گذری بر روابط جمهوری اسلامی ایران با حکومت اقلیم کردستان

توضیحی کوتاە در بارە مطلب

گروە مطالعاتی ـ پژوهشی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، مطالعه و شناخت از حکومت اقلیم کردستان عراق و مناسبات آن با کشورهای همسايه را در برنامه کار خود گذاشته است. در اين ارتباط مسئولیت تهیە مطلبی در مورد رابطە جمهوری اسلامی با حکومت اقلیم کردستان را بە رفیق فرخ نعمت پور ـ عضو گروە ـ سپرد. گروه روی متن تهيه شده کار کرد. متن پیش رو حاصل کار گروە مطالعاتی ـ پژوهشی سازمان است.

گروە مطالعاتی و پژوهشی سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت

ماه مه ٢٠١٤ 

گذری بر روابط جمهوری اسلامی ایران با حکومت اقلیم کردستان

برای دستیابی بە تحلیلی دقیق تر در مورد روابط جمهوری اسلامی ایران با حکومت اقلیم کردستان در عراق، اهمیت دارد کە دهەهائی چند بە عقب بازگشتە و این روابط را قبل از هر چیز در متن یک بستر تاریخی جستجو کرد، یعنی برگشت بە سالهائی کە در آن هنوز حکومت اقلیم کردستان بوجود نیامدە بود. این کار اهمیت دارد زیرا کە بە نوعی و همزمان بعنوان یکی از فاکتورها می تواند توضیح دهندە روابط کنونی باشد، و بە لحاظی البتە بیشتر بر زوایای مبهم آن نور بیافکند.

جستجوی رابطە در تاریخ، از دهە شصت میلادی

در تاریخ معاصر کردستان عراق، بارزانیها بعنوان پایە اصلی یکی از احزاب مدرن در منطقە، حزب دمکرات کردستان، در شروع و پایە ریزی رابطە با ایران از اهمیت جدی برخوردارند. اگرچە آنان در ابتدا و در زمان جمهوری کردستان در مهاباد بعنوان یکی از نیروهای تشکیل دهندە این جمهوری در مقابل حکومت ایران قرار گرفتند، اما بعدها و در جریان قیام دهە شصت میلادی کردها در کردستان عراق بە حکومت وقت ایران نزدیک شدند، با آن رابطە برقرار کردند، از امکانات لجستیکی آن بهرەمند شدند و سرانجام اینکە بعد از عقد قرارداد الجزایر میان رژیم شاە و صدام و شکست جنبش بە ایران پناهندە شدند. در جریان این پناهندگی آنان توانستند در مناطق مرکزی ایران در نزدیکی پایتخت بویژە در کرج تا مقطع قیام ١٩٩١ در کردستان عراق سکنی گزینند. البتە اشتباە است کە در همان مقطع هم تنها بارزانیها را بعنوان نیروی شروع این روابط ارزیابی کرد. واقعیت این است کە در آن هنگام جناح طالبانی در حزب دمکرات کردستان، بعد از بروز اختلافاتی چند با مصطفی بارزانی، در مقطعی بە ایران کوچ کردند و همین جرقەهای ارتباط دیگری را از طرف نیروئی دیگری سبب شد کە بعدها اتحادیە میهنی کردستان عراق را در دهە هفتاد میلادی بنیان نهاد.

