شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟

همه قرائن وگزارش ها و سخنان مقامات آمریکائی وانگلیسی وفرانسوی حکایت گرحمله قریب الوقوع ائتلاف سه گانه به سوریه است. سی ان ان حتی زمان حمله را روز پنجشنبه اعلام داشته است. همه درانتظارفرمان رسمی اوباماهستند. تدارک این حمله درشرایطی صورت می گیرد که:

الف- تصمیم به حمله توسط  قدرت های بزرگ واساسا توسط سه دولت غربی به رهبری آمریکا با دور زدن سازمان ملل وسازوکارهای رسمی و قانونی حاکم برمناسبات فی مابین کشورهای جهان صورت می گیرد. آن ها به نام جامعه جهانی و اجماع نسبی فی مابین خود نسبت به نقض کنوانسیون منع سلاح شیمیائی توسط یکی ازدولت های مورد منازعه  و نامطلوب برای آن ها  به تصمیم و داوری یک جانبه خود مشروعیت قائل هستند.

ب- آنها حتی خود را بی نیاز ازرعایت تشریفات رسمی وقانونی واعلام نتایج رسمی بازرسان سازمان ملل از محل وقوع جنایت وکم وکیف ماوقع دانسته وعزم خود برای حمله را اعلام داشته اند. این که آن ها به خود اجازه می دهند که یک جا نقش قاضی و دادستان را به عهده داشته باشند، بازتاب دهنده این حقیقت است که آن ها هم چنان خود را ارباب و پدرخوانده جهان می دانند. درواقع آش بی اعتنائی به این نهادها وسازوکارهای موجود چنان شورشده است که بانکی مون دبیرکل سازمان و یا نماینده ویژه سازمان ملل درمورد سوریه، نسبت به دورزدن سازمان ملل ابرازنگرانی کرده و خواهان فرصت دادن به دیپلماسی دربرابرگزینه جنگ ونیز روشن شدن نتایج بازرسی شد اند. با توجه به چنین شرایطی است که دولت انگلیس ازسوی متحدین خود با عجله و دردقایق پایانی برای موجه جلوه دادن تهاجم نظامی اقدام به  ارائه یک قطعنامه به سازمان ملل باهدف بازکردن راه حمله نظامی کرده است .

ج- آنها مدعی اند که تردیدی دراستفاده از سلاح شیمیائی توسط دولت اسد ندارند، با این همه هنوزحاضرنشده اند که پیش ازحمله اطلاعات واسنادمورد ادعای خود را به اطلاع افکارعمومی وحتی نهادهای رسمی جهانی برسانند. شاید درنزدآنها قراراست جهانیان 60 سال دیگر ازآن چه که درپشت پرده تصمیم این روزها می گذرد مطلع بشوند! واگرکسی همچون اسنودها،بردلی منینگ ها وویکی لیکس هم گوشه های را افشاء کند تحت شدیدترین فشارها وتنبیه ها قرارمی گیرند. وهمه اینها درشرایطی است که جهان هنوزهم خاطره حمله به عراق را با ادعاهای مشابهی که بعدا نادرستی اشان اثبات شد، فراموش نکرده است.

د-  سیاست یک بام و دوهوا: تقارن زمانی انتشاراسناد سازمان سیا مبنی برآگاهی دولت آمریکا ازقصد صدام دراستفاده ازگارشمیائی وحمایت دولت آمریکا ازصدام  درآن زمان، باادعاهای کنونی این دولت ها که گویا لشکرکشی آنها قربت الی اله بوده و به خاطرعذاب وجدان ناشی ازاستفاده از گازشیمیائی است، پرده از ماهیت قسم حضرت عباس واهداف واقعی این دولت ها برمی دارد. اگر این قدرت ها براستی این سان وجدانشان از بکارگیری سلاح های کشتارجمعی( شیمیائی) برانگیخته شده است، آنها چگونه قادرند فلسفه ایجاد زرداخانه های عظیم و مملو ازانواع گازهای شیمیائی را توجیه ومدلل کنند؟ براستی این زرداخانه و هزینه هائی که صرف نگهداری و گسترش آن ها می شود برای چیست و آنها با چنین وجدان حساسی شب ها چگونه آسوده می خوابند؟!  

ه- تدارک یک حمله تازه درشرایطی صورت می گیرد که منطقه خاورمیانه به شدت دستخوش امواج بی قرارو هردم فزاینده بحران است. نه فقط خطر جنگ داخلی درمصر و تونس وجود دارد و جنگ های داخلی درسوریه و یمن وعراق و افغانستان وپاکستان  با خشن ترین ونا انسانی ترین وجهی شراره می کشد ودولت آمریکا هنوزازکابوس لشکرکشی های قبلی خود رهائی نیافته است، ونه ففط بن لادنیسم علیرغم هلهه و ادعای دولت آمریکا با دفن بن لادن در قعردریا پایان نیافت*، بلکه باچهره ای خشن ترو ابعادی پردامنه تراشاعه هم یافته است.  آنها اکنون رسما  یک پای مهم جنگ و بحران داخلی در عراق وسوریه ویمن ودیگر جنگ های جاری درآفریقا هستند. آنها حتی مدعی اندکه دارای سلاح  شیمیائی بوده و مناطق شیعه نشین سوریه را تهدید به استفاده از این سلاح ها کرده اند.

