کدام نتایج دیگر؟

 

منطقە خاورمیانە  و کشور ما ایران در دو سە دهە اخیر بر اثر دو تحول مهم از لحاظ فرهنگ سیاسی و واژگان متداول در آن دچار کیفیت ساختاری شدە کە یکی از این تحولات، دگرگونی در بلوک شرق و دیگری فروریزی قدرت صدام و طالبان  در دو کشور همسایە بود. با تحول اول واژگان دمکراسی و آزادی برجستگی بیشتری یافتند، و با دگرگونی دوم مطرح شدن بیش از پیش واژە فدرالیسم. البتە می توان گفت کە یکی از پیامدهای هر دو تحول، برجستە شدن بیشتر امر ملی و قومی و ضرورت حل عاجل آن بود.

اندک اندک واژە فدرالیسم چنان برجستگی یافت کە بسیاری از نیروهای سیاسی آن را پذیرفتند و با گنجانیدن آن در برنامە سیاسیشان بر ضرورت عملی کردن آن برای حل مسئلە ملی و قومی در ایران تاکید کردند و البتە با وارد کردن این ترم سیاسی در قانون اساسی عراق و اعلام کردن نظام فدرالیستی در این کشور، ضمن عینی کردن این ترم سیاسی عملا بسیاری از نیروهای عمدە و اصلی کردها در ایران با پذیرش این شعار و دوری گزیدن از شعار قبلی (خودمختاری)، دیگر ما بە عینە در شرایط کاملا متفاوتی نسبت بە گذشتە قرار گرفتیم. البتە در انتقاد از این روند، بودند افراد و جریاناتی کە کردهای فدرالیست را بە کپی برداری از شرایط اقلیم کردستان و عراق محکوم کردند، و این کپی برداری را بیشتر ناشی از عدم درک شرایط ایران و نیز رویای آنها در تکرار شرایط عراق در ایران ارزیابی کردند.

از اینها کە بگذریم می بینیم کە بر اثر رویدادهای اخیر در منطقە، فاکتهای نوینی دوبارە دارند بە وضعیت موجود اضافە می شوند، فاکتهائی کە علی الظاهر شرایط دیگری را نوید می دهند. این فاکتها کدامند؟

فاکت اول: مسعود بارزانی و مقامات دیگر حزبی و حکومتی در اقلیم کردستان هم اکنون از خواست کنفدرالیسم می گویند و گاه فراتر از استقلال،

فاکت دوم: در سوریە در مناطق کردنشین بە جای سیستم فدرالیستی، کانتون ایجاد شدە است و چنان کە خود نیروهای تشکیل دهندە این کانتونها ادعا می کنند بنیاد فکری و سیاسی آنها بر دوری گزیدن از ایدە دولت ملی و در مقابل ایجاد ملت دمکراتیک می باشد. این بنیانها عملا و یا لااقل در تئوری با بنیادهای ناظر بر فدرالیسم نوع مد نظر احزاب در کردستان عراق متفاوت اند.

حال سئوال این است کە با ظهور این دو فاکتور جدید (خواست کنفدرالیسم در میان کردهای اقلیم و ساختار کانتون در مناطق کردنشین سوریە)، سرنوشت طرح خواست فدرالیسم در کردستان ایران از طرف احزاب بە کدام سو خواهد رفت؟ آیا این احزاب دوبارە این خواست را مورد بررسی مجدد قرار خواهند داد، یا این کە قدمها کماکان ثابت خواهند ماند؟

البتە مسعود بارزانی کە هم اکنون با پ.کا.کا. و جریانات متاثر از آن در رقابت شدیدی قرار گرفتە است، اعلام کردە کە دستاوردهای کردها در سوریە موقتی اند. با این حساب و اگر این دیدگاە را مبنا قرار بدهیم سیستم کانتونی رویەای رو بە انقراض دارد، اما سخن بر سر این است کە رویە فدرالیستی هم دارد مورد پرسشهای جدی از طرف خود مطرح کنندگان آن قرار می گیرد.

 بهرحال در غوغای این تحولات و حوادث سریع، احزاب فدرالیست کرد (و تمام فدرالیستهای ایرانی) دوبارە در مقابل چالشی نظری ـ سیاسی قرار می گیرند. این کە این چالش را چگونە از سر می گذرانند خود می تواند بحث مهیجی باشد.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

فدرالیسم در حال حاضر برای خیلی از دوستان به صورت یک ایدئولوژی درآمده .کسی که حتی اندکی از جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی هم بفهمد این موضوع را تائید می کند که ایجاد این وضعیت برای مردم کرد یعنی دشوارتر کردن و پیچیده تر کردن مشکلات آن ها .فدرالیسم در آن سرزمین و آن جامعه نمی تواند برای آن مردم آسایشی ایجاد کند.مشکلات فراوان و عدیده ای که در حال حاضر گریبان مردم کرد را گرفته است مشکلاتی است که گریبان همه مردم ایران بجز عده معدودی را گرفته است.بیکاری و فقر و ناآگاهی و رکود اجتماعی و اقتصادی و اعتیاد و ...اینها مشکلاتی نیست که با ایجاد فدرالیسم راحت حل شوند.

سلام-بااینکه دوستان هیت سیاسی درمواردی هم به نعل زده وهم به میخ.باتوجه به اینکه درکل هنوزروزنه امیدی برای زنده شده افکارانسانی درآنان همچون دریاچه ارومی هنوزوجوددارد.بعضی مواقع برخودلازم میدانم که دلنوشته ایی رادرموضوعاتی ابرازدارم هرچندآنها همه توفیق به کسب مجوز چاپ نمیشود.ولی من خودرافرزندصمدوازجنس اومیدانم وفکرمیکنم ازخون ماهی سیاه کوچولودررگ های من وجودداردتاتلاش خودرابکند.من بدترین نفرت رابه نژادپرستی دارم وهرکس بخواهدبرطبل آن بکوبدناخودآگاه عصیان کرده وهیچ مرزی رانمیشناسم.ولی معتقدبه آزادی ملت هادرهرمرزبوم ونداشتن آقابالاسر.پدرسالار.برادربزرگ درهرسرزمینی بوده وبه هویت طلبی معتقدمیباشم.دوست محترم جناب آقای نعمت پوردراین یادداشت تنهاچیزی که به آن اشاره نکرده نقش تفرقه وسوء استفاده ازکردها برای برهم ریختن صفوف یکپارچه مبارزان سوریه ازطرف رژیم سوریه وایران است که اولین نطفه وجرقه های تفرقه وهمکاری آنان بااسددرشکل نیافتن حکومت فدرال درسوریه تزریق تندروهای وهابی.القایده.وزیاده خواهی کردهای سوریه برای کسب سرزمین های بیشتروحمله به شهرهای تحت سلطه ارتش آزادسوریه ازطرف کردهای تحت جمایت سوریه وایران بود.درکشورهای چندملیتی اولین قدم برای رسیدن به آزادی های اجتماعی حتی سوسیالیستی محترم شمردن حقوق کلیه انسانها وبالاتردانستن حقوق مدنی برزمین(خاک).ایدولوژی.دین.نژاد.زبان.وواست وهرگروه وملت.وسازمانی درکشورهای جهان نفتی این موضوعات رادرک نکندلاقل 100سال ازدنیا عقب است.