عملیات ایذائی، و نه تهاجم

 این ابداً نامنتظره نبود که "راست افراطی" از فردای پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، به تعرض علیه او و دولت اش دست بزند. طبعاً در یک کادر بسیار کلی، تعرض یک نیرو علیه نیروی دیگر، اعم از آن که کدام دو نیروئی مورد نظر باشند، نامنتظر نیست و به اعتباری جوهر سیاست – چنان که تا کنون درک می شده است – چیزی جز همین تعرض نیست. اما در مقطع اخیر شاهد تحرکات و تعرضاتی از جانب راست افراطی به روحانی بوده ایم که به "تهاجم راست افراطی به دولت تدبیر و اعتدال" تعبیر شده و حتی ظنّ کودتای احتمالی و "تکرار سناریوی مصر" را نزد برخی از فعالان و تحلیلگران سیاسی موجب شده اند. یورش برنامه ریزی شده به بند 350 زندان اوین و ضرب و شتم موحش زندانیان سیاسی از سوئی، و از سوی دیگر برگزاری "همایش دلواپسان توافق هسته ای"، تنها دو نمونۀ برجسته و مورد استناد بسیار از تحرکات و تعرضات مورد نظر اند.

آیا تهاجم راست افراطی به روحانی و تکرار سناریوی مصر، یعنی یک سناریوی کودتائی ولو با انواع تمایزات میان ایران و مصر، برداشتی واقعی از سیر حوادث کنونی در ایران اند؟ ابتدا چند قرینه را به دست دهیم:

اظهارات برخی از سخنرانان "همایش دلواپسان ..."، که از جمله اعلام کردند "مسئله از دلواپسی گذشته، باید بشوریم"؛

  • اظهارات نامربوط این و آن فرماندۀ نظامی که، ولو با تأکید بر "غیر اصولی"، از عدم پذیرش توافق غیراصولی توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران سخن می گویند، گوئیا موضوع پذیرش یا عدم پذیرش توافقات امری مربوط به مقامات نظامی است؛ و

  • موضعگیریهای مشابه مواضع فوق یا انعکاس این مواضع در این یا آن نشریه وابسته به سپاه پاسداران.

    به واقع هم اگر به این گونه قراین که معنای لغوی شان اعلام لزوم تهاجم یا قصد کودتا علیه دولت است، اتکا و اکتفا کنیم، باید آن برداشت از سیر حوادث کنونی را هم واقعی بدانیم. اما در چارچوب وسیعتر مناسبات و توازن گرایشهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی و فارغ از تفسیری لغوی، این برداشت دیگر واقعی نیست، یا چندان واقعی نیست. برداشت واقعی(تر) این است که آنچه امروزه از جانب راست افراطی علیه روحانی و دولتش انجام می شود، نه یک تهاجم بلکه نوعی از عملیات ایذائی است و مادام که مذاکرات میان ایران و کشورهای 1+5 جریان دارد[1]، نه راست افراطی علیه روحانی دست به تهاجم خواهد زد و نه، به طریق اولی، کودتائی واقع خواهد شد. این گزاره بر دلایل زیر متکی است:

  • تمام عواملی که مواضع بیشتر از یک سال اخیر مسلط در جمهوری اسلامی را تعیین کرده اند، به قوت خود باقی اند. این عوامل دامنۀ این تشخیص را، که تنش بر سر پروندۀ اتمی جمهوری اسلامی باید خاتمه یابد، در درون حاکمیت تا شخص خامنه ای نیز گسترش داده است. حتی سعید جلیلی در زمانی که هنوز مسئول پیشبرد مذاکرات هسته ای بود، در مقاله ای در باب "دیپلماسی حضرت محمد"، از این که زمان میوه چینی از مذاکرات فرارسیده است، نوشت و مستتراً بر ضرورت گفته شده انگشت نهاد. تهاجم به روحانی، اگر هم موفق شود، جمهوری اسلامی را در عالیترین حالت در همان موقعیتی قرار خواهد داد که بیش از یک سال پیش آن را به رویکرد کنونی ترغیب کرده بود.

  • غالباً از راست افراطی همچون نیروئی یکدست سخن گفته می شود. فعلاً فرض کنیم که راست افراطی از یکدستی برخوردار است و این یکدستی را در مخالفت با مذاکرات هسته ای بروز می دهد. موضوع مخالفت با این مذاکرات در درون حاکمیت – و در درون جامعه که جای خود دارد – از حمایتی بسیار ضعیف برخوردار است. راست افراطی بی آن که حمایت خامنه ای را با خود داشته باشد، حتی نمی تواند مذاکرات هسته ای را متوقف کند، تا چه رسد به آن که تهاجمی موفق را علیه روحانی سامان دهد.

  • نکتۀ بعدی درست همین است که "راست افراطی" فاقد یکدستی منتسب به آن است. راست افراطی تا دوره ای از ریاست جمهوری احمدی نژاد، ترکیبی از او با سپاه و بخشی از روحانیت، فهمیده می شد[2]. اما در پایان کار احمدی نژاد دیگر به کفایت روشن شده بود که اولاً ترکیب گفته شده واقعیت ندارد[3] و ثانیاً چنتۀ احمدی نژاد از توان بسیج، خواه بسیج توده ای و خواه بسیج نیروهای "لباس شخصی"، خالی است. دیگر این که تلقی از سپاه به عنوان نیروئی یکپارچه و آنهم در موضع راست افراطی، واقعی نیست؛ نه در سلسله مراتب آن و نه در هر یک از مراتب آن.

