آن جا «فدائیان جهل»، اینجا «چریک پیر»!

آزادی بهزاد نبوی همراه شد با درخشش او با لقب "چریک پیر" و از آن سو پرونده فداییان جهل!
ناهمگونی میان تقبیح و صحه گذاری بر سوابق رزم مسلحانه برای چریک های فدایی خلق و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از چه روست؟ گویی در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی با شتابی فزون یافته، ارزش ها خصوصی سازی می شوند. ناهمگونی و تعارض در چنین سطحی، نشانه افت قدرت شناختی و اخلاقی صاحبان رسانه در این آب و خاک است. در تحقیقات روانشناسی اگر چه میان رشد اخلاقی و عمل اخلاقی همبستگی مستقیم دیده نمی شود اما رابطه مستقیمی میان رشد شناختی و رشد اخلاقی وجود دارد. بر این اساس نمی توان از واعظانی که ما را به عمل اخلاقی دعوت می کنند انتظار داشت که خود اخلاقی عمل کنند اما می توان انتظار داشت که در برخورد با ارزش ها در نظام استنباطی مان یک همگونی و انسجام وجود داشته باشد. آن سویه فکری که بر مصادره ارزش ها پای می فشرد از یک سو در طرد جنبش مارکسیستی ایران خصوصا "هواداران رزم مسلحانه" از هیچ روشی ابایی ندارد؛ از توجیه سازی عقلانی در طرد روش های مسلحانه گرفته تا فحاشی و منکوب کردن یاد و خاطره آنان و از سوی دیگر وام گیری از اعتبار گفتمانی این جنبش در راستای منافع خویش!

این اولین باری نیست که با ارزش هامان دوگانه برخورد می شود. در یادها هست مقاله ی "ما را چه به چه" که دست مایه ای شد برای قلع و قمع چپ دانشجویی و نیز دعوت "فرزندان چه" از سوی بخشی دیگر از حاکمیت "بسیج دانشجویی" تا از آن میانه، تله پاتی "چه" و چمران را بیرون بکشند؛ گرچه تیرشان به خطا رفت. فیلم "چه" نیز در راستای همان سویه فکری ساخته شد. ابراهیم حاتمی کیا عنوان می کند: "چمران مصادره شده بود" و حالا راهی نمی ماند جز مصادره کردن "چه" تا "شهید مصطفی چه"، به مدد روایت فیلم حاتمی کیا از اسارت آزاد گردد و البته حاشا که به دامان صاحب اصلی آن، نهضت آزادی ایران، بازگردانده شود؛ به زرادخانه جریان مذبذب اسلامی نیمه اپوزیسیون، برای "روز مبادا" افزوده می گردد!

درست همانگونه که وقتی نوبت به میرحسین موسوی می رسد و چون نمی شود با تکیه بر سانتیمانتالیسم به کار رفته در مورد سید محمد خاتمی، از عبای شکلاتی گرفته تا سید خندان برای او چهره سازی کرد، کار به مصادره به مطلوب ترانه "آفتاب کاران جنگل" نیز می کشد!

طنز تلخ تاریخ آنست که این مصادره، توسط فرزندان یکی از دژخیمان آفتاب کاران جنگل انجام می شود. اما بازخوانی این ترانه بر لبان چه کسانی جاری شده است؟! آنها که تمام امکانات جهان، برای تغییر در کشور را در دو چیز خلاصه می بینند: حمله ناتو یا شرکت جستن در بساط انتخاباتی جمهوری اسلامی. پیاده نظامی از جوانان مستاصل، اما جویای تغییر، تحت رهبری "اشغالگران سفارت امریکا" با شعار "مبارزه سیاسی و نفی خشونت" بر پلاکارد و سرود "تفنگ و گل و گندم" بر لب! چه تعارضی! سرود برگزیده، تم مبارزه مسلحانه دارد و از آن سو، مشی مطلوب مبارزاتی، تاکید بر تابو بودن هر گونه خشونتی است!

عدم نگرانی طراحان اصلاح طلب فضای انتخاباتی از مورد پرسش قرار گرفتن در خصوص این تعارضات، پشتوانه فرهنگی می طلبد. مسخ مخاطبان، با اطمینان از بی اطلاعی از پیشینه ها و بمباران اطلاعاتی آنان با داده های مرکب از دروغ و راست دست چین شده، در سایه بحران القا شده و نیز نظام شناختی مغشوش و اخلاقیات منحط است. رشد اخلاقی سیاستمداران و اصحاب رسانه در کشورمان پیش عرفی است. در لذت گرایی نسبی اخلاقی، افراد بر اساس نیازها و منافع خود قضاوت می کنند.

