حزب لنينی و الگوی پيشنهادی برای حزب چپ

ضرورت طراحی الگوی حزبی

در هفته های گذشته مطالبی چند پيرامون الگوی حزبی در سايت ها منتشر شد. با انتشار اين مطالب، می توان انتظار داشت که به تدريج مقوله الگوی حزبی در روند پروژه وحدت چپ جای خود را باز کند، هدف از طرح آن درک گردد و به عنوان موضوعی که پرداختن به آن از ضرورت برخوردار است، در بحث و گفتگوها مورد توجه قرار  گيرد.

برای تشکيل حزب چپ، پرداختن به مسائل نظری چپ ـ کدام چپ؟ کدام سوسياليسم؟ ـ و تدوين برنامه و يا راستاهای برنامه، کافی نيست. لنين در آنزمان بدرستی اهميت نوع حزب را شناخت، در کنار کارهای نظری و برنامه ای به طور ويژه به نوع حزب پرداخت و برای پيشبرد برنامه هايش، حزبی را که مشخصات آن در زير آمده است، طراحی کرد. برای تشکيل حزب چپ ايران، لازم است که ما به بحث و گفتگو پيرامون الگوهای حزبی بپردازيم و الگوی پيشنهادی خودمان را ارائه دهيم.
با توجه به الزامات جامعه ايران، نگرش های نظری و برنامه ای ما، تجربه چند دهه کار حزبی از يکسو و از سوی ديگر با آگاهی از الگوهای حزبی در سطح جهان و سير تاريخی آن، تحولات در پارادايم سازمان و تاثير تکنولوژی اطلاعاتی بر الگوهای حزبی، لازم است که الگوی حزبی خود را پی بريزيم.

در چپ ايران يک الگوی حزبی جا افتاده است. آنهم الگوی لنينی حزب طراز نوين طبقه کارگر است. در گذشته جريان های چپ از اين الگو پيروی می‏کردند. در حال حاضر هم بخش قابل توجهی از جريان‏های چپ به درجات مختلف اين الگو را به کار می‏بندند. از اين رو ضرورت دارد به الگوی لنينی حزب و مشخصه های آن پرداخته شود.

 

حزب لنينی، حزب سازمانگر اقدام انقلابی

حزب لنينی، حزب سازمانگر اقدام انقلابی برای کسب قدرت است. حزب با تشکيلات کوچک، متمرکز و منضبط. مشخصه اصلی حزب لنينی، وحدت ايدئولوژيک، انضباط آهنين، ساختار سلسله مراتبی و متمرکز است. حزب لنينی به رغم آنچه طبقه کارگر می انديشد، خود را نماينده اين طبقه می داند و منافع خود را عين منافع طبقه کارگر و تکامل کشور  می شمارد. حزب لنينی براين باور است که به شناخت علمی مجهز است و به اعتبار همين شناخت می تواند، منافع آنی و آتی طبقه کارگر و آينده جامعه را نمايندگی کند.

به نظر لنين حزب بدون تلفيق وحدت ايدئولوژيک با وحدت تشکيلاتی، نمی تواند نقش خود را به مثابه رهبر طبقه کارگر و تمام زحمتکشان در مبارزه برای انقلاب سوسياليستی و ساختمان سوسياليسم ايفاء کند. او در تعيين وظائف مارکسيست ها در مبارزه عليه حاکميت مطلقه تزاری، اين وظائف را در رابطه با تامين سازمان يافتگی و قابليت رزمندگی عالی حزب به عنوان سازمانی واحد، رزمنده و متمرکز مورد بررسی قرار می داد. او نوشت: "برای پيشبرد موفقيت آميز مبارزه سيستماتيک عليه حاکميت ضروری است که سازمان انقلابی و ديسپلين آن را تا عالی ترين درجه تکامل رساند".

لنين همواره دسته بندی و اختلاف نظر برسر مسائل اساسی را نشانی از بيماری و سستی حزب می دانست، و سرانجام به اين باور رسيد که اينگونه "بيماری" ها را بايد به کمک روش های راديکال، يعنی از راه انشعاب فوری يا اخراج از حزب درمان کرد. پس از انقلاب اکتبر دسته بندی در درون حزب به طور رسمی منع شد. او از آن جا که گمان می کرد اختلافات نظری در باره مسائل اصولی عمده و استراتژی و حتی در مسائل تشکيلاتی در تحليل نهائی "بازتاب" تضادهای طبقاتی است، طبعا مخالفانش را در حزب "ناقلان" نوعی انحراف بورژوائی يا نشانی از فشار بورژوائی برپرولتاريا می دانست. لنين هرگز در اين مورد شکی نداشت که او خود در همه موارد نماينده واقعی و راستين پرولتاريا است.

