طرحی برای منشور سیاسی اتحاد چپ ایران

cvassigh@wanadoo.fr

 

اتحاد چپ ایران، در پاسخ به ضرورت تاریخی مبارزه متشکل چپ در ایران، مبارزات خود را در راستای این منشور سیاسی به پیش می راند.

اتحاد چپ ایران به آزادی، جمهوری، دموکراسی، عدالت اجتماعی، جدائی دولت و دین، برابری و سوسیالیسم اعتقاد دارد و برای تحقق آن ها در ایران مبارزه می کند. آزادی با عدالت اجتماعی و سوسیالیسم با دمکراسی پیوندی ژرف دارند. دفاع از حقوق‌ بشر و مبارزه با هر گونه‌ ستم‌ و تبعیض تکلیف دایمی اتحاد چپ ایران را تشکیل می دهند.

 

1- نظام جمهوری اسلامی

ماهیت جمهوری اسلامی ایران را عوامل اصلی زیر تبیین می کنند:

- دین سالاری با ویژگی شیعی که شاخص های اصلی آن عبارتند از قانون اساسی اسلامی، ولایت فقیه، اقتدار نهاد روحانیت و عمل کرد سه قوای اجرایی، مقننه و قضایی تحت قیمومیت ولیه فقیه بر اساس دین و مذهب رسمی.

- دولت (*) ضد دموکراتیک، مقتد، متمرکز و متکی بر رانت نفتی و نیروهای انتظامی که به نقض آشکار حقوق بشر، تبعیض های جنسیتی، ملیتی، دینی و عقیدتی و سرکوب آزادی ها می پردازد.

- سرمایه داری خصوصی و دولتی که با هم راهی دولت دست به استثمار شدید نیروی کار زحمتکشان و سرکوب مبارزات کارگری و سندیکائی می زند.

اتحاد چپ ایران، بنا بر ماهیت ضد دموکراتیک و ضد مردمی جمهوری اسلامی، این نظام را مانع اصلی آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و پیشرفت در ایران می شناسد. برچیدن آن را از طریق رشد و گسترش جنبش های اجتماعی مردمان و زحمتکشان با هدف نیل به جامعه ای آزاد و دموکراتیک وظیفه ی مبرم خود می شمارد.

 

2- جنبش های اجتماعی

جمهوری اسلامی اختلاف ها و تضادهای اجتماعی در ایران را تشدید کرده و در پهنه ی جامعه گسترش داده است. افزون بر تداوم و تشدید تضادهایی که در نظام سلطنتی پیشین عمل می کردند چون تضاد مردم با دیکتاتوری، کارگران با سرمایه داران، ملیت ها و اقوام با ستم دولت مرکزی، تضادهایی جدید نیز سر برمی آورند که ریشه در رژیم دین سالاری مستقر پس از انقلاب 1357 دارند. از آن جمله اند: تضاد اقشار مدرن با دولت ضد دموکراتیک، زنان با سیستم مردسالار و زن ستیز، نیروهای لائیک (یا لائیک - سکولار) با دین سالاری، اقوام و ملیت های ایران با تبعیض ملیتی و قومی. در راستای این تضادها می توان از سه جنبش اصلی در جامعه کنونی ایران نام برد که عاملان دگرگون سازی اجتماعی به شمار می آیند.

- جنبش زنان، جامعه مدنی و اقشار مدرن جامعه که خواهان آزادی، دموکراسی، برابری زن و مرد و مخالف تبعیض در هر شکلی می باشند.

- جنبش کارگران و زحمتکشان که علیه بیکاری، بی ثباتی شغلی، قراردادهای اسارت بار، شرایط سخت کار، کم حقوقی، سرکوب و ممنوعیت تشکل مستقل کارگری مبارزه می کنند.

- جنبش دموکراتیک ملیت ها و اقوام ساکن ایران که خواهان حقوق برابر در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اند.

اتحاد چپ ایران وظیفه ی اصلی خود می داند که از جنبش های اجتماعی در ایران در شکل ها و شیوه های متنوع و مختلف شان، از اعتراضات و مبارزات مسالمت آمیز تا نافرمانی مدنی و قیام علیه نظام، پشتیبانی کرده، در هم راهی و هم کوشی با این جنبش ها به آن ها یاری رساند.

 

3- مضمون مبارزات ما

اتحاد چپ ایران، در راستای هدف کنونی خود یعنی برچیدن نظام جمهوری اسلامی و هدف درازمدت خود یعنی نیل به سوسیالیسم و رهایی انسان ها، مبارزه در زمینه های زیر در شرایط امروز ایران را به پبش می راند.

1- مبارزه برای دموکراسی ای مبتنی بر قانون اساسی لائیک (یا لائیک - سکولار) و دموکراتیک، انتخابات آزاد و همگانی با رأی مخفی، برابر و مستقیم شهروندان؛ تفکیک و استقلال قوای اجرایی، مقننه، قضایی و مطبوعات (رسانه های جمعی و مجازی).  اتحاد چپ ایران در عین حال که برای تحقق دموکراسی سیاسی مبارزه می کند، در جهت گسترش و تعمیق دموکراسی مشارکتی در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز تلاش می‌ورزد.  

