روحانی و رابطه با امریکا

رویکرد داخلی، بین المللی در مذاکره با امریکا
بیش از ۳۴ سال است که رسماً روابط سیاسی و دیپلماتیک  میان ایران و امریکا تعلیق و فضای بی‌اعتمادی میان دو کشور حاکم شده است. مشخصاً کشورمان ایران به دلیل قطع این رابطه با آسیب های بسیاری در عرصه های مختلف روبرو شده است. پیشبرد سیاست های جمهوری اسلامی و رهبر آن در هشت سال گذشته جز مشکلات اقتصادی، سیاسی و بین المللی نتیجه ای برای کشور و حتی خود حکومت جمهوری اسلامی ایران نداشته است. شدت گرفتن تحریم ها در چهار سال آخر دولت احمدی نژاد، افزایش شدید فشارهای اقتصادی بر مردم، گسترش تهدیدات و فشارهای بین المللی و بویژه منطقه ای از پیامدهای سیاست های انزواطلبانه دولت احمدی نژاد و رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای بوده اند. بنابراین وخامت اوضاع داخلی و بین المللی پیشبرد رویکرد قبلی را بیش از پیش در میان رهبران و جناح های جمهوری اسلامی به زیر سوال برده است. با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب حسن روحانی، در عرصه داخلی "تغییری" در رویکرد اداره کشور بوجود آمد. در کارزار انتخابات ریاست جمهوری حسن روحانی موضوع تنش زدائی در عرصه بین المللی را در ارتباط مستقیم با پایین آوردن تنش در داخل کشور اعلام کرد و با بیان این اصطلاح که چرخه معیشت مردم الان با چرخه سانتریفوژها گره خورده است به نوعی قبول کرد که وعده حل پرونده هسته‌ای بر همه وعده های انتخاباتی اش برتری دارد. با اعلام علنی حمایت رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای از سیاست خارجی روحانی در اصل رئیس جمهور جدید با گرفتن اصطلاح « نرمش قهرمانانه» که علناً از صحبت های رهبر جمهوری اسلامی کسب شده بود، توانست وجه اصلی سیاست خارجی خود را در سفر به مرکز سازمان ملل در نیویورک سازمان دهد.

انتظارات از حضور روحانی در سازمان ملل
بسیاری از کارشناسان امور بین الملل و سیاسی در داخل و خارج از کشور انتظار داشتند که حضور حسن روحانی در سازمان ملل بتواند زمینه آغاز گفتگوهای دو جانبه یا چند جانبه برای حل و فصل مسائل هسته ای ایران، تجدید ارتباط با کشورهای غربی، حل مسائل منطقه ای در جهت کاهش تحریم ها و دور کردن شبح جنگ از کشورمان باشد. تنش زدائی در روابط دیپلماتیک ایران با کشورهای جهان تنها از طریق ایجاد یک دیپلماسی فعال و تازه در جهت اعتماد سازی از طریق پیشنهادات عملی جدید، روشن و شفاف جهت فراهم کردن شرایط لازم برای انجام گفتگوها و توافقات ممکنه است.
به علاوه این انتظار وجود داشت که روسای جمهور دو کشور امریکا و ایران در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل با یکدیگر دیدار رسمی یا غیر رسمی داشته باشند اما به دلایل محدودیت‌ها و محذوریت‌هایی که در داخل کشور حسن روحانی با آن روبرو بود، چنین ملاقاتی انجام نشد. اصلی ترین دستاورد چنین دیدار احتمالی می توانست این باشد که تابوی ارتباط میان ایران و آمریکا شکسته شود. این واقعیتی است که از یک سو می تواند برای حل اختلافات و تفاوت ها با آمریکا فضایی برای بهبود مناسبات با این کشور از طریق گفتگو جهت حل و فصل آن موارد ایجاد کند و از سوی دیگر تنش زدایی میان ایران و آمریکا باعث می شود یک کشور بزرگ بین المللی با یک کشور بزرگ منطقه ای تنش های میان خود را کاهش دهند. و بالطبع پیشرفت چنین رابطه ای می توانست تاثیر زیادی بر سایر مشکلات کشور به جا به گذارد و حتی به نفع صلح، امنیت بین المللی و ثبات در خاورمیانه تمام شود.

سمت گیری سخنان دو رئیس جمهور در سازمان ملل
حسن روحانی در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل بیش از هر چیزی از "ایران"، "خشونت"، "جهان"، "مردم"، "صلح"، "منطقه"، "افراط"، "امید"، "اعتدال"، تحریم ها، مسئله هسته ای و توضیح شرایط ایران و از بحران‌های خشونت‌ بار جهان و به ویژه منطقه خاورمیانه و در عین حال امیدواری به این که اراده مشترک جهانی برای حل این مشکلات شکل به گیرد، گفت. او در کل در باره پرونده هسته ای ایران به زبانی غیر از آنچه در هشت سال گذشته مرسوم بوده بر همان اهداف تاکید کرد. تا پیش از سخنرانی حسن روحانی در سازمان ملل چنین گفته می شد که او برای حل مساله هسته ای از اختیارات کامل و نامحدودی برخوردار است اما سخنرانی او مهر تاییدی بر چنین اختیاراتی نمی تواند تلقی شود.

