رخنه در "حق مسلم"


روزها و هفته های آخر سال میلادی معمولاً خالی از اتفاقات سیاسی التهاب انگیز اند. اما این نکته امسال در مورد برنامه [و پروندۀ] هسته ای جمهوری اسلامی صادق نیست. مقدمتاً باید بر دشواریها و ابهاماتی اشاره داشت که در مذاکرات فنی برای اجرای موافقنامه موقت ژنو بروز یافته اند. پس از چندین دور مذاکره، حتی تا ساعات پایانی سال، بعیدی نژاد – سرپرست هیئت فنی ایرانی، یک گزارش و عراقچی– معاون وزیر امور خارجه، گزارش دیگری از نتایج این مذاکرات را ارائه می دهند. یکی از حصول تفاهم برای اجرای همزمان مفاد موافقتنامه در نیمۀ دوم ماه ژانویه گزارش می دهد و دیگری از لزوم انجام حداقل یک مذاکره در سطح سیاسی. با این حال به نظر می رسد این دشواریها اساساً ناشی از گیر و گره های موجود در مناسبات میان طرفهای مذاکره کننده اند. منظور در اینجا اما التهاب بر سر برنامه هسته ای در درون جمهوری اسلامی است. این برنامه و مجموعه صف بندیهای درون حاکمیت حول آن، در آخرین روزها و هفته های سال 2013، و حتی نخستین روز سال 2014، علائم قابل توجهی از وجود التهاب را از خود بروز دادند. التهابی که خود حاکی از "رخنه در حق مسلم" است.

این علائم البته متعدد اند، اما از برخی از آنها می توان کمابیش به سادگی گذشت، زیرا آنها علائم مرسومی از کشاکش دائمی درون جمهوری اسلامی در توازن قوا میان گرایشهای فرعی آنند. برای نمونه از اظهارات سردار یدالله جوانی در مصاحبه 21 دسامبرش با "نسیم آنلاین" می توان گذشت. آری، یدالله جوانی مشاور عالی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران است و سخنانش تهدیدی بی استتار علیه دولت. چکیده سخن او در ارتباط با مذاکرات هسته ای این است که "در دولت کنونی نیز ... اگر بخواهد ... انقلاب از مسیر خودش خارج شود، طبیعی است که سپاه پاسداران در آن جا به وظیفه خودش عمل می‌کند". با این حال او ناگفته می گذارد که سپاه پاسداران در تشخیص مسیر انقلاب قائم بالذات نیست، و این که این تشخیص نهایتاً در انحصار ولی فقیه است و این بار این خود ولی فقیه است که به مسیر حل و فصل منازعۀ هسته ای کشیده شده است.

همچنین، و به مراتب ساده تر، می توان از اقدام تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران به تهیه طرح غنی سازی اورانیوم تا 60 درصد و بیشتر گذشت. این اقدامی تناقض آلود است. ارائه دهندگان طرح از سوئی اجرای آن را به تشدید تحریم‌ها علیه ایران و یا  "نادیده گرفتن حقوق هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران" مشروط می کنند، و از سوی دیگر در مورد نیاز ایران به اورانیوم 60 درصدی، ناشیانه، حجت می آورند. هم از این رو است که این اقدام جز به "مسلح نمائی" در امر تدارک مذاکرات نهائی تعبیر نشده است؛ بی آن که به دشواریهای عملی اجرای آن ناشی از تعهدات ایران به پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی (ان.پی.تی) اندیشیده شده باشد.

نشانه های واقعی التهاب و "رخنه در حق مسلم" را در رویدادهای مهجورتری باید سراغ گرفت. نخستین نشانه از این دست را، در مقطعی که مد نظر نوشته حاضر است، باید در اظهارات صادق زیباکلام در جمعی از روزنامه نگاران در گرگان یافت. زیباکلام سخنگوی جناحی در جمهوری اسلامی نیست و از این رو با شهامت هم از این که کسی رسالت نابودی اسرائیل را به "ما" نسپرده است می گوید و از راه "دو دولت" برای حل مسئله فلسطین دفاع می کند. اما نظراتی که او طرح می کند، غالباً مبین و یا نزدیک به نظرات گرایشهائی در درون حاکمیت اند: واقعبین ترین آنها. نکته این است که او برای نخستین بار در درون ایران از این می گوید که "اگر هدف برنامۀ اتمی اقتصادی باشد، از روز اول اشتباه بوده است" و در پاسخ به این سؤال که "حال چه می توان کرد؟" تصریح می کند: "... جلوی ضرر را هر موقع بگیریم، منفعت است. ما باید این برنامه را محدود کنیم؛ نه چون غربیها می گویند، بلکه به خاطر منافع ملی".

نشانۀ بعدی را مقالۀ روحانی در نشریۀ زوددویچه زایتونگ آلمان ارائه می دهد. البته محمدرضا صادق، مشاور رسانه ای روحانی، با دو بار قید "فارغ از محتوای مطلب" اعلام کرد که مقاله ای از روحانی در اختیار هیچ نشریه خارجی قرار نگرفته است. اما توضیح زوددویچه زایتونگ روشن کرد که کیفیت دستیابی آن به مقالۀ روحانی چگونه بوده است و تکذیبیه محمدرضا صادق نیز تنها به دریافت علت تکذیب کمک کرد. مقایسه ای بین آن چه تا کنون به عنوان موضع رسمی از روحانی شنیده و خوانده ایم با مطلب مورد منازعه یگانه اختلاف را نشان می دهد: روحانی در نوشته مذکور دیگر از "حق غنی سازی" سخن نمی گوید، بلکه می نویسد: "ما هیچ وقت از حق مان برای استفاده از انرژی هسته ای نمی گذریم". و می دانیم که موضوع "حق غنی سازی" یا "حق استفاده از انرژی هسته ای" در کانون اختلافات دهساله میان ایران و دیگران نشسته بوده است.

بالاخره آخرین نشانه را باید در خبر خبرگزاری فارس به نقل از اسماعیل کوثری، نماینده و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در نخستین روز سال نو یافت. کوثری از تشکیل شورای نظارت بر مذاکره کنندگان هسته ای، متشکل از سران سه قوه و برخی از مسئولان ارشد کشور خبر داد و منطق این تصمیم را هم این اعلام کرد که "مذاکرات هسته ای با 1+5 به طور کامل به نفع ایران پیش نرفته است". پس از انتشار این خبر منصور حقیقت پور، نایب رئیس دوم کمیسیون امنیت ملی مجلس اعلام کرد که چنین موضوعی در کمیسیون یا مجلس مطرح نبوده است و کوثری تأئید کرد که این تصمیم نه توسط مجلس بلکه توسط "مسئولان عالی کشور" اخذ شده است. جدا از ابهامات منعکس در این خبر حول منبع اخذ تصمیم، یک نکته در آن محرز است: اکنون مقامات جمهوری اسلامی دریافته اند که "مذاکرات هسته ای با 1+5 به طور کامل به نفع ایران پیش نرفته است". این دریافت، با توجه به مفاد موافقتنامۀ ژنو و با توجه به آنچه مقامات جمهوری اسلامی از "نفع ایران" رایج کرده اند، معنای دیگری ندارد جز این که "حق مسلم غنی سازی اورانیوم" به طور کامل تأمین نشده است. این دریافت درستی است؛ اظهارات ظریف دایر بر این که یک روزه می توان وضع را به حالت اول برگرداند، واقعیت ندارند. اما به نظر می رسد که هنوز تنها عده کمی از مقامات جمهوری اسلامی این را نیز دریافته باشند که بالاکشیدن سطح توافقات ژنو در مذاکرات نهائی به نفع آنان بسیار بعید و یا حتی ناشدنی است.