پرسشی که باقی می ماند این که توده های پشتیبان این بخش از نیروهای سیاسی با این اخلاقیات منفعت طلبانه رهبرانشان، قبله آمال و آرزوهاشان کجاست؟

رها مسعود - ٣/٣/۱٣۹٣

منبع: 
اخبار روز

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

سلام ما در مورد پس از سال 57 که خود در آن دوران حضور داشتیم و در درون جامعه بودیم حق داریم ازحرکت های خود و افرادی که در سیاست های سازمان تاثیرگذار بودند انتقاد کنیم، اما کسانی که یا درآن زمان نبودند و یا در گوشه ای خاموش بودند حق ندارند بنیانگذاران سازمان را زیرذره بین ببرند. در کشوری که تمام مقدرات آن در دستان استعمارگران و مملکت کلا نظامی بود حتی جسارت یک عده معدود نیزقابل نقد نیست چه برسد به سازمان فداییان یا مجاهدین خلق که بهترین فرزندان خود را درراه مردم از دست دادند. البته ازلحاظ استراتژی کلی این حرکات میتوانند مورد تحلیل قرار گیرد، ولی مااجازنمیدهیم هرکس و برای خراب کردن شجاعت وجانفشانی قهرمانان دوران خفقان را برای خاطر اهداف ...خودزیرسئوال ببرد.

مسیُول محترم کامنت های صفحه.....: احتراما و با عرض سلام. متن درج شده از طرف ع.ب.تورک اوغلی، دارای اشتباهات املایی فاحش و فاقد فاصله گذاری مناسب برای لغات می باشد و گذشته از آن اظهار نظر فوق، مفهوم روان و معلومی را به خواننده منتقل نمی کند. جای آن دارد و انتظار بر این است که مسیولین محترم سایت کار-آن لاین در انعکاس نظرات دریافتی، ارزیابی های عمومی و ابتدایی مرتبط با حداقل های نگارش ادبیات فارسی و همچنین روانی معنا را مد نظر قرار داشته باشند.

خوانندە گرامی، حق با شما ست، انتقاد شما بجاست. سعی شد اشکالات کامنت مورد نظر شما تا حدی کە بە مضمون پیام آسیب وارد نشود، اصلاح شود. ممنون از توجە و تذکرتان و پوزش از غفلت پیش آمدە. با احترام زیاد.

از طرف شورای سردبیران

خسته نباشید دارم برای همه، همه از رفقای نشریه کارآنلاین تا علاقمندان و خوانندگانش
رفیق تورک اوغلی نوشته ای نوشته اند برمقاله بالا و برنتابیده اند موضع نقد چریکیسم را.اگر منظورشان مقاله جهل فدائیان باشد که معدود مواضعی نسبت به آن نقد آبستره ای و ژورنالیستی گرفته شد. البته من دیگاه رفیق تورک اوغلی را نیز قبول نمی کنم. رفیق اوغلی بله می پذیرم شما در بن و متن مبارزات در صف فدائیان بوده و هستی . اما صرف بودن در بطن مبارزات که مرهون تولد بهنگام تان در آن برهه بوده نباید دریچه نقد مشی خود وسازمان متبوعت را بروی نسل بعد خود ببندی آنهم با استدلال غیرمحکه پسند که چون ما و یا هر منتقد جوان دیگر در آن دوران نبوده ایم حق بررسی تاریخی و اظهارنظر پیرامون رویدادهای تاریخی گذشته را نداریم
ضمنا باید بگویم که مدتی است که اصلاح طلبان در داخل و خارج کشور برای جلب نظر چپ ها برنامه ها تدارک دیده اند. برنامه آنها حول محور تاکتیک استفاده از چپ ها برای جبهه ائتلافی در مبارزه با اصولگرایان است. ائتلاف مزبور زمانی مقرون به صرفه خواهد بود که اصلاح طلبان به مجرد کسب جای پائی در قدرت، ما چپ ها را رها نکنند که در چنین وضعیتی هزینه گزافی بر ما تحمیل کرده اند. ما نباید سرباز نردبان به دوش اصلاح طلبان باشیم و باید کلیت حاکمیت را در نظر بگیریم