فقر پس از زاغه ها و حلبی آبادها اکنون در خانه ها را نیز میکوبد

روز 17 اکتبر از سوی سازمان ملل بنام روز مبارزه با فقر اعلام شده است

در سالهای اخیر ناهنجاریهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روزبروز در کشورمان در حال افزایش است و رشد پدیده هائی مانند بیکاری، اعتیاد، زنان و کودکان خیابانی، حاشیه نشینی، فروریزی ارزشهای اخلاقی، تجرد جوانان، اراذل و اوباش، سرقت های مسلحانه، و دیگر ناهنجاریها نشانگر عمق فاجعه ایست که در جامعه وجود دارد و با در نظر داشت این واقعیت که حاکمیت هیچگونه تلاش و برنامه ای جدی برای سامان بخشیدن باین ناهنجاریها ندارد، بدیهی است که در آینده شرایط زندگی مردم میهن مان بمراتب رنجبارتر و فلاکت بارتر خواهد شد و این وضعیت موجب گسترش روزافزون فقر خواهد شد.

در آذرماه امسال علی ربیعی وزیر رفاه اجتماعی اعلام کرد که 7 میلیون نفر در ایران در فقر شدید هستند و امنیت غذائی آنان در مخاطره است همچنین اعلام کرد که میزان ثروت 5 میلیون نفر در ایران با میزان ثروت سرمایه داران در دیگر کشورها مانند امریکا قابل مقایسه است و موسی الرضا کلانتری عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نیز اعلام کرد که 16 میلیون نفر در زیر خط فقر زندگی می کنند و این زیبنده کشور اسلامی نیست. اظهارات وزیر رفاه و نماینده مجلس نشانگر این واقعیت دردناک است که در این سالها شعارهای آغاز انقلاب مانند حمایت از مستضعفین، ارحجیت کوخ نشینان بر کاخ نشینان نه تنها تحقق نیافته بلکه بعلت اختصاص بیشترین میزان بودجه به بخش های غیر مولد و غیر کارآفرین مانند ساختن مساجد و امامزاده ها و مراسم مذهبی و غارتها و رانت خواریهای میلیاردی عامل و پدید آورنده وضعیت فاجعه بار کنونی اقتصادی و اختلاف طبقاتی روزافزون شده است که پیامد آن رشد و گسترش فقر است.

در سالهای پس از انقلاب بویژه در دوران احمدی نژاد با وجود درآمد سرشار نفت، طبقه متوسط جامعه با شتاب به خط فقر نزدیک میشود و قدرت خریدشان کاسته شده و سفره هایشان نیز خالی تر میشود و هموطنانی که در زیر خط فقر هستند و از حداقل امکانات بی بهره اند که نام زندگی را بر آن نمی توان نهاد بلکه این وضیعت را باید فقط زیست نامید زیرا هر روز زندگی شان فلاکت بارتر میشود بطوریکه حتی نمی توان آنانرا در رده خط فقر نامید. بلکه باید این بخش از مردم تهیدست و محروم کشور را باید در خط فلاکت نامید که خود اوج فاجعه و درماندگی است .

تعریف فقر: فقر یعنی محرومیت از حداقل نیاز های ضروری برای ادامه حیات است که مهمترین این نیازها عبارتند از برخورداری از تغذیه کافی، مسکن مناسب و برخورداری از آموزش و پرورش و بهداشت. و فقیر، فرد یا خانواده ایست که میزان درآمدش با هزینه های اولیه زندگی متناسب نباشد و بعلت کمبود میزان درآمد نتواند از امکانات ضروری برای یک زندگی معمولی و متوسط برخوردار باشد فقر فاجعه ایست که رنج های بی پایانی را به بخش عظیمی از انسانها تحمیل کرده است و عامل فجایع بیشماری در جامعه بشری است. گرسنگی، بی خانمانی، تبعیض و تحقیر، عدم دسترسی به آموزش و بهداشت و آب آشامیدنی سالم، بیسوادی، پیامد فقر است.

