ملاحظاتی پیرامون برنامه ریزی استراتژی سیاسی چپ در ایران

ahmad.haschemi@gmx. at

 

این که گذار دشوار به دموکراسی در ایران بدون برنامه ریزی استراتژیک اتفاق افتد امر نادری خواهد بود. بدین لحاظ ملاحظات برنامه ریزی استراتژیکی و تاکتیکی برای گذار به دموکراسی در ایران، برای نیروی های چپ در ایران امری اجتناب ناپذیر است.

بحران دموکراسی و برآمد اقتدارگرایی نو و وظایف چپ

در این سی سال اخیر " سوسیالیزم واقعا موجود" در شوروی سابق و اروپای شرقی فرو پاشید. در آفریقای جنوبی رژیم نژاد پرست مسالمت امیز برکنار شد. بساط دیکتاتوری های نظامی در آمریکای لاتین ( شیلی، آرژانتین و... ) برچیده شد. به عمر رژیم های سرکوبگر در فیلیپین، تایوان و کره جنوبی، در شرق آسیا پایان داده شد. در سال های اخیر، مردم در کشور های عربی و شمال آفریقا: مصر، تونس، لیبی، یمن و سوریه علیه اقتدارگرایان حاکم قیام نمودند. در ترکیه از ارتش سلب قدرت شد.

در زمینه این توسعه، دموکراسی گسترش یافت و یا حداقل حکومت های مناسب تری جایگزین شدند اما پیروزی قطعی دموکراسی آنطور که انتظار می رفت اتفاق نیفتاد.

در شرایط کنونی می توان گفت که این توسعه تا حدودی متوقف شده و دموکراسی در مواردی متحمل ضربات سنگین شده است و دیگر نمی توان از گسترش بی وقفه دموکراسی در جهان سخن گفت. به عنوان مثال در اروپای شرقی، توسعه دموکراتیک در مجارستان متوقف شده است و روسیه به یک حکومت اقتدارگرای سرکوبگر مبدل شده و در آنجا دیگر اپوزیسیون تحمل نمی شود.

گسترش حوزه نفوذ چین و روسیه با هدف حمایت از حکومت های اقتدارگرا ابعاد بی سابقه یافته است. در این میان رل نامشخص بزرگترین دموکراسی در جهان یعنی دولت ناسیونالیست هند وضعیت را باز هم بغرنج تر نموده است.

دولت ترکیه با گرایش قدرتمند اقتدارگرایانه اسلامی عملا در تلاش است که نیمی از جامعه را تحت عنوان " طرف داران غرب"، "کرد ها" و "علوی ها" ازحیات سیاسی محروم کند.

در این میان بغرنج تر از همه جا وضعیت در کشور های اسلامی است. در ایران انقلاب شکست خورد و دیکتاتوری مذهبی حاکم شد. جنبش دموکراسی خواهانه سبز سرکوب شد. پیروزی مردم در بهار عربی منجر به تسلط اسلامگرایان شده است. تراژدی در مصر این است که اسلامگرایان حاکم از همان ابتدا هرگونه ائتلاف و اجماع با نیروهای دگراندیش را مردود اعلام نمودند و سرانجام با یک کودتای نظامی از قدرت ساقط شدند.

بحران دموکراسی تنها مسئله کشورهای اسلامی و حکومت های نوپای دموکراتیک نیست بلکه دموکراسی در کشور های دموکراتیک پیشرفته سرمایه داری نیز دچار بحران مزمن شده است. نگاهی به تحولات چند سال اخیر در این کشور ها ازجمله ناتوانی اتحادیه اروپا در حل بحران اقتصادی و رسوایی سیستم های جاسوسی در آمریکا و اروپا نشانگر عمق این بحران می باشد.

بحران دموکراسی و بر آمد اقتدارگرایی نو، دیگر مسئله شرق و غرب، شمال و جنوب نیست بلکه موضوع کل نظام بین المللی است و بی جهت نیست که امروزه این سئوال مطرح است که آیا پیروزی سرمایه داری جهانی بر " سوسیالیزم واقعا موجود" نقط عطفی برای گرایش سرمایه داری جهانی به اقتدارگرایی بود ؟ و آیا دیگر سرمایه داری جهانی به دموکراسی نیاز دارد؟

 بدون شک پیشرفت های تکنولوژیک در عرصه های مختلف( اینترنت، نانو و ژنتیک) و تکنوکراتیزاسیون پروسه های سیاسی، رشد غیر قابل کنترل گروه های مالی و عیره نقش مهمی در محدود کردن آزادی و به خصوص آزادی های شخصی داشته و دار ند.