قراین گفته شده طلیعه های این واقعبینی در جمهوری اسلامی اند که برنامۀ هسته ای اش مستلزم بازنگری است. در جریان تدارک مذاکرات نهائی هسته ای در ماه های آتی، این قراین صراحت بیشتری خواهند یافت.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

اینجانب مسایل هسته ای کشورمان ایران را به دقت از سالیان پیش مورد مطالعه و روند ان را دنبال می کنم
به نظر من مسئله تنها مسئله هسته ای ایران نیست و مهمتر از ان همه می دانند که از نظر فنی برنامه هسته ای ایران چند سالی است تحت نظارت دوربین های اژانس قرار دارد.
غرب از اول هم هراسی از برنامه هسته ای ایران نداشته و به نظر من اگر ایران حتی برنامه غیر صلح امیز نیز داشته باشد اهمیت ان چنانی ندارد مانند کشور کره شمالی و هند و پاکستان که دارای سلاح اتمی بطور علنی هستند باید از خودمان بیرسیم ایا داشتن چند سلاح اتمی می تواند جمهوری اسلامی را از خطر حمله نظامی خارجی در صورت نهایت این مهم بر حذر کند.
اینجانب فکر می کنم برنامه هسته ای ایران از اول نیز سیاسی بوده و غرب در این باره بزرگ نمایی کرده و فقط به خاطر اعمال تحریم ها و اوردن فشار به نظام کنونی ایران بر اعمال تحریم ها مسئله هسته ای ایران را دارد به پیش می رود به نظر من مسئله فرا تر از برنامه هسته ای ایران است مسئله حفظ ساختار نظام و اگاه شدن مردم از جنسیت و عملکرد این نظام است و در یک جمله نظام جمهوری اسلامی و غرب از بعد انتخابات سال 1388 به این نتیجه رسیده اند که اکثریت مردم ایران مخالف این نظام می باشند و این یک خطر جدی برای منافع دراز مدت غرب در منطقه خاورمیانه و مخصوصا موج این خطر می تواند کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که در حال شگل گیری نوعی انقلاب های مردمی کم وبیش مانند بحرین و تظاهرات مردمی در عربستان را یکباره در صورت نا ارام شدن ایران را به خطر بیاندازد.
اینجانب با سفر به ایران چند سال پیش بعد از سی و چند سال و گفتگو با بخش عظیمی از مردم متوجه شدم که رفتار مردم نسبت به نظام حاکم کلا تغیر یافته و مردم از نظام جمهوری اسلامی کلا رد شده اند و به دنبال الترناتیوی می گردند که این مسئله در شمال کشور را می شود واضح تر مشاهده کرد.
مردم در هر تجمع سخنانی به زبان می اورند حتی کسانی که قبلا حامی صد در صد نظام بودند نیز مخالفت قاطع خودشان را بیان می کنند حالا دست نظام بر مردم رو شده و مردم در داخل به دنبال راه چاره می گردند .
اینجانب فکر میکنم اگاهان سیاسی در خارج شاید به خاطر عدم سفر به کشور در تحلیل های خود دچار اشتباهات و تحلیل درستی از اوضاع داخل کشور را ندارند.
کشور ما در شرایطی قرار دارد که مانند سال های 1355 زمان ستم شاهی بسر می برد.
مسئولین نظام در راس ان علی خامنه ای به این مسئله بخوبی پی برده است.
بعضی عناصر داخلی که به اقازاده ها در داخل و خارج ایران معروف هستند در جریان های مختلف متشکل شده و خواستار غصب قدرت هستند و اختلافات شدید و غیر کنترل ان باعث گردیده تا شورای نگهبان این بزرگترین فیلتر نظام دیکتاتوری حاکم بر ایران اجازه دهد حسن روحانی به عنوان کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند مردم از میان بد و بدتر بد را انتخاب کردند.
حسن روحانی به نظر من که سالها پیش به جاسوسی در زمان احمدی نژاد متهم شده بود و وزارت اطلاعات حسن روحانی و چند نفر از اعضای تیم مذاکره کننده ان زمان در دولت اقای خاتمی را با دست پر از اطلاعات فوق سری در ورود و خروج به سفارت انگلیس در تهران را چند روزی بازداشت می کند ولی چون وی نماینده علی خامنه ای در شورای عالی امنیت نظام بود و هست وی و همراهان ازاد می شوند و از ان روز تا رسیدن به ریاست جمهوری سکوت اختیار می کند و در رسانه هاهرگز وی را مشاهده نمی کنیم.
وضع هاشمی رفسنجانی از وی بهتر تا چند ماه اخیر نبود افشای دزدی های فرزندان هاشمی و شرکت فائزه هاشمی در جریان کودتای احمدی نژادو دستگیری و زندان رفتن وی دردوره دوم ریاست جمهوری احمقی نزاد دلایلی است که دوستان به ان اشاره نمی کنند. به نظر من مذاکره بین ایران با غرب در چندین سال پیش توسط رد بدل کردن افراد مخصوصا نماینده علی خامنه ای علی اکبر ولایتی و گفتگو های تلفنی علی خامنه ای با رئیس جمهور امریکا نشان می دهد که غرب با برنامه هسته ای ایران هیچ مشکل اساسی ندارد زیرا انچه مورد توافق رسیده شده است در خواست های غرب از ایران بوده است که ایران به ان درخواستها را قبول کرده است مورد قبول علی خامنه ای نیز که طراح این توافق نامه بوده قرار گرفته است زیرا علی خامنه ای در گفتگو های تلفنی که چند روز پیش اشکارا حسن روحانی در سخنرانی این مسایل را مطرح کرده است که ما در چار چوب نظرات رهبری عمل می کنیم. تصویب غنی سازی از سوی مجلس که در صورت عدم عمل ب هتفاهم نامه دولت را موظف می کند تا حد 60 % انجام بگیرد تنها یک فریب ی بیش نیست.
مسئله اصلی به تفاهم رسیدن بعد از خامنه ای مطرح است غرب خواستار یک نوع تغیرات در ساختار نظام کنونی می باشد و مخالفان در داخل نظام از قبیل حسن خمینی فرزند احمد خمینی نیز یکی از این افراد وابسته در ظاهر به جنبش سبز می باشد هست.
نباید فراموش کنیم در سال 1355 سازمان سیا توسط ساواک شاه گروهی از زندانیانی که در اوین بودند و اعضای اصلی موتلفه در ان بسر می بردند را با برگذاری جلساتی به تفاهم می رسند و انها از زندان ازاد می شوند یکی از این افراد عسگر اولادی بود که چند هفته پیش مرد.
مسئله هسته ای که دارد طولانی می شود تنها حل و روند یا اعمال راه کارهای برنامه غنی سازی نیز به نظر من تنها نیست انچه بیان کردم مسئله بعد از خامنه ای یا جلو گیری از انقلابی است که مردم در حال ان بسر می برند.
در ایران صدای انقلاب مردم را می شود در هر کوچه وبازار به راحتی شنید مردم اشکارا از رهبر گرفته تا مقامات اصلی نظام اهانت می کنند و هیچ کس ترسی از هیچ نهادی را ندارد مردم به تنگ امده از دست این نظام حاکم به تنگ امده اند تنها مشکل مردم به نظر من همان که در بالا گفتم بعد از بر کناری این حاکمان دزد و رانت خوار است دلیل اصلی شکست جنبش سبز نیز به نظرمن همین بود که مردم حتی موسوی و کروبی را قبول ندارند مردم هیچ فردی که در این نظام به نوعی مشارکت داشته اند را نمی خواهند.
مردم ایران بطور اگاهانه همه مسایل را تحت نظر گرفته و فقط بدنبال یک نوع رهبری می گردند تا دوباره انقلاب 57 به کودتای یک قشر تمام نشود و یک پارچه گی کشور حفظ و جنگ داخلی به هر شگل اتفاق نیفتد.
