بدون "اجا"، وحدت فراگیر جمهوریخواهان سکولار و دمکرات غیر عملی است!

به نظر می رسد که همکاری دو جانبه اپسدا "اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران" و سجا "سازمان جمهوریخواهان ایران "رویداد آرزویی را نشان رفته است. آرزویی که قصد دارد ایجاد تشکل فراگیر جمهوریخواهان را عملی كند. مسئله ای که باعث می شود به تحقق آرزوی دو سازمان جمهوریخواه امیدوار نبود در گرو پاسخ به پرسشی است. پرسشی که آیا دو سازمان خواهان ایجاد تشکل مزبور از چه میزان و سطح اتوريته برخوردار بوده که با وجود اینکه تشکل های نه چندان کثیرالعده هستند قصد شکار شیر دارند. آخر صید شکاری تحت عنوان "ایجاد تشکل فراگیر" توان خاصی برای ورود به عرصه"اتحاد اتحادها" را می طلبد. من از کوشش و اهتمام هموندان جمهوریخواه خويش استقبال کرده و برایتان آرزوی ظفرمندی در این راه دشوار را دارم. اما گمان نبريد كه شما نخستين رهرو وادي وحدت هستيد؛ چون بوده اند جمهوریخواهانی که پیشتر از شما گام در این راه گذاردند اما تلاش وحدت گرایانه آنها در گام های نخستین کند و کندتر شد و فرجام تلاش بازگشت به نقطه صفر بود و بس.

در شمارش تعداد سازمان های خواهان اتحاد نمی توان از واقعیتی عبور کرد که گواه بر این دارد که "اتحاد جمهوریخواهان ایران" یا "اجا" پدر معنوی جمهوریخواهان بوده و همچنین زیست بوم پرورش دهنده نیروهای خواستار وحدت بوده و هست. حتماً با من هم نظرید كه بعد از قد برافراشتن "اجا" شاهد تلاش جمهوریخواهان خارج کشور برای اتحاد هموندی و یا اتحاد با غیرهموندان جمهوریخواه می شویم. اما همه سازمان های جمهوریخواه، فارغ از سمتگیری وحدت طلبانه شان در یک نقطه مشترک بودند، نقطه ای که حاکی از خارج شدن آنان از بطن "اجا" بود. نمی توان این اصل مسلم را پذیرفت و از نمونه های "اتحاد برای دمکراسی در ایران"، سازمان جمهوریخواهان ایران نامي به ميان نياورد. راستی راز و رمز این جدایی و انشعاب ها و سپس الحاقات بعد از جداشدن از بطن، در چه می باشد؟

من در صدد برآمده ام تا با نقد حرکت هموندان جمهورخواه خود، آنان را متوجه نكته اي سازم که راه اتحاد صرف محوریت اشتراکات ره به جایی نمی برد. تجربه نشان می دهد که اپوزیسیون خارج کشور حول اشتراکات بخصوص هم نظری نسبت به ساختار سیاسی حاکمیت متحد می شوند ولی به خاطر دو مولفه، نخست عدم توان کافی در برانگیختن مردم جهت همراهی با خود و دوم غلبه اختلافات و واگرایی ها بعد از جمع شدن، باعث می شود تا قطار جمهوريخواهی بر ریل وحدت بین دو ایستگاه مبدا و مقصد از حرکت بازماند و باید قطار را به مبدا خود بازگرداند آنهم با تحمل مصایب تلخ و پرداخت هزینه جبران ناپذیر؛ زيرا امكان جلوبردن قطار به سمت مقصد ميسر نمی شود. بنابراین اگر دو سازمان "اپسدا" و "سجا" نخواهند به تجارب تلخ و بی حاصل گذشتگان توجه لازم را داشته باشند؛ جز طي طريق مزبور راهي ديگر را نخواهند رفت.

