افغانستان در انتظار!

روز بيستم ماه اوت، درافغانستان انتخابات رياست جمهوری برگزار گرديد. تا زمان نگارش اين سطور، نزديک به ۷۴* درصد آرا مورد شمارش قرار گرفته اند و بنا بر گزارش "کميسيون مستقل برگزاری انتخابات"، تا اين لحظه حميد کرزای در صدر و پس از او عبدالله عبدالله و در مکان سوم، رمضان بشردوست قرار دارند. این البته در حالی است که همین کمیسیون خبر از تقلبات و رأی سازیهای قابل توجهی در پاره ای از حوزه های رأی گیری نیز، که عموماً علیه کرزای و مؤید دعاوی عبدالله اند، داده است.

برای بسياری از ناظران مسائل افغانستان روشن بود که رقابت اصلی در اين انتخابات ميان رئيس جمهور کنونی حميد کرزای و عبدالله عبدلله، خواهد بود. اما با بررسی برخی نکات در رابطه مستقيم با ويژگیهای کشور افغانستان و نيز تحرکات سياسی، چه در درون و چه در پيرامون افغانستان، شايد بتوان گفت که انتخاب عبدالله عبدالله، به عنوان رقيب اصلی حميد کرزای، گامی بود عجولانه با هدف ايجاد آلترناتيو برای حميد کرزای، که ازدو سه سال اخير به اين سو، برای آمريکا و پيمان ناتو، ديگرآن چهره "مطلوب" و "مطمئن" محسو ب نمی شود.

آنچه که به تبليغات رسانه ای در رابطه با وجود حد معينی از "ثبات" و "آرامش" در افغانستان مربوط می شود، امری است طبيعی و درهرگوشه دنيا، هرجا که انتخابات تعيين کننده است و نه لوله تفنگ، قطعا نشان از آرامش و ثبات، اگر نه همه جا بطور کامل، ولی شکل نسبی آن را می توان مشاهده نمود. اما در مورد افغانستان قضيه کمی فرق می کند و با توجه به تعداد "اندک" گزارشهای خبری در مورد درگيریهای نظامی در روز انتخابات و شدت گرفتن آنها در روزهای پس از انتخابات، می توان اين طور نتيجه گرفت که يا در روزانتخابات تمامی نيروهای نظامی، چه نيروهای دولتی و چه نيروهای ناتو و ارتش آمريکا، در آماده باش کامل برای سرکوب هرگونه تحرکی از جانب طالبان قرار داشته اند، و يا اين که کنترل و سانسور معينی روی اخبار ارسالی در آن روز صورت گرفته است؛ شايد هم هر دو امکان، همزمان به کار گرفته شده اند.

دررابطه با ايجاد "آلترناتيو" برای حميد کرزای، مسئله با ظرافتهای معينی همراه است که مکث و بررسی دقيقتری را ايجاب می کند. در دو سال آخر دوران رياست جمهوری جرج بوش، بارها در اخبار مربوط به اوضاع افغانستان، از يکسو نارضايتی مقامات واشنگتن از سياستهای حميد کرزای در اداره امور کشور و نبود سياست روشن و شفاف در قبال فساد اداری و نداشتن برنامه مشخص در مبارزه با توليد و قاچاق مواد مخدر** و از ديگر سو سخنرانیهای حميد کرزای درانتقاد از حضور نيروهای نظامی بيگانه در اين کشور و نيز عدم رضايت او از برقراری تماس و مذاکرات ميان فرستادگان آمريکا و همچنين ديگر کشورهای درگير جنگ در افغانستان با نيروهای طالبان، در سر تيتراخبار رسانه های گروهی بين المللی انتشار می يافتند. با نزديکتر شدن هرچه بيشتر حميد کرزای و دولت افغانستان به پيمان شانگهای فاصله ميان حميد کرزای و واشنگتن رو به افزايش نهاد. پس از پيروزی باراک اوباما درانتخابات رياست جمهوری آمريکا و اعلام "سياست نوين واشنگتن در قبال عراق و افغانستان" نوعی از خوشبينی و رفع کدورتها ميان کابل و واشنگتن در ميان محافل سياسی و ناظران مسائل افغانستان به وجود آمد. به ويژه که عمليات گسترده ای از جانب نيروهای آمريکايی و نيز ارتش پاکستان در مناطق مرزی ميان پاکستان و افغانستان، عليه نيروهای طالبان صورت گرفت که به زبان ديگر حکايت از قطع اميد واشنگتن به مذاکره با "طالبان معتدل" بود؛ اما دو حرکت آشکار سياسی از جانب نمايندگان سياسی آمريکا درکابل، به اين "خوشبينی"، حداقل ازجانب حميد کرزای نقطه پايان نهادند. يکی برگزاری کنفرانس مطبوعاتی سفير آمريکا در کابل و حضور عبدالله عبدالله در اين کنفرانس، آن هم نه به عنوان يکی از تماشاکنندگان اين کنفرانس مطبوعاتی، بلکه نشستن او در پشت ميز کنفرانس و درکنار دست سفير آمريکا، هرچند که حتی کلمه ای هم بر زبان نياورد، نشان از يک ژست سياسی معنا دار بود که به شدت از جانب حميد کرزای و دواير دولتی اش مورد انتقاد قرار گرفت.