البته بعضیها فکر می کنند راه پیمایی 9 دی 1388 که مردم به گفته علی خامنه ای به فتنه 88 پایان دادند این مسایل و امدن مردم به صحنه معنا های دیگری را در بتن خود را دارد این رژیم به نظر من که شاهد در داخل ایران بوده ام تنها می تواند پنج درصد جمعینت کشور را در کنار خود داشته باشد بقیه به خاطر شگردها و ترس از دست دادن کار و شغل و نوعی همراه شدن با درخواستهایی است که در صورت عدم مشارکت مشکلاتی را بدنبال می تواند داشته باشد که مردم نمی خواهند شاهد باشند.
نتیجه نهایی اینکه مذاکرات تنها مسایل هسته ای را در بر نمی گیرد علت طولانی شدن مذاکرات جنگ بین گروه ها و جریان های سیاسی و اثر گذاری انها در داخل نظام کنونی ایست.
از یک طرف خامنه ای با گفتگو های تلفنی با رئیس جمهور امریکا مستقیما که علنی شده است و حسن روحانی بارها در گفتگوهاو سخنرانی های خود به زبان اورده در حال جریان است
جریان دوم نظامیان و گروه احمدی نزاد و در جریان سوم اعضای جنبش سبز و خاتمی و رفسنجانی و دیگران قرار دارند.
گروه 5+1 در تصمیم گیری در مورد مذاگره به بهانه برنامه هسته ای ایران برای اینده ایران نمی توانند به یک راه حل برسند.
همه کسانی که از سالهای 1355 تا به امروز اوضاع ایران نسبت به غرب را دنبال می کنند می دانند این رژیم در صورتی شعارهای ضد اسرائیلی میدهد و از نظام سرمایه داری در حال افول را بارها بنام نظام سلطه نام می برد که چند روز پیش مشخص شد یکی از اعضای سازمان سیا در درفتر احمدی نژاد مشغول کار بوده است خود این رزیم یکی از نظام های سلطه گر و دیکتاتور عصر حاصرو تاریخ معاصر است اینجانب کودتای سال 1359 که ایت الله خمینی به روحانیون دستور داد وارد ادارات دولتی و سیاسی شوند را به خاطر بیاوریدو یکبار دیگر به سخنان ایت الله خمینی گوش دهید نظام ضد بشری غرب وقتی متوجه شد کار شاه تمام است ایت الله خمینی را از مرز کویت توسط دکتر یزدی جاسوس سیا و چند نفر دیگر را به فرانسه اورد و یک شبه نام خمینی از ایت الله خمینی به امام خمینی تبدیل و مردم نا اگاه از مسایل سیاسی ان روزها این شگرد غرب را با اغوش باز قبول کردند و خمینی وقتی در فرانسه بوده چند ین بار با اعضای سیا و ام ای سیک انگلیس مذاکرات کرده بود.
و بعد ها شاهد تغیر نظر وی در مورد روند انقلاب و از بین بردن به اصطلاح غیر خودی ها و به کشتارهای 62 و 67 و ادامه ان تا به امروز که ادامه دارد را به مرحله اجرا گذاشته و به نظرمن از میان برداشتن دکتر بهشتی و افراد مانند وی که توسط بمب گذاریها که بنام مجاهدین اکثرا ثبت گردیده اینجانب معتقدم گروه خامنه ای و هاشمی توسط بیگانکان طراح این ترورها بوده اند تا راه برای خامنه ای برای بعد از رهبری خمینی باز شود تا جایی که این دو نفر به خاطر داشتن اطاعات فوق سری احمد خمینی را که دستور اعدام نیز شامل ان می شد را از بین بردند.
حال با داشتن چنین عملکردی از علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و چند نفر دیگر که کلا به بیست نفر نمی رسند باید از خود سئوال کنیم چرا برنامه هسته ای ایران به دراز کشیده است و من معتقدم نباید فریب رسانه های دروغین پخش شده در داخل و خارج جمهوری اسلامی را وفریب بخوریم که مسایل پبچیده فنی هسته ای و مسایل حقوقی باعث طولانی شدن مذاکرات شده است و رژیم متوجه شده ان چیزی که انتظار داشته را بدست نیاورده به نظر من اینکونه نگرش ها خوش بینی بیش نیست نباید فریب خورد و در زمین دشمن بازی کرد اینجانب معتقدم سه چریانی که در بالا نام بردم هر کدام با کانال های مختلف برای رسیدن به قدرت چه خامنه ای زنده باشد و چه نباشد برای رسیدن به قدرت می باشد و غرب نمی تواند فعلا کدام گروه را ناتخاب کند را تحلیل نماید.
انچه اینجانب می توانم در این مرحله نظرم را بنویسم این است گروه خامنه ای نخواهند توانست در قدرت باقی بمانند زیرا از حمایت مردمی برخورد داروی نمی باشد .
گروه دوم که احمدی نژاد و حامیان وی شامل می شود بخشی از نیروهای نظامی را شامل می شود و بخش سوم جنبش سبز را شامل می شود باید منتظر شد و دید که غرب کدام یک از این دو گروه را انتخاب خواهد کرد در هر صورت خامنه ای با انتخاب هر کدام از دو گروه بالا که نام بردم مخالفت خواهد کرد شاید طرح ترور خامنه ای در کار باشد تا غرب با دست باز بتواند یکی از این دو گروه را انتخاب کند و یا بتواند این دو گروه را با تقسیم قدرت به وحدت برساند این مطلب یعنی به وحدت رسانیدن جنبش سبز در کلیت با حامیان احمدی نژاد و بخشی از نظامیان در کل به نظر من مورد علاقه غرب باشد ولی چون چرای این مسایل نیازمند زمان است از بین بردن خامنه ای کار ساده ای نیست غرب نمی خواهد در ایران مردم از کم و کیف مذاکرات و مسایل پشت پرده ان مطلع شوند.
در هر صورت هر جناح از این رزیم به قدرت برسند نخواهند توانست پشتوانه مردم را با خود به مدت طولانی با خود داشته باشند مردم ایران از نظام و ساختار کنونی گذر کرده اند و غرب متوجه این مسئله شده است و از طرف دیگر غرب نمی خواهد حامیان واقعی استقلال و ازادی و عدالت اجتماعی در ایران به قدرت برسند.
هر جناحی هم در ایران بعد از خامنه ای به قدرت برسد باید جناح دیگر را با روش هایی که توسط عوامل بیکانه به انها نسخه خواهند نوشت باید از سرراه بردارد این عمل شاید کشور را دچار جنگ داخلی بکشاند یا به شگل کنونی مصر در بیاورد.
همه ما می دانیم غرب به دنبال منافع خود در منطقه خاورمیانه بوده و خواهد بود ولی مسئله حل مشکل ایران به این اسانی نیست مشکل غرب این است ملت ایران خواستار دگرکونی این نظام به صورت کامل هستند یعنی خواستار تغیر کلی قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند .
طولانی شدن مذاکرات دلیلش این است غرب نمی تواند خواسته ملت ایران را بر اورده کند و از منافع استراتژیکی خود نیز بگذرد در ان سو نیز غرب می ترسد عملی انجام ندهد ملت یکباره تارپود این نظام را یک مرتبه در هم در نوردد که در صورت پیدا شدن و اعتماد مردم به ان الترناتیوی که در بالا بیان کردم ملت ایارن اماده بر چیدن این اخوندها می باشند ولی غرب به دنبال حفط مناقع خود نه تنها در ایران بلکه در کشورهایی که پمپ بنزین غرب هستند در جنوب حاشیه خلیج فارس می باشد.
البته در سطح جهانی نیز مسئله افزایش قدرت چین و بر گشت روسیه به عرصه جهانی و نقش ان در عدم مداخله نظام در سوریه از وس ناتو حمایت چین همراه روسیه در شورای امنیت با وتو دو کارته نشان از ضعف دولت امریکا را در سطح جهانی و مسایل خیلی زیادی که نوشتن همه مسایل در اینجا میسر نیست.
اگر مطلب را خلاصه کنم این است نظر من که غرب به دنبال پیدا کردن راه حل سومی است که بتواند دو جناح حاکم کنونی که خامنه ای را کنار بگذارند واین دو جناح را متحد کند می باشد است و مسئله هسته ای تنها مورد مذاکره نیست بلکه اینده کشورمان ایران بدون خامنه ای مطرح است