مثلا سالیانی است که " اتحاد برای دمکراسی در ایران" در صدد ایجاد وحدت با مشروطه ـ سلطنت خواهان می باشد و يا " جنبش سکولار دمکراسی ایران " می کوشد تا مشروطه سلطنتی ها را گرد خود جمع آوری کند. برويد نتيجه كار آنها را بررسی كنيد حتی براي صرفه جویی در وقت به فرجام دومين کنگره "جنبش سکولار دموکراسي ايران" در كلن و بوخوم آلمان نگاه كنيد. فرجام "اتحاد برای دمكراسی در ايران" و نشست های سريالي از استكهلم تا پراگ آنها را زير ذره بين ببريد. دوستان تا بخواهید از اينگونه وحدت های مکانیکی نمونه بسیار است که حتی طرح تيتروار آنها در حوصله این مجال اندک نیست تا چه رسد به اينكه نمونه ها تبیین گردند.

شنیده می شود که هموندان جمهوریخواه ما به شمول "اپسدا" و "سجا" در صدد برآمده اند رویکرد مبتنی بر "فعالیت مشترک" اعلام شده و آغاز کرده "برای ایجاد یک تشکل واحد از جمهوریخواهان دمکرات و سکولار در خارج کشور" را اجرایی کنند. قطعا در اجرای قرار قبلی دو جانبه مصمم هستيد و آن را تحت عنواني خواه نشست وسیع یا کنگره یا ... برگزار خواهيد كرد. احتمالا  چاره ای نداريد و ناچاری به كرانه ای كشانيده شما را كه جز اینکه مبنای سیاسی "تشکل واحد" را "بیانیه برای اتحاد جمهوریخواهان ایران" و "منشور مصوب اولین همایش اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران" قرار دهيد، چاره اي ديگر نداريد. بازگشتی کنکاش واره به دو سند مزبور در وهله نخست می فهماند که دو سند جمع ناشدنی بوده و قرینه آب و روغن است. "اپسدا " در منشور خود نکاتی چون "باورمندی به گذار خشونت پرهیز از نظام خودکامه دینی" را عنوان می کند. منشور "اپسدا " در تبیین ساختار قدرت مسلط به لفظ "نظام خودکامه دینی" اشاره می کند ولی در ادامه ادعا می کند" ما قانون اساسی جمهوری اسلامی را غیردمکراتیک و... و برخلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر می دانیم". اما در "بیانیه برای اتحاد جمهوریخواهان ایران" از این الفاظ مریخی، آرزویی و فعلا دست نایافتنی نشانی نمی یابی. من اگر بر برج عاج نشینی شما خرده نگیرم و شما را در طبقه کنشگران برج عاج نشین و مقهور ذهنیت خودتان قرار ندهم، لیکن نمی توانم از شما نپرسم که "بیانیه برای اتحاد جمهوریخواهان ایران " اذعان دارد که " مناسب ترین شکل تحقق مردم سالاری در ایران نظام جمهوری پارلمانی بر اساس تفکیک قوا" می باشد. آیا با وجود متفاوت بودن هدف آنی "اپسدا" و"اجا" در خصوص نگاه به نظام سیاسی موجود، قرار دادن سند" اجا "در کنار منشور سازمان متبوع خودتان نشان از چه دارد؟ من از تشریح و توصیف حرکت شما درمی گذرم تا مرتکب ذهنی گری نگردم، اما برای شفاف سازی اذهان هواداران اجا چاره ای جز این ندارید که چرایی آورده شدن "بیانیه برای اتحاد جمهوریخواهان ایران" را توضیح دهید. توضیحی که با وجود عدم حضور "اجا" در گردونه "اتحاد برای اتحادها" هزاران شبهه نسبت به شما را در ذهن شکل می بخشد.