از نظر لنين حزب کمونيست تجسم وحدت اراده و عمل است. بنابراين در درون آن هيچ فراکسيون يا گروهی که همبستگی آن را متزلزل گرداند و کار هماهنگ آن را فلج کند، نمی تواند وجود داشته باشد. احزاب کمونيست همواره با تشکيل فراکسيون و گروه در صفوف خود و بالاتر از همه با قانونيت بخشيدن به اين اعمال قاطعانه مخالفت کرده اند.

از نگاه لنين حزب برای اينکه بتواند از عهده رهبری انقلاب سوسياليستی و پی ريزی ساختمان سوسياليسم برآيد، بايد اساسا از انقلابيون حرفه ای تشکيل شود ـ يعنی از زنان و مردانی که خود را نه کارگر و روشنفکر که صرفا انقلابی حرفه ای می دانند و تمام وقت خود را در اختيار فعاليت حزبی می گذارند. انقلابيونی كه زندگی خود را وقف بهبود زندگی ديگران و مبارزه با فقر، بی‌عدالتی، سرمايه‌داری و استثمار می کنند.

 

مشخصات الگوی لنينی حزب

مشخصات اصلی حزب لنينی را می‏توان در محورهای زير برشمرد:

١. سازمان سياسی طبقه کارگر به مثابه عالی‏ترين شکل سازمان سياسی طبقه کارگر.

٢. پيشاهنگ انقلابی طبقه کارگر و آگاه ترين بخش آن.

٣. حزب اقدام انقلابی برای کسب قدرت.

٤. مجهز به جهان‏بينی مارکسيسم ‏ـ‏ لنينيسم به عنوان مبنای تدوين برنامه، سياست و اساسنامه حزب.

٥. نماينده منافع آنی و آتی طبقه کارگر.

٦. انجام رسالت تاريخی طبقه کارگر، رهبری انقلاب سوسياليستی و پی‏ریزی ساختمان سوسياليسم.

٨. کاربست سانتراليسم ـ دمکراتيک به مثابه اصل بنيادين ساختار تشکيلاتی و مناسبات درون حزبی.

٩. وحدت فکری و اراده، رد تنوع فکری ـ سياسی و منع فراکسيون حزبی.

١٠. حزب آهنين (درجه فشردگی حزب).

١١. توسل به تصفيه منتقدين و مخالفين گرايش فکری ـ سياسی حاکم بر حزب توسط اکثريت حزب و يا سوق دادن آن ها به انشعاب.

١٢. فقدان چرخش در رهبری حزب، دوره ای نبودن مسئوليت ها، گزينش به جای انتخاب و تمرکز قدرت در دفتر سياسی حزب و دبيرکل حزب.

١٣. ملزم نبودن رهبری حزب به پاسخگوئی.

١٤. تبعيت اقليت از اکثريت، بی حقوق بودن اقليت، حتمی الاجرا بودن تصميمات ارگان های بالاتر برای ارگان‏های پائين‏تر و لازم الاجراء بودن دستورات و تصميمات رهبری حزبی.

١٥. الزام شرکت عضو در حوزه حزبی.

١٦. ملزم بودن عضو به تبليغ سياست های حزب عليرغم مخالف بودن با آن، محدود بودن اعضای حزب به اظهار نظر در حوزه‏های حزبی، برخوردار نبودن عضو حزب از حق انتشار انتقادات و نظرات مخالف در رسانه‏های حزبی و غيرحزبی.
١٧. محدود بودن حقوق عضو و گسترده بودن اختيارات دستگاه رهبری. 

١٨. عضو به مثابه گيرنده، شنونده و مجری در حزب، يکطرفه بودن رابطه از بالا به پائين.

١٩. ضعف قانونيت در حزب در امر تصميم گيری و عملکرد دستگاه رهبری.

٢٠. ضعف نهادمندی در حزب.