در قرن گذشته با وجود دستاوردهای بزرگی در عرصه های علم و دانش و صنعت و کشاورزی که بشریت کسب کرده است و ثروت سرمایه داران در برخی کشورها بیشتر شده است اما بعلت توزیع ناعادلانه ثروت و عدم برخورداری یکسان از امکانات موجود در جامعه و طبیعت، هنوز این حقارت و رنج بشری همچنان تداوم دارد و هنوز گرسنگی و کمبود مواد غذائی عامل اول مرگ و میر در جهان است، اما تاریخ بشریت شاهد تلاش انسانهای عدالت خواهی بوده و هست که برای زدودن فقر از عرصه زندگی بشری قرنها مبارزه کرده اند و حتی در این راه جان باخته اند و در این عرصه پیکار همواره با موانع دشواری از جانب مخالفان یعنی کسانیکه قدرت و ثروت جامعه را در اختیار داشته اند مواجه شده اند و این مبارزه در تمام دورانهای تاریخ بشری وجود داشته و هنوز هم وجود دارد، هرچند در بعضی موارد عوامل طبیعی مانند سیل، زلزله و خشکسالی در پدید آوردن فقر تاثیر گذارند اما عامل اصلی فقر صاحبان ثروتها و سرمایه های بیکران هستند که صاحبان قدرت بعنوان نگهبان از این اقلیت سود پرست حمایت میکنند و از منافع کلان آنان در برابر مردم دفاع میکنند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل های زیادی در جهت فقرزدائی و بهبود زندگی مردم وجود دارد مانند اصل های 3، 21، 26، 32، و 43 در این اصول بر بهبود شرایط زندگی شهروندان و برخورداری از امکانات موجود در جامعه  عدم تبعیض تاکید شده است که هیچگاه باجرا درنیامد.

در اصل سوم بر آموزش و پرورش رایگان تاکید شده است اما در مدارس دولتی هرچند که شهریه بطور رسمی از دانش آموزان دریافت نمیشود اما بمناسبتهای گوناگون مانند تعمیرات  ایجاد کلاسهای جدید از خانواده ها پول دریافت می کنند و تاسیس مدارس باصطلاح غیر انتفاعی خود نشانگر تبعیض و اختلاف طبقاتی در امر آموزش و پرورش است. سالیانه دهاهزار کودک بعلت فقر خانواده و اجبار به کار کردن، از رفتن بمدرسه و آموزش محروم هستند و یا ناچار به ترک تحصیل میشوند وجود کودکان محروم از تحصیل و کودکان کار نشانه عدم مسئولیت جمهوری اسلامی در برابر سرنوشت صدها هزار کودک است.

در اصل 29 قانون اساسی به برخورداری از حق تامین اجتماعی و از کار افتادگی و خدمات بهداشتی تاکید شده است، اما وضعیت بهداشتی و درمانی بسیار فاجعه بار است چنانکه در بیمارستانهای دولتی برای معاینه و اعمال جراحی باید مدتها در صف انتظار بود و ضمناً کیفیت معالجه در بیمارستانهای دولتی با بیمارستانهای خصوصی قابل مقایسه نیست و کسانیکه تحت پوشش بیمه های درمانی نیستند برای معالجه و یا عمل جراحی باید میلیونها تومان پرداخت کنند و در اغلب موارد داروهای ضروری در داروخانه ها یافت نمیشود و ناچار باید داروهای ضروری را از خیابان ناصرخسرو با چندین برابر قیمت از دلالان دارو خریداری کنند و چون خانواده های تهیدست امکان خرید داروهای گران قیمت را ندارند از اینرو سالیانه 60 هزار نفر بیمار بر اثر نداشتن هزینه های عمل جراحی و یا تهیه دارو های کمیاب جان خود را از دست میدهند چنانکه وزیر بهداشت اعلام کرد که دولت نمی تواند تمام هزینه های درمان را تامین کند. در مورد حمایت از سالمندان و از کارافتادگان هرچند که چندین خانه سالمندان در کشور ایجاد شده است اما ظرفیت پذیرش تمام سالمندان و از کارافتادگان را ندارد، در حالیکه برای درمان و معالجه اعضای حاکمیت هزینه های هنگفتی وجود دارد و بعضی در خارج از کشور معالجه می شوند.