 آخر مگر می شود و جایی سراغ دارید که تشکل و سازمانی ضابطه مند مفادی از بیانیه سازمان پدر معنوی خود را آورده باشد اما در بازی طراحي شده به عامل اساسی یا همان پدرمعنوی خود که "اجا" باشد نقشی در خور تخصیص ندهد؟ آیا اگر سراغ دارید بگویید تا عمل شما را بپذیریم. آیا با وجود انکار و نادیده گرفتن "اجا" گمان می برید آوردن عباراتی از "بیانیه برای اتحاد جمهوریخواهان ایران" هواداران "اجا" متوجه اهداف شما نمی شوند؟ آيا تصور می كنيد آنان از فهم کافی برای شناخت اهداف شما برخوردار نیستند و به استقبال شما برای پیوستن به تشکل فراگیر شما لحظه شماری خواهند کرد؟

شما تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی را با خوردن لیوانی آب یکسان می گیرید؟ البته طرح این نقد باعث تصور تایید همه جانبه من جمهوریخواه از قانون اساسی جمهوري اسلامي نگردد. دوستان"اپسدا" و"سجا" چه درتعداد ٥٠ نفر یا میزان ١٥٠ نفر آیا مطمین هستید که از حمایت عقبه اجتماعی در داخل کشور برای تغییر قانون اساسی برخوردار هستید؟ آیا در میان اصلاح طلبان درون حکومتی و اصلاح طلبان و سبزهای برون حکومتی از حمایت لازم برای تغییر قانون اساسی بهره مند هستید، بعید می دانم که از حمایت هر دو مولفه بهره کافی داشته باشید. بررسی عملکرد اپوزیسیون خارج کشور گویای این حقیقت است که در طول سه دهه گذشته ما حرف خودمان را می زنیم و مردم کار خودشان را مطابق نظرات و سلایق سیاسی خود انجام می دهند. در ادامه ادعا می فرمایید که "دفاع از جنبش دمکراسی داخل کشور و به طور عمده جنبش سبز و درعین حال تقویت مولفه سکولار و دمکراسی" جزء مسئولیت های شماست. من عبارات مزبور را محترم می شمرم اما نمی توانم از بیان دشواری های تحقق آنها صرف نظر کنم. شما دوستان جمهوریخواه در منشور خود چهار مولفه گنجانيده ايد بقرار :

١. سازماندهی ایرانیان خارج کشور

٢. دفاع از جنبش دمکراسی داخل کشور ـ چرا واژه سکولاریسم را به مردم معطوف نمی کنید؟ چرا ؟ نکند می دانید که سکولاریسم شما با تایید و استقبال مردم از اقشار گوناگون بجز لایه های نازکی از قشر متوسط جامعه و بخشی از الیت جامعه روبرو نمی شود. چون همچنانکه میدانید لایه الیت طرفدار سکولاریسم از مدل اسلامی نازک و شکننده است و توان تسلط بر گفتمان الیت اسلامی غیرسکولار را ندارد.

٣. تقویت مولفه سکولار و دمکرات این جنبش (جنبش دمکراسی خواهی مردم و جنبش سبز)

٤. تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی .

همگان می دانند که قانون اساسی سند و میثاق ملی جناح های حاکمیت بوده که مشروعیت خود را از جناح های سیاسی برخوردار از حمایت مردم می گیرد. در پارادوکسیکال بودن قانون اساسی جمهوری اسلامی کوچکترین شکی نیست اما تغییر قانون اساسی آنهم با مشی خشونت گریز انطباق ندارد. زیرا خشونت گریزی از مظاهر عینی و مادی مبارزه مسالمت آمیز بوده که در تغییر هر مورد مشکل، پیش از توسل به فشار از پایین ـ انقلابیگری ـ به عملکرد جریانات رفرمیستی اعم از اصلاح طلب، تحول طلب و... چشم می دوزد. با وجود این آیا در هنگامه ای که شعار سبزها "اجرای قانون اساسی بدون تنازل" با لبخند رضایت مند اقتدارگرایان جمهوری اسلامی روبرو می شود. وقتی که وزن عمده جنبش سبز و در راس آن طرفداران موسوی ـ کروبی خواستار اجرای قانون اساسی بدون تنازل هستند، وقتی که بر فراز سبزها موج بنفش اعتدال روحانی نیوکینزی با نیولیبرال های طرفدار هاشمی رفسنجانی و برخی اصلاح طلبان به قانون اساسی موجود علیرغم کمی و کاستی هاش باورمند هستند و با وجود پارادوکسیکال بودن آن را فصل الخطاب قرار می دهند شما با اعلام "ما" از چه پشتوانه مردمی برای تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی حرکت می کنید. سخن راندن از تغییر قانون اساسی نوعی خوش خیالی نیست؟ آیا این ها سنگ های بزرگی نیستند که علامت نزدن را در ذهن خوانندگان و علاقمندان شما شکل می دهد.

