره امور کشور سهیم می شدند. متخصصین و پژوهشگران در فراغت کافی تصمیم به چگونگی ترمیم و نوسازی زیرساختهای ویران شده کشور می نمودند و هزینه اداره کشور را از شرایط تولید تک محصولی نجات می دادند. تراز صادرات و واردات را عادلانه برنامه ریزی می کردند. برای کمتر کردن حجم بدهیهای ایران به بانک جهانی و دیگر موسسات بین الملللی راه برونرفت ارائه می داند. دخالت در حریم خصوصی مردم به هر بهانه و هر شکل ممنوع می گردید و دفاع از حقوق شهروندی اهالی کشور مورد توجه جدی قرار می گرفتند. قانون حجاب و پوشش اجباری در کار نبود. بهداشت و درمان، حقوق کودکان، بیمه های همگانی، حقوق کار و بازنشستگی و از کارافتادگی تعریف می شدند. آموزش کودکان و نو جوانان اجباری می شد و مورد حمایت قرار می گرفت. از هنرمندان، چهره های ماندگار علم و سیاست پشتیبانی به عمل می آمد. به ورزش و توسعه امکانات ورزشی توجه جدی مبذول می شد. به نقش انرژی و به موقعیت کشور آفتاب خیز و بادخیز ایران توجه می گردید و برای بهره وری از انرژی غیر فسیلی سرمایه گذاری می گردید. سیاست حفاظت از منابع آبی، محیط زیست و کویر زدایی در کشور بطور جدی مورد توجه قرار می گرفت...

امروز همه آنهایی که از گوشه و کنار توصیه می کنند که نباید توقع زیادی از دولت جدید داشت و فشار زیادی به آن وارد آورد و از اینجا و آنجا تقاضای یک وزیر کشور خوب، یک وزیر ارشاد خوب و یک وزیر زن هم برای برخی پرنسیبها، در مطبوعات مطرح می کنند، بهتر است چشم بگشایند و ببینند که ما در قرن بیست و یکم هستیم و دو دانگی هم از آن گذشته است. حل بحرانهای درون جامعه ایران در گرو پیشنهاد چند وزیر و وکیل عاقل و خوب و در گرو حل مناسبات جناحهای سیاسی درون حاکمیت نیست، بلکه در گرو حل درخواستهای انباشته شده مردم ایران است که ریشه ٣٤ ساله دارد. چرخه تولید صنعتی از نفس افتاده است، کشاورزی کشور نابود شده است.علیرغم درآمد بسیار زیاد از فروش نفت که به دلیل ازدیاد مقطعی قیمت آن صورت گرفت، میلیاردها بدهی به بانک جهانی را دیگر کسی انکار نمی کند. ارزش پول ملی به نابودی گرایید، معاملات کلان در کشور بر اساس ارز خارجی "دلار" و "ایرو" و دیگر ارزها انجام می گیرد. ظاهرا آشکار شدن این مناسبت دیگر قبحی هم ندارد و دولتمدارانی که زمانی نقش اقتصاد را نفی می کردند، امروز شام و ناهار و خرج و برج دید و بازدیدهایشان را با ارز خارجی محاسبه می کنند.

ایران کشور بحرانها است و تاکید می کنم که بدون حضور احزاب، مطبوعات آزاد، تشکلهای صنفی و مدنی و بدون یک انتخابات دموکراتیک با نظارت بین المللی، کشور ما از فشارهای سنگین این همه بحران انباشته شده داخلی و خارجی کمر راست نخواهد کرد. بازسازی همه این مناسبت تخریب شده و از کار افتاده نیر با حضور ولایت فقیه امکانپذیر نخواهد بود و هر روز که این ضرورت مهم به تاخیر می افتد، بازگشایی گره تاریخی آن هم مشکلتر و پرهزینه تر خواهد بود. بی شک همین فردا هم خیلی دیر خواهد بود.

