پيشروی راست افراطی و سکوت حسن روحانی

انتخاب حسن روحانی به عنوان رئيس جمهور کشور، مسافرت پنج روزه حسن روحانی و تيم او به نيويورک و گشوده شدن چشم انداز برای حل بحران هسته ای، اين اميد را تقويت کرده بود که وضعيت سياسی کشور هرچند با کندی در حال تغيير است. تغييرات اندکی در ماه اول بعد از روی کار آمدن حسن روحانی در فضای کشور پديد آمد. فضای روزنامه ها اندکی باز شد، خبر آمد که روزنامه های جديد منتشر می شوند، تعدادی از دانشجويان ستاره دار به دانشگاه ها باز گشتند، عده ای از استادان بازنشسته دوباره به کار بر می گردند، از ابعاد سانسور اندکی کاسته شد، تعدادی از کتاب هائی که سال ها خاک خورده و اجازه انتشار نيافته اند، مجوز دريافت کردند، قفل خانه سينما شکسته  شد و فعالين مدنی بدون تهديد امکان يافتند که در خانه ها جمع شوند. اندک فضای گشوده شده، برای فعالين سياسی و مدنی و مردمی که برای تغيير به روحانی رای داده بودند، اميد آفرين بود. تلاش کنشگران اصلاح طلب، تحول طلب و دولت روحانی اين بود که گام ها، آهسته و سنجيده برداشته شود که مبادا ولی فقيه، نظامی ـ امنيتی ها و راست افراطی وحشت کنند، همانند دوره اصلاحات به بحران سازی روی بيآورند، به اقدامات تند دست بزنند و فضا را به چهار سال گذشته برگردانند.

با وجود اين دورانديشی ها، ولی فقيه، نظامی ـ امنيتی ها و راست افراطی اندک فضای گشوده شده را هم نتوانستند تحمل کنند. آن ها وحشت کردند. وحشت از اينکه جو امنيتی در کشور بشکند و کنشگران سياسی و مدنی امکان فعاليت پيدا کنند. آن ها هنوز عمر دولت روحانی به صد روز نرسيده، اقدامات خود را شروع کردند. کارشکنی آنها در دوره خاتمی هم به یک سال نکشید و زودتر شروع شد. پيروزی نامنتظره محمد خاتمی و اصلاح طلبان در سال ١٣٧٦ ضربه گيج کننده به خامنه ای، امنيتی ـ نظامی ها و راست سنتی بود. آن ها بعد از يکسال به تقويت و سازماندهی نيروهای راست افراطی توسل جستند، بحران آفريدند و راه های پيشرفت اصلاحات را مسدود کردند. اما اين بار به جهت آمادگی که داشتند، خيلی زود دست به کار شدند.  

در ماه گذشته شاهد سازمانگری و اقدامات راست افراطی، امنيتی ـ نظامی ها، قوه قضائيه و خامنه ای بوديم. اعدام زندانين سياسی راه افتاده است. سه زندانی سیاسی کرد، حبیب الله گلپری پور، رضا اسماعیلی و شیرکو معارفی طی روزهای گذشته اعدام شدند. احتمال اعدام قریب زانیار و لقمان مرادی و دیگر زندانیان سیاسی کرد در روزهای آتی بالا است. همزمان با اعدام زندانیان سیاسی،‌ اعدام محکومين به جرایم کیفری نیز شدت گرفته است. به گفته سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران "پس از انتخابات ریاست جمهوری تا کنون ۳۱۲ اعدام به ثبت رسیده که ۱۸۴ مورد آن به تائيد دستگاه قضایی ایران رسیده و ۱۲۸ مورد دیگر به صورت غیر رسمی به سازمان‌های مدافع حقوق بشر گزارش شده است."  

قوه قضائيه برای تداوم فضای اختناق در کشور تنها به اعدام ها اکتفا نکرده و جلو انتشار روزنامه هم‌میهن و نشاط را گرفت. روزنامه هم‌میهن دو پیش شماره منتشر کرده و وعده داده بود که از ۱۸ آبان ‌ماه به‌ طور مستمر منتشر خواهد شد. روزنامه بهار هم به خاطر درج يک مقاله توقيف گرديد. وعده هائی که در مورد برداشتن حصر و آزادی زندانيان سياسی داده شده بود، عملی نگرديدند و دختران ميرحسين موسوی در جريان ملاقات، مورد توهين و ضرب و شتم قرار گرفتند.