دوستان در كار سياسي صرفا نیت خیر و مبارک شما كفايت نمي كند چون طرح های خیالی و وهم آلود که کمترین اثری در دگرگونی اوضاع ایران نداشته باشند پيشاپيش محكوم به شكست هستند. از این رو امید نمی رود که اینگونه وحدت ها منجمله وحدت دوجانبه شما نتیجه بخش باشد. اما در ادامه کار خود برداشتن هر گام نسنجیده و حساب نشده نتیجه پرثمری نخواهد داشت. بدون پرده مي گويم که نمودی از گام نسنجیده شما کنار گذاردن " اجا" می باشد، آنهم با اتهام این مدرک ناچسب که  قطار "اجا" بر روی ریل کند و محتاط تر نیروهای جمهوریخواه حرکت می کند. توصيف شما از "اجا" این نکته را در ذهن جان می بخشد که جوهره اندیشه تان رادیکالیستی می باشد. جوهره ای که ارزیابی شتابزده از "اجا" دارد و برای رسیدن سریع به هدف چاره را در رادیکال بازی می جوید. باوجود جوهره راديكاليستی اما شما همچون "اجا" از وجود دو فراکسیون نظری برخوردار بوده که در وهله نخست مشکلات زیادی در تولید سیاست واحد منجمله وحدت سازمانی بوجود خواهد آورد. در اينجا می پرسم دوستان چرا ما جمهوریخواهان در بیرون مرز قادر به تدوین سیاست واحد نیستیم؟

به موضوع برگردم؛ "اپسدا" اعلام کرده است:" خود را سازمان سیاسی خارج کشور می داند که ماموریت اصلی خودش را نخست سازماندهی ایرانیان خارج کشور می داند". دوستان آیا وقتی از حضور "اجا" در نشست آتی شما برای "ایجاد تشکل واحد از جمهوریخواهان" اثری نیست؛ فکر نمی کنید اولین گام اشتباه را در راستای هدف سازماندهی ایرانیان خارج کشور برداشته اید؟ 

عزیزان نادیده گرفتن نیاز به وحدت با "اجا" شما را به جایی نمی برد و از این نقطه که قرار دارید فراتر نمی روید. چه خوشتان بیاید یا نیاید نمی توان انکار کرد این حقیقت را که "اجا" بخش جدایی ناپذیر جنبش جمهوریخواهان پارلمانتر بوده و خواهد بود. "اجا" تشکل جمهوریخواهی است که اعتبار خود را از مبارزین شاخص و مشهور و سازمان های شناخته شده و با سابقه گرفته است. این تشکل تا حدودی در داخل کشور با اقبال برخی از عناصر مطرح جمهوریخواه روبرو شده است اما شما که خود را در مقام دفاع از جنبش دمکراسی داخل کشور از رهگذر سازماندهی ایرانیان خارج کشور قرار می دهید از یاد برده اید که نتیجه این صورت مسئله از پیش معلوم است. وقتی که شما از "اجا" در وحدت جمهوریخواهانه یاری نمی گیرید یعنی سازماندهی ایرانیان خارج کشور را مخدوش کرده اید و یکی از تشکل ها با اعضا بیشمارش را نادیده گرفته اید. باوجود رویکرد سلبی شما در خارج کشور قطعا در زمینه دفاع از جنبش دمکراسی داخل کشور نیز امکان تاثیر شما بعید به نظر می آید.