در اصل 31 قانون اساسی بر حق دارابودن شهروندان از مسکن مناسب تاکید شده است، درحالیکه شهرهای ایران شاهد رشد قارچ گونه حلبی آبادها و زاغه ها هستند بر طبق آمار دولتی 720 محله حاشیه نشین در کشور وجود دارد و براساس آمار 6 میلیون نفر در حاشیه شهرها زندگی می کنند که از امکانات اولیه زندگی محرومند و در شهر مقدس مشهد 900 هزار حاشیه نشین در جوار یکی از ثروتمندترین اماکن مقدس یعنی حرم امام رضا زیست می کنند که دارای صدها شرکت و ساختمان و زمینهای کشاورزی است. در شهر های بزرگ در نزدیکی زاغه ها، خانه ها یا در واقع کاخ هائی وجود دارند که بین 5 تا 12 میلیارد تومان ارزش دارند در حالیکه خانواده ها برای پیش پرداخت اجاره خانه ناچار کلیه خود را بفروش میرسانند.

در اصل 43 قانون اساسی بر تامین نیازهای اساسی مانند خوراک، پوشاک  امکانات برای تشکیل خانواده و ایجاد شرایط کار تاکید شده است اما مایحتاج اساسی مردم، مواد خوراکی روز به روز گرانتر میشود و توان خرید طبقه متوسط و فقیر روز بروز کاهش می یابد و کودکان و سالمندان و تهیدستانی که فاقد درآمد هستند زباله ها را برای یافتن پس مانده های غذا می کاوند، ازدحام مردم در برابر مساجد و حسینه ها و منازلی که در روزهای عزاداری غذا توزیع میکنند نشانگر عمق فاجعه ایست که در کشور ما وجود دارد، در مورد ایجاد کار نیز وجود 5 میلیون جوان بیکار که اغلب آنان تحصیلکرده هستند نمایانگر شدت بیکاری در کشور است استانهای بلوچستان، ابلام، لرستان و هرمزگان با داشتن 14% میزان بیکاری بالاترین نرخ بیکاری را در کشور دارند دهها هزار کودک و جوان و سالمند در نوار مرزی ایران و عراق در کوهای صعب العبور و سرمای شدید زمستان به (کولبری) اشتغال دارند یعنی کالاهای مورد نیاز ایران را از عراق وارد می کنند و از ایران کالاهای مورد نیاز کردستان عراق را بآنسوی مرز میبرند و حتی گاهی زنان نیز به کولبری اشتغال دارند 20% از کولبران را فارغ التحصیلان دانشگاها تشکیل میدهند کولبران همواره با خطرات بیشماری مانند سقوط از کوه، سرمازدگی مواجه اند و تاکنون صدها نفر مورد اصابت گلوله ماموران قرار گرفته و جان باخته اند، جوانان بلوچ نیز که افزون برستم ملی و مذهبی از بیکاری رنج میبرند ناچار بعضی از آنان جذب باندهای قاچاق و مواد مخدر میشوند و اکثریت یا جان خود را از دست میدهند یا به زندانهای دراز مدت محکوم میشوند، رژیم در این سالها نه تنها چاره ای برای رفع مشکل بیکاری نیاندیشیده است بلکه با تعطیلی کارخانه ها و کارگاهها همچنان برشدت میزان بیکاری میافزاید وجود 6 میلیون جوان مجرد بین 20 تا 30 ساله نشانگر عدم تعهد رژیم در اجرای قانون خود ساخته است، تمام اصول ذکر شده قانون اساسی مانند دیگر اصول آن یعنی آزادی احزاب عدم بکارگیری شکنجه و آزادی مطبوعات توسط حاکمیت پایمال شده است روز 17 اکتبر از سوی سازمان ملل بنام روز مبارزه با فقر اعلام شده است اما فقر همچنان در افریقا، شبه قاره هند بخش های از آسیا و امریکای لاتین بیداد میکند، آمارهای زیر نشانگر اختلاف طبقاتی عمیق بین کشورهای ثروتمند و فقیر و فقر شدید در بعضی کشورها است در افریقا 80 درصد مردم روزانه حدود 2 دلار درآمد دارند 800 میلیون نفر در افریقا و آسیا به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و 50 در صد مردم جهان روزانه کمتر از 10 دلار درآمد دارند 37 میلیون نفر در امریکا تحت پوشش بنگاهای خیریه هستند 900 میلیون نفر در جهان یعنی 1/10 جمعیت جهان غذای کافی ندارند، 66 میلیون کودک نیمه گرسنه بمدرسه میروند طبق آمار سازمان ملل 20 درصد مردم جهان در فقر مطلق بسرمیبرند و هر هفته 20 هزار کودک در اثر فقر و عدم دسترسی به بهداشت و درمان میمیرند در میان کشور های جهان کوبا با تمام کاستی ها که در زمینه دمکراسی دارد در عرصه فقرزدائی و خدمات درمانی و عدالت اجتماعی دارای کارنامه درخشانی است، کوبا با اعزام 32 هزار پزشک به 27 کشور جهان بیش از 20 میلیون نفر را در کشور های فقیر امریکای لاتین و افریقا مورد معالجه و عمل جراحی قرار داده اند و به 2 میلیون نفر در امریکای لاتین خواندن و نوشتن آموخته اند و در زمان بروز بیماری آبولا در افریقا هزار پزشک به این مناطق اعزام شدند که خبر آن در رسانه های گروهی غرب چندان بازتاب نداشت، از سوی دیگر کشورهائی مانند عربستان سعودی و قطر با در نظر داشت درآمدهای میلیاردی ¼ مردم عربستان در چادرها زندگی می کنند و 100 میلیون نفر در کشور های اسلامی پاکستان و بنگلادش در فقر مطلق بسرمیبرند و از جانب این برادران مسلمان میلیارددر هیچگونه کمکی دریافت نمی کنند و کمک های مالی این دولتهای ثروتمند و ارتجاعی شامل مدارس دینی  هیأت حاکم فاسد کشور های پاکستان و بنگلادش میشود.