2- مبارزه برای برابری زنان و مردان در همه ی حوزه های زندگی اجتماعی و اقتصادی و در نهادهای سیاسی، اجرائی و قانون گذاری.

3- مبارزه برای برابری ملیت های مختلف ایران در بهره وری از امکانات و ثروت های مادی و معنوی کشور.

4- مبارزه برای برابری شهروندان در برابر قانون و برخورداری برابر آن ها از حقوق فردی و اجتماعی، قطع نظر از جنسیّت، قومیّت، ملیت، اصل و نسب، زبان، دین، مذهب و عقیده.

5- مبارزه برای آزادی های فردی، از جمله آزادی گزینش شیوه ی زندگی، آرایش، پوشش و رفت و آمد؛ آزادی‌های مدنی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی چون آزادی اندیشه، بیان و قلم؛ آزادی مذهب؛ آزادی نشر و مطبوعات؛ آزادی تشکیل سندیکاهای کارگری و اتحادیه های صنفی، انجمن ها، احزاب و سازمان های سیاسی. آزادی اعتصاب و تظاهرات.

6- پشتیبانی از مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران برای احقاق حقوق خود.  اتحاد چپ ایران وظیفه دارد که هم راه با نقد مناسبات سرمایه داری و ماهیت استثماری و ضد بشری آن، در محدوده همین روابط نیز در راه بهبود شرایط کار و زندگی کارگران و زحمتکشان، کاهش نابرابری های اجتماعی و فشار و ستم مبارزه کند. اتحاد چپ ایران از مداخله کارگران و زحمتکشان در اشکال گوناگون در امور کار و کارگری، امور تولید و کنترل تولید و در تبیین قانون کار، از طریق تشکلات مستقل خود، سندکایی، صنفی یا شورایی، حمایت می کند.

7- مبارزه برای جدایی دولت و دین و لائیسیته (یا لائیسیته - سکولاریسم) در ایران. این امر به این معناست که: سه قوای اجرایی، قضایی و قانون‌گذاری مستقل و منفک از دین، شریعت و روحانیت عمل می کنند؛ روحانیت در امور دولت دخالت نمی کند؛ قانون اساسی و دیگر قوانین جاری در کشور به احکام دینی و شریعت ارجاع نمی دهند؛ دین و مذهب رسمی وجود ندارد؛ دولت آزادی همه ی ادیان، مذاهب، کیش ها و آئین ها در کشور را تضمین می کند؛ همه‌ی شهروندان قطع‌نظر از اعتقادات دینی یا غیر دینی‌شان از حقوق برابر برخوردار می باشند و همه‌ی عقاید در جامعه، چه دینی، غیر دینی و یا مخالف دین آزاد هستند.

8- مبارزه برای تمرکز زدایی در اداره‌ی امور کشور از طریق ایجاد مجالس یا اشکال دموکراتیک خودگردانی محلی، استانی و منطقه ای.  

9- مبارزه برای لغو مجازات اعدام و ممنوعیّت هرگونه شکنجه و مجازاتِ مغایر با منزلت انسانی.

10- مبارزه برای پاسداری از محیط زیست و منابع طبیعی و کاهش آلودگی ها به عنوان شرط و معیار بهزیستی و رشد پایدار.  مبارزه برای جایگزینی منابع انرژی و تولید حامل های انرژی پایدار به جای حامل های فسیلی (نفت، اورانیوم...).

11- مبارزه برای صلح و همزیستی مسالمت آمیز میان کشورها در خاورمیانه ای مبرا از سلاح های هسته ای.

12 – همبستگی با جنبش‌های آلترموندیالیست علیه جهانی شدن لیبرالی- سرمایه داری برای ایجاد جهانی دِگر با مناسباتی برابرانه، انسانی و اجتماعی در پاسداری از اکولوژی و با مشارکتِ دموکراتیکِ مردمان جهان.

4- اتحاد و همکاری های ما

اتحاد چپ ایران در راستای اصول و مبانی این منشور طرفدار اتحادی گسترده با سایر گروه ها و سازمان های چپ دموکرات و سوسیالیست ایران است.

اتحاد چپ ایران از همه‌ی سازمان ها و گرایش های باورمند به جمهوری، دموکراسی،  جدایی دولت و دین، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و استقلال دعوت به هم‌کاری های عملی در مبارزه علیه جمهوری اسلامی می نماید.

 

زیرنویس

(*) در این منشور، واژه دولت در هر جا به مفهوم State یا Etat در زبان انگلیسی یا فرانسوی است که شامل سه قوای مجریه، مقننه و قضایی می شود.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

با سلام !

