میراثِ به‌جا مانده از زندگیِ اجتماعی و هنریِ زنده‌یاد سیمین بهبهانی

ز چه جوهر آفریدی دلِ داغدارِ ما را
که هزار لاله پوشد، پس از این مزارِ ما را [سیمین بهبهانی]
هزاران هم‌وطن- به‌ویژه زنان- در تشییعِ پیکرِ زنده‌نام سیمین بهبهانی، پرشور  آوا سر می‌دادند:
 «سیمینِ بهبهانی / در قلبِ ما می‌مانی»

زنده‌یاد سیمین [خلیلی] بهبهانی [تولد: تهران، ۱۳۰۶-  درگذشت: تهران، ۲۸مرداد ۱۳۹۳]، چنان‌که در زندگی‌نامه‌های منتشر شده درباره‌ او  آمده است، از ۱۴ سالگی به سرودن شعر آغاز کرد که نشانه‌یی بود از تولد استعدادی بالنده در عرصه شعر معاصر ایران. گفته می‌شود پس از ازدواج  با حسن بهبهانی، در ۱۳۲۵، همسر هنردوستِ او  مقامِ حامی و مشوق او در کار هنری‌اش یافت. سیمین بهبهانی در همین سال‌های دههٔ بیست، با شاعرانی همچون هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث، شرف خراسانی [بعدها استاد فلسفه] پیرامون جمعیت هواداران صلح فعالیت می‌کرد. در دههٔ ۴۰ خورشیدی به شورای شعر رادیو  پیوست. او  برای تصنیف‌های پرشماری که از سوی خوانندگان محبوب مردم  اجرا می‌شد، شعر سرود، که  این خود گسترهٔ عاطفی و احساسی‌ای دیگر- به‌جز شعرش- بود که او را با هم‌میهنانش هم‌راز و هم‌سخن می‌کرد. حدود بیست و یک عنوان کتاب از زنده‌یاد سیمین بهبهانی منتشر شده است که اکثر آن‌ها مجموعه‌های شعرند. سیمین بهبهانی پس از انقلاب به کانون نویسندگان ایران پیوست، اندک زمانی پس از آن به‌دلیل تنش‌های موجود در کانون، از آن فاصله گرفت، و  در سال‌های بعد،دیگر بار  در «کانون سوم» فعال شد.  زنده‌یاد سیمین بهبهانی، در راستای مبارزه در راه دستیابیِ زنان میهن‌مان به حقوقِ اجتماعی و فردی‌شان و نیز در مسیر  تغییرِ قوانین زن‌ستیزانهٔ رژیم ولایی، همراه با جنبشِ زنان- که او خود تنی از آنان بود-  تلاشی بی‌وقفه داشت. این بانوی ادیب و هنرمند، چه با شعر  پرطراوت و هنرمندانه‌اش- که میان حدیثِ نَفس‌اش و شرحِ بی‌عدالتی‌ها و شورِ مبارزه مرزی کشیده نشده بود-  و چه با شرکت در کارزارهای جنبشِ توان‌مندِ  زنان کشور، ازجمله کارزار یک میلیون امضا و حرکت‌های اعتراضی، نمادی امید‌آفرین بود از زن هنرمندی جسور و مبارز. این شاعر  پیکارگر با بی‌عدالتی‌ها، با وجود کهولت و  جسمی آسیب‌پذیر، در صف مقدم اعتراض‌ها حاضر می‌شد، سخن می‌گفت و از سوی گزمگان رژیم ولایی ناسزا می‌شنید و ضربه‌های باتوم می‌خورد، اما با اینهمه، انتظارِ حکومتگران و نیروهای امنیتی و  چماق‌داران و هرزه‌درایان مطبوعاتی‌آن‌ برای به‌سکوت کشاندنش را به یأس مبدل می‌کرد.
هنرمندان مردمی میهن‌مان، بر اساس حمایتِ مردم ما از آنان (برزمینهٔ محبویت‌شان نزد مردم که نتیجهٔ تأثیرِ کارهای ارزش‌مندشان در عرصه‌های گوناگون هنری بر زندگی آنان است) و همچنین حمایتِ نیروها و محفل‌هایِ مترقیِ فرهنگی، اجتماعی و سیاسیِ غیردولتی دیگر کشورهای جهان، تاحدی می‌توانند از حاشیهٔ امنی‌ برخوردار باشند، توانسته‌اند و می‌توانند دوشادوشِ حرکت‌های جنبشِ مردمی میهن ما رویارویِ بی‌عدالتی‌ها و  نقضِ حقوق شهروندیِ توده‌ها  به‌اعتراض برخیزند. این درسی است که سیمین بهبهانی‌ها، در مسیر کارِ خلاقانه و مبارزه‌‌شان، به جامعه و هنرمندان مردمی‌ای از سنخِ خود داده‌اند . میراثِ به‌جا مانده از زندگیِ اجتماعی و هنریِ زنده‌یاد  سیمین بهبهانی، چنین بود: شیوهٔ دیگری از زندگی ممکن است!

به نقل از نامه مردم - شماره ۹۵۵ - ۱۷ شهریور ماه ۱۳۹۳

منبع: 
نا مە مردم

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

حیف است اگر ایشان مبارزه و اعتراضی علیه حگومت شاهنشاهی پهلوی نکرده باشند . من در قبل از انقلاب متاسفانه اسم ایشان را هم حتی نشنیده بودم . آیا ایشون از انقلابیون بعد ! از انقلاب بودند ؟