خب! شما تا چه حد در میان جنبش دمکراسی داخل کشور برد سیاسی دارید؟ آیا "اپسدا" و"سجا" برای لایه هایی ـ نه حتی اقشار ـ از عقبه اجتماعی شناخته شده اید. اگر همچنان بخواهیم که یک اتحاد وسیع از جمهوریخواهان سکولار و دمکرات نه براساس خط مشی سیاسی روز، بلکه برمبنای اصول و ارزش های ذهنی پایدار جمهریخواهی سکولار خود ایجاد کنیم. زمانی می توان به تحقق آن جمهوري دلخواه اميدوار بود كه مرکز ثقل چنان جمهوری را بنا کرده باشیم که نه تنها "اجا" بلکه همه گرایش های جمهوریخواه اعم از چپ و راست جبهه ملی، ملی ـ مذهبی، اصلاح طلبان دین مدار داخل و خارج كشور را با خود همراه كرده تا در این اتحاد و بر اساس تنوع کارپایه و خط مشی سیاسی جای داشته باشد. بنابراین کنارگذاردن سکولاریسم اولین گام جدی است. زیرا حنای سکولاریسم آب رفته شما با وضعیت مردم  و جامعه دینمدار ایران رنگی دارد؟

آیا وقتی ندا سر می دهید که برای ماندن و تاثیرگذار شدن هیچ چاره ای جز همگرایی، غلبه بر پراکندگی و سرانجام وحدت فراگیر نداریم نبايد متوهم شويد كه صرفا وحدت خواست اکثریت بسیار بزرگ اعضا و فعالین سه سازمان (اجا، سجا و اپسدا) است. بايد بدانيد كه بیرون از سه سازمان نیز صدها کادر جمهوریخواه و هزاران انسان مبارز چشم به جمهوری متحول شده دارند. شما باید برای در نغلطیدن به پاسیفیسم، دقيقا همین لحظه خصلت سکتاریستی را از خود زایل کنید. بنابراین توقف حرکت برای "ایجاد تشکل فراگیر" توسط "سجا" و "اپسدا" ضرورت تاریخی دارد. دوستان هر چند و به هر میزان که از سهم "اجا" بکاهید و وزن سیاسی اش را تنزل دهید و در نهايت آن را در حد اقلیت کوچکی بپندارید ولی در اینکه "اجا" در هر شرایطی می تواند وزنه متعادل کننده ای باشد که "سجا" و "اپسدا" می توانند و می بايستي از آن استفاده نمایند.

"اجا" به پشتوانه امضای بیش از هزار کادر جمهوریخواه، در زمان خودش تجسم بخش بزرگی از جنبش برای دمکراسی در کشور بوجود آمد. بنابراین وحدت شما بی وجود "اجا" مسئله اصلی که "ایجاد تشکل فراگیر جمهوریخواهان " است را حل نمی کند و انجام  این مهم تنها در گرو حضور "اجا" است. در صورت وحدت شما ("اپسدا" و "سجا") برای "ایجاد تشکل فراگیر جمهوریخواهان "، شما ناگزیرید در فردای وحدت دوجانبه ولی به ضرس قاطع شکننده؛ با " اجا " وارد مذاکره شوید حتی با حضور " اجا " در وحدت سه جانبه باز ایجاد تشکل فراگیر جمهوریخواهان رویای دست نایافتنی است. استدلال من را دال بر آیه یاس خوانی تلقی نکنید زیرا یکی از اهداف تشکیل "اجا" تلاش وقفه ناپذیر برای عملی ساختن "اتحاد اتحادها" بود که نه تنها عملی نشد بلکه دچار افتراق وجدایی شد و "سجا" از "اجا" جدا شد. بر فرض محال اگر رفقای "اجا" با همین اکثریت چشمگیرتر از شما می توانستند موجب وحدت اپوزیسیون سکولار و دمکرات شوند كه تاكنون نيز موفق نشده اند،آيا "سجا" و "اپسدا" قادر به جنین اقدامی هستند. قطعا جواب منفی است زيرا نه دانش روشن و قوی عناصر آكادميك"سجا" و نه سوپراستارهای "اپسدا" نمی توانند با هم یا بی هم با "اجا" قیاس شوند   