با شکست جنبش کردها در دهە شصت و هفتاد میلادی در کردستان عراق و توافق رژیم شاە با بعث، ما وارد دورانی می شویم کە در آن از آن نوع رابطە قبلی میان کردها و حکومت ایران دیگر خبری نیست، و این تنها بعد از انقلاب بهمن و فروپاشی رژیم شاە است کە بعلت دشمنی میان رژیم جدید در ایران با حکومت بعث عراق، هم کردها و هم جمهوری اسلامی در فکر احیای این رابطە می افتند. در مقطع انقلاب و چند سال بعد از آن حزب دمکرات کردستان عراق در هیات قیادە موقت بە تقابل با احزاب سیاسی کردستان ایران بر می خیزد و اتحادیە میهنی اگرچە در چند سال اول بعد از انقلاب بە یاری جنبش در کردستان ایران می شتابد، اما بعد از عملیات نیروهای عراقی علیە کردها کە بە "انفال" موسوم بود، بە تقویت رابطە خود با ایران دست می یازد، و در اساس ایران بە پشت جبهە اصلی این نیرو تبدیل می شود. همکاریهای نظامی این دو نیروی کرد با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، شاخص اصلی همکاری آنان در این دورە است کە بشدت با قضیە ادامە جنگ ایران و عراق گرە خوردە است. قابل یاد آوریست کە بعد از انقلاب بهمن جلال طالبانی به دیدار با خمینی و دیگر سران رژيم ايران شتافت. جمهوری اسلامی روابط خود را با کُردهای عراق آنچنان گسترش داد که پس از درگذشت «ملامصطفی بارزانی»، جسد وی به امانت در ایران به خاک سپرده شد. ملا مصطفی بارزانی بارها گفته بود کە در ایران احساس غربت نمی‌کند چرا که ایران را وطن کردها می داند.

بطور خلاصە می توان روابط آن دورە را چنین فرمولە کرد:

ـ جنبش دهە شصت میلادی، بمنزلە شروع ارتباط سیاسی، نظامی و لجستیکی،

ـ با شکست جنبش کردها، این ارتباط بە یک ارتباط پناهندە گونە تبدیل می شود،

ـ با شروع انقلاب بهمن، نیروهای قیادە موقت در اثر یک اشتباە سیاسی بە یاری ج. ا در مبارزە علیە کردهای بپاخاستە ایران می شتابند،

ـ با شروع جنگ ایران و عراق و عملیات شنیع انفال، جمهوری اسلامی بشدت بە تقویت گروههای کرد عراقی می پردازد. این کار تا مقطع انتفاضە در کردستان عراق کە بە حضور نیروهای صدام در شمال عراق خاتمە داد، ادامە می یابد.

در دوره جنگ هشت ساله ايران و عراق، احزاب کرد عراقی با سربازان ايران برعليه ارتش عراق وارد کارزار شدند و به ارتش عراق ضربه زدند. اين هم پيمانی موجب شد که دولت عراق در دوره هشت ساله هيچگاه نتواند در مرزهای شمالی جنگ يعنی در مناطق کردنشين وارد خاک ايران شود. حمايت ايران نيز موجب شده بود تا بخش هائی از منطقه کردستان از حيطه اقتدار و نفوذ دولت عراق خارج شدە و اين مناطق کردنشين در اختيار احزاب کرد عراقی قرار گيرد.

در سالهای میانی جنگ عراق و ايران، اتحادی بين احزاب کرد با سایر گروهها و احزاب مخالف حزب بعث عراق مانند مجلس اعلای انقلاب اسلامی، حزب الدعوه و سپاه بدر شکل گرفت و جبهه جدیدی علیه نیروهای بعثی در شمال عراق گشوده شد. این اتحاد مخالفین عراقی با محوریت کردها، پیروزیهای پی در پی را در سالهای ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ را بهمراه داشت. اين اتحاد و پيروزی ها موجب شد که صدام دست به اقدامات جنايتکارانه موسوم به عملیات انفال و بمباران شیمیایی حلبچه بزند.

عملیات ارتش صدام بر ضد کردها (۱۹۸۷ تا ۱۹۸۹) منجر به کشته شدن ۱۸۲ هزار کرد عراقی، ویرانی ۴۸۰۰ دهکده کردنشین و گسترش طرح عربی سازی شهرهایی همچون کرکوک و موصل شد، و از این لحاظ کردها تاوان سنگینی پرداختند.