رئیس جمهور امریکا اوباما در صحبت های خود، مشکلات تاریخی میان دو کشور را ریشه‌دار و عمیق ارزیابی کرد و در عین حال از ایران خواست که عمل را با حرف توأم کند تا در ادامه بر اساس احترام دو جانبه به شود مشکلات موجود میان دو کشور را کاهش داد. رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر با لحنی که از صراحت کافی برخوردار بود، گفت که نخواهد گذاشت ایران به یک کشور اتمی تبدیل شود. او هر چند از فتوای رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای و سخنان رئیس‌جمهور ایران درباره سلاح اتمی سخن گفت و وانمود کرد که از این مواضع خشنود است اما در همان حال صریحاً اعلام کرد که ایران باید این عدم تمایل را با گام‌های عملی و شفاف به اثبات برساند. او در بخشی دیگر گفت که کشورش به دنبال تغییر نظام در ایران نیست و میانه ‌روی روحانی را می ‌پسندد و از جان کری خواسته است که بحث پیرامون بهبود روابط با ایران را با قدرت‌های اروپایی در میان به گذارد، اما در عین حال در مورد اصلی‌ترین حوزه‌های منافع ملی ایران از قبیل بحث هسته‌ای و سوریه به شکلی روشن و شفاف خواستار عقب‌نشینی ایران از مواضع خود شده است.
در مجموع می توان سخنرانی هر دو رئیس جمهور را چنین جمع بندی کرد که تمایل به کاهش تنش ها و نیز به جلوگیری از گسترش تنش ها و بحران ها دارند.
حسن روحانی در سخنرانی خود در سازمان ملل مواضع جدید دولت جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. خوشبختانه صحبت های او تفاوت های بسیاری با مواضع و صحبت های رئیس جمهور سابق ایران، احمدی نژاد، داشت. اما حسن روحانی در باره پرونده هسته ای که بیشترین چالش سیاست خارجی جمهوری اسلامی را در طول ده سال گذشته به خود اختصاص داده بود سخن جدیدی نسبت به مواضع قبلی خود، و خاصه سخن مشخصی اضافه نکرد.

در حاشیه جلسه مجمع عمومی سازمان ملل
در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تماس‌ها و ارتباط‌های که میان مقامات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا برقرار شد قدم‌های اولیه به نظر می رسد در مسیر عادی سازی روابط میان دو کشور در حال برداشته شدن اند. در ادامه مذاکرات، جلسه‌ای با شرکت شش قدرت بزرگ جهانی (1+5) در سطح وزرای خارجه برگزار شد و طرفین پیرامون مسایل مختلف مورد اختلاف و پرونده هسته ای جمهوری اسلامی با یکدیگر گفت وگو کردند. این جلسه، علیرغم مدت زمان بسیار کوتاه آن، به دلیل حضور و دیدار وزرای امور خارجۀ ایران و امریکا پس از سال های طولانی و نیز اعلام نظرات صورت گرفته، بسیار مهم و سازنده تلقی شد.
علاوه بر برنامه های فوق حسن روحانی در اجلاس ها و دیدارهای متعددی شرکت کرد و با رسانه های پربیننده و خوانندۀ امریکا نیز مصاحبه داشت. او در مصاحبه با واشنگتن پست از امکان و امید دسترسی به توافق در موضوع پروندۀ هسته ای، در خلال شش ماه و در هر حال کمتر از یک سال سخن گفت. کاترین اشتون نیز پس از خاتمه نشست فوق الذکر نسبت به حصول به توافق در خلال یک سال ابراز امیدواری کرد. در ضمن قرار بر این است دور بعدی مذاکرات ایران و گروه 5 + 1 در ۱۵ و ۱۶ اکتبر در ژنو پیگیری شود، جایی که ایران و آمریکا به همراه انگلیس، فرانسه، چین، روسیه و آلمان دور جدید دیگری از گفتگوهای رسمی در باره  برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را پی خواهند گرفت.