 

پرسش‏ها در مورد الگوی حزبی

امروز برای تدوين الگوی حزبی، لازم است به سئوالات متعددی که مطرح است، پاسخ گفت. پاسخ به اين سئوالات می‏تواند به تدوين الگوی حزبی کمک کند:
۱. آيا ما می‏خواهيم حزبی درست کنيم که بر جهان‏بينی معين و نظام فکری جامع اتکا داشته باشد و بر پايه آن برنامه، اساسنامه و سياست‏های خود را تدوين کند؟ يا اينکه از الگوی احزاب ايدئولوژيک فاصله گرفته‏ايم؟ آيا فاصله‏گيری از احزاب ايدئولوژيک به معنی کنار نهادن ارزش ها و ديدگاه ها است؟ آيا ما می‏خواهيم حزب ايدئولوژيک باشيم و يا حزبی باورمند به ارزش های تعريف شده؟ نیاز حزب به تئوری راهنما چگونه تامین می شود؟
۲. آيا حزب غيرايدئولوژيک فاقد سمت‏گيری اجتماعی است؟ اگر جواب منفی است رابطه حزب مورد نظر ما به عنوان حزب چپ با طبقه کارگر و مزدبگيران را چگونه بايد تعريف کرد؟
۳. آيا می خواهيم حزبی با برنامه سیاسی برای تامین مطالبات طبقه کارگر و زحمتکشان باشيم و يا طبقه متوسط جديد و يا هر دو؟

٤. آيا الگوی ما، حزب با برنامه جامع است، يا چند موضوعی و يا تک موضوعی؟ 

٥. آيا الگوی ما، حزبی است که ريشه در شکاف های اجتماعی دارد و يا بر جنبش های اجتماعی که بر ارزش ها متکی هستند؟ يا اينکه هر دو؟

٦. الگوی حزبی ما، حزب خواص (نخبگان) است و يا عوام (توده ای)؟ حزب گفتمان‏ساز است و يا اينکه حزب سياسی و يا ترکيب آندو؟

٧. الگوی مورد نظر ما به لحاظ درجه فشردگی حزب آهنين است يا ژلاتينی و يا اسنفنجی؟ چه مکانیزمی برای تامین همبستگی میان اعضاء حزب وجود دارد؟ 

٨. آيا ما بر وحدت فکری ـ سياسی و اراده واحد در حزب تاکيد داريم و يا اينکه تنوع فکری و سياسی را در چارچوب چپ پذيرا هستيم؟ با وجود پذيرش تنوع سياسی، آیا الگوی حزب مورد نظر ما دارای آن موازین و مقرراتی خواهد بود که موضع اپوزيسيونی، مسئول و مستقل آن مخدوش نشود؟

٩. آيا در حزب مورد نظر ما، اعضاء حق آزادی بيان و انتشار ديدگاه های متفاوت از حزب در رسانه ها برخوردارند؟

١٠. آيا در الگوی ما گرايش های فکری ـ سياسی و فراکسيون پذيرفته شده است يا نه؟

١١. حزب مورد نظر، رابطه خود را با کارشناسان و برخورد کارشناسانه چگونه تبيين می کند؟

الگوی پيشنهادی برای حزب چپ

احزاب کمونيست برپايه الگوی لنينی پی ريزی شده اند. در گذشته الگوی ما، احزاب کمونيست بود. اساسنامه ما برگرفته از اساسنامه های آن ها بود. با توجه به تحولات فکری که ما طی کرديم، به نگرش هائی که دست يافتيم، تجربه هائی را که اندوختيم، آگاهی که از الگوهای حزبی پيدا کرديم، تاثيرات تکنولوژی اطلاعات بر ساختار و مناسبات درونی احزاب را درک کرديم و نيز الزامات تحولات جامعه ايران را شناختيم، به اين دريافت رسيديم که ما نيازمند طراحی الگوی مناسب برای چپ هستيم. الگوئی که با الزامات جامعه ما و چپ دمکراتيک هم خوانی دارد:

١. ما از الگوی احزاب ايدئولوژيک که مشخصه اصلی دوره دوم تاريخ احزاب است، فاصله گرفته  و حزب سياسی را پذيرفته ايم. این بدان معنا نیست که سیاست ها و سمت گیری های حزب پایه های نظری و فکری ندارد. بلکه بدین معناست که الگوی پيشنهادی از جهان بينی معين و نظام فکری جامع که گويا با کاربست آن می توان به مسائل امروين پاسخ گفت، پيروی نمی کند و از کپی برداری از الگوهای متداول ـ مثل راه رشد غيرسرمايه داری ـ در حوزه برنامه اجتناب می ورزد. الگوی پيشنهادی حزب، دارای ارزش هائی چون صلح، آزادی، برابری، حقوق بشر، دمکراسی، سکولاريسم، حفظ محيط زيست، برابر حقوقی زن و مرد، توزیع دمکراتیک قدرت، ثروت، فرصت‏ها و اطلاعات، دفاع از بخش عمومی و سوسیالیسم دمکراتیک است و بر رفع تبعیض طبقاتی، جنسیتی، ملی ـ قومی، نژادی‌ و مذهبى‌ تاکيد دارد. الگوی پیشنهادی، حزبی است که بر نظرات انديشمندان چپ، تجارب غنی چپ جهانی و چپ ايران و بر دست آوردهای فکری انديشه ورزان، کارشناسان و پژوهش گران ایران تکیه می کند و از تجارب جهانی بهره می گيرد و بر شناخت تحولات جامعه ايران و تحليل مشخص از آن در تدوين اسناد حزبی پای می فشارد.   

٢. نفی حزب ايدئولوژيک به معنی نفی سمت گيری اجتماعی نيست. حزب مورد نظر دارای سمت گيری اجتماعی است. الگوی پيشنهادی از منافع و مطالبات طبقه کارگر و مزدبگيران و مطالبات طبقه متوسط جديد دفاع می کند و برای تامین آن ها مبارزه می کند. ما به آزادی و عدالت اجتماعی باور داريم و معتقديم آندو در پيوند نزديک با هم هستند. در شرایط کنونی در جامعه ما امر توسعه و دموکراسی عمیقا با عدالت اجتماعی درهم آمیخته است. بدون تأمین عدالت اجتماعی پیش‌برد امر دموکراسی و توسعه غیر ممکن می‌نماید. یعنی مردم هم نان می‌خواهند و هم آزادی. نه می‌توان به بهانه آزادی نان را از آنان دریغ داشت، نه چنانچه در نظام‌های توتالیتر مرسوم است به بهانه نان از آزادی محرومشان ساخت. آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی مطالبات طبقه کارگر و مزدبگيران و طبقه متوسط جديد ايران است.

٣. احزاب کمونيست صرفنظر از ميزان پذيرش طبقه کارگر، خود را نماينده منافع آنی و آتی طبقه آن اعلام می کنند. ما با فاصله گيری از الگوی حزب ايدئولوژيک، نمی توانيم بدون پيوند گسترده با طبقات اجتماعی از ابتدا با مبنا قرار دادن جهان بينی، خود را نماينده اين و يا آن طبقه بدانيم. ما نمايندگی را امر نه ذهنی بلکه عينی می دانيم. بدون پذيرش طبقه نمی توان از نمايندگی سخن به ميان آورد. ما می توانيم اعلام کنيم که انتخاب اجتماعی ما چيست و برنامه ما برای تامين منافع و مطالبات کدام طبقه اجتماعی است.

٤. احزاب کمونيست به عنوان حزب طبقه کارگر، با پذيرش مارکسيسم ـ لنينيسم به مثابه جهان بينی خود و اعتقاد بر رسالت تاريخی طبقه کارگر در فرارفتن از سرمايه داری و استقرار سوسياليسم، خود را "وجدان بيدار" جامعه تلقی میکنند و خود را مجاز می دانند که در همه عرصه های اجتماعی از جمله هنر و ادبيات دخالت کند.   الگوی مورد نظر ما نه خود را "وجدان بيدار" جامعه می داند و نه وارد شدن حزب در همه عرصه های اجتماعی را مجاز می داند.  

