رایی در گفتمان توسعه

به مناسبت واقعه تاریخی ۱۹ بهمن


۱۹ بهمن یک رویداد سیاسی، اجتماعی و تاریخی است، که از چشم اندازهای مختلفی قابل بررسی، نقد و نظر است، و چقدر خوب میشد که در یک فراخوان عمومی، در فضایی مناسب، با دعوت از گروه ها و فعالین مختلف سیاسی و اجتماعی، در سطحی ملی و بین المللی، نقد و رسانه ای می گردید. 

اینکه: در یک دیدگاه کلی، فضای حاکم در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، روانی و رسانه ای چه بود؟ و جنبش فدایی، بر بستر کدام مناسبات ملی و بین المللی شکل گرفت؟ و نیروهای تشکیل دهنده آن، برآیند کدام طیف و طبقه اجتماعی را نمایندگی میکرد؟ این نیرو با کدام پیش زمینه مفروض از مشروطیت به اینطرف، در مناسبات دو قطبی آنروز پدیدار گشتند؟ ترتیب اولویت پلیس سیاسی امنیتی شاه در برابر چنین پدیده ای چه بود؟ و این چپ مستقل چه تاثیری بر رویدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پس از آن گذاشته است؟ 

جنبشی مستقل از نسل جوان، برآمده از جنبش های سیاسی پیشین، تقریباً و بطور کامل، از دانشجویان و دانش آموختگان نسبتاً طراز اول دانشگاههای معتبر، عموماً از طبقات متوسط شهری، در جهت برون رفت از یک فضای خفقان آور سیاسی، تمام هستی خود را فدای آرمانی میکنند، که حداقل از یکصد و پنجاه سال به اینطرف، و تقریباً از زمان مشروطیت، بعنوان آرزویی ملی در جهت دستیابی به آزادی و عدالت نهادینه گشته بود، چنان آرزویی، که در حوزه هنر پیشرو، طراز اولترین شاعران، نویسندگان، هنرمندان، فیلم سازان، عکاسان، خوانندگان و نقش آفرینان آن دوره، برایشان مینویسند، می آفرینند، می خوانند و می سرایند، و در نمونه شاعران از نیما تا به شاملو و سلطانپور و دیگران می رسند، و آنگاه به عنوان بزرگترین برآیند جنبش چپ در عرصه ملی فرا می روند، و نقش معینی در عرصه معادلات سیاسی و اجتماعی می یابند. 

فدائیان خلق، بالاترین پاسخ انسان متفکر و آرمانخواه، بدون پاداش این جهانی و یا وعده های آن جهانی بوده اند، که ابتدا در دفاع از حقوق حقه فردی، از حقوق معمولاً پذیرفته شده انسانی و بین المللی، و نیز در پاسخ به روح زمانه، در ادامه آرزو و اراده ملی، در جدال با استبداد و آرمان رهایی مردم زحمتکش شهر و روستا، با ادراک و فهم شرایط مبارزه، و قبول آن مثل بسیاری از مردم جهان در آن دوران، تمام هستی با ارزش خود را فدا کردند. باید پذیرفت، که موقعیت های تراژیک بر حسب قرارگیری انسان ها در چنان وضعیتی، تکرارپذیر و انکارناشدنی است، و البته که قرار دادن انسان در چنان موقعیت خطیری، از آرمان های انسانی دوران حاضر بدور است، و بلافاصله اما باید پرسید، آیا مستبدین و ستمگران، از تاریخ درس لازم را آموخته اند؟ 

همچنان که گرایشات انسان متناسب با زمان و شرایط، تطور پذیر است، در وضعیت کنونی، و با توجه به روح زمانه، همان حاملان آرمان های انسانی، با همان عشق و شور، در راه رهائی انسان از چنگال استبداد، بی عدالتی و اعمال اراده مردمی، در تعیین سرنوشت خود، با عقلانیتی مدرن، که حاصل تجربه گرانبار آنانست، به گونه ای دیگر در پیکارند، فرآیندی دیگر آغازیده است، بعد از مبارک ها، دیگر امثال مورسی ها، به تنهایی قادر به پاسخ گویی به جنبش مردمی نیستند، در تونس شخصیت کاریزمای جنبش چپ ملی تونس را ترور می کنند، و مردم آموخته به خیابان می آیند. و قانون اساسی جدیدی مبتنی بر خواست های امروزین تونس را رقم میزنند. ماراتون مردمی در خاورمیانه ادامه دارد. چپ های اروپا در یونان، اسپانیا، پرتقال، ایتالیا حرف های زیادی برای گفتن دارند، باید مواظب ظهور گونه ای دیگر از فاشیسم بود.