پبامد ها و عوارض فقر در ایران، نحوه اداره کشور در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که بر پایه های حفظ قدرت و منافع حاکمان نیروهای طرفدار آنان استوار است، بخش بزرگی از جمعیت کشور را شتابان به خط فقر نزدیک میکند در حالیکه در 35 سال اخیر بویژه در دوران 8 ساله احمدی نژاد میزان درآمد از فروش نفت چندین برابر دهه های گذشته بوده است اما این درآمد هنگفت بر زندگی اقتصادی مردم تاثیر نگذاشته و بهبودی در وضعیت معیشت مردم ایجاد نشده است زیرا درآمد سرشار نفت بجای اینکه صرف بخش های زیربنائی تولیدی و کارآفرینی شود بشتر آن به صرف ساختن و تعمیر و گسترش مساجد، تکایا، حسینه ها، آرامگاههای امامزاده ها و ساختن ضریح و توسعه حوزه های آموزش دینی، سقاخانه ها و مسافرتهای پرهزینه مقامات میشود و بخش هائی از این درآمد به حساب ملایان و آقازاده ها در داخل و خارج کشور واریز میشود و در این نقل و انتقادات 18 میلیارد دلار در مرز ترکیه توسط دولت ترکیه ضبط گردیده، این سیاستهای اقتصادی غیر مولد پیامدهای فاجعه باری را برای مردم بوجود آورده است که بطور مختصر بآن اشاره میشود.

 

  1. مهاجرت بشهر های بزرگ و تهران

    معضل بیکاری معضل بزرگی است که نه تنها جوانان بیسواد و کم سواد را دربر میگیرد بلکه شامل جوانان تحصیلکرده نیز میشود چنانکه 770 هزار تحصیلکرده در تمام رشته های علوم انسانی، مهندسی، پزشکی و کشاورزی بیکار هستند در حالیکه می توان از وجود پزشکان بیکار در مدارس و مناطق محروم استفاده کرد خیل عظیم جوانان بیکار برای یافتن کار، شهر و دیار خود را رها کرده و عازم شهرهای بزرگ و تهران میشوند و در آنجا به کارهائی مانند کارگری ساختمانی، باربری، دستفروشی و دیگر شغل های موقت روی میآورند و اغلب در حاشیه شهرها سکونت می گزینند.