٥. احزاب کمونيست با اعتقاد بر غايتمندی تاريخ، اجتناب ناپذيری فروپاشی سرمايه داری و جايگزينی سوسياليسم به جای آن، داشتن پاسخ های پيشاپيش به مسائل جامعه، و با راه انداختن تشکيلات آهنين و متمرکز، برگزيدن بوروکراتيک کميته مرکزی مقدس و خطاناپذير، ملزم بودن اعضای حزب در اجرای دستورات رهبری و فقدان حق بيان نظرات مخالف در رسانه ها، امکان پويائی و رويش انديشه های نو در حزب کاهش می دهند. احزاب کمونيست عمدتا از پاسخگوئی به پديده های جديد عاجز می مانند. الگوی مورد نظر می کوشد امکان و فضا برای پويائی و رويش انديشه های نو را فراهم سازد و از نظريه هائی که قادر به تبيين پديده های جديد هستند، بهره گيرد.

٦. در دوره چهارم تاريخ حزب، احزاب چند موضوعه و تک موضوعه علاوه بر احزاب جامع پديد آمده اند. انتخاب حزب تک موضوعه، چند موضوعه و جامع بستگی مستقيم به برنامه دارد. برنامه هم از الزامات جامعه بر می خيزد. جامعه ما در حال گذر تاريخی از جامعه سنتی به جامعه مدرن است. اين گذر تنها يک و يا چند وجه اجتماعی را شامل نمی شود، بلکه تحولات بايد در تمام عرصه های اجتماعی صورت گيرد. از اين رو ما نيازمند برنامه جامع و لذا حزب با برنامه جامع هستيم.

٧. نيروهای کنشگر در جامعه ما برخاسته از شکاف طبقاتی و جنبش های اجتماعی است. الگوی پيشنهادی به جهات مختلف از جمله به جهت برنامه ای، برگرفته از شکاف طبقاتی و ارزش ها است.

٨. احزاب چپ، احزاب توده ای هستند. منابع قدرت آن ها در جامعه مدنی و نيروهای اجتماعی نهفته است. الگوی ما نه حزب خواص بلکه از اين زاويه به درجه ای حزب توده ای و فراگير است. ما حزب سياسی هستيم ولی گفتمان سازی را هم جزو وظائف آن می دانيم.

٩. درجه فشردگی سازمانی به معنی درجه پيوند اجزای آن با يکديگر و به بيان ديگر درجه سختی و نرمی حزب است که در تمام مشخصه های حزب تاثيرگذار است. الگوی لنينی، حزب آهنين است که می خواهد انقلاب سوسياليستی را رهبری کند و سوسياليسم را پی بريزد. ما در پی انقلاب سوسياليستی نيستيم و نگاه ما نسبت به سوسياليسم تغيير پيدا کرده است. ما به سوسياليسم دمکراتيک اعتقاد داريم. افزون براين، دوره احزاب آهنين سپری شده و آن ها به تاريخ پيوسته اند. ما به حزب علنی، باز، شفاف، پاسخگو در عين حال همبسته اعتقاد داريم. ما در حال فاصله گيری از احزاب سانتراليستی و هيرارشيک هستيم و پرنسيپ  مورد نظر ما تلفيق دمکراسی نمايندگی و دمکراسی مشارکتی و مستقيم است. حزب مورد نظر ما نمی تواند همانند احزاب خواص، ژلاتينی باشد. برنامه، استراتژی سياسی و شرايط مبارزاتی ما با حزب ژلاتينی انطباق ندارد. درجه فشردگی الگوی پيشنهادی، اسفنجی است. فاصله گيری از حزب سخت و آهنين و پذيرش حزب باز و نرم، به منزله فقدان سيمای برنامه ای و سياسی روشن و تشکيلات بی در و پيکر نيست. الگوی پيشنهادی دارای سيمای روشن در عرصه برنامه ای و سياسی و دارای پرنسيپ های تشکيلاتی است که با نقض پرنسيپ های حزبی برخورد می شود.  

١٠. احزاب کمونيست ظرفيت پذيرش گرايش های فکری در چارچوب چپ را ندارند و فاقد مکانيسم ها و نهادهای ضرور برای پذيرش تنوع فکری ـ سياسی هستند. ما از الگوی حزب يکدست فاصله گرفته ايم و براين باوريم که حرب مورد نظر ما می تواند نحله ها و گرايش های مختلف چپ را دربرگيرد: گرايش چپ دمکرات و سوسياليست، سوسيال دمکرات ها و کمونيست ها و گرايش های ديگر. وجود تنوع فکری ـ سياسی در چارچوب کلی اسناد ديدگاهی، برنامه ای و سياسی حزب، بر پويائی و زنده بودن حزب می افزايد و حزب را از حالت بسته و تنگ بيرون می آورد. اما حضور گرايش های خارج از چارچوب فوق، حزب را با مشکلات جدی مواجه می سازد. الگوی پيشنهادی معتقد به همزيستی گرايش های فکری ـ سياسی در چارچوب کلی اسناد ديدگاهی، برنامه ای و سياسی است و مکانيسم های ضرور را برای تامين حقوق صاحبان گرايش های فکری ـ سياسی فراهم می آورد.