جنگ درسوریه فقط صبقه و خصلت محلی فرقه ای و قومی و مذهبی نداشته بلکه هم چنین دارای وجه منطقه ای وجهانی مهمی هم هست که بدون مداخله وحمایت آنها ازطرف های گوناگون امکان گسترش آن تا این حد و اندازه وجود نداشت. شماززیادی از جنگ جویان از خارج و مناطق اطراف وارد سوریه شده اند و از خارج و از جمله عربستان تغذیه می شوند . بدیهی است که بدون توافق جناح های ذینع راه خروجی از آن متصورنیست.

و- این که حمله به سوریه با چه هدف مشخص و با چه ابعادی صورت گیرد هنوز بدرستی مشخص نیست وآن چه هم  درپشت پرده مشخص شده، دراختیارافکارعمومی قرارنگرفته است. ظاهراهدف اولیه با توجه به عوامل مجهول وناشناخته درمنطقه و پی آمدهای غیرقابل پیش بینی، درگام نخست حمله ضربتی و کوتاه مدت و تنبیهی درمدنظر است و هنوزسیاست بازدارندگی کامل و نابودی زرداخانه و یا سرنگونی رژیم اسد دردستوراین حمله قرارنگرفته است. غرض فرود ضرباتی به پاره ای از تأسیسات و تسلیحات اسداست. گرچه واکنش های متقابل زنجیره ای وفعال شدن عوامل پیش بینی نشده می تواند به سرعت هدف را تا نابودی و ازکارانداختن تسلیحات سنگین و یجاد منطقه پروازممنوع گسترش دهد (همانطور که در لیبی چنین شد). آن چه که مسلم است هیچ کس نمی تواند پی آمدها و دامنه زنجیروار کنش و واکنش را  با قطعیت ارزیابی کند. دراصل مدت ها است که حمله به سوریه  در دستورکاراین قدرت هاست، اما آن چه که موجب تعویق و نه کنارنهادن آن شده است اوضاع مبهم داخلی سوریه وکشمکش گروه های اپوزیسیون و معارض اسد و پی آمدهای ناشناخته مترتب برآن است. با همه تلاش دولت های غربی برای شکل دادن وتقویت یک اپوزیسیون متحد و قابل قبول به عنوان جانشین اسد، یعنی آن چنان نیروئی که با اتکاء به آنها به توان منطقه پروازممنوع ایحاد کرد وبرپایه آن پیش رفت، تاکنون ناموفق بوده است. استفاده  مجدد ازسلاح شیمیائی باردیگر آن پروژه  و ازجمله شکل دادن به یک اپوزیسیون وفادار ومنسجم را در دستورکارعاجل این قدرت ها قرارداده است.

ز- حمله ددمنشانه و ضدبشری اسد و استفاده وی از گازشیمیائی اگر رسما قطعیت پیداکند، درحکم تیرخلاص به خود است،که در پی تحرک جدید اپوزیسیون و قدرت های بزرگ برای ایجاد منطقه آزاد و حائل دردمشق صورت گرفت.

ح- درعین حال حمله به سوریه به عنوان گامی مهم در راستای فلج کردن و از کارانداختن عمق استراتژیک جمهوری اسلامی و تضعیف حزب اله درمنطقه صورت می گیرد. گامی که مورد حمایت دولت اسرائیل نیزهست. با این همه گرجه دولت ایران و شخص خامنه ای جنگ با سوریه را فاجعه  و با عواقب زیان باربرای جنگ افروزان خوانده است، اما قدرت های حمله کننده، می دانند که درشرایط کنونی جمهوری اسلامی توان مداخله مستقیم و گسترده را نداشته و دیگرمتحدان و حامیان سوریه  بویژه روسیه هم به واکنش های سیاسی بسنده کرده و  در توازن قوای کنونی خود را عملا درگیر جنگ نخواهند کرد.

با این همه دولت آمریکا همانطورکه برژینسکی گفته است فاقد استراتژی روشن و درازمدتی است که این اقدام بخش معنا دار و مشخصی از آن بشماررود. در حقیقت اقدام آنها درمنطقه بیشتر واکنشی است و با سودای تثیبت موقعیت و اقتدارخود برمنطقه صورت می گیرد. دولت اوباما که با شعارپایان دادن به جنگ عراق و افغانستان و کنترل تبعات آن لشکرکشی ها روی کارآمد و جایزه صلح نوبل را هم با همین ژست و ادعاهای خود ربود، اکنون در روندی متعارض  با آن ادعاها و ژست ها ی خود  و در همان موقعیت وسوسه انگیزاسلاف خود والبته تحت فشار بخش های دیگری از طبقه سیاسی حاکم و متحدین خود برای حمله قرارگرفته است. نگرانی وی آن است که نتواند هم چون لیبی عمل کرده و به موقع پای خود را از مهلکه بیرون بکشد.

 محکوم کردن قاطع استفاده از گارشیمیائی توسط هرطرف و از جمله دولت اسد، مخالفت با جنگ افروزی و مداخله نظامی توسط قدرت های بزرگ، انتشاراطلاعات مربوط به تصمیمات پشت پرده قدرت های بزرگ و اهداف و مطامع آن ها، تقویت یک جنبش صلح نیرومندجهانی ومنطقه ای برای مقابله با گسترش جنگ وخشونت واز جمله علیه مستبدین حاکم، علیه دامن زدن نفرت مذهبی و قومی، مقابله با بنیادگرائی و بن لادنیسم و سلفی گری و حامیان پشت پرده آنها از جمله اقداماتی است که دربرابر نیروهای آزادی خواه برابری طلب، ضداستبداد و ضدامپریالیستی و مدافع صلح قرار دارد.      

 

2013-08-28   

*- مرگ بن لادن یا بن لادنیسم؟:

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2011/05/1.html

افزودن نظر جدید