عظمت دست آوردهای جهان فراصنعتی، انکارناپذیر و ستودنی و تلاش برای تحصیل رفاه و استفاده از دستاوردهای علوم و فنون بشری، از آرزوهای ملی هر کشور توسعه نایافته ای است. اما، جهان اوج عظمت حاکمیت نئولیبرالیسم و بحران های جدی و جدیدی را تجربه میکند. دهه هایی است که فضیلت تولید نعم مادی و سود عادلانه و رقابت و برتری نسبی کالایی، درجهان غرب نیز بی اعتبار گشته، و رذیلت پول پول میآورد و، تزریق پول های کاغذی و سودهای کازینوئی، پیش خرید مادام العمر دستمزد رنجبران، از طریق وام های غیرقابل برگشت، با سودهای تصاعدی، نوعی برده داری نوین، با گردش آزاد و بدون مرز سرمایه اما بدون گردش آزاد نیروی کار، عدم آزادی و برابری مزد نیروی کار در برابر کار یکسان و مشابه در تمامی نقاط تولیدی و خدماتی جهان، و نیز، باز پس گیری دست آورد مبارزت نیروهای کار و تولیدی، از بیمه، بیمه بیکاری، ابزار گونگی و از خود بیگانگی و ترس و تنهایی انسان متمدن، مهاجرت سرمایه و نیروی کار و متخصصین، نهادی شدن لشگر بیکاران، قساوت جنسی در مورد زنان و کودکان، ووو....همه بازتاب بحران های امروزی جهان، خصوصاً در مناطق توسعه نایافته یا کمتر توسعه یافته است، باید مصیبت رژیم های رانت خوار و باندهای مافیایی را به بدبختی های این مناطق بطور ویژه اضافه نمود. 

از طرفی دیگر با سرعت انفجاری جریان اطلاعات، افشاگری، و بالا رفتن خواست ها و نیازهای به حق نسل جوان، در همسان سازی زندگی با زندگی در غرب، خصوصاً در مناطق عقب مانده، و با در نظر گرفتن توانایی های ملی این مناطق، که کمتر توان پاسخ گویی به موقع، به چنین درخواست هایی دارند، گروه ها، سازمان ها، احزاب و جریان های مختلف سیاسی را در موقعیت خطیری قرار می دهد، که بدون اهتمام و توافق ملی، عملاً هیچ جریان سیاسی حتی کاریزماتیکی، امکان مدیریت طولانی نداشته، و غیر از سرکوب، شکنجه و کشتار، راه دیگری برای ادامه حاکمیت، نخواهد داشت. 

امروز در ۱۹ بهمن ۱٣۹۲ شمسی، این مقال ابداً سعی ندارد، که خطاهای انسانی انسان های بس بزرگ را، فراموش کند، و نه توان پاسخ گویی به همه مسائل بس بغرنج جهان عریض و طویل را دارد. بلکه امروز  روز بزرگداشت و قدرشناسی از روح بزرگ کسانیست که تمام هستی خود را در پاسخ به چرایی دوران، تقدیم جامعه انسانی و میهن خود کردند، انکار حضور چنین انسان های پر شکوهی، انکار تاریخ و از اهداف برخورداران، در فضای بسته ی ستمگران و مستبدان زمانه است. 
... 
چهل و چهارمین سالروز جنبش سیاهکل، به عنوان بخشی از هویت فدائیان خلق در شناسنامه ملی و در تاریخ ضد استبدادی و عدالتخواه کشور گرامی و پایدار بوده و بر همه دوستداران مبارک باد.

۶ فوريه ۲۰۱۴
ف. ع 

افزودن نظر جدید