صدای تار در آغوش خاک - به یاد استاد محمد رضا لطفی

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان در فکنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم
بی تو آری غزل ”سایه“ ندارد ”لطفی“
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
هوشنگ ابتهاج (سایه)

با درگذشت محمد رضا لطفی در 68 سالگی بدنبال بیماری سرطان استخوان، مردم میهن مان  یکی از برجسته ترین اساتید نواندیش موسیقی اصیل ایرانی در چهار دهه اخیر را از دست دادند. لطفی با هنرمندی اعجاز انگیزش، با عشقش به آموختن و آموزش و گسترش موسیقی اصیل، با نگرش ترقیخواهانه خود به مسایل اجتماعی یکی از سرشناس ترین چهره های هنر معاصر میهن ایران به شمار می آید.  در سوگ او بزرگترین چهره های ادب و هنر ایران گوشه هایی از زندگی او را به تصویر کشیدند.
کیهان کلهر با اشاره به اینکه، ”هیچ واژه ای پیدا نمی کنم“، می گوید:“ فقط می توانم همان را بگویم که چند ماه پیش در سوگ شهناز بزرگ نوشتم، موسیقی مان تنهاست، از همیشه تنها تر.“
محمد علی مهر آسا در رثای لطفی می نویسد:“من با محمد رضا لطفی از سال 1344و یا 1345 در سنندج آشنا شدم و آشنائی به دوستی انجامید. او با دیپلم متوسطه به عنوان سپاهی دانش به کردستان منتقل شده بود. به هنگام آمدنش به سنندج و آگاهی اداره آموزش و پرورش و لشکر کردستان از استعداد و هنر او موضوع فرستادنش به دهات برای تدریس منتفی شد و هنرش سبب شد که او را در مرکز استان نگه دارند و راهی روستا نشود. اداره فرهنگ و هنر استان به ریاست زنده یاد“همایون خاکسار“ به همراهی و همکاری زنده یاد حسن کامکار(پدر برادران و تنها خواهر کامکارها) کار خیری انجام دادند و کلاسی برای آموزش موسیقی در سنندج تأسیس کردند.“
مهر آسا در اشاره به سرکوب های خونین اوایل انقلاب می نویسد:“ انقلاب پیش آمد و سهم محمد رضا لطفی و گروه چاوش بیش از همه بود و چه زحمتی برای ارائه ی سرودهای میهنی و هیجانی کشیدند و چه دسته گلهای خوش عطر و بوئی پیشکش مردم و انقلاب کردند. اما حیف... دستگاه حاکم توان پذیرش دگراندیش را نداشت و رفقای لطفی راهی زندان شدند. از آنجمله آقای هوشنگ ابتهاج سایه شاعر بزرگ و گرامی ما. حاصل این که همه پرواز کردیم و راهی دیار غربت شدیم.“
محمد رضا شجریان در پیامی به مناسبت درگذشت محمد رضا لطفی می گوید: ”همواره دلسوز طبقه کارآمد کم‌درآمد بود. حیف و صد حیف که زود درگذشت و ما را سوگوار کرد.“
هوشنگ ابتهاج در باره همکاری با لطفی از جمله می گوید:“در رادیو دو گروه شیدا و عارف را داشتیم؛ محمد رضا لطفی سرپرست گروه شیدا و علیزاده و مشکاتیان مشترکا سرپرست گروه عارف بودند. روز بعد از ۱۷ شهریور ۵۷ که از رادیو استعفا کردیم چاووش را درست کردیم. گروهی متشکل از گروه عارف و شیدا به اضافه یکی دو نفر دیگر. می خواستیم به موسیقی ایران که مدتی بود طرف بی اعتنایی قرار گرفته بود جان تازه ای بدهیم. چاووش شد پرچمدار موسیقی ایران؛ هنوز هم وقتی از موسیقی امروز حرف می زنند گوشه چشمی هست به کارهای عارف و شیدا.“
محمود خوشنام می نویسد: ”با درگذشت محمد رضا لطفی، موسیقی سنتی ایران یکی از پیروان سرسخت ولی نواندیش خود را از دست داد.  نخستین موسیقیدان از نسل جدیدتر که اندیشه دگرگونسازی در سر داشت، محمد رضا لطفی بود. او علاوه بر نواختن تار و سه‌تار به شیوه‌های تازه، قطعات مختلف موسیقی نیز برای ارکسترهای کوچک و بزرگ آفریده و بر روی سروده‌های شاعران کهنه و نو آهنگ نهاده است. شماری از دستاوردهای آهنگسازی او غالبا در پیوند با شعر سایه این هاست: سپیده، همیشه در میان، بهانه از توست، و چهارگاه.“
امیر رستاق در باره کارهای لطفی می نویسد: ”سرود- تصنیف ”سپیده“ را باید معروفترین اثر محمدرضا لطفی لقب داد- قطعه‌ای که با صدای محمدرضا شجریان و شعر هوشنگ ابتهاج (سایه) در همان روزهای نخست انقلاب ساخته و آنچنان که لطفی در یادداشتی خاطرنشان کرده است“خود آن را شب پیروزی انقلاب ایران به رادیو برد و آن را پخش کرد ”این قطعه در دستگاه ماهور ساخته و ابتدا در آلبوم ”چاووش ۶ ” با صدای شجریان عرضه شد.“
 محمود دولت آبادی در تشییع مراسم خاکسپاری وی گفت:“ من قلندری را همواره در وجود او دیدم که برای نو کردن دوستی ها تلاش های زیادی کرد. لطفی دیرهنگام به کشور بازگشت، اما به رغم برخوردن هنجارها و دریافتن نابهنجاری هایی که کم نبود، او آمد و سرانجام وظیفه نهایی خود را انجام داد، وظایفی که با آموزش دانشجویان نگران هنرنمایی آنها بودیم، آغاز شد و تا آخرین لحظات زندگانی او ادامه پیدا کرد.تلاش لطفی برای آموزش موسیقی، تلاشی فراموش نشدنی است، گرچه او به سلامت خود زیاد اهمیت نمی داد و آن را رعایت نمی کرد، اما شاید این یک راهی از قلندری او بود که می خواست به این شکل باشد. قلندری که آزادگی اصلی ترین مولفه آن بود.“
 سایت ”زمانه“ در مطلبی به دیدگاه لطفی در مورد بی توجهی مسئولان به موسیقی نوشت: ”محمد رضا لطفی در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ برای اجرای کنسرت به استان خوزستان رفته بود. او در این سفر بر مسئولان فرهنگی کشور خرده گرفت که به موسیقی توجه نمی‌کنند. او گفته است: ”من تاکنون ندیدم که یکی از مسئولان درباره موسیقی حرف بزند. پس ارتباطی بین مسئولان و موسیقی‌دانان وجود نداشته و اگر هم وجود داشته، خیلی خصوصی بوده است.“
 مراسم تشییع پیکر زنده یاد استاد محمدرضا لطفی یکشنبه 14 اردیبهشت ماه با حضور تعداد زیادی از مردم و هنرمندان در تالار وحدت برگزار شد.
حزب توده ایران خاطره این هنرمند برجسته و ترقیخواه مردم میهن مان را گرامی می دارد.

منبع: 
نا مە مردم

افزودن نظر جدید