واکنش تندروها در قبال رابطه دو جانبه
این بحث در میان جریانات و گرایشات موجود در درون جمهوری اسلامی مطرح است که شرایط خطیر کشور این ضرورت را ایجاب می کند که موضوع رابطه با امریکا به یک مسئله فراجناحی در درون نظام اسلامی ایران تبدیل شود. در گذشته موضوع رابطه با امریکا به یک امر جناحی تبدیل شده بود و هر اقدامی مخالفت جناح دیگر را به همراه داشت. تجربه تحریم ها و وضعیت بد اقتصادی و رویکرد جدید دولت ایران و عقب نشینی رهبر جمهوری اسلامی باعث شده است که موضوع ارتباط  با امریکا تا حدودی از حالت جناحی خارج شود. از این زاویه است که مقامات، نهادها و رهبران حکومت مجوز مذاکره با امریکا را صادر کردند. البته در هر دو کشور جریانات فکری و سیاسی نسبتاً نیرومندی حضور دارند که عادی سازی روابط ایران و آمریکا را مغایر با منافع شخصی و گروهی خود می دانند. در عین حال به نظر می رسد دامنۀ قدرت این جریانات، چه در ایران و چه در امریکا، محدودتر از آنی است که گاه اشاعه می شده است. به عبارت دیگری این جریانات تنها زیر لوای کانون های اصلی قدرت و در صورت انطباق سیاست شان با این کانون ها در هر دو کشور است که می توانند مؤثر عمل کنند و در صورت تمایز میان مواضع آنان و مواضع کانون های اصلی قدرت، فاقد توان پیشبرد یک سیاست پیشگیرانه اند.

در ضمن کشورهایی در منطقه خاورمیانه به عنوان مخالفین منطقه یی روابط  میان دو کشور ایران و آمریکا عمل می کنند و عادی شدن رابطه میان دو کشور را مخل منافع منطقه ای خود می‌دانند و منتفی نیست که موانع و خرابکاری های مختلف را در مسیر عادی سازی روابط  میان دو کشور ایجاد کنند. فعالیت دیپلماتیک در این عرصه به ظرافت خاصی نیاز دارد که اگر دولت حسن روحانی بتواند با وجود موانع 34 ساله از عهده آن بر آید، زمینۀ نیرومندی برای پیشبرد یک سیاست منطبق بر منافع عمومی کشورمان در منطقه را نیز فراهم آورده است. امری که طبعاً می تواند حمایت شود. البته باید همواره خواهان نهادینه شدن این تغییرات شد و سیاست های تعدیلی حسن روحانی را با کمک مردم در تمام سطوح جامعه در خدمت تغییر در آورد.

تماس تلفنی میان اوباما و روحانی
در ضمن در آخرین ساعات بازگشت حسن روحانی به ایران، اولین ارتباط مستقیم تلفنی میان روسای جمهور امریکا و جمهوری اسلامی ایران برقرار شد. این تماس تلفنی و هم چنین دیدار دو جانبه وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در پایان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5نشان از اراده‌ای جدی در حاکمیت سیاسی ایران و آمریکا دارند؛ اراده‌ای که این بار منافع ملی را نه از راه مخاصمه بلکه از راه گفتگو، مذاکره و تعامل پیش می‌برد. در این گفت وگوی تلفنی، دو طرف بر اراده سیاسی برای حل سریع مساله هسته‌ای تاکید کرده و زمینه را برای حل موضوعات دیگر و همکاری در مسائل منطقه ‌ای مورد تأکید قرار دادند. در این گفت وگوی تلفنی روسای جمهوری ایران و آمریکا، همچنین وزرای امور خارجه خود را مامور کردند تا زمینه همکاری‌های لازم را هر چه زودتر فراهم آورند.اگر جمهوری اسلامی در دیپلماسی امروز خود حسن نیت داشته باشد و بدنبال وقت تلف کردن نباشد و منافع ملی ایران را در نظر به گیرد می توان به آینده چنین رابطه ای میان امریکا و ایران برای تنش زدائی در منطقه و جهان امیدوار شد.

و سخن پایانی در این یاداشت
همه فاکتورهانشانگر این است که آمریکا مصمم است درماهیت رابطه خود با ایران تحولاتی ایجاد کند. تردیدهای اوباما در خصوص قدرت واقعی روحانی تنها با گذشت زمان و با اقدامات عملی دولت او در مذاکرات برطرف خواهد شد. هدف اصلی روحانی این است که تحریم هایی که اقتصاد ایران را فلج کرده است را از طریق مذاکره با کشورهای 1+5 و بویژه امریکا که به صورت تحریم های چند لایه ای علیه ایران می باشند را کاهش دهد. چهار قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب شده است. تحریم های اضافی دیگری توسط کنگره امریکا و در ادامه توسط اتحادیه اروپا اتخاذ شده است و بخشی دیگر هم با ابتکار و تصمیم رئیس جمهور امریکا و برخی دیگر از کشورها در جهان  انجام گرفته است. اقدامات باند احمدی نژاد بویژه در دور چهار ساله آخر او آن قدر خرابکارانه و مخرب برای کشورمان بوده است که سال ها می بایست تلاش شود تا خسارت های وارده توسط او و همکارانش و مشخصاً رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای بازسازی شود. آیا روحانی خواهد توانست در این مسیر اقدامات مشخص برای بیرون آمدن از بحران ساخته و پرداخته شده را فراهم و اجرا کند؟ آیا رئیس جمهور امریکا اوباما و اتحادیه اروپا با نهادی کردن این تحریم ها توسط کنگره و پارلمان های ملی و منطقه ای می توانند در این مسیر آغاز شده اقدامات خود را برای تنش زدائی و توافق با تهران سازمان دهند؟

30 سپتامبر 2013

افزودن نظر جدید