آقای احد الف عزیز

سلام

از این که نظراتتان را به تفصیل ارائه دادید، ممنونم. من با بخشی از آنها موافقم، با بخشی مخالف. فکر می کنم در برخی از موارد هم نظرات شما بر داده های واقعی استوار نیستند. مثلاً شما در جائی از اتهام حسن روحانی به جاسوسی می نویسید. شخصاً از چنین اتهامی اطلاع ندارم. به علاوه نوشته شما کادر وسیعی از موضوعات را در بر می گیرد که من در صدد پرداختن به همه و تک تک آنها نبوده ام. از این رو ممنون می شوم اگر نوشـتۀ من را، در کادر مشخص آن و مبتنی بر فاکتهای محرز مورد نقد قرار دهید.

با احترام

پورنقوی

با سلام به دوست عزیز علی پور نقوی
از اینکه نوشته مرا قابل مطالعه دانستید و بخش ان را مورد قبول و بخش دیگرش را مخالف اعلام کردید خواهشا ان بخشی که مخالف هستید را در صورت امکان در نوشته اینده کمی توضیح دهید
دوم : نوشته اید مثلاً شما در جائی از اتهام حسن روحانی به جاسوسی می نویسید. شخصاً از چنین اتهامی اطلاع ندارم.
خوب اینکه یک مسئله ساده می باشد شما را به وب سایت های زیر مراجعه می دهم تا مطالعه بفرمایید ولی خودم در این مورد توضیحاتی را ارائه خواهم داد. http://karmandirani.ir/?p=4513
http://www.akharinnews.com/ دربخشی تحت عنوان موسویان و ناصری برای چه به ایران آمدهاند؟
http://fa.wikipedia.org
موسویان کیست؟ احد الف: موسویان معاون اول اقای حسن روحانی در زمان ریاست حسن روحانی در تیم هسته ای بود.

براساس متن منتشر شده در سایت ویکی پدیا ، موسویان در سال ۱۳۳۶ در کاشان متولد شد. در سال ۱۳۵۵ ببای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد ولی با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و ابتدا در جهادسازندگی کاشان و سپس در موسسه تهران تایمز، وزرات ارشاد و سازمان تبلیغات اسلامی به کار مشغول شد. وی خواهرزاده محلوجی عضو حزب کارگزاران سازندگی و وزیر دولت اکبر هاشمی رفسنجانی است.

موسویان دارای دکترای روابط بین الملل از دانشگاه کنت (Kent) انگلستان است. او در سال ۱۳۶۷ به وزارت خارجه منتقل و رئیس اداره اول غرب اروپا شد. همچنین به سمت مشاور رئیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی منصوب گردید.

او در سال ۱۳۶۹ به عنوان نخستین سفیر ایران در آلمان متحد عازم بن شد. در زمان سفارت وی رخداد ترور میکونوس اتفاق افتاد. وی بعدها در کتابی با عنوان بررسی روابط ایران و آلمان به بررسی کامل این حادثه پرداخت.

او در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی به سمت مسئول کمیته سیاست خارجی شورای عالی امنیت ملی منصوب شد.