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای شاهین!
مقاله خوب ومفیدی است.کمتر مقاله هائی از این نوع می شود در سایت ها دید و خواند و بر آموزه ها افزود. نویسنده جائی برای ایراد به نوشته اش به جا نگذاشته است . بنابراین من در راستای موافقت با دیدگاه وی نظر خود را می نویسم که به عنوان یک جمهوری خواه پرو پاقرص طرفدار استقرار دمکراسی، بی شک از هر گامی در راستای برآمد نیروهای جمهوریخواه استقبال می کنم ولی بر آن نیستم باید از تمایلات تندروانه که تنها به انزوا و فعالیت فرقه ای نیروهای جمهوریخواه منجر می شود، جمایت کرد.
امید من این است که این گونه گردهمایی ها که نفس برپایی آن ها نیز مفید است و از جمله گردهمایی شما – در ادامهء کار خود توجه بیشتری به این حساسیت ها نشان داده ، گام های سنجیده و حساب شده تری بردارند تا نتیجه آن پرثمر تر شوند.

بیش از ده سال است که انرژی فراوانی صرف برگزاری گردهمایی و اتحاد نیروهای جمهوری خواه،در طیف های گوناگون شده است برخی در ارائه بدیل سوم در حیات سیاسی ایران گرفتار حرکت فیدبک شده اند. برخی گردهمایی هایی که به قصد پروژه های دیگری شکل گرفته اند، با پرسش کلیدی روبرو هستند که آیا نتیجه این مشارکت مثبت خواهد بود یا نه؟ گرچه به اصل دیالوگ تلاش سیاسی معتقد می باشم اما این گردهمایی همچون کنگره دوم جنبش سکولاریسم و گردهمائی های چندگانه جنبش جمهوریخواهی دمکرات – سکولار نیز ره به جائی نخواهد برد بخصوص هر گاه به مکانیسم اصلاح ساختار سیاسی موجود توجه نمی کند و بجای آن در صدد تغییر قانون و لاجرم تغییر ساختار سیاسی برمی آید تلاشی که بدون برخورداری از حمایت عقبه اجتماعی یا اقشار مردم فراتر از محل همایش وگردهمائی ها نمی رود

مطلب خوبی است. هم تفسیر است و هم اینکه تحلیلی از آینده اتحاد در طیف جمهوریخواهان داده است. با آن موافقم و سالهاست که اتحادها با جریانات گوناگون در برنامه کاری اپوزسیون بوده است. در مقطعی قرار شد براساس تشابهات اتحاد شکل بگیرد که نشد. اتحاد جمهوریخواهان ایران برآمد تلاش دیرینه ای بود که توانست از بطن اتحاد گروههای سیاسی چپ، قومی، ملی و ملی – مذهبی بیرون آید. اما بلیه دیرینه من محوری برخی شاهد جدائی ها از اتحاد جمهوریخواهان ایران شدیم. اما جداشدگان باز به اجا برگشتند و اکنون قصد دارند بدون اجا طرح اتحادی نو درافکنند.من گمان نمی کنم بدون وجود اجا که قوی ترین تشکل است؛ گرچه این تلاش سازمان جمهوریخواهان و اپسدا راه به جائی نمی برد. اما برای این دوستان جمهوریخواه آرزوی موفقیت دارم / .