حرکت دوم که نقطه پايان تکميلی حرکت يادشده گرديد، نخستين سفر ريچارد هالبروک، نماينده تام الاختيار باراک اوباما در امور پاکستان و افغانستان به کابل بود. اين سفر می توانست مانند همه مسافرتهای مقامات بين المللی به کابل، روند عادی و طبيعی خود را طی نمايد، اما اصرار ريچارد هالبروک به ديدار با مقامات بلند پايه نظامی و امنيتی افغانستان، قبل از رفتن به ديدار با حميد کرزای، سؤالات و ابهامات جديدی را در روابط ميان حميد کرزای و واشنگتن دامن زد، به گونه ای که پس از آن مقامات مختلف آمريکايی مجبور شدند که در مناسبتهای گوناگون، با نزديکتر شدن تاريخ انتخابات، موضع بیطرفی و عدم حمايت شان از نامزد معينی در انتخابات افغانستان را اعلام نمايند.

هنوز زمان لازم است تا در مورد انگيزه های واقعی انتخاب شخص عبدالله عبدالله به عنوان رقيب حميد کرزای در انتخابات اظهار نظرقطعی نمود. اما وجود برخی فاکتها تا حدودی در سمت دادن به گمانه زنی ها می توانند ياری رسان باشند. پدرعبدالله عبدالله، سناتور دوران ظاهرشاه، پشتون بود و مادر وی تاجيک. به همين دليل برخی انتظارداشتند که او بتواند هم از پشتونها و هم از تاجيکها، تعداد قابل ملاحظه ای رای جمع آوری نمايد. حتی "جبهه ملی افغانستان" وی را به عنوان نامزد مورد پشتيبانی اين جبهه در انتخابات معرفی نمود. جالب اين است که عبدالله در موارد مختلف به هنگام برگزاری اجتماعات انتخاباتی، با تاکيد بر مستقل بودنش، داشتن هرگونه رابطه با اين جبهه را انکار نمود. در اينجا نکته مهمی که وجود دارد اين است که اگر قصد حاميان عبدالله، از موقعيت نيمه پشتون و نيمه تاجيک او تنها به اميد جذب آرای پشتونها بوده باشد، بايد اذعان داشت که خطای بزرگی در ارزيابی از موقعيت وی در ميان قبايل پشتون، صورت گرفته است. با توجه به گذشته سياسی عبدالله و همکاری فعال او با "اتحاد شمال"، وزن و جايگاه او در ميان قبايل پشتون، به هيچ وجه قابل مقايسه با موقعيت حميد کرزای نيست. اگرهم هدف تکيه به آرا تاجيکها و احياناً ازبکها بوده باشد، بازهم خطای بزرگی صورت گرفته است، زيرا در ولايات مختلف شمال افغانستان حتی اگر کسی مورد حمايت وسيع مقامات بالای محلی قرار گيرد، مانند حمايت عطا نور، والی ولايت بلخ، اما در نهايت همه اين والی ها از کانال حميد کرزای عبور کرده اند و حميد کرزای هنوز توانايی آن را دارد که درصورت لزوم، اگر نه پشتيبانی، ولی حداقل به خنثی سازی سمتگيری مسئولين ولايتی مبادرت ورزد. نمونه والی بلخ خود دليلی است بر اين مدعا. عطا نور در يکی از آخرين سخنانش، علی رغم اين که هنوز نتيجه کامل شمارش آرا اعلام نشده اند، نسبت به برگزاری دور دوم انتخابات ابراز ترديد نموده است.

