در پشت صحنه توافق با ایران در ژنو

ترجمه از: 
ا. م. شیری

در مذاکرات ایران با گروه «شش» توافقی بدست آمد که جامعه جهانی۱۰ سال انتظار آن را می کشید. توافق برمبنای پیشنهاد دوسال قبل ولادیمیرپوتین حاصل شد که با انتخاب روحانی به ریاست جمهوری ایران دوباره مطرح شد ومورد پذیرش نمایندگان آمریکا واروپا برای دوربعدی مذاکرات گردید. ارزیابی اهمیت توافق حاصله که بعنوان یک توافق تاریخی رده بندی شده، دشواراست، اما آمادگی طرفین برای سازش را «معاهده قرن» نامیدند وآن را گام مهمی برای ایجاد امنیت درجهان، مقدم برهمه، درخاورمیانه ونزدیک حساب می کنند. روند آتی حوادث را منوط به همکاری ایران درفاصله توافقات کرده اند.

دربهار سال جاری کمتر شواهدی از توافق با ایران بچشم می خورد، واحتمال همکاری دیپلمات های آمریکائی وایرانی بر روی طرح اولیه این سند توافقی با شک وتردید همراه بود. اما بعد ازانتخاب رئیس جمهورجدید ایران در ماه ژوئن سال جاری ودر سایه تأئید آیت الله خامنه ای، دولت جدید ایران بلافاصله مشی عادی سازی روابط با آمریکا را در پیش گرفت. روسیه ازمساعی ایران حمایت کرد، اروپائیهای عضو گروه «شش»، با احساس نگرانی ازمنافع اقتصادی خود، نگاه حسادت آمیز به چشم انداز بهبودی روابط آمریکا- ایران داشتند، مخالفان منطقه ای تهران نیز مشی جدید رئیس جمهور ایران، روحانی را بمثابه تهدید مستقیم امنیت خود تلقی می کردند. نه فقط عربستان سعودی، حتی اسرائیل هم سیاست رئیس جمهور آمریکا مبنی برعدم ممانعت ازایران وشروع مذاکره با آن را بشدت مورد انتقاد قرارداد. این مسئله علیرغم مخالفت جدی کنگره آمریکا، بیشتر به اراده سیاسی باراک اوباما بستگی داشت.

آیا اوباما با کنگره به توافق خواهد رسید؟

باراک اوباما یکی ازاولین حامیان توافق حاصله بود. اوطی سخنان خود درکاخ سفید تصریح کرد: «این توافق، فقط گام اول و درعین حال، بسیارمهم بود، که درجهت امضای توافق جامع پیرامون برنامه هسته ای ایران برداشته شد». تردیدی نیست، که واشنگتن این بار تصمیم به پیشرفت گرفته است. هدف ایالات متحده آمریکا عبارت است از برخورد دو مرحله ای به تحقیقات هسته ای ایران. مرحله اول عبارت بود ازعقد قرارداد شش ماهه، همانطورکه معاون رئیس جمهورآمریکا در امورامنیت ملی، سوزان رایس تأکید می کند، «متوقف ساختن توسعه برنامه هسته ای» ایران و«تعویق آن بشکل اساسی». وقفه شش ماهه، بعقیده آمریکائیها، باید زمینه «راه های حل جامع بلند مدت» را که بتواند «نگرانیهای جامعه بین المللی را کاملا برطرف سازد»، آماده کند. احتمال می رود لغو تحریمها علیه ایران تا حصول این توافق، «محدود، موقتی وقابل بازگشت» باشد. تحریمها کما فی السابق بحث اصلی کاخ سفید خواهد بود. ازدیدگاه مقامات آمریکائی، رهبری ایران درسایه فشارهای اقتصادی بی سابقه به این کشور، برای عقد قرارداد هسته ای مصمم هستند. براین اساس، دولت اوباما سعی می کند سناتورها را به تعویق تحریمهای تازه علیه ایران متقاعد سازد وبه اعضای کنگره اطمینان می دهد، اجرای وعده آزادسازی دارائیها به تهران، بیش از ۱۰ میلیارد دلار عاید اقتصاد ایران نخواهد کرد، که آنهم درمقایسه با خسارات وارده به ایران دراثر تحریمها، رقم قابل ملاحظه ای برای جبران آنها تشکیل نمی دهد. درعین حال، پیش بینی می شود دولت اوباما برخی تحریمها را با هدف تقویت انعطاف پذیری دولت جدید ایران، بدون تصمیم کنگره تضعیف نماید.