    دقت در مجموعه مواضعی که در تعرض به روحانی از راست افراطی ابراز شده اند، نشان از "دلواپسی"های عمیقتر دارند و حکایت از نگاهی بلندبینانه تر. نمونۀ زیر، که در سایت "جوان آنلاین"، از سایتهای نزدیک به سپاه، زیر عنوان "دلواپسی ما فقط هسته ای نیست" درج شده، نمونۀ مناسبی است: "ده ماهی است که جامعه دلواپس است. دلواپسی ها یکی دوتا نیست و در یک حوزه و چند حوزه خلاصه نمی شود. از فرهنگ و هنر، اقتصاد و معیشت گرفته تا مباحث اعتقادی و هسته ای و سیاست داخلی و خارجی را شامل می شود...". نویسنده از "مائی" می نویسد که در واکنش نسبت به برگزاری "همایش دلواپسان توافق هسته ای " لازم دیده است تأکید کند که دلواپسی شان فقط متوجۀ توافق هسته ای نیست. یعنی زمینه های تعرض راست افراطی به روحانی تنها موضوع مذاکرات هسته ای نیست و اگر تنها آن باشد، به دلایلی که آورده شدند، موجبی برای تهاجم نیست. "دلواپسیها"ی عمیقتر و مقدم راست افراطی، چنان که نمونۀ داده شده تأکید دارد، "فرهنگ و هنر" است؛ سیاست داخلی است؛ متوجۀ فردای مذاکرات است. متوجه آن است که "... اگر این توافقنامه (توافق هسته ای) به این شکل پذیرفته شود، حجاب اسلامی ممنوع خواهد شد."

    در تحرکات امروز راست افراطی باید تدارکی برای فردای مذاکرات را ردگیری کرد. فردائی که این نیرو بیشتر از امروز می تواند به رفع ضعف کنونی اش برای تهاجم امیدوار باشد. منشاء این امیدواری، رویکرد شناخته شدۀ خامنه ای به سیاست داخلی است.


[1]- قابل پیش بینی است که توافق نهائی در دورۀ 6 ماه نخست اعتبار توافق موقت حاصل نشود و اعتبار توافق موقت برای 6 ماه دیگر تمدید شود.

[2]- آنچه امیر محبیان، این تحلیلگر محافظه کار واقعبین، در مصاحبه اش با "اعتماد" – سه شنبه 20 می - از رابطۀ احمدی نژاد و جبهۀ پایداری به دست می دهد، ترسیم گوشه ای از این نایکدستی است.

[3]- این برداشت یکدست از ترکیب راست افراطی، صرف نظر از خطای تحلیلی آن، از مدل گروهبندی نیروهای سیاسی تک محور نیز ناشی می شود. در این مدل، نیروهای سیاسی از چپ افراطی تا راست افراطی بر روی یک محور قرار می گیرند و طبعاً دوری و نزدیکی شان هم بر روی همان یک محور "اندازه گیری" می شود. هر چه جامعه ای پیچیده تر باشد، مدل تک محور در ترسیم فاصلۀ نیروها از همدیگر در آن جامعه ناموفقتر است. مدلهائی که از دو یا حتی سه محور بهره می گیرند، در شناسائی نیروها موفقتر بوده اند، اما ایراد این مدلها هم این است که وجوه مختلف سیاست را هم ارز می کند. سرانجام این که می توان مدلی ساخت که اولاً چندمحوره باشند و ثانیاً محورهای آن هم ارز نباشند. ایراد این مدل هم این است که دیگر یک مدل عینی نیست و وابیته به ترجیحات این یا آن نیروی سیاسی است.  

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

ومن فکر مي کنم دلواپسي هايشان حتي فراتر ازآن فرداي پس از خامنه اي است که اين روزها از زبان بعضي از اعضاي مجلس خبرگان شنيده مي شود و يا در بعضي از محافل سپاه يا افراطيون شناخته شده ابراز مي گردد. فعال تر شدن رفسنجاني نيز نگراني و دلواپسي آنه را نيز تشديد نموده است و مويد موضوع فوق است.

رفیق پورنقوی چالش جناح های حاکمیت ج.ا را در حرکت پاندولی تهاجمی یا ایذائی می پندارند که واقعیتی است ومن این را چالش درونی حاکمیت ایران کنونی می دانم . اما از خرداد 1392 و پیروزی حسن روحانی کاندیدای اعتدالگرائی شرائط اجتماعی حاکی از آن است که با گذشته تفاوت ها دارد. من نه دلواپسی که دغدغه رفیق را می فهمم و می نویسم برای رفیق پورنقوی که نه الان و نه بعد از مذاکره 1+5 کودتائی شدن شرائط بعید به نظر می آید. اما آنچه که می تواند دولت نوپای اعتدالی حسن روحانی را دچار مخمصه ودردسر نماید تیزکردن کارد افراطیون است. اما چگونه چپ، کارد افراطی گری را تیز و سمبه آنها را پرزورتر می نماید؟ اعتقاد دارم که رویکرد شناخته شده چپ مبنی برطرح مطالبات حداکثری و خواسته هایی که حل و فصل آنها شرائط خاص خود را می طلبد در خدمت افراطی گرائی اصولگرایان است. البته برخی حرکات رادیکالی گرایشی موجود در دولت و تندروی عناصری از اصلاح طلبان بیرون حاکمیت با طرح مطالبات ناممکن دست به دست هم می دهند تا دلواپسان طرفدار رئیس جمهور سابق را جری تر کرده و به صف اول تهاجم به حسن روحانی بکشاند که نتیجه طرح مطالبات زودهنگام باعث خواهد شد تا شاهد نتیجه افراطی گری باشیم که در راه اندازی آن نقش داشته ایم نقشی که فرجامی جز این ندارد که نه از تاک نشان ماند نه از تاک نشان.