وحدت ضرورتی اجتناب ناپذیر

 

به : گروه کار تدارک و سازماندهی پروژه وحدت چپ !

به همه رفقایی که به پروژه وحدت چپ جان بخشیدند!

با درود !

نامه پر از احساس تان اگر چه دیر هنگام اما امید بخش و راهگشاست. به نوبه خود قدردان این کار سترگ و بزرگی که به انجامش ایستاده اید هستم. از شما به پاس شکیبایی، شجاعت و هوشمندی و کنش آگاهانه ای که رقم زدید سپاسگزارم.

رفقا قبل از هرچیز توصیه رفیقانه ام را راجع به نگارش نامه نثارتان می کنم. انتظار این است که فراخوان شما به گونه ای باشد که خواننده ضمن درک احساس والای شما مفاهیم مورد نظرتان را به سهولت دریابد و ناگزیر از خوانش چند باره آن برای درک موضوع نباشد. ایکاش قدری متن نامه روان تر بود !

چه سهمناک بود سیل حادثه

که همچو اژدها دهان گشود

زمین و آسمان زهم گسیخت

ستاره خوشه خوشه ریخت

و آفتاب در کبود دره های آب غرق شد!

چنین فصلی بود که بر ما و شما گذشت و شما را سیل حادثه برد و ما را در خانه به غربت سپرد. از آن زمان تا کنون نگاه ما به آن بلند دور و آن سپیده، آن شکوفه زار انفجار نور مانده بود. مات بود اگر چه سپیدی اش ،ما چشم دراندیم تا از پس غبار بیابیم حال و هوای خانه خراب را. هر روز خانه به دوش این سو و آن سو شدیم تا باز یابیم خود را و در جایی ریشه دوانیم. کودکان ما لذت بومی شدن را نچشیدند همچنان که فرزندان شما شوق بودن در وطن را به رویا دیدند !

ما هزاران بار تیر باران شده ایم لیک ایستادیم و تاب آوردیم چرا که شده بودیم تا باشیم و بسازیم جهانی سزاوار را تا نسل های پس از ما سیاهه اعمال ما را آن گونه که شایسته بالیدنشان است بخوانند. هم ازخطاهای مان به درستی درس گیرند و هم بر پایداری مان برای صلح ، آزادی و سوسیالیسم برخود ببالند.

رفقا! ساده دلی است که گمان بریم چنان فصل رفته ای دیگر باز نخواهد آمد؛ پس حتما نمی توانیم و نباید پورش مستمر، سازمان یافته، همه جانبه و مکرآلود راست اجتماعی را در هرهیات و قامت و لباسی که ظاهر شود کوچک شمریم؛ اگراز تاریخ درست آموخته باشیم! این را هماره آویزه گوشمان خواهیم کرد اما این را هم فراگرفته ایم که تحلیل مشخص از شرایط مشخص با نگاه مشخص و رو به آینده ای که برنامه مشخص راهنمای آن است گام برداریم! آنچه تا کنون گذشته است و گذراندیم بیشترمتکی بر سعی و خطا بوده است دلایل آن هم قابل ارزیابی است. مهم ترینش ناشی از همان بود که شما اشاره کرده اید. من بدین گونه می آورم : عدم حضور سیستماتیک ما به دلیل سرکوب سیستماتیک دیروز حاکمیت استبداد. هم از این رو است که وحدت ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

ما هر یک در دوران پس از سرکوب بخشی از پازل مبارزه را چیدیم گاه در اوج هیجان بی توجه به مکر مستبدین حاکم و گاه در نهایت بدبینی و بی توجه به خواست و حضور مردم! گاه در ارزیابی توانایی ها و استعدادمان بی تردید و گاه از سر شوق پیروزی مقطعی مردم با رفتاری تهی از منطق مبارزه طبقاتی به دنباله روی محض توده ها بدل شدیم با این همه اماَ روند مسلط کوشندگی مان به سوی دستکاری و پرهیز آگاهانه از در غلطیدن به وادی تکرار مکرر خطاهای سیاسی بوده و هست! وهر چه گذشته است بیش تر به درستی کاری که کرده ایم، رسیدیم.. شما درآن سو و ما در این جا بدون آنکه قراری داشته باشیم لازم و ملزوم یکدگر بودیم و در تحولات برهم اثر بخشی داشته ایم هر چند به میزان نمی آید و بدیهی است چنین باشد. اکنون ما و شما گر چه ممکن است به دلیل همان فاصله جغرافیایی هنور سرشار از تفاوت ها در نگاه به اساسی ترین مبانی پروژه وحدت باشیم همان مباحثی که روشن می سازد برنامه، استراتژی سیاسی و ساختار تشکیلات حزبی چه باید باشد! اما رفیقانه به تلاش شما مومن بوده و میخواهیم مجدانه در ارایه برنامه های تدارک شده پروژه وحدت بکوشید. فراموش نکنیم که در پیشبرد این کار سترگ ما خواهیم آموخت مشارکت دموکراتیک را که برپایه اعتقادی واحد به سوسیالیسسم استوار است و کنشی این چنین می تواند سنگ بنای وحدتی باشد که سترون نیست.

اندیشه ما پویا و دستان مان پر توان باد!

ح-الف از: ایران

افزودن نظر جدید