ناگفته نماند که پشتونها در صحنه سياست افغانستان، همواره به عنوان پايه گذاران وتشکيل دهندگان دولت در افغانستان شناخته شده اند. در تمام دوره های تاريخ معاصر افغانستان همواره بالاترين مقامات دولتی و کشوری در اختيار پشتونها قرار داشته اند. لذا اگردر انگيزه حاميان عبدالله در مطرح نمودن وی به عنوان رقيب حميد کرزای، ايحاد خدشه در اين سنت جا افتاده در افغانستان قرار داشته باشد، با توجه به ترکيب جمعيتی در افغانستان و نيز وزنه سنگين پشتونها در دواير دولتی اين کشور، باز هم بايد اذعان نمود که خطای بزرگی صورت گرفته است. حال اگر اين خطا ناآگاهانه ارزيابی شود، بايد انتظار داشت طراحان اين سياست، درسهای لازم را از نتايج اين انتخابات، نه فقط از جنبه شمارش آرا، بگيرند. اما اگر اين خطا در حقيقت "خطا" نبوده و بلکه يک انتخاب استراتژيک است، آن وقت موضوع کاملا رنگ و بوی ديگری به خود می گيرد. روشن بگويم: اگر قصد نهايی از اين حرکت، ارزيابی امکان تجزيه افغانستان بوده باشد، با توجه به وضعيت سياسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان و تجربيات جامعه جهانی از فروپاشی شوروی سابق و يوگسلاوی سابق، بايستی در انتظار وقوع فاجعه ای باشيم که دامنه آن نه فقط به خود افغانستان، بلکه به همسايگان آن نيز سرايت خواهد نمود.

علی رغم تمامی انتقادات درستی که به سياستها و عملکرد حميد کرزای در افغانستان وجود دارد، اما در اين برهه حساس از تاريخ افغانستان، سياست درست نه کنار زدن او از قدرت در هر شکل آن، بلکه تلاش برای ارتقای فرهنگ سياسی و رشد نهادهای مدنی در افغانستان است، تا به برکت اين تلاشها، شهروند افغانی به آن درجه از آگاهی سياسی و شعور اجتماعی برسد که برای رأی دادن نه از انگشت آغشته به جوهر، بلکه از قلم استفاده نمايد.

شرايط ويژه منطقه ای که کشورهای ايران و افغانستان و پاکستان در آن قرار دارند، تنها راهی را که به عنوان انتخاب عقل سليم، پيش پای سياست گزاران اصلی اين کشورها می گذارد، همانا ايجاد فضای گفتمان و مذاکره و توانايی در سازش کردن به سود صلح و آرامش در منطقه است که در نهايت به سود منافع استراتژيک و ملی هرکدام از اين کشورها خواهد بود. وظيفه هر انسان طرفدار صلح و حقوق بشر آن است که در مواجهه با هرگونه زمزمه ای که آغشته به سياست ايجاد تفرقه و در نهايت تجزيه باشد، با دعوت به مذاکره و گفتگو، به روشنگری پرداخته و افکار عمومی کشور مطلوبش را ازخطرات اين زمزمه ها، آگاه سازد.

--------------------------------------------

* بر اساس آخرين گزارش "کميسيون مستقل انتخابات" که امروزدر رسانه های گروهی انتشار يافت، حميد کرزای تاکنون ۵۴ درصد از آرای شمارش شده را کسب کرده است. اين در حالی است که عبدالله عبدالله تاکنون فقط موفق به کسب ٢٨ درصد آرا گشته است. بدين ترتيب از هم اکنون می توان انتظار داشت که کميسيون، حميد کرزای را به عنوان پيروز انتخابات معرفی نمايد. بر اساس قانون اساسی افغانستان، نامزد انتخابات، که ۵١ درصد آرا را به دست آورده باشد، به عنوان پيروز انتخابات، معرفی می گردد.

** در دوره معينی از جانب سازمان سيا اسنادی دال بر شرکت برادر حميد کرزای درتوليد و قاچاق مواد مخدر منتشرگرديد.

افزودن نظر جدید