ايران البتە همواره مامن و پناهگاه آوارگان مختلفی بودە که در پی يورش نيروهای نظامی عراقی به منطقه کردستان رو به سوی این کشور گذاشتەاند. هزاران تن از بارزانی ها و ساير کردهای عراقی سال های زيادی از عمر خود را در گوشه و کنار ايران، از جملە در مشهد، ساوه، کرمانشاهان تا کرج و تهران و انزلی و غيره سپری کرده اند. هزاران تن از کردها در ايران به مدرسه رفته و صدها تن در ايران تحصبلات دانشگاهی را گذرانده اند. گفته می شود تا نيمی از مردم کرد عراقی زبان فارسی را می فهمند و می توانند به فارسی صحبت کنند.

در جريان آوارگی سال ١٩٩١ کردهای عراقی در حالی که ترکيه مرزهای خود را در برابر خيل چندصدهزار نفری آوارگان بست، ايران حدود يک ميليون تن از آوارگان کرد عراقی را درون مرزهای خود پذيرفت. ميزبانی بيش از سه دهه يعنی از دهه ١٩٧٠ تا دهه ١٩٩٠ به نزديک تر شدن فرهنگ هر دو حوزه  کمک کرده است. 

انتفاضە

با شروع انتفاضە، عقب راندن نیروهای اداری و امنیتی و انتظامی حزب بعث از مناطق کردنشین و ایجاد حکومت اقلیم کردستان، ماهیت نیروهای کرد از لحاظ موقعیت قدرت، تغییر پیدا می کند. در این مقطع دیگر کردها نە یک نیروی اپوزیسیون، بلکە بە نیروی در قدرت سیاسی تبدیل می شوند، و این، نوع رابطە را وارد فاز دیگری می کند کە بکلی متفاوت با دهەهای قبل از خود است. البتە در مراحل اولیە این قدرت گیری، بعلت اینکە هنوز حکومت کردی بە خوبی پا نگرفتە و جو بشدت متاثر از رقابت سیاسی مابین دو نیروی اصلی، یعنی حزب دمکرات و اتحادیە میهنی ست، و این رقابت شکل مسلحانە هم پیدا می کند، شکل قدرت سیاسی عمدتا دو پارە و بنابراین هر کدام از این دو حزب بنوعی دارای همان رابطە سنتی با دولتهای پیرامون خود هستند (در این مرحلە حزب دمکرات بە ترکیە و اتحادیە میهنی بیش از پیش بە ایران نزدیک می شود). اما آنچە مهم است این می باشد کە این دو حزب دارای مناطق تحت نفوذ و ادارە خود می باشند، و کماکان از منظر یک نیروی سیاسی در قدرت با کشورهای پیرامون رابطە دارند. این جغرافیای سیاسی، این امکان را فراهم می آورد کە رابطە اقتصادی نیز وارد گود شود و بە این ترتیب مراودە اقتصادی بویژە در زمینە تجارت و بازرگانی از همان اوائل شروع شود. این امکان بویژە بە رونق نسبی اقتصادی در شهرهای مرزی مناطق کردستان ایران نیز منجر می شود.

البتە در مورد شکل سیاسی قدرت و رابطە دو حزب عمدە کردی در کردستان عراق باید گفت کە کە هنوز حکومت اقلیم کردستان از ایجاد نهائی نهادهای مختص بخود رنج می برد، واقعیت این است کە هنوز قدرت سیاسی شکل شبە استالینیستی دارد، بدین معنا حزب و دولت از هم تفکیک ناپذیرند و هنوز تعلق بە یکی از این دو حزب عمدە، نقش تعیین کنندەای در امکان حضور مردم در نهادهای اداری دارد. هنوز در اقلیم کردستان سپاە ملی واحد بە معنی واقعی خود وجود ندارد، ادارات در مناطق تحت نفوذ این دو حزب شکل حزبی دارند، و از سیاست اقتصادی واحدی پیروی نمی شود.

