حاکمیت بستر ساز جنایات اسیدپاشی به صورت زنان است!

مصاحبه با خانم رضوان مقدم پژوهش گر و فعال حقوق زنان و حقوق بشر


به نظر شما چه عواملی بسترساز پاشيدن اسيد به زنان می شود؟ حکومت ايران چه نقشی چه در جنايت اسيدپاشی دارد؟ آیا تصویب کلیات طرح "امر به معروف و نهی از منکر" زمینه­ ساز این جنایت بوده است؟
 

در واقع بسترساز جنایت اسید پاشی همان تفکر ارتجاعی و ضد بشری است که می­گوید مردان بر زنان حق قیومت دارند. تبلغیات حکومت جمهوری اسلامی که از بدو تاسیس حکومت اسلامی در ایران دست از سر زنان بر نداشته. اوایل انقلاب با تیغ و شیشه یه جان زنان افتادند و برلب و دهن زنان تیغ می­کشیدند. آن روزها مثل امروز اینترنت نبود که اخبار سریع منتشر شود. از نوک سر تا کف پای زنان کنترل شده و می­شود. چرا جوراب نازک پوشیده­ اید. چرا مانتو کوتاه تن­تان هست؟ "گشت های ارشاد" که در خیابان و هرکوی و برزنی زنان را به خاطر حجاب مورد باز خواست و اذیت و آزار قرار می­دادند که البته هنوز هم ادامه دارد. در مساجد جوانان را به کنترل کردن زنان تحت عنوان امر به معروف تشویق می­کنند و از آنها آدم قصی القلب و جنایتکار می سازند، افرادی چون سعید حنایی که در مشهد جان 18 زن را گرفت. وقتی امام جمعه موقت اصفهان می­گوید از"تذکر لسانی باید فراتر رفت" چه معنی دارد؟ در مجلس نشسته اند و طرح "امر به معروف و نهی از منکر" تصویب می کنند. اگر مملکت قانون مند باشد چه نیازی به تصویب چنین طرح هایی است؟ این ها توجیه­ کننده اعمال خشونت­ آمیز به ویژه علیه زنان است. وقتی تصویر زنان ساپورت پوش در مجلس سوژه بحث نمایند­گان می شود باید به حال ملت گریست! لذا حکومت جمهوری اسلامی مستقیم و غیر مستقیم در بروز چنین فجایعی علیه زنان ایران نقش دارد. وجود قانون حجاب، انواع و اقسام بخشنامه ها و دستور العمل هایی که زنان را خلاف میل شان وادار به داشتن حجاب می کنند. گشت های ارشاد این ها همه مستقیم به حاکمیت بر می گردد و بستر ساز بروز جنایاتی نظیر اسیدپاشی به روی زنان است.  

چه کسانی روی زنان اسيد می پاشند؟ موتورسواران چه کسانی هستند و چه رابطه ای بين آنان با حکومت وجود دارد؟ آيا آن ها چماقداران حکومت هستند؟ نقش گروه های فشار نظير انصار حزب الله در چنين جنايات چيست؟

می شود گفت این ها افرادی هستند خشک مغز، بیمار روانی، متحجر مذهبی که شستوی مغزی می شوند و فکر می کنند، با ارتکاب جنایت به بهشت می روند. درست مانند کسانی که قتل های زنجیره ای را مرتکب شدند. این ها از طرف جناح های درون حکومت پشتبانی می شوند. برخی از این افراد مجری اوامر بالا دست خود هستند. برخی هم ترغیب و تشویق می شوند از عدم آگاهی آنها سوء استفاده می شود. ابزار دست قدرت مداران می شوند. چماقداران، انصار و حزب الله و موتورسواران همگی ریشه مشترک دارند این ها مجر ­ی اند. دستور دهندگان پشت این افراد پنهان هستند.  