با توجه به بحران دموکراسی و برآمد اقتدارگرایی نو در حکومت های نوپا، استراتژی رادیکال دموکراسی باید در سرلوحه فعالیت های چپ قرارگیرد. رادیکال دموکراسی نباید به دنبال نفی و طرد ارزش های لیبرال دموکراسی همچون آزادی و برابری باشد، بلکه استراتزی چپ باید در صدد نقد اقتدارگرایی سرمایه داری و اقتدارگرایی نو در حکومت های نو پا باشد. وظیفه چپ محکوم کردن لیبرال دموکراسی نسیت بلکه برعکس تعمیق و گسترش آن در مسیر دموکراسی مستقیم، کثرت گرا و رادیکال و عدالتخواه است.

ملاحظات برنامه ریزی استراتژی سیاسی چپ

ملاحظات برنامه ریزی استراتژی سیاسی چپ در شرایط کنونی باید شامل برنامه ریزی برای دو فاز متفاوت باشد، فاز اول تغییر فرم قدرت سیاسی و فاز دوم گذار دموکراتیک.

بدون شک تفکیک این دکرگونی ها در فاز های مختلف، در هسته اصلی خویش تا حدودی با عدم اطمینان همراه می باشد، زیرا پیش بینی اینکه، این یا آن کنشکر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و یا نهاد های مختلف در پروسه طولانی این دگرگونی های سیاسی – اجتماعی چه نقش و رلی ر ا بازی خواهند کرد بسیار دشوار می باشد. میتوان بر سر مرحله ای بودن و یا یکپارچه دانستن دگرگونی های اساسی سیاسی- اجتماعی اختلاف نظر داشت. اما دو موضوع درجهت ملاحظات برنامه ریزی استراتژی سیاسی چپ در ایران بسیار مهم است:

الف - بدون گشایش فضای باز سیاسی و برپایی دولت دموکراتیک، گذار دموکراتیک غیر ممکن است.

ب - ملاحظات بر نامه ریزی استراتژی سیاسی چپ باید درکنار تفکیک این دو مرحله یک استراتژی یکپارچه برای گذار دموکراتیک در ایران باشد.

اهداف اولین مرحله استراتژی سیاسی نیروی چپ در ایران

اولین مرحله استراتژی سیاسی نیروی چپ تغییر فرم قدرت سیاسی از حکومت اقتدارگرای جمهوری اسلامی به دولتی دموکراتیک در ایران است.

 با تجربه انقلاب بهمن و دوران اصلاحات و همچنین جنبش سبز میتوان این نتیجه را گرفت که ایجاد دولت دموکراتیک در ایران با انقلاب و همچنین اصلاحات از بالا ممکن نیست.

تغییر فرم قدرت سیاسی برای ایجاد دولت دموکراتیک در ایران در شرایط توسعه نیافتگی احزاب و سازمان های سیاسی در درجه اول به درجه سازمان یافتگی نهاد های مدنی برای بسیج و سازماندهی جنبش های اجتماعی در ایران بستگی دارد و در درجه دوم بدون در نظر گرفتن سه اصل " اتحاد و همبستگی ملی"، " ائتلاف گسترده نهادهای مدنی با احزاب و سازمانها ی سیاسی " و " وفاق در نظر و اتحاد در عمل " ممکن نیست.

از سوی دیگر انواع متعدد گذار به دموکراسی در کشورهای مختلف این مسئله را اثبات می کندکه که مدل های تغییر فرم قدرت سیاسی از یک حکومت اقتدارگرا به دولتی دموکراتیک متنوع است. به دلیل فاکتور های متعدد مانند، محدودیت شناخت، حوادث غیر مترقبه، مطالبات و درخواست های نو، انعطاف پذیری یا سرسختی قدرت حاکم، امکان پیش بینی مدل معینی در عمل یا غیر ممکن و یا در بهترین حالت بسیار دشوار است. اما همین تجربیات نشانگر این است که انتخابات آزاد مدل مهم تغییر فرم قدرت سیاسی از یک حکومت اقتدارگرا به دولتی دموکراتیک در سی سال اخیر بوده است.

اولین گام درجهت تغییر فرم قدرت سیاسی برای ایجاد دولت دموکراتیک در ایران گشایش فضای باز سیاسی است.

تجربه نشان میدهد که در تمام مدت فضای باز سیاسی، دامنه و میدان عمل و تصمیم گیری های تمام کنشگران سیاسی و اجتماعی در شرایط عدم اطمینان و عدم قطعیت قرار دارد. عبور از فضای باز سیاسی به انتخابات ازاد در ایران تنها زمانی عملی است که از یکسو اقتدارگرایان در جمهوری اسلامی تصمیم گیرنده اصلی نباشند و از سوی دیگر دوره شرایط عدم اطمینان در میان مخالفان جمهوری اسلامی نیز سپری شده باشد.