     

  2. گسترش تن فروشی

    یکی از شعار های اساسی انقلاب مبارزه با فحشا بود اما گسترش فقر و بیکاری برخی از زنان جوان برای تامین هزینه های زندگی به تن فروشی روی میآورند و قربانی بی عدالتی میشوند، آنچه که این پدیده غیر انسانی را رنجبارتر میسازد اینکه روز بروز فحشا افزایش می یابد و سن فحشا به 11 سال رسیده است کودکان خیابانی نیز در این راه قربانی میشوند، وجود هزاران دختر جوان که در کشور های حاشیه خلیج فارس، ترکیه، پاکستان، مالزی و کردستان عراق به تن فروشی اشتغال دارند که نشانگر فقر و بیکاری افزایش یابنده ایست که ارزشهای اخلاقی و انسانی جامعه را بورطه سقوط نزدیک کرده است.

     

  3. اعتیاد،

    پس از انقلاب میزان اعتیاد بمواد مخدر همچنان در حال افزایش است زیرا از دلایل عمده گرایش جوانان به اعتیاد فقر  بیکاری و عدم امید بآینده است و تنها کالایی که در این سالها بهای آن افزایش نیافته مواد مخدر است که بمیزان فراوان در هر کوی و برزن می توان یافت و در سالهای اخیر موادهای خطرناک و مرگ زائی مانند کراک، شیشه و کرو کودیل تولید میشود که خیلی ارزان هستند و طبق آمار سازمان ملل روزانه 8 نفر در ایران براثر اعتیاد بمواد مخدر بکام مرگ فرو میروند. یکی از علل اصلی اعتیاد و عضویت در باندهای قاچاق موادمخدر بیکاریست برطبق گفته بابک دین پرست معاون اداره مبارزه با اعتیاد و قاچاقچیان در ایران سالیانه 3 میلیارد دلار سود میبرند و بدیهی است که این میزان سود نمی تواند بدون مشارکت و همکاری نهاد های انتظامی و امنیتی باشد.

     

  4. بزهکاری،

    هر چندوقت یکبار نیروی انتظامی طرحی برای دستگیری اراذل و اوباش به اجرا میگذارند که فقط جنبه مقطعی و نمایشی دارد و در این زمینه هیچگونه اقدام ریشه ای و اساسی انجام نمیگیرد و انواع بزهکاری همچنان رو به گسترش است جوانانی که شغلی نمی یابند  زندگی لوکس و اشرافی مقامات رژیم و وابستگان آنان و دیگر ثروتمندان تازه بدوران رسیده را که با زدوبند با حاکمیت به ثروت افسانه ای رسیده اند با زندگی محقر خود مقایسه میکنند و امکان هرگونه فعالیت اقتصادی از آنان سلب شده است ازاینرو بعضی از این جوانان به بزهکاری روی میآورند، مانند سرقت مسلحانه، زورگیری، باج گیری، گروگان گیری، قاچاق مواد مخدر و شرخری که امنیت اجتماعی را کاملا در معرض خطر قرار داده اند و رندانها خود آموزشگاهی است برای تربیت بزهکاران.

     

  5. گدائی و تکدی

در گذشته معمولا پیر مردان و پیرزنان یا معلولان به گدائی می پرداختند اما اینک مشکلات مالی عده بیشتری از مردم کشورمان را مجبور به گدائی کرده است و در این میان باز هم کودکان قربانی اصلی هستند که خانواده ها برای جلب ترحم از آنان استفاده میکند.

 

  1. طلاق

طبق آمار سال 92، تعداد 160 هزار طلاق در ایران رویداده است که عامل اصلی ان فقر و اعتیاد بود است.