حکومت ايران دارای سازمان های متعدد امنيتی و انتظامی است. چرا اينهمه تشکيلات امنيتی و انتظامی از شناسايی و دستگيری جنايت کارانی که احساس ناامنی را بر جمعيت ميليونی اصفهان مستولی کرده اند ناتوانند؟

تشکیلات امنیتی از شناسایی این جنایتکاران ناتوان نیستند. نمی خواهند آنها را شناسایی کنند. بهتر است بگوییم نمی خواهند آنها را به مردم معرفی کنند. شناسایی اسیدپاشان دشوار نیست. تشکیلات امنیتی اگر مخالف این جنایت ها هستند، ببینند چه کسانی پای منبری های افرادی هستند که کارشان ترویج خشونت علیه زنان است. به جای پیگیرد مجرمین نیروی انتظامی به دنبال شناسایی و بازداشت افرادی است که اعتراضات مردم را پوشش خبری می دهند! به طوری که حسین زاده جانشین فرمانده انتظامی استان اصفهان اعلام کرده: «بر اساس تحقیقات پلیس فتا، ۲ نفر از کسانی که در فضای آنلاین، خبرهای کذب را در خصوص اسید پاشی منتشر می کردند، شناسایی شدند و مشخص شد که این افراد در یکی از شهرهای جنوبی کشور اقامت دارند». این ها نگران جان مردم نیستند. نگران آگاه شدن مردم از این جنایت هستند! 

چرا سران حکومت از جمله  آقای خامنه ای با قربانيان جنايت اسيدپاشی ابراز همدردی نمی کنند؟ چرا آن ها سکوت کرده اند؟ چرا آقای روحانی به صراحت عليه اسيد پاشی موضع نگرفت؟

این که آقای خامنه ای چرا ابراز همدردی نکرده تعجب انگیز است. البته همدردی ایشان دردی را از جامعه آسیب دیده کم نمی کند. آقای خامنه ای باید به صراحت این عمل وحشیانه را محکوم می­کرد و دستورصریح می داد که عاملان و امران این جنایت تحت پیگرد قرار بگیرند. همدردی کافی نیست. آقای روحانی بهترعمل کرده اند حداقل این که  بر اساس اخبار منتشر شده به وزارت اطلاعات، وزارت کشور، و وزارت دادگستری دستور پیگیری پرونده های اسیدپاشی های اخیر در اصفهان را داده و از آنها خواسته  است که روند پیگیری را سرعت بخشند. اگر اقای روحانی واقعا چنین دستوری داده باشند و پیگیری کنند می­شود گفت که از "رهبری" در این زمینه یک گام جلوتر است.

در روزهای گذشته مردم در اصفهان به خيابان آمدند و در تهران جلوی مجلس شورا جمع شدند و شعارها دادند. نظر شما نسبت به حرکت اعتراضی مردم چيست؟ 

حداقل واکنشی بوده که مردم توانستند از خود نشان دهند. اتفاق کوچکی نبوده که بشود به سادگی از کنار آن گذشت. اگر حاکمیت منافع جامعه را در نظر داشته باشد باید از این اعتراضات مردم که خود جوش است نه تنها حمایت کند، بلکه با مردم همراه شود . خشونت نباید در جامعه عادی شود. بسیارعجیب است که با رسانه هایی که اخبار مربوط به اعتراضات مردمی را پوشش خبری می دهند از طرف حاکمیت برخورد می­شود. اتفاقا اگر جامعه در برابر چنین جنایتی سکوت می کرد جای نگرانی بسیار بود و از لحاظ روانشناسی اجتماعی نشانه بسیار بدی بود. خوشبختانه این واکنش به جا و البته ناکافی نشان داد که هنوز انديشه و احساس و رفتار افراد جامعه حساسیت خود را نسبت به بروز چنین پدیده هایی با این درجه از خشونت از دست نداده است به ویژه آن­که مردانی از جامعه به درجه ای از درک و آگاهی رسیده اند که در این اعتراضات با زنان همگام باشند.  

گروه کار زنان سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

افزودن نظر جدید