سخنرانی کلارا زتکین در دومین کنگره انترناسیونال

اخبار روز- ٨ مارس، روز جهانی زن با نام کلارا زتکین از رهبران جنبش کارگری و کمونیستی و یکی از مبارزان پیشگام و نامداربرابر حقوقی زنان پیوند تاریخی دارد. به ابتکار کلارا زتکین بود که ٨ مارس، روز خیزش و مبارزه شجاعانه زنان کارگر بافنده در شهر نیویورک نام روز زن گرفت. زتکین در سال ۱۹۱۰ در دومین کنفرانس بین المللی زنان در کپنهاک پیشنهاد کرد که هرساله ٨ مارس به عنوان روز زن و دفاع ازحقوق زنان در برابر تبعیضات انتخاب شود..با پذیرش پیشنهاد زتکین، سال به سال ٨ مارس مرزهای جغرافیایی را پشت سرگذاشت و درسال ۱۹۷۵ از طرف سازمان ملل به عنوان روز جهانی زن رسمیت یافت.
عمده ترین مطالبات در زمان زتکین و زنان مبارز همراه وی لزوم تدوین قوانین حمایت‌کننده کار برای زنان؛ حق رای و شرکت در انتخابات؛ برابری مزد با مردان در مقابل کار مساوی؛ هشت ساعت کار در روز؛ حمایت از مادر و کودک؛ مرخصی زایمان؛ حق داشتن تعطیلات و تعیین حداقل مزد بود. از آن زمان تا به حال زنان جهان برای به دست آوردن ابتدائی ترین حقوق انسانی خود مبارزه پرفراز و نشیبی را پشت سرگذاشته اند.آنان با مبارزه و دستاوردهای خود چهره جهان را سال به سال تغییر داده اند، اما علیرغم پیروزهایی که زنان کسب کرده اند، خواست برابری زنان با مردان و زندگی عاری از تبعیض جنسیتی ، برابری مزد با مردان در مقابل کار مساوی که یک سده پیش از طرف جنبش زنان طرح شده، همچنان مطالبه فعالان حقوق زنان است و طرح و تبلیغ این خواست ها با سرکوب و زندان پاسخ داده می شود.
کلارا زتکین بر حق اشتغال و استقلال اقتصادی زنان تاکید ویژه ای داشت و بر این نظر بود که زنان از طریق استقلال اقتصادی می توانند برابر حقوق با مردان در سرنوشت سیاسی مداخله کنند. نظرزتکین در باره اهمیت اشتغال و استقلال اقتصادی در آزادی زنان همچنان تازگی خود را دارد. آنچه می خوانید سخنرانی زتکین در دومین کنگره انترناسیونال در همین ارتباط است. سایت" زنان ما"، این سخنرانی را از نشریه شماره
۱۴ "بیداری ما" برگرفته است.