راست افراطی در يک ماه گذشته يکه تاز شده و به تاخت و تاز عليه دولت روحانی، سياست تنش زدائی در مناسبات بين دو کشور ايران و امريکا و مذاکرات بين ايران و کشورهای ٥+١ روی آورده است. آن ها در روز ١٣ آبان تظاهرات گسترده با شعار "مرگ برامريکا" راه انداختند، پرچم امريکا را آتش زدند و نشان دادند که دشمنی با امريکا به هويت آنان تبديل شده است. وزارت اطلاعات هم بی توجه به اينکه وزير دولت روحانی در راس آن قرار گرفته است، به اقدامات خود ادامه داده و هم چنان فعالين سياسی و مدنی را تحت فشار می گذارد و مانع گشايش فضای سياسی می شود.

وزارت اطلاعات مرتباً به فعالين سياسی و مدنی پيام می دهد که فکر نکنيد وضعيت سياسی کشور با روی کار آمدن دولت روحانی تغيير کرده است. در به همان پاشنه می چرخد. وزارت اطلاعات هم چنان دست خامنه ای است و پيام آن، پيام خامنه ای است. خامنه ای، نظامی ـ امنيتی ها و راست افراطی می خواهند اين پيام را به مردم، نيروهای اصلاح طلب، تحول طلب و حتی اعتداليون برسانند که با انتخابات رياست جمهوری و پيروزی حسن روحانی وضعيت سياسی کشور تغيير نکرده و فضای سياسی گشوده نخواهد شد.

در مقابل اين اقدامات، حسن روحانی سياست سکوت در پيش گرفته است. او عليه اعدام ها، بستن روزنامه بهار و جلوگيری از انتشار روزنامه های هم ميهن و نشاط، تداوم سياست سرکوب وزارت اطلاعات، حمله های تند و تيز کيهان، راه اندازی تظاهرات در روز ١٣ آبان، يکه تازی راست افراطی عليه سياست خارجی دولت و توهين و ضرب و شتم دختران موسوی، موضع نمی گيرد.

با تداوم سياست سکوت حسن روحانی و عقب نشينی او، نيروهای افراطی جری تر شده و به پيشروی خود ادامه خواهند داد. مردمی که به روحانی رای دادند، از او انتظار دارند که به فشار نيروهای افراطی تمکين نکند، در مقابل اقدامات آن ها بايستد، از حقوق شهروندان دفاع کند، به وزارت اطلاعات اجازه ندهد که سياست فشار، تهديد و سرکوب را ادامه دهد و وزير ارشاد مجری دستورات خامنه ای باشد.

اعتماد مردم به حسن روحانی در انتخابات، پشتوانه او در پيشبرد برنامه هايش است. روحانی بايد اعتماد مردم  را سرمايه خود سازد و از آن برای جلوگيری از پيشروی نيروهای افراطی و انجام برنامه انتخاباتی بهره گيرد. 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

شما جدا باورنمودە اید و تصور می کنید کە روحانی نوکر خانزاد دربار و بارگاە خامنە ای نیست؟
یعنی اینقدر سادە و و خام؟ آخردر این مواقع این دیالکتیک وریشە شناسی و فرد شناسی علمی تان کجا می رود؟
مگر روحانی را با مصدق اشتباە کرفتە اید؟ مگر اواز اردوی دیگری آمدە کە حالا بە اش می گوید نترسد، اقدام کند، بە آرمانهایش (کدام آرمانها؟؟ آخر مگر ۱٠ روز قبل ازانتخابات هم آرمان تشکیل میشود؟؟؟) وفادار بماند.
اینقدر بااین تاجر& شیخ بی بی سی نشین همدم نشوید، جو و شیوە استدلاتان را بە هم می ریزد.
سانسورنفرمایید