١١. در الگوی پيشنهادی اعضاء از آزادی بيان نظر در درون و بيرون حزب برخوردارند و می توانند ديدگاه های خود را در رسانه منتشر کنند. اما حزب بر تعهد و آگاهی اعضاء خود برای تامین همبستگی حزب پای می فشارد.

١٢. نحله ها و گرايش ها در درون حزب می توانند فراکسيون خودشان را تشکيل دهند. الگوی پيشنهادی حق تشکيل فراکسيون را به رسميت می شناسد و برای قانونمند کردن آن اقدام می کند. پذیرش گرایش ها و فراکسیون در حزب به منزله بی درو پیکر بودن حزب و بی ضابطه بودن آن نیست. الگوی پيشنهادی بر ارتقای انسجام حزبی به عنوان یک حزب مسئول و مستقل و مدافع مطالبات کارگران و زحمتکشان و طبقه متوسط جديد تاکيد دارد. حزبی که عليه استبداد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و غیر حکومتی مبارزه می کند. الگوی پيشنهادی با وجود تنوع فکری ـ سیاسی، برخصلت مبازاتی آن پای می فشارد.

١٣. الگوی پيشنهادی به انقلاب تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی توجه جدی دارد و می کوشد از آن بهره گيرد و در ساختار و مناسبات درونی به کار بندد. ساختار الگوی پيشنهادی تلفيق سيستم عمودی و افقی (هرمی و شبکه ای) است.

١٤. ما با الگوی  احزاب دمکراتيک و غيردمکراتيک و سانتراليستی روبرو هستيم. الگوی پيشنهادی، حزب دمکراتيک است که می کوشد آن را تعميق بخشد و دمکراسی انتخابی، مشارکتی و مستقيم را در تلفيق با هم به کار بندد.  

١٥. الگوی پيشنهادی بر پيوند نزديک بين حزب و طبقه کارگر و مزدبگيران و طبقه متوسط جديد باور دارد. اين الگو در عين حالی که برای تحقق مطالبات طبقه کارگر و مزدبگيران و طبقه متوسط جديد مبارزه می کند، مدافع  منافع ملی و مطالبات عمومی جامعه است.

١٦. الگوی پيشنهادی، حزب قدرت محور و يا در رديف جنبش های اجتماعی نيست. فعاليت آن، دو وجه اساسی دارد. اين الگو هم برای  کسب قدرت سياسی فعاليت می کند و هم برای تقويت جامعه مدنی، جامعه سياسی و جنبش های اجتماعی می کوشد.

١٧. الگوی پيشنهادی با فاصله  گيری از الگوی حزب ايدئولوژيک، بر حزب برنامه ای تاکيد دارد: حزب برنامه محور. کشور ما برای توسعه و گذر از جامعه سنتی به جامعه مدرن، نيازمند برنامه است. برنامه ای که برگرفته از الزامات جامعه ما است. حزب مورد نظر ما توجه ويژه به مسائل برنامه ای دارد و می کوشد در عرصه های مختلف اجتماعی برنامه ارائه دهد. برای اين کار لازم است که حزب به پژوهش گران و کارشناسان مراجعه کند، از کار آن ها بهره گيرد و در صورت امکان مرکز پژوهش های استراتژی تشکيل دهد. لازم است که حزب کادرهای کارشناس در عرصه های مختلف پرورش دهد. کادرهای متخصص در حوزه های مختلف، به کارائی حزب می افزايد. کارائی حزب به وجود کادرهای با تجربه، ورزيده و کارشناس  و تاثيرگذاری آن بر جامعه و صحنه سياسی کشور، به ارائه برنامه بستگی دارد.

افزودن نظر جدید