گسترش روابط اقتصادی میان جمهوری اسلامی و حکومت اقلیم کردستان

چنانکە در سطور قبل بدان اشارە شد از سال ١٩٩١ رابطە تجاری میان ایران و کردستان عراق شروع می شود، اما از سال ٢٠٠٣ بعد از سقوط رژیم بعث است کە این روابط وارد فاز نوینی می گردد. در زیر سعی می شود بە موارد اصلی این ارتباط و چگونگی گسترش آن اشارە شود:

ـ حداقل دە بازارچە در مناطق مرزی مابین ایران و کردستان تاسیس شدە و عملا بە فعالیت تجاری مشغولند،

ـ عمدە صادرات بە کردستان عبارتند از فراوردەهای داروئی، غدائی و کالاهای کارخانەی،

ـ حداقل هشتاد و هفت شرکت اقتصادی ایرانی در سلیمانیە فعال هستند (دولت ایران بیشتر در مناطق تحت نفوذ اتحادیە میهنی دارای مراودات و فعالیتهای اقتصادی می باشد)،

ـ حجم مبادلات اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و عراق بالغ بر 13میلیارد دلار است که 40 درصد آن سهم اقلیم کردستان می باشد،

ـ طبق آمار رسمی حکومت اقلیم کردستان عراق، در حال حاضر بیش از 100 هزار نفر ایرانی در کردستان عراق زندگی می کنند و بیش از 1000 شرکت ایرانی نیز در کردستان عراق مشغول فعالیت اقتصادی و تجاری هستند. همچنین سالانە بالغ بر یک میلیون ایرانی به کردستان عراق سفر کرده اند و حجم مبادلات تجاری اقلیم کردستان با جمهوری اسلامی ایران به بیشتر از 6 میلیارد دلار در سال می رسد،

ـ برپائی نمایشگاههای متعدد در کردستان از طرف ایران،

ـ رﺷﺪ ﺣﺪاﻗﻞ 25 درﺻﺪی ﺗﺠﺎرت ﻣﻴﺎن دو ﻃﺮف در ﺳﺎﻟﻬﺎی اﺧﻴﺮ،

ـ ایجاد شهرکهای صنعتی مرزی، از جملە شهرک صنعتی قصرشیرین. 

نقایص رابطە

ـ عدم فعالیت ایران در حوزە بانکی در کردستان. بدنبال افتتاح شعبات بانکهایی چون زراعت بانکاسی ترکیه و ال بی اچ لبنانی و دهها بانک اروپایی و امریکایی در کردستان عراق اخیرا رئیس حکومت کردستان عراق خبر از افتتاح بانک بین المللی استاندارد چارترد انگلیسی در اربیل عراق را دادە و این در حالیست کە ایران در این زمینە حضور ندارد،

ـ عدم حضور در صنایع نفتی. 

توریسم

ـ افتتاح پایانه مسافربری مرز رسمی باشماق مریوان در سال ٢٠١٤،

ـ سفر میلیونی سالانە مردم بە اقلیم.

امیدهای دو طرف

ـ گسترش روابط در همە حوزەهای اقتصادی، سیاسی، تجاری، مالی و فرهنگی. هر دو طرف بر این امر تاکید کردەاند و امیدوارند کە این امر در سال ٢٠١٤ بتواند بیشتر عملی بشود (ظاهرا این تاکید بعلت بە قدرت رسیدن جناح میانە رو در ایران می باشد)،

ـ تاکنون بیش از نود درصد مفاد تفاهم‌ نامه‌های پیشین بین دو طرف عملیاتی شده و در نشستی کە در ٢٠١٤ برگزار شدە نیز مقرر گردیدە که هیئت‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف تجاری، کشاورزی و اقتصادی برای پیگیری مفاد تفاهم‌ نامه‌های اجرا نشده با حضور مسئولان مرتبط دو طرف تشکیل شود. لازم بە تذکر است کە کارشناسان اقلیم کردستان معتقدند کە مشارکت ایران در فعالیتهای اقتصادی اقلیم کردستان عراق در مقایسه با کشورهای منطقه و ظرفیت اقتصادی ایران در سطح مطلوبی نیست و دلیل این امر را در دیدگاه امنیتی مسئولین جمهوری اسلامی نسبت به اقلیم کردستان می دانند. همچنین آنها بر این باورند اگر جمهوری اسلامی این دیدگاه امنیتی را کنار بگذارد، در عرصه فعالیتهای اقتصادی و سرمایه گذاری در اقلیم کردستان بسیار موفق تر از کشور ترکیه خواهد بود کە البتە اقلیم نیز از این سیاست بسیار منتفع خواهد شد.