رفیق خلیق عزیز
متأسفانه تحلیل شما بیش از اندازه می کوشد تا دست حضرت روحانی را از اقدامات اخیر و به ویژه اعدام ها پاک کند و گناه را به گردن جریان مجهول الهویه ای به نام افراطیان بمند. به نظر می رسد پس از تغییر نام جریان محافشه کار به اصولگرا در دولت احمدی نژاد، این بار نام این جریان به افراطی تغییر پیدا کرده است! شما بهتر از بنده متوجه تغییر جهت جمهوری اسلامی به سوی غرب هستید، ولی چون شما هم مانند دیگر فعالان سیاسی ایرانی نمی خواهید مسائل را در بستری گشترده ببینید، در نتیجه نمی توانید ببینید که اعدام ها دقیقاً از سوی آقایان معتدل میانه روی غربگرا انجام گرفته، تا شاید گشایشی برای قرار گرفتن ایران در ائتلاف ترکیه-بارزانی-ناتو حاصل بشود و ایران اسمی هم بتواند از طریق اعدام مردم کورد وفاداری خود را به سنت کوردکشی مشترک میان چهاردولتان نشان دهد. آقای خلیق، اعدام های اخیر دستی است که از سوی جمهوری اسلامی به سوی رژیم فاشیست ترکیه دراز شده است.

با تشكر از مقاله ى خوب شما.
كه هم نگرانى خودتون را از تشديد سركوبها و هم نيروهاى مسئول و سركوبگر را مشخص كرديد.
پيشنهاد شما در آخر تحليلتون بسيار خوب و سنجيده مى باشد ، ولى كامل نيست چون مسئوليت انجام كارهارا تنها بر گردن آقاى روحانى انداختن شانه خالى كردن از وظيفه ى خود است.
با تجربه اىكه ما از تاريخ داريم از برده دارى ، آپارتايد، civil rights در آمريكا ، جنبش زنان، وحكومت جمهورى اسلامى، آموخته ايم كه مبارزات مردم وقتى پيشرفت داشته كه زنان ومرد ان گفته اند (ديگر بس است) وبا متحد شدن و فشار بر حكومتها به خواستهاشون رسيده اند.
اينجا سازمان شما به عنوان يك سازمان مدافع حقوق مردم در كمك به مبارزه ى مردم معنى پيدا مى كند.
سازمان شما مانند هر سازمان وحزبى يك كالا يى product براى عرضه كردن دارد و آن building. Relation برقرارى رابطه مى باشد، شما اين كار را به نحو احسن (درك طرف مقابل-احترام-و نرمش)با نيروهاى طرفدار اصلاحات انجام مى دهيد ولى برقرارى رابطه بهتر است كه ،١-يك طرفه نباشد رابطه بايد مثل خيابان دو طرفه باشد، ٢-نه تنها با نيروهاى طرفدار اصلاحات بلكه بايد با نيروهاى چپ راديكال هم رابطه بر قرار كرد.
تا بتوان با امكانات بيشتر براى برقرارى رابطه ى اصلى كه همان برقرارى رابطه دو طرفه با مردم مى باشد را شكل داده و براى خواستهاى مبرم و ضرورى مردم بطور متحد مبارزه كرد.

با درود بر رفیق بهروز
رفیق شما در متن یادداشت بالا عنوان میکنی" نيروهای راست افراطی ...خيلی زود دست به کار شدند". آیا خود شما نیز به تبع این متد راست افراطی، دستخوش ارزیابی عجولانه نشده ای؟ مقایسه دولت یازدهم با دیگر کابینه های اصلاحات در شرائط یکسان امکان دارد. اما شرائط روی کار آمدن این دولت با شرائط روی کارآمدن کابینه های گذشته ایران تفاوت زیاد دارد. ضمنا در زمینه بررسی واکنش رئیس دولت کمی زود است . ایشان در عرصه سیاسن خارجی وارد شده و در این راه با مشکلات و موانع خارجی و داخلی روبروست. همین که بتواند بار تحریم های طاقت فرسا را از دوش مردم واقشار زحمتکش ایران بردارد؛ کاری در خور انجام داده است. بگذاریم زمانی بعد ارزیابی واقعی تر را عنوان کنیم.