هر بند از منشوری که قرار است تحت نام "اتحاد چپ ایران" انجام پذیرد ، در واقع امر ، در حال انجام است ، در سطوح و اشکال مختلف ، و افزودنِ هر فعالیت و مبارزه ای بر آن ، مورد استقبال قرار میگیرد !
اما آنچه به این نوشتارها "وزن" و "اعتبار" میبخشد ، عمل به آن توسط نیروی اجتماعیِ پشتیبان و پذیرنده است !
تلاش برای جلبِ نظر مردم و فعالانِ مبارزات اجتماعی و سیاسی ، نیز ، بخصوص در ایران ، پسندیده است ، اما بنظر میرسد حلقه های ارتباطی بسیاری مفقود است و تکانه های آنسو ، در شکل "اتحاد چپ ایران" ، اثرات مطلوبِ نظر گردانندگان را در اینسو ، نمیگذارد !
....
جدای از موضوع فوق ، آنچه سوال بر انگیز است ، " بند 9 " از بخش سوم از مطلب است که ممنوعیت هر گونه شکنجه است که مغایر با منزلتِ انسانی باشد !
مثلِ همان است که میگویند فلان کار ممنوع است و کسی نمیتواند آنرا انجام دهد "مگر به حکمِ قانون " !
دیگر اینکه در "بند 11 " نیز برای خود تعهد به مبارزه برای مبرا ساختنِ "خاورمیانه" از سلاحهای هسته ای ایجاد نموده اید !
اگر برای هر کدام از بندهای مبارزاتی که برشمرده اید بتوانید مثلا چند اطلاعیه و اعلامیه و سخنرانی بعنوان نمودی از فعالیت خویش در آن زمینه ارائه دهید ، آیا برای این مورد در رابطه با خاورمیانه ای که "اسرائیل" نیز جزیی از آن میشود ، میتوانید فعالیتی را برشمرده و ارائه دهید یا قرار است پس از بقدرت رسیدن احتمالی ، در اینمورد باز هم احتمالا ، اقدام نمائید !?
اگر بنا بر هر ملاحظه ای از جمله عدم مصلحتِ ناشی از اصلی و فرعی بودنِ تضادها و همینطور عدم توازنِ قوا و یا عدم امکان انجام هرگونه مبارزهء صنفی و مدنیِ قابل ملاحظه ای که بتوان از آن انتظار داشت منجر به گسترش مبارزات و رسیدن به قیام گردد ، نمیتوانید در ابن زمبنه فعالیتی درخور و شابسته انجام دهید ، حالا که اینچنینین است چرا برای سایر بندهای مبارزاتیِ برشمرده ، تلاش میکنید ، آنها را نیر بگذارید برای پس از به قدرت رسیدن احتمالی خود و بدین ترتیب همه چیز موکول شود به کسب " قدرت دولتی " و باز بابستی برسیم به اولِ خط که برای کسب قدرت دولتی چکار باید کرد تا بتوان این اهداف و بندهای مطروحه در لیست مبارزاتی را به انجام رساند !
.....
امان از این " قدرت دولتی " ، که بدون خواستِ "از ما بهتران" ، بنا نیست پس از اینهمه سال "کار" و "پیکار" و "همبستگی" و "اتحاد" و حتی "مجاهد"تهایِ "سیاسی" و "پیام" های "فدایی" گونه ، جا به جا گردد !
مگر در سال 57 ، حزب توده ایران آماده و منتظر بود ، نبود !
مگر مجاهدین خلق ، آماده و منتظر بودند ، نبودند !
مگر چریکهای فدایی خلق ، آماده و منتظر بودند ، نبودند !
مگر آخوندهای فسیل شدهء فاسد ، انتظارِ کسبِ قدرت میکشیدند ، نمیکشیدند !
اما..... در گوادلوپ ، تصیماتِ جدیدی گرفته شد و آرام آرام به انجام رسید و پس از آن هر کسی از ظّنِ خود شد یارِ آنچه که " انقلابش" مینامیدند !!
.....
چه حرفِ قشنگی زده شده که از سالِ 57 تا 60 ، تمامِ فرصتی بود که بورژوازیِ وابستهء ابران میخواست برای ترمیم و بازسازی خودش و هجوم کابوس وار و هولناکش به هر آنکس و هر آن گروه و سازمان و حزب و مردمی که در نشئهء باصطلاح انقلاب بودند تا پس بگیرد هر آنچه که از دست داده بود و نابود کند هر آنچه که با شکل حکومتی سابقش نتوانسته بود و دو دستی و با خیالی راحتتر نیز تقدیم کند هر مقدار از ثروت و منابع داخلی را که قبلا با اندکی خجالت سیاسی تقدیم مینمود ، به گردِ هم آمدگانِ "گوادلوپ" !
از محدود جمله ها و پاراگراف های قشنگی که من طی 35 سال گذشته شنیده و خوانده ام همین بوده است ، حسی که انتقال میدهد مثلِ حسِ یافتنِ حلقهء مفقوده میماند در نظریهء "اصلِ انواع"ِ آن "زنده یاد " ، داروین !