تلاشها برای دور زدن کنگره قابل درک است. اکثریت سناتورها از تسریع پروسه تصویب تحریمهای تازه طرفداری می کنند. منطق آنها بسیار ساده است: تحریمهای سنگین رهبری ایران را به مذاکره جدی پیرامون برنامه هسته ای وادار ساخته، بنابر این، تشدید فشارها بر ایران فقط مواضع آمریکا را دراین مذاکرات تقویت می کند. آنها معتقدند این توافق موقتی با ایران هیچ پیامد مثبت برای آمریکا نخواهد داشت وخواستار اتخاذ تدابیر شدیدترعلیه تهران هستند.

موضع قانونگذاران آمریکائی با موضع دولت اسرائیل، که مذاکره کنونی آمریکا با ایران را بیهوده می داند، انطباق دارد. اگر چه فعلا هر دومجلس آمریکا با تعویق تحریمهای تازه موافقت کرده اند، اما روند مبارزه برای جلب افکار عمومی آمریکا علیه ایران را لابی یهودی باخته است. نظرسنجی ها در جامعه آمریکا راجع به توافق با ایران نشان می دهد، که ۶۵ درضد آمریکائیها باتوجه به انعطاف تهران در مسئله هسته ای، ازتضعیف تحریمها علیه ایران جانبداری می کنند.

آیا اسرائیل متحدان جدیدی برای جایگزینی آمریکا می جوید؟

صرفنظر از اینکه سیاست خارجی اسرائیل سالهای زیادی یک سویه و فقط بسمت آمریکا جهتگیری شده بود، اسرائیل ضمن تلاش برای قطع این گفتگوها و به تبع آن، اعلام اولتیماتوم به تهران، علنا چوب لای چرخ آماده سازی توافق موقت با ایران می گذاشت. چشم انداز بهبودی روابط آمریکا با تهران عملا بمعنی امتناع واشنگتن از کوششها برای وادار ساختن تهران به تسلیم و درنتیجه نهایی، انصراف از طرح تغییر رژیم حاکم ایران است. به باور وزیر خارجه اسرائیل، آویگدورلیبرمان، با توجه به تیره شدن روابط با واشنگتن، زمان یافتن متحدان جدیدی که علاقمند به همکاری با تل آویو «بر اساس نگرش جدید به اوضاع»، فرارسیده است. آیا این تلاشها می تواند بمفهوم تغییرجهت سیاست کلی اسرائیل باشد؟

درحال حاضر شواهد کمی دال برواقعیت چنین سناریوئی وجود دارد. فعلا رئیس دیپلماسی اسرائیل واشنگتن را بخاطرآمادگی بخاطر حصول توافق بین آمریکا وایران بر سر برنامه هسته ای این کشور مورد انتقاد قرار می دهد. وزیر دفاع اسرائیل، موشه یعالون نیز هنگام دیداربا همتای آمریکائی خود، چاک هیگل، بدون توجه به اختلاف نظرات در باره ایران، چشم انداز توسعه همکاری نظامی را مورد تأکید قرارداد. مناسبات ویژه بین این دو وزارتخانه مسئول تأمین امنیت دردوکشور را مقامات اسرائیل مورد ترید قرارنمی دهند، احتمال تجدیدنظر دراتحاد نظامی اسرائیل وآمریکا درآینده نزدیک پیش بینی نمی شود. هر چند درشرایط کاهش نفوذ آمریکا در منطقه خاورمیانه وعدم قاطعیت دولت اوباما، ممکن است گفتمان غیردوستانه در مناسبات بین دوکشورتقویت شود. صدای سرزنشها ازهر دو پایتخت بگوش می رسد، اما مشکل است که اختلاف نظرات موجب تحولات جدی بشود. فقط سخن ازمانورهای تاکتیکی طرفین می تواند درمیان باشد. مثلا، درآستانه آخرین دور مذاکرات با ایران در ژنو، نخست وزیر اسرائیل، بنیامین ناتانیاهو، بمنظورتحریک کاخ سفید، تلاشهای ناموفقی برای متقاعد کردن رئیس جمهور پوتین به امتناع ازتوافق با تهران بعمل آورد.