علل احتیاط جمهوری اسلامی در گسترش روابط خود با کردستان

ـ ایران روابط خود را با اقلیم کردستان در چارچوب روابط با دولت مرکزی عراق طراحی می کند، و عدم میانجیگری ایران در کشمکش حکومت اقلیم کردستان و عراق بر سر مسائلی چون بودجه و نفت و.. در همین راستا می باشد،

ـ ایران در سیاست خود نسبت بە عراق از دیدگاە یکپارچگی خاک عراق حرکت می کند و با توجه به اینکه حکومت اقلیم کردستان عراق بدون در نظر گرفتن توازن با جناحهای دیگرعراقی سیاست نفتی خود را با کشور ترکیه تنظیم کرده است، جمهوری اسلامی از وارد شدن به این مقوله یعنی نفت خودداری می کند،

ـ  ترس از قدرت گیری بیشتر کردها، بدان معنی کە در نهایت باعث استقلال و جدائی آنها از عراق شود،

ـ نگرانی از گفتمان سازیهای موجود در کردستان کە از منظر ایجاد کردستان بزرگ حرکت می کنند،

ـ نگرانی از وجود احزاب مخالف خود در کردستان. جمهوری اسلامی بارها بە شیوە رسمی و غیر رسمی از حضور مسلحانە آنان بە مقامات اقلیم شکایت بردە است. دولت ایران وجود اپوزیسیون کرد ایرانی را مانعی برای گسترش روابط می دانند،

ـ و سرانجام ترس از حضور نیروهای غربی (در قالبهای مختلف) در آنجا.

اما خوب است اشارە بشود کە علیرغم همە ترس و نگرانی و واهمەهای رژیم ایران، حکومت اقلیم کردستان در مواردی بە خوبی بە یاری رژیم ایران از جملە در دور زدن تحریمها شتافتە است.

پتانسیل ها

علیرغم همە مشکلات موجود سر راە گسترش روابط میان ایران و کردستان، اما فاکتورهای عدیدەای وجود دارند کە از لزوم و ضرورت بیش از پیش گسترش این روابط خبر می دهند. هیچ دولتی در منطقە بە اندازە ترکیە در پی انکار هویت کردها نبودە است، اما می بینیم کە دولت این کشور هم اکنون با درک و پذیرش شرایط نوین و برای تامین منابع انرژی خود بە گسترش رابطە خود با حکومت اقلیم کردستان دست یازیدە است و در این راە گوی سبقت را از بسیاری از جملە از ایران ربودە است. هم چنین حضور بیشتر نهادهای اقتصادی، بانکی و نفتی جهانی در کردستان این واقعیت را نمایان می سازند کە منطقە مهمی در کنار و همسایگی ایران در مسیر رشد و توسعە قرار گرفتە و ایران باید مواظب باشد کە این میدان را بە دیگران تنها و تنها بە علت دیدگاههای امنیتی خود واگذار نکند.

در اقلیم کردستان امکانات و پتانسیلهای فراوانی یافت می شوند، از جملە چنانکە در یکی از گزارشها و ارزیابیهای خود منابع رژیم تحت عنوان "ﺑﺮﺧﻲ وﻳﮋﮔﻴﻬﺎی اﻗﺘﺼﺎدی و ﺗﺠﺎری ﻛﺮدﺳﺘﺎن " آمدە است، اقلیم کردستان دارای:

ـ منابع زیر زمینی دست نخوردە است،

ـ دارای ﻗﺎﻧﻮن ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاری ﻣﺘﺮقی ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺗﺠﺎرت ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ،

ـ اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﺻﺪ درﺻﺪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران ﺧﺎرجی،

ـ ﻋﺪم ﺗﻔﺎوت ﺑﻴﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاران داﺧلی و ﺧﺎرجی،

ـ و سرانجام امنیت بالای منطقە. 