او بعدها به جاسوسی برای بیگانگان متهم شد. وی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ بازداشت شد و پس از ۸ روز بازداشت، در تاریخ نوزدهم همان ماه با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
احد الف: فکر میکنم اگر به گوکل مراجعه کنید متوجه خواهید شد که اطلاعات بسیرای در این مورد وجودد ارد ولی چند ماهی است که بع داز ریاست جمهوری اقای حسن روحانی می گذرد مشاهده می شود اینگونه اطالعات از گوگل خذف کردیده است ولی با این حال می شود نتیجه گرفت وقتی شخص موسویان معاول اول اقای حس روحانی به محکومتی که در بالا امده می رسد رئیس وی یعنی حسن روحانی نیز که در ان زمان نماینده علی خامنه ای در شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی بوده است کار بسیار دشورای نیست که مسویان بدون اطالع رئیس خودش و خود حسن روحانی بدون اطلاع علی خامنه ای اب نمی خورند زیرا اینجانب معتقدم علی خامنه ای از بدو پیروزی انقلاب 57 و قبل از ان نیز همراه اقای احمد خمینی فرزند ایت الله خمینی و اقای علی خامنه ای و دکتر چمران و با همیاری امام موسی صدر در لبنان و فلسطین دوره چریکی دیده بودند و این افراد مانند اخوانی های مصری چندین سال با عوامل بیگانه که حالا مجال تشریح این مسایل نیست همکاری داشته اند و اگر نکته ها را در کنار هم قرار دهیم می شود اینگونه تحلیل داد که شخص خامنه ای در جریان دادن اطلاعات به سفارت انگلیس با اگاهی کامل و با دستور وی به حسن روحانی و وی نیز توسط موسویان به سفارت انگلیس مدارک فوف محرمانه را تحویل می دهد و وزرات اطلاعات ان زمان وی را انگونه که در بالا مطالعه کردید بازد اشت و محکوم میکند ولی چون خامنه ای نمی خواسته نام وی لو برود مسئولیت این کار رابر عهده موسویان می گذارند که وی بعداز ازادی از زندان با دلارهای بیشتری که اسناد ان نیز موجود است از ایران به امریکا فرار می کند.
سوم:نوشته اید : نوشته شما ( احد الف ) کادر وسیعی از موضوعات را در بر می گیرد که من در صدد پرداختن به همه و تک تک آنها نبوده ام. از این رو ممنون می شوم اگر نوشـتۀ من را، در کادر مشخص آن و مبتنی بر فاکتهای محرز مورد نقد قرار دهید.
اینجانب منظور نقد نوشته شما در کل نبود بلکه از نظر من تکمیل ان بود زیرا مسایلی که در ز یر می اید مسایل بسیار مهمی است که اینجانب به انها اهمیت می دهم
طبق اسناد در دوره ریاست جمهوری اقای خاتمی همین طرحی که ایران با گروه 6 توافق کرده است و اینجانب نیز از ان حمایت می کنم به دولت وقت امریکا پیشنهاد می شود اگر خواستید سند ان را در نوشته اینده برایتان ارسال می کنم ولی دولت وقت امریکا به خاطر داشتن یک طرح وسیعتری ان را نمی پذیرد انگونه که نامه اقای خاتمی را طبق گفته یکی از سیاستمداران امریکایی حتی جورج بوش پسر نمی خواند
ما درزمانی زندگی می کنیم که با بوجود امدن امکانات رسانه ای مانند انترنت می توانیم اخبار جهان و اتفاقاتی که در دنیا می افتد را در سریعترین زمان ممکن را مورد مطالعه قرار دهیم.
شما در نوشته خودتان نوشته اید : مذاکرات هسته ای با 1+5 به طور کامل به نفع ایران پیش نرفته است.
شما از نظرات اقای زیبا کلام سخن به میان می اورید و می نویسید :
نشانه های واقعی التهاب و "رخنه در حق مسلم" را در رویدادهای مهجورتری باید سراغ گرفت. نخستین نشانه از این دست را، در مقطعی که مد نظر نوشته حاضر است، باید در اظهارات صادق زیباکلام در جمعی از روزنامه نگاران در گرگان یافت. زیباکلام سخنگوی جناحی در جمهوری اسلامی نیست و از این رو با شهامت هم از این که کسی رسالت نابودی اسرائیل را به "ما" نسپرده است می گوید و از راه "دو دولت" برای حل مسئله فلسطین دفاع می کند. اما نظراتی که او طرح می کند، غالباً مبین و یا نزدیک به نظرات گرایشهائی در درون حاکمیت اند: واقعبین ترین آنها. نکته این است که او برای نخستین بار در درون ایران از این می گوید که "اگر هدف برنامۀ اتمی اقتصادی باشد، از روز اول اشتباه بوده است" و در پاسخ به این سؤال که "حال چه می توان کرد؟" تصریح می کند: "... جلوی ضرر را هر موقع بگیریم، منفعت است. ما باید این برنامه را محدود کنیم؛ نه چون غربیها می گویند، بلکه به خاطر منافع ملی".
من شاید در نوشته زیر از بحث شما کمی خارج شوم ولی مجبورم برای گرفتن نتیجه و بیان نظراتم به این کار اقدام کنم چاره ای به جز این نیست.در این صورن مرا می بخشید.
اینجانب نظرم این است شما شاید افکار و نظرات اقای زیبا کلام را شاید بخوبی نمی شناسید وی خواستار متوقف شدن برنامه کل هسته ای ایران است در صورتی که همه می دانند برنامه صلح امیز هسته ای یک علم است که هر کشوری نتواند به ان دسترسی پیدا کند مجبور خواهد بود هزینه های سنگینی را برای تهیه نیازمندی های ان را از جیب ملت ان کشور هزینه کند پس دولت لیبی نیز کل برنامه هسته ای خودش را سوار کشتی کرد و به امریکاییها تحویل داد بعد از چند سال چه مصیبتی ملت لیبی گرفتار امد و این گرفتاری شاید ده ها سال طول بکشد ضمنا ایران نیازمند استفاده صلح امیز برای غنی سازی 60 درصد برای کشتیهای خود نیز در اینده هست قرار نیست که ما با نظام جمهوری اسلامی اگر مخالف هستیم از پیشرفت و منافع ملی کشورمان عدول کنیم؟ که در زمان خودش این اتفاق خواهد اقتاد.بماند
اهمیت توافق ایران با گروه 6 و چرا به طول می انجامد:
پس مسئله هسته ای صلح امیز نیازمند کشورهای در حال رشد می باشد اگر شما و دوستان دیگر ان را قبول کنند. البته اینجانب مخالف سر سخت سلاح هسته ای بوده و هستم منظورم استفاده صلح امیز ان در هزاران بخش های مختلفی است که شاید شما از من بهتر این مسایل را بدانید البته تشریح طرح بزرگ ناتو برای خاورمیانه یک مسئله ای است که ساعت ها باید در مورد ان یا کتابی نوشت یا مورد بحث زمان بر قرار داد
ولی انچه اتفاق افتاده و می شود از اتفاقاتی که در حال انجام است تحلیل هایی را ارائه کرد که اسان هستند.توافق هسته ای ایران با گروه 6 نه به خاطر قبول ایران از 20 درصد به پنج با سه و نیم درصد یا در صورت نیاز طبق نظارت ماموران اژانس غنی سازی مورد نیاز راکتورهای ایران به میزان 20 درصد و بعد متوقف ان یا ادامه ان به اندازه کمتر باشد انجام گرفته به نظرمن مسئله خیلی پیچیده ترو کسترده تر از این مسایل است.