آیا روسیه مدعی ایفای نقش آمریکا در منطقه است؟

نه فقط اسرائیل، حتی درمیان متحدان عرب آمریکا این عقیده تقویت می شود، که امکانات آمریکا بعنوان متحد قابل اطمینان درمنطقه به پایان رسیده است. پس ازشکست برنامه های آمریکا درعراق وافغانستان درکشورهای منطقه تردیدهای بحقی درمورد توانائیهای آمریکا دایربرپیش بینی روند حوادث منطقه خاورمیانه بوجود آمده است. هم اکنون روشن نیست، که اوضاع مصر در چه سمتی پیش خواهد رفت، در رابطه با بهبودی روابط آمریکا با ایران، معلوم نیست منطقه درانتظار کدام تحولات است، عربستان سعودی چگونه رفتار خواهد کرد، ترکیه از احاله نقش درجه دوم به خود راضی خواهد بود ومهمتر ازهمه، چگونه میتوان ازتبدیل سوریه به «افغانستان عربی» ممانعت کرد. تضعیف نفوذ آمریکا عملا درهمه جهات مشاهده میشود، اما درکشورهای خاورمیانه ای ناتوان ازدفاع ازمنافع خود، خلاء مناسبات متحدانه با بزرگترین قدرت جهانی مشهود است. درچنین شرایطی، سران کشورهای منطقه خاورمیانه علاقمند به تجدید نظر در مناسبات خود با روسیه هستند، که اغلب بمثابه جایگزین جهتگیری استراتژیک یکطرفه واشنگتن ارزیابی می شود.

روسیه میتواند نقش مهمی درمنطقه خاورمیانه ایفاء نماید. دیداراخیر وزرای روسیه از قاهره را بسیاری از کارشناسان، نقطه عطف بازگشت آن به منطقه ارزیابی می کنند. واقعا، اگر روسیه، که دارای مناسبات بسیار نزدیک با تهران است، به توسعه همکاری با مصر تلاش کند، کاملا محتمل است که این، آغاز دوران تازه در روابط مسکو و خاورمیانه باشد. درحال حاضر این تمایل مشهود است. بعنوان مثال، درعراق، نخست وزیر، نوری المالکی در سال گذشته بدون اینکه حتی یک بار از واشنگتن دیدن کرده باشد، دو دیدارازمسکو بعمل آورد. گفتگوها، روی همکاری نظامی- فنی متمرکز شده بودند، که نشاندهنده جدیت طرفین گفتگو می باشد. با این وجود، هیچ دلیلی در تأئید این که روسیه میخواهد آمریکا را در منطقه در تنگنا قراردهد، وجود ندارد. درعوض، میتوان از تمایل کرملین برای تبدیل شدن به یک شریک برابر حقوق با کاخ سفید صحبت کرد. برجستگی این ایده را میتوان در نوع برخورد به مسائل منطقه ای مشاهده کرد. براین مبنا، روسیه درجهت عادی سازی روابط ایران وآمریکا، ازجمله، برای حل مشکل برنامه هسته ای ایران کوشش می کند. بنا براین، اشاره به اینکه گویا کرملین ازگفتگوهای مقدماتی آمریکا و ایران بی اطلاع بوده، چیزی بیش از وهم و خیال نیست. اتفاقا موضع اصولی مسکو در حل مشکل هسته ای ایران، که نه تنها برای همتایان مشخص است ودرطول چند سال گذشته دچار تغییروتحول نشده، بلکه، بمثابه نقشه راه از سوی همه اعضای «گروه شش»، ازجمله آمریکا پذیرفته شد.

رویکرد روسیه برمبنای برسمیت شناختن حق ایران برای غنی سازی اورانیوم بمثابه جزء جدائی ناپذیر حق مسلم آن طبق معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای بشرط نظارت الزامی بین المللی بربرنامه اتمی ایران استوار است. اگرچنین توافقی حاصل شود، دراین صورت، روسیه ازلغو کامل همه تحریمها علیه ایران جانبداری خواهد کرد. لازم به ذکرست، که وجود تحریمهای سازمان ملل متحد مانع عضویت ایران درسازمان همکاری شانگهای وثبات درمنطقه آسیای میانه می شود. خروج ایران ازانزوای بین المللی باعث گسترش نفوذ تهران درمنطقه خاورمیانه خواهد شد وخود آن برای روسیه که دارای روابط همکاری محکم با ایران است، بسیار سودمند خواهد بود. روسیه به این دلیل هم با تحریمها علیه ایران مخالف است، که محاصره اقتصادی و بازرگانی همواره عناصر تدارک جنگ بوده اند، وامکان بستن پرونده اتمی ایران بکمک گزینه نظامی هم تا کنون ازروی میزآمریکا واسرائیل برداشته نشده است.

 

منبع: 
http://www.fondsk.ru/news/2013/11/25/za-kulisami-soglash

افزودن نظر جدید