سخنرانی کلارا زتکین در دومین کنگره انترناسیونال ژوئیه ۱٨٨۹
شگفت انگیز نیست که مرتجعین درکی ارتجاعی در مورد کار زنان داشته باشند، ولی برخورد با نقطه نظر اشتباه آمیز در میان سوسیالیست ها بسیار تعجب آور است؛ نقطه نظری که خواهان حذف کار زنان است. مسئله رهایی زن در تحلیل آخر یعنی مسئله کار زنان، مسئله ای اقتصادی است و برای درک این مسائل از سوسیالیست ها انتظار بیشتری باید داشت. سوسیالیست ها باید بدانند که در مرحله کنونی رشد اقتصادی، کار زنان یک ضرورت است. کار زنان باید به طور طبیعی به تقلیل ساعت کاری که هر فرد به جامعه مدیون است، بیانجامد و یا ثروت جامعه را افزایش بخشد. آن چه باعث کاهش حقوق کارگران می شود، نه رقابت زنان بلکه استثمار سرمایه داران است. سوسیالیست ها باید بهتر از دیگران بدانند که بردگی اجتماعی یا آزادی، متکی به استقلال یا وابستگی اقتصادی است. کسانی که برای آزادی نوع بشر مبارزه می کنند اجازه ندارند نیمی از بشریت را از طریق وابستگی اقتصادی به بردگی سیاسی و اجتماعی محکوم کنند. همان طور که کارگر در زیر یوغ سرمایه دار است، زن نیز در زیر یوغ مردان است و تا موقعی که استقلال اقتصادی خود را به دست نیاورده باشد همچنان اسیر خواهد ماند. شرط لازم برای رسیدن به استقلال اقتصادی کار است. اگر می خواهیم زنان موجوداتی آزاد و برخوردار از حقوق برابر با مردان باشند نباید کار زنان را حذف و آن را به چند مورد استثنایی محدود سازیم.
رهایی زن به معنای تغییر کامل و انقلابی نقش وی در زندگی اقتصادی است. شیوه های تولید قدیمی و ابزار ابتدایی تولید، زن را اسیر خانواده و حوزه فعالیتش را در چارچوب خانه محدود می کرد. با در نظر گرفتن سطح رشد تولید و بازرگانی آن زمان مشکل و شاید غیر ممکن بود که این وسایل در خارج از محیط خانواده تولید شود. تا موقعی که این روابط تولیدی وجود داشت زن در زمینه اقتصادی مولد بود.. ماشین نقطه اختتامی بر فعالیت اقتصادی زن در خانواده گذاشت. صنایع بزرگ کالاها را با قیمت مناسب تر، سریع تر و به تعداد بیشتر فراهم می کند. صنعت فردی با وسایل ناکافی و تولید در مقیاس کوچک از عهده رقابت با آن بر نمی آید. زن مجبور است ماده خام را گران تر از جنس تمام شده صنایع بزرگ تهیه کند.
امروز«کدبانو»ی گذشته تقریبا دیگر وجود ندارد. صنعت بزرگ، تولید خانگی کالاهای مورد نیاز افراد خانواده را بی مورد ساخته و درعین حال پایه فعالیت زن را در جامعه به وجود آورده است. تولید ماشینی که نیازی به نیروی بازو ندارد سبب جلب زنان به بخش های وسیعی از کار گردیده است. هم زمان با این تحولات، تکامل صنعت جدید قسمتی از نیروی کار را غیر ضرور می سازد و هزاران کارگر از کار بیکار می شوند. ارتش فقیران به وجود آمده است و حقوق ها همچنان پایین می آید.
در گذشته دستمزد کارگر مرد به اضافه فعالیت تولیدی زن در خانه، برای تامین حداقل زندگی خانواده کم و بیش کافی بود. ولی در حال حاضر به سختی کفاف زندگی یک کارگر مجرد را می دهد. از این به بعد کارگری که تشکیل خانواده می دهد باید روی مزد زن خود نیز حساب کند.
این وضعیت باعث آزادی زن از وابستگی اقتصادی در قبال مرد شده است. زن با کار خود در صنعت، دیگر در خانواده به عنوان جزیی اضافی از موقعیت اقتصادی شوهر نیست و به عنوان نیروی اقتصادی مستقل از مرد، آموخت که به خود متکی باشد. حال اگر زن در زمینه اجتماعی دیگر به شوهر وابسته نیست دلیلی وجود ندارد که در زمینه اجتماعی وابسته باشد. اما نباید فراموش کرد که این استقلال به نفع خود زن نیست و این سرمایه داران هستند که از آن سود می برند. سرمایه دار وسایل تولید را در انحصار خود دارد و از آن به نفع خود استفاده می کند. زن از وابستگی مرد رها شده و زیر نفوذ سرمایه دار رفته است.