انچه شما نوشته اید من در نوشته خودم مطالب مختلفی را مطرح می کنم دلیلش این است توافق هسته ای ایران با گروه 6 بسیار کسترده است و این مسایل لاجرم باید تشریح شوند.
اینجانب سعی می کنم نوشته ای گرچه کوتاه ولی بسیار مهم و وسیع و کسترده به نظر شخصی ام را می اورم تا شما و دوستان دیگر نیز نظرات خودتان را در اینجا ارائه دهید
مهمترین طرح ناتو بعد از خارج شدن از افغانستان که قرار است در ماه های اخر سال جدید میلادی انجام بگیرد و این نیروها می بایست به یک محلی می رفتند داستان از این قرار بود که اسرائیلی ها و امریکاییها و کلا ناتو و عربستان قطر و ترکیه فکر می کردند دولت اسد در سوریه به روش طرح لیبی در مدت یک یا دو ماه سقوط خواهد کرد در این صورت دولتی که سرکار می اید مانند دولتی باید باشد نمونه لیبی که روی ارامش را به خود نبیند نمونه مدت چهل سال است افغانستان دولت مقتدر و یک نظام ثابت در ان کشور را مشاهده نمی کنیم یا سودان که همه شاهد بودیم چه اتفاقی بر سر این کشور اوردند و حالا در سودان جنوبی چه خیر است.
ضمنا امریکا همراه بعضی از اعضای ناتو چند ماه پیش در منطقه خلیج فارس با عربستان و قطر و دیگر شیوه منطقه اقدام به یک مانور نظامی کسنرده کردند و تعداد نظامیان مستقردر برحین از حدودا دو هزار نفرب ههفت هزار نفر و هر ماه رو به افزایش می رود. این هم یک مسئله بسیار پیچیده است که بحث دیگری می طلبد.بماند.
با گذر نظام فرا سرمایه داری در امریکا و اوضاع وخیم اقتصادی در اروپا که همه شاهد ان هستیم تنها راهی که برای ان کشور باقی مانده است اقدام به فروش سلاح که کفایت نمی کند لشکر کشی وحشیانه به مناطقی از جهان است که انرژی فسیلی و معادن مورد نیاز انها می باشد این هم یک بحث تئوری و یا نظری که جنبه اقتصادی و سیاسی دارد که نیازمند یک نوشته کلا جداگانه است باید انجام بگیرد.
چون کشور سوریه در مرزهای اسرائیل قراردارد حامیان ایجاد جنگ ها که نمونه و روند جهانی سازی به دو طریق دارد انجام می شود یک راه به طریق اقتصادی و طریق دوم به روش نظامی که در این بخش انقلاب های عربی را می شود نام برد که فقط سر مار یا دیکتاورها با قیام های مردمی که دیگر از کنترل خارج می شوند مانند مصر بدنه نظام ها مانند تونس می بایست برای حفظ منافع ناتو باید حفظ می گردید.
ناتو در این فکر بود ولی وتوی روسیه و چین و حمایت ایران و حزب الله لبنان سه سال است کشور سوریه به ویرانه تبدیل شده ولی دولت بشار اسد هنوز بر پاست پس اگر دولت اسد سرنگون می شد جنگ داخلی یا به روش سودان جنوبی یا به روش لیبی یا به روش سومالی اتفاق می افتاد دران زمان ناتو با تصویب یک قطعنامه برای حفظ امنیت مردم سوریه ولی در حقیقت برای ارسال نیروهای امریکا و چند ملیتی از افغانستان وارد سوریه می شدند که راه برای سرکوب حزب الله و حماس کمی هموار می شد و یا حمله نظامی به مراگز هسته ای ایران در دستور کار گذاشته می شد همان مسئله ای که همه ابش ها روی میز است دوباره زنده می شد که البته هنوز هم هست.
و از طرف دیگر در سطح جهانی سلطنت طلب ها با سازمان مجاهدین و با سازمان اقلیت و دیگر گروه های نزدیک به مجاهدین انگونه که شاید مطلع باشید در حال رسیدن به توافق هستند تا الترناتیوی مانند عراق قبل از حمله به ان کشور و در شرایط کنونی دولت به اصطلاع موقت سوری مستقر در ترکیه هستند که بعد از پیروزی در سوریه ایران نیز بعد از لبنان و موفقیت و سرکوب حزب الله و حماس نیز به اشوب کشانیده می شد همین اقایانی که شما از وی نام بردید یعنی زیبا کلام ها و از داخل خود نظام اسلامی خیانتکارانی هستند که از امریکا دعوت می کنند که به ایران لااقل حمله محدود هوایی نظامی کنند تا رژیم جمهوری اسلامی در ان حالت سرنگون خواهد شد را شعار می دادند ومی دهند.
در بخش مرزهای کشورما عراق را شاهد بودیم که هر روز چند بمب منفجر می شد و می شود و گروه های سلفی به کمک عربستان و دیگران تا به امروز سعی کردند عراق را در اتش و خون بسوزانند بعد هم نوبت عراق دوباره می رسید تا بلکه دولت نوری مالکی نیز تغیر یابد تا عربستان و ال سعود و ال خلیفه در بحرین همچنان به ادم خواری و کشتار ادامه دهند پس ملاحظه می کنید بدون تحلیل منطقه کل خاورمیانه نمی شود توافق ایران را در یک جمله تحلیل کرد اگر اینگونه بود نخست وزیر اسرائیل نمی گفت با ان عصبانیت که این توافق یک توافق بد بد می باشد زیرا توافق ایران با گروه 6 حمله به سوریه را متوقف کرد ترویستها در عراق را ناگام خواهد گذاشت و طرح بندر شیطان عربستانی نیز در حال شکست خوردن در سرنگونی دولت بشار اسد است و کل خاورمیانه طرحی که توسط نئوکان ها در امریکا از مدت ها پیش قبل از حمله به لیبی روی میز بود دارد می رود زیر میز اینها مسایل بسیار مهمی هستند که نیز اینجانب فقط فهرست گونه سعی کردم بنویسم ولی باز مسئله دوربردی امریکا در مورد دهکده کوچک و جهانی کردن جهان مسایل بانگ جهانی و صندوق پول سازمان جهانی سازی و مسئله راهبردی ناتو بسوی چین و و تغیر اصلی در روسیه و ادامه تعرض ناتو به شرق دور و نزدیک همه مسایلی هستند که باید تشریح شوند که ا ن زمان مشخص می شود در طول تاریخ سازمان ملل و شورای امنیت چرا برای اولین بار چین همراه روسیه هر دو برنامه حمله یا دخالت به اصطلاح بشر دوستانه به سوریه را وتو کردند ایا یک و تو کافی نبود؟ در این صورت است که اگر توافق ایارن با غرب موفق شود کل نظریه پردازان غربی ها ب اشکست روبرو خواهد شد که سرمایه بسیار زیادی را در این راه هزینه کرده اند نتیجه توافق اولیه ایارن با گروه 6 می باشد که شاه عربستان اشکارا با نخست وزیر اسرائیل قرار می گیرد و سفارت ایران در بیروت منفجر می گردد و انفجارها در بخش های لبنان توسط ترویستهای سلفی و هابی حمایت شده عربستان به کمک گروه معروف به14 مارس و دیگر رگوه های مخالف سوری و عوامل بیگانه و خشونت طلب رو به افزایش گذاشته است.