 

  1. کلیه فروشی

در دیوار اطراف بیمارستانها و کلینیک های درمانی آگهی هائی بچشم میخورد که حاکی از فروش کلیه است که نشانگر اوج درماندگی هموطنانی است که برای تامین هزینه های زندگی ناچارند  اعضای بدن خود را بفروش برسانند.

 

  1. کودک فروشی

براساس گزارش سایت تابناک کودک فروشی نیز بدرون خانواده ها راه یافته است و خانواده های فقیر و معتاد فرزندان خود را تا دو میلیون تومان بفروش میرسانند و مجله دروازه غارتهران مکان فروش کودکان است که اوج درماندگی و استیصال یک خانواده را نشان میدهد که چگونه فرزند دلبند خود را در معرض فروش قرار میدهد.

 

  1. بیماریهای روانی

    یکی از پیامد های فقر افزایش افسردگی و بیماریهای روانی است و براساس گفته روانپزشکان 30 درصد مردم مشکل روحی دارند هرچند که دو میلیون نفر زیر پوشش کمیته امداد قرار دارند اما میزان نیازمندان بیش از ده میلیون نفر اند.

     

  2. خودکشی

    برطبق آمار پزشکی قانونی 9 ماهه اول92، ۲۶۰۰ نفر خودکشی کرده اند که بصورت متوسط روزی 9 نفر در ایران خودکشی می کنند عوامل اصلی خودکشی مشکلات خانوادگی و فقر است در سال 92 مردی از اهالی سرپل ذهاب که بعلت کولبری و آوردن کلاهای مورد نیاز از کردستان عراق به ایران به زندان محکوم شده بود بهنگام مرخصی چند روزه از زندان 3 فرزندش را بعلت اینکه هیچگونه امکانی برای تامین هزینه های زندگی نداشتند بقتل رساند و خودکش کرد در شرایط کنونی گسترش روزافزون فقر در کشور عده ای از هموطنان تشکیل گروههای خدماتی در حد توان خود بیاری ستمدیدگان و آسیب دیدگان می شتابند و برخی از قربانیان جامعه را تحت پوشش حمایتهای خود قرار میدهند امید است این نهاد های خودجوش  انساندوستانه گسترش یابد، اما کسانیکه در این سالها ثروتهای افسانه ای اندوخته اند هیچگونه اقدامی در جهت بهبود شرایط اقتصادی هموطنان فقرزده خود انجام نمیدهند و وابستگان رژیم، بازاریان و عسگر اولادیها بخشی از درآمد هنگفت خود را صرف مراسم مذهبی میکنند اما هیچگونه احساس مسولیتی در برابر کارتن خوابها و کودکان خیابانی ندارند. هنرمندان و ورزشکاران نیز گاهی خدماتی را در جهت حمایت از محرومان و ستمدیدگان انجام میدهند اما این خدمات فقط بخشی ناچیزی از قربانیان را دربرمیگیرد. وجود 160 هزار کودک کار 30 هزار کودک خیابانی 2 میلیون معتاد 5 میلیون بیکار، دهها هزار تن فروش 300 هزار زندانی وجود 5 میلیون پرونده در دادگستری و فروریزی ارزشهای اخلاقی نشانگر جامعه ای دردمند و ستمدیده است که با هزاران مشکل روبروست و اگر شرایط اقتصادی مردم با همین روند پیش رود در آینده با یک سونامی فقر و فلاکت روبرو خواهیم بود.

 

یداله بلدی

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای بلدی گرامی، ضمن قدردانی از شما برای صرف فرصت و نیروی خود برای نوشتن این نوشتار ارزشمند، همینجا می خواهم از فرصت استفاده کرده و بگویم، کاش جنبش چپ و در رأس آن جنبش فدائی به جای صرف نیرو برای انجام طرحهای بی دورنمایی چون «پروژه وحدت»، با ملاک قرار دادن نوشتارهایی از قبیل نوشتار شما و از این ره، نوشتن برنامه یا برنامه هایی مشترک برای رفع این مشکلات، موجبات برقراری پیوندهای مستحکم اتحاد در جنبش چپ ایران و مبدل ساختن مجددش به نبض تپنده جنبشهای آزادیخواهانه و عدالتجویانه کشور را فراهم آورد