نتایجی چند

جمهوری اسلامی بعد از بە قدرت رسیدن، رابطە با کردهای عراق را از رژیم پهلوی بە ارث برد و بعدها با شروع جنگ ایران و عراق، بیشتر بە ضرورت تعمیق و پیشبرد این رابطە پی برد، اما با بە قدرت رسیدن کردها در کردستان عراق و ایجاد دولت محلی خودشان، نیت صرف استفادە ابزاری از آنان بە نفع اهداف خود، دچار بحران شد. واقعیت آن بود کە نە می شد بە جنگ تمام عیار با این تجربە جوان رفت و بنابراین دولت ایران ناچار شد و البتە عقل رئالیسم سیاسی هم ایجاب می کرد کە بە این فاکتور جدید در منطقە توجە دیگری مبذول شود، و نە بدان تنها با نگاە صرفا ابزار گونە برخورد شود. هم اکنون نگاە کلان جمهوری اسلامی بە کردستان عراق یک نگاە ابزاری ـ هدفی ست. یعنی اینکە هم بدان کماکان بعنوان یک ابزار می نگرد و هم بە عنوان وجودی کە در بیرون از جمهوری اسلامی قرار دارد و باید بدان بە عنوان وجودی برای خود هم بنگرد. اینکە این نگاە میانی یا مابینی جمهوری اسلامی  کی و کجا بە نفع یک نگاە معقول تغییر خواهد کرد (منظور از نگاە معقول این است کە عنصر هدف در این نگاە سنگین تر شود)، البتە بە فاکتورهای زیادی نیاز دارد. در کنار این نگاە میانی بە تجربە و وجود حکومت اقلیم کردستان، از یاد نبریم کە کورد بە عنوان یک فاکتور فشار بە طرف غربی هم اکنون در سیاست جمهوری اسلامی جایگاە ویژەای دارد (بە تجربە سوریە و یا رابطە رژیم ایران با پ کا کا توجە شود)، و اینکە این جایگاە ویژە چە نوع بازتابی در رابطە این رژیم با اقلیم کردستان خواهد داشت نیز خود موضوع مهمیست.

سرانجام اینکە باید دقت کرد کە گسترش رابطە با اقلیم کردستان برای ایران بطور کلی از اهمیت زیادی برخوردار است، بە چند دلیل، از جملە اینکە گسترش این رابطە باعث می شود کە:

ـ فاکتوری بە فاکتورهای رشد اقتصادی در ایران می تواند اضافە شود (کردستان ایران از این لحاظ در سالهای گذشتە نفع سرشاری از این رابطە بردە است)،

ـ گسترش این رابطە می تواند بە تقویت عنصر امنیت در منطقە تبدیل می شود،

ـ گسترش این رابطە می تواند بە تقویت نقش استانهای جوار مرز در فعالیتهای اقتصادیشان منجر می شود. 

البتە یکی از شرطهای تغییر در استراتژی اقتصادی نسبت بە حکومت اقلیم کردستان، بە تغییر در دیدگاههای کلان جمهوری اسلامی در حوزە سیاست و ایدئولوژی وابستە است. و از طرفی دیگر موقعیت کلان حکومت اقلیم کە خود را نهایتا در چهارچوب استراتژی غرب در منطقە تعریف می کند با توجە بە دشواریها و تضاد منافع میان ایران و غرب در منطقە خاورمیانە، دشواری این دگردیسی تغییر رفتار جمهوری اسلامی را بهتر ترسیم می کند. البتە حکومت اقلیم سعی کردە توازن و بالانس سیاسی را در روابط خود با کشورهای منطقە از جملە همسایگان دیرینە خود حفظ کند و رئال پولیتیک را در حد توان خود جلو ببرد، اما این تجربە حکومت کردی هنوز از نارسائیهای فراوانی رنج می برد، نارسائیهائی کە زدودن بخشی از آنها بە هماهنگی سیاست میان قدرتهای جهانی و منطقەای در حوزە خاورمیانە منوط است.    

