درگذشت رفیق امیرعلی لاهرودی صدر فرقه دموکرات آذربایجان را تسلیت می گوئیم

رفیق امیرعلی لاهرودی صدر فرقه دموکرات آذربایجان در باکو درگذشت. او از دهقانزادگانی بود که در سنین نوجوانی – سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ به مبارزه علیه ستم فئودال ها و ژاندارم ها برخاست و در جستجوی آزادی و عدالت و دموکراسی به حزب توده ایران و سپس فرقه دموکرات آذربایجان پیوست. لاهرودی پس از شکست نهضت آذربایجان ناگزیر از مهاجرت به اتحاد شوروی گشت، به کارگری پرداخت، به کادر رهبری فرقه و سپس حزب توده ایران راه یافت. او از جمله شخصیت هایی بود که همواره – حتی در درون کادر رهبری حزب توده ایران- برای تثبیت حق مردم آذربایجان برای برخورداری از حقوق دموکراتیک یک ملت- مبارزه کرد.
در سالهای سخت و بحرانی پس از سرکوب حزب توده ایران، امیر علی لاهرودی از جمله چند رهبر درجه اول حزب توده ایران بود و بالطبع درجهات مثبت و منفی فعالیت رهبری حزب در این سالها، به ویژه در ایستادگی در برابر نقد خطاهای حزب، برخورد نادرست با منتقدان در تشکیلات، ذی سهم. با اینهمه او از امتحان دوران پس از فروپاشی اتحاد شوروی و گسترش هیستریک فضای مسموم ضد چپ و ضد فرقه سربلند بیرون آمد، تسلیم فشارهای عظیم زرادخانه های ایدئولوژیک دول عمده سرمایه داری و پانترکیست ها در دشمنی با نهضت ۲۱ آذر و رهبر آن سید جعفر پیشه وری نگشت، آرمانهای انسانی خود را به حکمرانان جدید و خادمان سرمایه سالاری نفروخت، سوسیالیستی مومن باقی ماند و از آذربایجان و از نظریه فرقه دموکرات آذربایجان درباره ضرورت فدرالیسم در ایران دفاع کرد.
رفیق امیر علی لاهرودی در ناکام گذاشتن تلاش های گسترده و محیلانه دشمنان و بدخواهان مردم آذربایجان برای تسخیر فرقه دموکرات آذربایجان نفش بی بدیلی ایفا کرد. او اجازه نداد فرقه به آلت دست رژیم جمهوری اسلامی، جاه طلبان تهی مایه و یا ملیت پرستان افراطی و پان ترکیست تبدیل شود. او مانع از آن شد که فرقه بر خلاف آرمانهای عدالت خواهانه و انساندوستانه بنیانگذارش در مسیر تسلیم به دشمن، در راستای نژاد گرایی و دشمنی با ملیتهای دیگر ایران قرار گیرد. تاریخ این خدمت او و رفقای دیگر تاثیر گذار در راهبری فرقه در این سالها را هرگز فراموش نخواهد کرد.
درگذشت رفیق امیر علی لاهرودی سبب تاسف عمیق ماست. این ضایعه را به اعضا و رهبران فرقه دموکرات آذربایجان، به بازماندگان او و به همه آزادیخواهان آذربایجان و سراسر ایران تسلیت می گوییم . برای رفقای عزیز کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان در تداوم راه و در پیگیری آرمانهای دموکرات بزرگ – سید جعفر پیشه وری- کامیابی ها آرزو می کنیم.

چپ دموکرات آذربایجان
هئیت تحریره سایت «آذربایجان»
۸ دسامبر ۲۰۱۴

 

منبع: 
اخبار روز

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

یاد رفیق وارسته و مبارز گرامی باد . به اسمان ستارگان حزب توده ایران پیوست .

چرا نظرم را منعکس نکردید ؟ یعنی فداییان هم سانسور چی شدند ؟ این خیلی دردناک است . متاسفم .

دوست گرامی جناب ماهانی، دلیل عدم انتشار نظر شما اتهامات ناروایی بود کە شما بە یک جنبش مردمی و رهبرانش نسبت دادەاید. اینگونە نسبت های ناروا را جریانی کە با آمریکا و انگلیس علیە منافع کشورش کودتا کرد برای توجیح جنایت خودش علیە منافع ملی ایران و جنبش  ملی شدن نفت ابداع کرد و متاسفانە هنوز همچنان از طرف مرکز گرایان بە مانند حربەای علیە جریانات قومی- ملی بکار بردە میشود تا مطالبات دمکراتیک آنها را  تخطئە کند و احساسات مردم عادی علیە نیروهای دمکراتیک و ترقی خواە را برانگیزاند. با این وصف همانگونە کە در ابتدا عرض شد، دلیل منتشر نکردن کامنت شما اتهام بە دیگران بود و چنانچە شما بدون وارد کردن اتهام مطلب را نقد می کردید ما هیچ مشکلی برای انتشارش نداشتیم و نداریم. حالا هم دیر نشدە، خودتان زحمت بکشید، اتهامات را از کامنت تان حذف کنید و آن را دوبارە بفرستید تا ما منتشر کنیم.