آقای احد الف گرامی

سلام و تشکر از پاسختتان

اجازه دهید در پاسخ به این سؤال که با کدام بخش از نظرتان موافق نیستم، به اختصار بنویسم. اولاً این که موسویان متهم به جاسوسی شد، ربط "محکمه پسندی" به روحانی ندارد. توجه کنید لطفاً که شما در نوشته اولتان از اتهام جاسوسی روحانی می نویسید و در نوشته دومتان آن را با اتهام جاسوسی موسویان توضیح می دهید.

از این که بگذرم، شما به درستی می نویسید که "مسئله غرب با جمهوری اسلامی فراتر از برنامۀ هسته ای است". اما در توضیح جهات فراتر از برنامۀ هسته ای به حفظ ساختار نظام و آگاهی مردم از "جنسیت" و عملکرد جمهوری اسلامی می پردازید. من در این مورد با شما موافق نیستم. مسئلۀ "غرب" با جمهوری اسلامی این بوده و هنوز نیز این است که جمهوری اسلامی می خواهد به عنوان "قدرت منطقه ای" عمل کند و این برای غرب پذیرفتنی نیست. غرب هم که می نویسم، منظورم فقط امریکا نیست. حتی کشور کوچکی همجون هلند در اظهارات رسمی و غیررسمی مقامات امورخارجه اش از این که جمهوری اسلامی مدعای اقتدار منطقه ای دارد، بر می آشوبد. نکته هم، حداقل از نگاه غرب، این است که جمهوری اسلامی قادر نیست به مثابه یک قدرت منطقه ای سازنده عمل کند، بلکه مخرب عمل می کند. این را هم اضافه کنم که به نظر من ایران و خاورمیانه به طور کلی تدریجاً اهمیت شان را برای امریکا دارند از دست می دهند. این نکته به این معنا نیست که امریکا به ناگهان از منطقه پا پس خواهد کشید، اما ما در آینده بیشتر از پیش شاهد کوشش اتحادیه اروپا، و خاصه فرانسه، برای پا گذاشتن به جای پای امریکا خواهیم بود.

در نوشته دومتان نیز مطالبی را پیش کشیده اید که من با مواردی شان موافق و با مواردی از آنها موافق نیستم. فکر می کنم آخرین سطور نوشته دومتان که در آنها به تحول سیاست امریکا نسبت به شرق دور و نزدیک اشاره دارید، چندان قابل توجه اند که خود شما را به دقت بیشتر در مورد سیاست امریکا نسبت به ایران دعوت کنند.

در پایان از شما دعوت می کنم نظراتتان را به صورت مستقل، یعنی نه به عنوان "کامنت"، تنظیم کنید و برای نشریه بفرستید.

با احترام

پورنقوی

دوست گرامی اقای نقوی سلام
اول مطلب اینکه اینجانب انتخاب اقای حسن روحانی به ریاست جمهوری را درمیان کاندیدیهای هفت نفری را به فال نیک می گیرم و از اینکه وی در برابر دیگران به ریاست جمهوری رسید خشنود هستم.
ولی امید وارم این یک فریب مردمی مانند دوره اقای خاتمی نباشد.که بحث مفصلی می طلبد که زمانش نیست.
* از اینکه نظر خودتان را در مودر اظهار نظر من در مورد متهم بودن اقای حسن روحانی را باردیگر مورد تردید قرار دادید و نوشته اید که اینجانب در پاسخ به متهم بودن حسن روحانی از موسویان صحبت کرده ام اری این درست است موسویان در ان زمان معاون اول اقای روحانی در برنامه هسته ای بودند و وی طبق اسناد و مدارک موجود به زندان محکوم شده است و مدارک ان را نیز اینجانب به خدمت شما ارسال کردم
ضمنا شما از دیدگاه حقوقی به مسئله نگاه کردید که نظر من محکمه پسند نیست
ما نه در داگاه هستیم و نه می خوهیم کسی را به دادگاه ببریم
به نظر شخصی من فرد اگاه و فعال سیاسی کسی است که بتواند در شرایط سخت و دشوار پیچیده مسایل در حال اتفاق یا اتفاق افتاده را در کنار هم قرار بدهد و یک تحلیلی که به نظرش می رسد را ارائه کند اینجانب اعتقادم بر این است اگر معاون حسن روحانی طبق اسناد و مدارکی که ارائه کردم و در گوکل می توانید مشاهده هم بکنید به یک کشور بیگانه مدارک فوق سری یک کشور را تحویل بدهد و توسط وزارت اطلاعات ان کشور باز داشت شود و بعد در دادگاه ان کشور مجرم شناخته شود و وی به اتهامات وارده اعتراف کند به نظرمن وی بدون نظر و رای موافق رئیس خودش نمی توانسته به این کار اقدام کند حال که شما مخالف این نظر هستید باشد من به همه نظرات موافق و مخالف احترام قائل هستم.
** در بخش پاسخ شما می نویسید : ما در توضیح جهات فراتر از برنامۀ هسته ای به حفظ ساختار نظام و آگاهی مردم از "جنسیت" و عملکرد جمهوری اسلامی می پردازید. من در این مورد با شما موافق نیستم.
نظر من این است نظام کنونی که مردم رفته رفته مخصوصا بع داز ماجرای انتابات دوره دوم اقای احمدی نزاد اتفاقاتی که افتاد و جنبش سبز از درون ان بیرون امد و برنامه انها اشکار شد مردم متوجه شدند که این اقایان یا همام ملاها به مردم دروغ گفته اند و این نظام در میان مردم انگونه که من فکر می کردم هم بود وقتی بعد از سی و چند سال به ایران رفتم و مشاهدات و گفتگوهای من با مردم دلیل این ادعاست که اکثریت مردم از نظام ملاها به تنگ امده اند
نظر من در مورد شناخت مردم از جنسیت نظام توضیحی بود که در بالا نوشته شده است به نظر من نظام به وحشت افتاده و می خواهد به هر طریق ممکن با غرب کنار بیاید و دیورزهم اقای خامنه ای باردیگر گفتند که ما مجبوریم با شیطان هم به گفتگو بنشینبم حال این نظر شخصی من می باشد اگر شما مخالف هستید نظر شما محترم
*** مسئله سوم درشما در پاسخ ادامه داده اید که : مسئلۀ "غرب" با جمهوری اسلامی این بوده و هنوز نیز این است که جمهوری اسلامی می خواهد به عنوان "قدرت منطقه ا" عمل کند و این برای غرب پذیرفتنی نیست. غرب هم که می نویسم، منظورم فقط امریکا نیست. حتی کشور کوچکی همجون هلند در اظهارات رسمی و غیررسمی مقامات امورخارجه اش از این که جمهوری اسلامی مدعای اقتدار منطقه ای دارد، بر می آشوبد. نکته هم، حداقل از نگاه غرب، این است که جمهوری اسلامی قادر نیست به مثابه یک قدرت منطقه ای سازنده عمل کند، بلکه مخرب عمل کند. این را هم اضافه کنم که به نظر من ایران و خاورمیانه به طور کلی تدریجاً اهمیت شان را برای امریکا دارند از دست می دهند. این نکته به این معنا نیست که امریکا به ناگهان از منطقه پا پس خواهد کشید، اما ما در آینده بیشتر از پیش شاهد کوشش اتحادیه اروپا، و خاصه فرانسه، برای پا گذاشتن به جای پای امریکا خواهیم بود.
اینجانب مخالف نظر شما هستم چون نوشته های مهمی در دست دارم که این مسئله را در میان انها نیز سعی میکنم بگنجانم. فکر می کنم اگر به اتحاد نیروهای مردمی و روش های اگاه کردن مردم و مزایای متحد شدن را در میان گروه ها و افراد فعال و مستقل که در میان عدالتخواهان ( چپ) که یک حرکت کاملا درستی می باشد زمان بگذاریم بیشتر به نفع اینده کشورمان ایران خواهد بود
فقط یک جمله که ایا قبل از انقلاب اسلامی رژیم ستم شاهی وابسته به غرب ژاندرم منطقه خاورمیانه بود یانه؟ حال که جمعیت ایران از 32 میلیون به بالای هشتاد میلیون رسیده و از نسبتا از قدرت نظامی و مردم تحصیل کرده نسبت به زمان قبل برخودار می باشد ایا می تواند منافع غرب و حامیان داخلی نظام سرمایه داری انحصاری را بر عهده به گیرد یا نه یا اوضاع داخلی ایران اجازه چنین کاری را در صورت امکان به کل نظام منفور می دهد یا نه بحث دیگری است که ما از نظام کنونی امریکا و شرایط نظام ماورای سرمایه درای چه تحلیلی را مورد نظر قرار داشته و ان را قبول کنیم یا نه زیرا پاسخ به این سئوال نیازمند تحلیل از نظام جهانی و مخصوصا شرایط کنونی نظام ماورای سرمایه داری به نظرمن در راس ان امریکاست بدون این تحلیل نمی شود به نظر شما پاسخ داد با درنظر گرفتن این نکته که ایران جزئی از جامعه جهانی می باشد بر جهان تاثیر می گذارد و از ان تاثیر می پذیرد همان دیالکتیک...
*** در پایان انچه پیشنهاد کرده اید نوشته های خودم را به عنوان یادا شت ارسال کنم
پاسخ چشم.موفق باشید