گروە مطالعاتی و پژوهشی سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت

اردیبهشت ١٩٩٣  /ماە مە ٢٠١٤

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

بقيه مطلب : يكروز همه مردم شهر كه از خواب بيدار شدند ديدند كه همه ى شهر از از پشمرگه هاى مسلح ملا مصطفى پر شده است و تا يك هفته در قصرشيرين ماندند تا امكان انتقال آنان و رهبرى از جمله
ملا مصطفى ، مسعود و ادريس به كرج فرآهم شد . جنگ بين نيروهاى جلال طالبانى و نيروهاى ارتش ايران تا چند روز ديگر آدامه داشت تا اينكه ارتش عراق توانست اين ها را هم از كردستان بيرون كند . نيروهاى طالبانى هم به قصرشيرين عقب نشستند. بعد از مدت كوتاهى جلال طالبانى و نيرو هاى مسلحش به همدان و أطراف آن انتقال يافتند.
موضوع ديگر: بعد از انقلاب ايران و نا أمن شدن مرز هاى غرب ايران با اوج گيرى جنبش مردم كردستان ايران و عراق و شروع دخالت هاى رژيم هاى ايران و عراق در كردستان دو كشور بود
حضور بازماندگان رژيم شاه از جمله پاليزبان در مناطق مرزى و حضور فعال نمايندگان بختيار در همين منطقه همراه با استخبارات عراق و سران عشاير و فرق مذهبى غرب ايران از جمله سالار جاف و رزگاري و غيره .

يك هفته قبل از شروع طرح استراژيك جنگ عليه ايران ، جلسه اى مهم در اين رابطه در دزلى عراق با شركت

نمايندگان و نيروهاى فوق ايرانى و عراق و نماينده آمريكا در جلسه مذكور كه نماينده حزب دمكرات هم از مريوان در اين نشست دعوت شده بود، به من گفت كه در آن نشست تصميم گرفتند تا يك هفته بعد به ايران حمله كنند و وظيفه نيرو هاى مخالف رژيم ايران اين شد كه مانع حضور ارتش در مناطق مرزى گردند.
اين خبر را همان روز با رهبرى و مسئول شاخه ى آن وقت سازمان در ميان گذاشم.
اين وضعيت و شرايط در آن زمان زمينه ساز كنش ها و اختلافات زيادى در درون ساز مان ها و احزاب منطقه و مردم و بويژه با شروع جنگ تشديد شد.

‫گزارش تحقیقاتی، گذری بر....، ‫در عین اختصار جالب و گفتنی های بسیار دارد، اما ای کاش این گروه مطالعاتی و پژوهشی قبل از پرداخت به موضوعات برون مرزی، ‫کار تحقیقی خود را معطوف به نگارش حوادث و رویدادهای رخداده در استانهای آذربایجان، کردستان، خوزستان و شهرهای گنبد، بندر ترکمن و آمل کرده بود.
چرا که، ‫بواسطه کج فهمیها و سیاستهای یک بام و چند هوای ج.ا، هر روزی که میگذرد، دستجات متعصب قومی با شرح تعصب آمیز و گاها اغراق آمیز‫ وقایع گمان آن دارند که محبوبیت بیشتری در محیط پیرامون کسب کنند، اما در غالب موارد ندانسته به غلظت مسمومیت محیط‫ افزوده و کلاف سردرگم و در هم پیچیده مسائل قومی و ملی کشور را بیش از پیش به سمت پرتگاه سوق می دهند.