با احترام زیاد

 

جناب اقای صادق کار - با سلام
اقای بابک امیر خسروی خطاب به سازمان فداییان چنین می گوید :"• حرمتلی یولداش وهاب، سلامدان صونرا!
• ازمن خواسته ای که به مناسبت سالگرد ماجرای غم انگیزفرقۀ دموکرات آذربایجان، با نشریّۀ شما، مصاحبه بکنم. نگاهی به پرسش ها براین حقیقت گواهی می دهد که تو رفیق ارجمند وسایررفقای سازمان اکثریّت؛ پس ازاین همه اسناد ومدارک ومشاهدۀ واقعیّت ها، هنوزازنهضت ملی 21 آذر صحبت می کنید وشگفتا همچنان آن راجشن می گیرید! وبراین باورید که گویاآن ماجرا، یک جنبش خودجوش واصیل وبرخاسته ازمیان مردم شریف آذربایجان بوده، با اهداف«ملّی»داشته است!.... ! ظاهراًهنوز برشما روشن نیست که ایجاد فرقۀ دموکرات آذربایجان، ازآغاز تا پایان؛ ساخته وپرداختۀ میرجعفرباقروف هادرباکو، وآن نیزطبق نقشه ورهنمودهای روزمرۀ ژوزف استالین بود! شنیدن این سخنان ازسوی شما وسازمان اکثریّت که مورد علاقه واحترام من اید، وباوربه این پندارها، انسان را عمیقاً غمگین ومتاسف می سازد."
در ادمه ایشان مدارک و اسناد مربوطه را باز می گوید . شما که مطلب من را اتهامات نا روا می دا نید پس بگویید ایا انچه اقای خسروی می گوید دروع است ؟
اما در مورد استالین خروشچف چنین می گوید : " کسی که تا ان زمان رهبر بشریت مترقی و الهام بخش جهان و پدر مردم شوروی
و استاد علوم و معرفت ؛ نابغه نظامی و بطور کلی بزرگترین نابغه تاریخ شناخته می شد ؛ در واقع شکنجه گری
مالیخولیایی بود ؛ دست به کشتار وسیع اعضای حزب کمونیست زد و در سطح نظامی ابلهی بیش نبود . "
اقای صادق کار حال بگویید کجای حرف من و یا این اقایان خطا است .

جناب ماهانی، نە همە حرف های آقای امیر خسروی، نە خروشچف و نە هیچکس دیگر برای من بە تنهایی حجت نیستد، حقیقت این است کە خیلی از این حرفها بازتاب رقابت و جنگ قدرت در احزاب و برای کوبیدن رقبا هستند. آقای امیر خسروی اگراین حرفها را میدانست، چگونە مسولیت در حزب تودە را پذیرفت، دەها سال عضو حزب باقی ماند و نە اعتراض کرد و نە استعفا داد و گذاشت پس از سقوط شوروی و افول اقبال احزاب سوسیالیستی این حرف ها را بزند؟من با وجود اینکە آذری نیستم، اما در تهران با اعضای فرقە دمکرات دوستی داشتم و از آنها داستان های تکان دهندەای از جنایاتی کە توسط ارتش، خان ها و ملاها علیە فرقە و مردم آذربایجان اعمال شد شنیدم کە مو بر تن هر انسانی سیخ میکرد. ضمنا هیچوقت جز محبت، انسانیت و میهن دوستی از آنها ندیدم، لذا اینگونە نسبت های ناروا را چە شاە، چە امیرخسروی و هرکس دیگر گفتە باشد باور ندارم و بە نوعی آنها را سرپوش گذاشتن بر یک جنایت میدانم و بعید میدانم اگر رفیق عزیز ما وهاب کە میدانم در اینمورد بسیار متفاوت با آقای امیر خسروی فکر میکند اگر میدانست کە آقای امیر خسروی چنین جوابی بە درخواست او خواهد داد، بە ایشان مراجعە میکرد. بهر حال معتقدم و در تجربە زندگی فهمیدەام کە اینگونە اظهارات از طرف هرکس کە زدە شود در واقعیت امر تغییری بوجود نمی اورد کما اینکە فرقە دمکرات آذربایجان با وجود حدود ٦٥ سال سرکوب فیزیکی و روانی همچنان زندە و ذینفوذ نە تنها در میان مردم آذربایجان بلکە در پهنە ایران بە حیات خود ادامە دادە. اگر این نیرو، ساختە یک قدرت خارجی بود مطمعنا حتی با گذشت بیست سال از سقوط شوروی نمیتوانست زندە بماند. راز زندگانی این گروە  بی شک در خواستگاە بومی اش و کارهای مردمی گستردە و بی سابقەای است کە در مدت کوتاە تسلط سیاسی اش در آذربایجان کرد. مدرسە و دانشگاە ساخت، اصلاحات ارضی کرد، قبل از تصویب قانون کار در ایران قانون کاری را بە تصویب رساند کە حتی بە قول نویسندگان مخالف چپ مترقی تر از قوانین کاری بود کە تا کنون در ایران تصویب شدە است. اینها دلایل اصلی سرکوب خونین جنبش مترقی و مردمی آذربایجان توسط ارتجاع ایران اعم از ترک و فارس و غیرە بود.

بهر حال بگذرد این روزگار تلختر از زهر

لطفا هم شما و هم خوانندگان عزیز، این کامنت را نظر شخصی من تلقی کنید.

با احترام صادق کار