آقای احد الف عزیز

با سلام، اجازه دهید به اختصار نظرم را در سه نکته ای که طرح کرده اید بیان کنم:
1- من در خشنودی با شما بابت انتخاب روحانی در برابر دیگر کاندیداها شریکم و صمیمانه بگویم که قادر نیستم خشنودی شما را با کوشش تان برای اثبات حقانیت اتهام جاسوسی به روحانی بفهمم.
2- در مورد علاقه مندی "نظام" (بخوانید خامنه ای) برای رفع و رجوع مسائل با غرب من مکرراً نوشته ام. به نظر من خامنه ای مایل به حل مسئلۀ پروندۀ اتمی با غرب و مشخصاً امریکا است و پیش بینی ام این است که در این مورد با امریکا کنار خواهد آمد، اما تمایلی برای کنار آمدن با غرب در همۀ موضوعات اختلاف ندارد.
3- موضوع مورد تأکید من در نکته سوم مشکل غرب است با ادعا یا مطالبۀ جمهوری اسلامی به عنوان قدرت منطقه ای. شما در این مورد با من اعلام مخالفت کرده اید، اما استلالهاتان متوجه رد نظر من نیست. شما این سؤال را پیش می کشید که آیا جمهوری اسلامی در تمایز با رژیم شاه، می تواند منافع غرب را تأمین کند یا نه. امیدوارم روشن باشد که اینها دو رشته استدلال موازی اند.
با احترام
پورنقوی

با درود به رفقای سایت و بخصوص رفیق پورنقوی. من عموما مقالات و مطالب رفیق پورنقوی را می خوانم. بعضا با شیب مواضع او موافق و هراز چندگاهی مخالف. اما آنچه که این دقت در مواضع را او باعث می شود سبک و روش نوشتن وی است. و اما رفیق " احد الفا از امری " نظری بریادداشت شما باعنوان " رخنه در حق مسلم " نوشته " که جای تامل دارد . شاید در فرصت نزدیک بر ان دیدگاهم را بنویسم.
" رخنه در حق مسلم " در مورد بحران هسته ای ایران بیشتر به واکنش گرایشات جناح های حاکمیت ایران می پردازد. اما به دلائل بازدارنده جان سرمایه داری وارد نمی شود. برای تکمیل کردن موضوع هسته ایران ناچار از نگاه سیاسی قضیه را از یال دیگر قله شروع میکنم بی آنکه از سیاست نهفته در پشت اهداف غفلت کرده باشم. اگر غرب و بالاخص آمریکا در برابر موضوع انرژی پاک هسته ای کوتاه نمی آید. تنها صرف اتمی شدن ایران نیست. بلکه بخاطر آن است که :
1 – دستیابی ایران به انرژی هسته ای از نظر اتمی برای آمریکا خطر ایجاد نمی کند زیرا با وجود بیش از هزار کلاهک اتمی نزد امریکا واسرائیل حتی ایران اتمیی خطرناک نخواهد بود . آمریکا از این زاویه که خطر تسری تلاش برای استفاده از انرژی هسته ای بواسطه دیگر دول جهان و خاورمیانه نگران کننده است.
2 – سرایت کردن حق استفاده از انرژی پاک به منظور حفظ ذخائیر نفتی به دیگر کشورها بعد از پذیرش حق ایران باعث به مخاطره افتادن موقعیت اسرائیل ، متحد مطمئن امریکا می شود. گرچه عربستان نیز پایگاه امریکاست اما نسبت به اسئیل متحد مطمئنی نیست پس مقاومت در برابر حق مسلم ایران از اینمنظر معنا می گردد.
3 – پذیرش تلاش دهساله ایران در زمینه انرژی هسته ای آمریکا را نگران می کند. نگران از اینکه مبادا دیگر کشورهای منطقه در این زمینه وارد شوند.
4 – جهان سرمایه داری بنا به خوی خود می خواهد تمام منابع نفتی کشورهای را نفتخیز را به اتمام رساند
5 – در برهه کنونی و جهان آینده تهیه اورانیوم نباید از انحصار آنها خارج شود. جون اورانیوم یک تجارت پرمنفعت بوده که منافع دول سرمایه داری را تامین میکند و روزی خواهد رسید که چاه های نفت تمام می شود در آن زمان است که دول غربی از حق انحصاری فروش اورانیوم چه سودهایی که نخواهند برد.

آقای هاشم گرامی
سلام و تشکر از حسن نظر شما.
تأئید می کنم که نوشته "رخنه در حق مسلم" تنها به مواضع گرایشهای مختلف در حاکمیت نسبت به "توافق ژنو" نگاه می کند و نه فراتر از آن؛ به این اشراف فزاینده در درون حاکمیت که برنامۀ اتمی اش هزینه ای دم افزون دارد و نه نگاهی به فراسوی گرایشهای درون حاکمیت و فراسوی "توافق ژنو". به نظر من در فراسوی توافق ژنو می توان از روندهای متعددی، از جمله آن چه شما به آنها اشاره دارید، نوشت. من در این جا به 3 "آغاز پایان" فقط اشاره می کنم: 1- آغاز پایان اهمیت نفت خاورمیانه برای امریکا، 2- آغاز پایان اهمیت استراتژیک ایران در منطقه به عنوان یک کشور صاحب نفت، 3- آغاز پایان اتحاد استراتژیک اسرائیل و امریکا در خاورمیانه.
لطفاً در نظر داشته باشید، منظورم "آغاز پایان تاریخی" است و نه تقویمی.
با احترام
پورنقوی