برای دست یابی به گشایش فضای سیاسی بهره مندی از تز " فرصت یابی سیاسی" مهمترین موضوع است.

تز " فرصت یابی سیاسی" بر این فرض استوار است که با وجود تمامی عوامل مساعد، چنانچه کنشکران سیاسی و اجتماعی از فرصت های سیاسی بدست آمده حداکثر بهره لازم را نبرند و یا آنها بوجود نیاورند، جنبش به پیروزی نمی رسد. مسلم است که فرصت های ساختاری در کنترل کنشگران سیاسی و اجتماعی نیستد اما برخی از آنها توسط همین کنشگران ساخته و یا آماده می شوند.

"فرصت یابی سیاسی" تغییراتی است که می تواند گشایش فضای باز سیاسی را محتمل کند. به بیان مک آدام :" هرواقعه یا فرایند اجتماعی گسترده ای که محسبات و فرض های سامان بخش یک نظام سیاسی را تضعیف نماید، تغییری را در فرصت های سیاسی ایجاد می کند". مثلا بروز شکاف در میان اقتدارگرایان، بحران و بی ثباتی در حمهوری اسلامی، اعمال فشار های جهانی، افزایش وزن اجتماعی گروه های معین و حتی در مواردی شرکت در انتخابات فرمایشی می تواند فرصت ها و فضا های مربوط به عمل را گسترش دهد.

یکی از رکن های استراتژی چپ در این مرحله باید استفاده بدون قید و شرط از " فرصت یابی سیاسی" باشد.

سطوح برنامه ریزی استراتژیک چپ در مرحله برپایی دولت دموکراتیک:

- شعار استراتزیک در فاز برپایی دولت دموکراتیک، انتخابات آزاد است.

- پیکار اصلی برای دستیابی به انتخابات آزاد سازماندهی نهاد های مدنی برای بسیج جنبش های اجتماعی است.

- مسیر دستیابی به انتخابات آزاد ائتلاف همه احزاب و سازمان ها و گروهها و شبکه ها و نهادهای مدنی با پشتیبانی شهروندان است.

- تاکتیک اصلی در این مرحله گفتگوی سازمان یافته و هدفمند است.

- روش لازم در گفتگوی سازمان یافته و هدفمند، پایبندی به موازین دموکراتیک و شفافیت و علنیت است.

هدف دومین مرحله استراتژی سیاسی نیروی چپ در ایران

نکته مثبت در فاز برکناری سیستم اقتدار گرای جمهوری اسلامی، وحدت نیروهای اپوزیسیون است. اما برای ایجاد دولت جدید و کذار دموکراتیک، رقابت میان اپوزیسیون نیزشرط بدیهی است. به هرحال مبارزه برای دموکراسی در دو جبهه جاری است از یکسو علیه نهاد های باقی مانده از سیستم اقتدار گرا جمهوری اسلامی و از سوی دیگر رقابت با متحدین خود برای کسب موقعیت بهتر در سیستم جدید.

به موازات بر چیدن سیستم کهنه، بحث بر پائی ساختار ها و سلسله مراتب های جدید موضوع مناقشه دربین متحدین خواهد بود.

در مذاکرات سیاسی برای دست یافتن به استراتژی معین جهت بر پائی ساختار ها و سلسله مراتب های جدید وهمچنین یافتن روش ها وشیوه های عمل، نیرو های سیاسی در شرایط پارادوکسی قرار دارند، آنها از یکسو باید در چارچوب قانون عمل کنند واز سوی دیگر باید مو قعیت مناسبی برای رقابت های سیاسی فراهم نمایند، در واقعیت امر آنها هم قانون گذار وهم مجری می باشند، تصمیمات در این برهه اغلب تحت تا ثیر اولویت های گرو های رقیب قرار دارد.

نکته مرکزی در استراتژی چپ در ایران در این مرحله این است که باید آماده شرکت در قدرت در دولت دموکراتیک باشد. و از همین امروز مقدمات لازم را در این جهت فراهم نماید.

مهمترین مقدمات عبارتند:

الف - تجهیز به استراتژی معین جهت بر پائی ساختار ها و سلسله مراتب های جدید،

ب - تعیین مدل توسعه در ایران

مدل توسعه چپ در ایران باید توسعه پایدار با شد و توسعه زمانی پایدار است که سه عامل اصلی توسعه یعنی جامعه، محیط زیست و اقتصاد در توازن و ارتباط مستقیم با یکدیگر باشند. در توسعه پایدار، محور توسعه انسان ها ( گروه های مختلف اجتماعی) و محیط زیست آنها می باشد، زیرا نابودی محیط زیست، نابودی انسان ها را به دنبال خواهد داشت.

افزودن نظر جدید