اعتراض علیه ستم و تحقیر زبانی یک وظیفه همگانی است!


21 فوریه از طرف یونسکو روز زبان مادری اعلام شده است. روز گرامیداشت همه ساله برای این عامل حیاتی ارتباط گیری و ارتباط یابی همزبانان با هم. روز بزرگداشت بیان مفاهیم به زبانی که انسان نخستین بار با آن پیام رسانی و پیام دادن را آغاز می کند و بزرگداشت بخاطر تاکید بر اینکه، انسان در گفتن و آنگاه نوشتن است که شکوفا می شود و این شکوفایی نیز نخست در زبان مادری است که به شکوفه می نشیند. به بیانی، ارزش گذاری این حقیقت که، انسان با زبان است که غناسازی زیست اجتماعی خود را تجربه می کند. پس، بزرگداشت زبان مادری، به معنی تکریم شان انسان است و ارج گذاشتن به جامعه انسانی. حرمت نهادن این روز، وظیفه‌ایی انسانی و اخلاقی است.

این روز در بسیاری از کشورها یک روز ملی است، روزی برای جشن همگانی به شکرانه زمینی برخاستن زبان. مایه سرور سرزمین‌های یک زبانه و یا کشورهای چند زبانه‌ایی که مردمانشان در استفاده از زبان‌های کشورشان دارای حق برابرند. در ایران ما اما، همانند مشابه‌هایش در اینجا یا آنجای کره ما، این روزی است برای اعتراض علیه تبعیض ملی. برای بروز تاثر و خشم ناشی از ستم زبانی که بر میلیون‌ها انسان محروم از بهره گیری در زمینه آموزش و آفرینش فرهنگی به زبان مادری اعمال می شود. اگر فقط زبان‌های غیر فارسی و نه این یا آن گویش‌ها در سطح کشوری را در نظر بگیریم، نزدیک به نصف مردمان سرزمین مشترک همه ایرانیان، حق استفاده آموزشی به زبان مادری خود را ندارند: ترک‌ها، کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و ترکمن‌ها! نه فقط محروم از آموزش به زبان خود که حتی مجاز نیستند در آموزش زبان خود! این زبان‌ها نه تنها عملاً که در مقیاس گسترده‌ایی رسماً و تا بدانجا تحقیر و سرکوب می شوند که حتی بمثابه زبان‌های درجه دوم نیز رسمیت ندارند! حال آنکه هیچ زبانی از حق و امتیاز طبیعی برتر نسبت به زبانی دیگر برخوردار نیست. اعمال این برتری و تبعیض ورزی، حاصل تصمیم سیاسی و فرهنگی است به سود یک زبان معین و علیه زبان‌های انسان‌های دیگر. از اینرو، روز بین المللی زبان مادری، در کشور ما باید که روز اعتراض باشد علیه این سیاست. سیاستی با قدمت یک صد ساله، که وارث، پاسدار و مجری آن در حال حاضر جمهوری اسلامی است.

اعتراض به این ستم و اجحاف نمی تواند و نباید فقط به ستمدیدگان در این زمینه محدود باشد. این، وظیفه‌ایی است پیشاروی هر ایرانی دمکرات و ترقیخواه و میهن دوست. این فقط ستم علیه زبان‌های مورد اجحاف در کشور نیست که بخاطر سرکوب شدگی امکان این را نمی یابند تا به دست فرهنگ سازانشان رشد یابند و پرورده شوند و شکوفا گردند، بلکه اعتراض به تضعیف و تاراج ثروت عمومی کشور است. زبان و یا زبان‌های هر کشوری از والاترین ارزش‌ها و ثروت‌های آنست، و آنجا که این ثروت نه تنها راکد بل بگونه سیستماتیک پس زده شود دیگر با ویرانگری آشکار روبرو هستیم. در ایران ما، به این خاطر همه مردم کشور زیر ستم است ولو که همراه شوندگان با و ساکت نشینان در برابر این ستم، خود ندانند که چه ستمی در حق دیگری و نیز بر خود روا می دارند. 

در ایران ما، ستم زبانی و تاراج فرهنگی، مایه شرمساری است برای همگان، شرم از یک ستم همگانی. در روز زبان مادری، به این ستم و علیه پاسداران این ستمگری و راهزنی، می باید که اعتراض کرد و اعتراض توسط همگان با تعلق به هر زبانی که دارند. اعتراض عمومی برای برچیدن بساط این ستم و اجحاف.

تغییر این وضعیت سراسر تبعیض و تحقیر، یک وظیفه ملی است.

گروه کار ملی- قومی سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)
21 فوریه 2015 برابر با دوم اسفند 1393      

افزودن نظر جدید