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

با سلام
پیش از سال 57 و پس از آن ، عمده روشنفکران جامعه ما ، شناخت درست و مناسبی از ماهیت و باورهای قشری که برای اداره کشور از سوی "از ما بهتران " انتخاب و در بوق و کرنا آنرا دمیدند ، داشتند و یا زود دریافتند و گفتند و گفتند که از کوزه همان برون تراود که در اوست .
اما باز هم متاسفانه حیله ها و سیاستهای "از ما بهتران" و نمایشهای عوامفریبانه "گماشتگان داخلی " ایشان ، دنیا را بکامشان شیرین نمود و خر مراد خویش راندند و به ریش همه نیز خندیدند و اینگونه رسیده ایم به اکنون که وصفش را جناب آقای کاویانی خوب برشمرده اند !
قبای "ارتجاع تاریخی و سیاسی" بر وجود نامبارک حاکمان جدید بر ایران دقیقا وجه تمایز این به اصطلاح "دمکراتهای انقلابی " مورد نظر حزب توده ایران بوده نسبت به نمایندگان و وابستگان کراواتی و قرن بیستمی "از ما بهتران " ، که هنوز هم میباشد ، و البته موی دماغ جدی برای همان "از ما بهتران " بوده و هستند و اتفاقا همین موضوع ، هم توجیه گر تضاد و تصادمهای سیاسی ایشان است و هم کلاه بزرگی بود بر سر بخشی از روشنفکران اردوگاهی که موجب فریب آنان گردید و مانع درک درست از ماهیت این "قدرت دولتی " جدید ، در ذهن این "فریب خوردگان " !
تاوان این همه فریب و دغل بازی در عرصه سیاست را مردم دادند با همه آنچه که از اوضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بر سرشان آمده است ، اما چرا این چرخه نیرنگ و فریب هنوز ادامه دارد !؟
سمبه "ارتجاع تاریخی و سیاسی" پر زور است یا سیاست "از ما بهتران " هنوز بر همان پاشنه میچرخد یا اپوزیسیون به اقدامات برون مرزی عادت کرده است !؟
شاید هم همه اینها هست که علیرغم غیر قابل مقایسه بودن شرایط اجتماعی و سیاسی در قبل از مقطع سال 57 با شرایط پس از آن ، اما به اندازه یک دهم آن شرایط پیشین ، اقدام از سوی اپوزیسیون چپ صورت نمیگیرد !
آنچه که از اعتراضات میبینیم ، کانالیزه شده و معدل مطلوب حاکمان است بعنوان تدبیر امور و نه حاصل کار اپوزیسیون ، که حاصل برخورد حاکمان است با جنبشها و خواسته های صنفی یا سیاسی و خودبخودی مردم و نه تدارکات افزایش سطح مطالبات مردم توسط اپوزیسیون !
ظاهرا در هیچ دوره ای از تاریخ معاصر ، نه حاکمانی بدین شقاوت و وحشی گری داشته ایم و نه اپوزیسیونی در عین غیبت از متن جامعه بدین تنبلی و بی خیالی و چنین متشتت و پراکنده که حتی از پس ایجاد یک نهادی در حد و اندازه های " کنفدراسیون دانشجویی" در آندوره نیز بر نمی آید !
من بعید میدانم ذهن و خواست اپوزیسیون چپ از درک چنین نقیصه ای عاجز مانده باشد یا امکان تدارکاتی ایجادش موجود نباشد ، گاهی اوقات به ذهنم میرسد که طرح "اولویتهای دیگر " یا "موانع ایدئولوژیک" یا "عمده شدن تضادهای دیگر" از سوی هر کس ، با هر نیتی ، چقدر خوب میتواند نقش اسب تروا را در جمع اپوزیسیون چپ ایفا کند و مانعی و توجیهی بظاهر منطقی برای جلوگیری از آنچه که میبایستی رخ دهد باشد که البته رد پایی هم بجا نمیگذارد !!
اپوزیسیونی متاسفانه لعبت باز ، بازیخورده ، غافل ، با تلاشهایی عقیم ، سرلشگران بدون لشگر !
آه ای اسفندیار مغموم !!

...........

امیدوارم که آیندگان خیلی واقعبینانه و عادلانه نخواهند اپوزیسیون چپ ایندوره را نقد کنند و کمی مهربانانه و مترحمانه رفتار کنند که اگر نکنند ، نقد سخت و ویرانگری نصیب خواهد شد !!