از برده شوهر به برده سرمایه دار تبدیل شده و فقط ارباب خود را تغییر داده است. علی رغم همه این ها، در این تعویض سود برده است. در زمینه اقتصادی او دیگر موجودی پایین و تابع شوهر نیست، بلکه همتای اوست. در این وضعیت سرمایه دار به استثمار زن به تنهایی قناعت نمی کند بلکه از او استفاده می کند تا هرچه بیشتر زحمتکشان مرد را استثمار نماید.
کار زنان از آغاز ارزان تر از کار مردان بود، دستمزد مرد در ابتدا طوری حساب می شد که بتواند حوایج خانواده را جوابگو باشد. دستمزد زن در اوایل فقط برای رفع نیازهای یک فرد کافی بود، زیرا می گفتند که زن بعد از کار در کارخانه، به کار در خانه ادامه می دهد. می گفتند « زن قابلیت کمتری دارد و در نتیجه به نیروی کار او مزد کم تری تعلق می گیرد. به علاوه زن در مجموع احتیاجاتش کمتر از مرد است»!
امتیاز زن به چشم سرمایه دار این است که نه تنها قیمت کمتری دارد بلکه از مردان مطیع تر است. سرمایه دار با سوء استفاده از این دو عامل، دستمزد کم تری به زن زحمتکش پرداخت و به علت رقابت، از این طریق دستمزد مردان را کاهش داد.
سرمایه به همین ترتیب از کار کودکان استفاده کرد تا مزد زنان را پایین آورد و از کار ماشین برای پایین آوردن ارزش کار انسان سود برد. اگر کار زنان به نتایجی مخالف جهت طبیعی اش انجامید تنها مقصر سیستم سرمایه داری است. این سیستم است که مسئول طولانی شدن روز کار است، درحالی که کار زنان باید باعث کوتاه شدن ساعات کار شود. کار زن باید مترادف با افزایش ثروت جامعه، بهبود زیست اعضای آن باشد، حال آنکه باعث افزایش سود سرمایه داران و فقر توده ها گردیده است. نتایج منفی کار زن که امروز به شکل دردناکی احساس می شود، فقط با از بین رفتن سیستم تولید سرمایه داری از بین خواهد رفت.
سرمایه داری برای آنکه در رقابت نابود نشود مجبور است اختلاف بین قیمت تمام شده و قیمت فروش کالا را بیشتر کند. به همین دلیل به دنبال تولید ارزان و فروش گران است. او ساعات کار را افزایش می دهد و مزد را پایین می آورد . این سیاست به طور مشخص علیه منافع زحمتکشان، چه مرد و چه زن عمل می کند. در این صورت تقابل حقیقی بین منافع زحمتکشان زن و مرد وجود ندارد ولی تقابل انکارناپذیر میان منافع سرمایه و کار موجود است.
الزامات اقتصادی با خواست ممنوعیت کار زنان منافات دارد. شرایط اقتصادی کنونی طوری است که نه سرمایه داران و نه مردان می توانند از کار زنان چشم بپوشند. اگر با طرح مسئله رقابت کار زن، خواهان ممنوعیت یا تحدید آن شویم، منطقی است که خواهان از بین بردن ماشین و بازگشت حق حرفه قرون وسطائی باشیم. زیرا دیدیم که بعد از اعتصاب طولانی که پایان موفقیت آمیزی برای کارگران داشت، چگونه سرمایه داران با استفاده از ماشین های پیشرفته آن دستاوردها را از بین بردند.
از دلایل اقتصادی که بگذریم، قبل از هر چیز دلایل اصولی برای مخالفت با ممنوعیت کار زنان وجود دارد. زنان باید در مقابل این نوع تلاش ها از خود مقاومت چشمگیر و منطقی نشان دهند. زیرا می دانند که برابری اجتماعی و سیاسی شان با مردان فقط بر پایه استقلال شان در زمینه اقتصادی خواهد بود. به همین دلیل است که ما زن ها به پا می خیزیم و علیه محدودیت کاری زنان مبارزه می کنیم. ما خواستار جدایی مطالبات خود از سایر کارگران نیستیم. ما خواهان حقوق کامل سیاسی و اجتماعی زنان هستیم.
حق رای بدون برخورداری از آزادی اقتصادی چیزی بیش از یک چک بی محل نیست. اگر آزادی اجتماعی به حقوق سیاسی وابسته بود در کشورهای با سیستم انتخابات آزاد مسئله اجتماعی وجود نداشت. آزادی زن همانند آزادی نوع بشر روزی به واقعیت خواهد پیوست که آزادی کار از یوغ سرمایه تحقق یابد. فقط در چنین جامعه ای است که زن ها همانند دیگر زحمتکشان از تمامی حقوق خود به معنی واقعی برخوردار می شوند 

 

منبع: 
اخبار روز
بخش: 

افزودن نظر جدید