حزب سیاسی مسلح در دانشگاه(بخش دوم)

تحلیل محتوایی در مفهوم نقش بسیج در نهضت نرم افزاری و تمدن سازی: پایان دهه سوم از انقلاب اسلامی با شعار بلند و مبهم تمدن سازی و جنبش نرم افزاری برای بسیج دانشجویی اغاز شد. این شعار با ماهیت روشن فکری و در فرایندی بالا به پایین و پس از تحلیل اولیه ان در مسئولان رده بالا بسیج به مراکز و نهاد های مختلف ابلاغ گردیده است در سال گذشته چندین همایش و نشست پر هزینه در تبیین مفهوم جنبش نرم افزاری با محوریت طرح های توجیهی صورت گرفته است اما بررسی های نگارنده که حاصل گفتگو های مفصل با رده های پایین و میانه بسیج دانشجویی در دانشگاه بود نشان داد که انها هیچ تصور ذهنی خاصی نسبت به شعار القاء شده ندارند. و علل اصلی عدم وجود چنین نگرشی منطبق نبودن ساختار بسیج دانشجویی با ماهیت چنین مبانی می باشد .

رضا سراج در تشریح نهضت نرم افزاری می گوید«امسال رهبر فرموده اند که این بحث جنبش نرم افزاری در بسیج پی گیری شود دوره گستره نظام اسلامی را طی کرده ایم ونظام تثبیت گردیده است »

در واقع همین چند جمله کوتاه فشرده ای از مبانی ساختار مند کردن یک نظام ایدئولوژِیک را بیان میکند. در واقع ذهنیت رهبران بسیج دانشجویی حامل تقسیم چند مرحله ای چرخه ایدئولوژیک است که حاصل مراحل

1-شکل گیری

2-ماهیت بخشی

3-تثبیت

4-نظام مند سازی

5-انتقال به غیر است .

تحلیل بسیج از شرایط فعلی در مورد انقلاب اسلامی گذار از سه مرحله شکل گیری و ماهیت بخشی و تثبیت است و دوره چهارم انقلاب را دوره توسعه فرهنگی و نظام مند کردن دیدگاه ها و مبانی نظری خود می داند. تا بتواند در مرحله اخر به صدور اندیشه بپردازد. لذا اینکه به مبانی جنبش نرم افزاری که امری فرهنگی است بپردازد قابل درک می باشد .

نگارنده قصد ان را ندارد که بروی مبانی ذهنی رهبران ایران در مورد طی کردن مرحله تثبیت به تحلیل محتوایی بپردازد و تمامی تلاش را در جهت روشن کردن مفهوم جنبش نرم افزاری ،امکان بیان چنین مفاهیمی از سوی نهاد های نظامی و در نهایت معین کردن تضاد مباحث فرهنگی شعاری با عملکرد همان نیرو ها در حوادث چند ماه گذشته ایران است.

ماهیت جنبش نرم افزاری و خطا های محاسباتی: هر تمدنی از نرم افزار و سخت افزار تشكیل می شود. مراد از سخت افزار همان ساختارهای اجتماعی و محصولاتی است كه به دنبال تحقق آن ساختارها پدید می آیند. این محصولات اعم از محصولات دقیق كه ابزار آزمایشگاهی هستند، ابزار تولید و سپس محصولات مصرفی می باشد. ما اینگونه از رهاوردهای تمدنی را سخت افزار می نامیم، اما نرم افزارها نظام مفاهیمی هستند كه پشتوانه تولید این سخت افزارها می باشند و اینها نیز طبقات مختلفی دارند؛ مفاهیم بنیادین مثل فلسفه و منطق، مفاهیم تخصصی همچون علوم مختلف ریاضی، تجربی و انسانی و بالاخره مفاهیم اجتماعی و عمومی كه بر مفاهیم تخصصی تكیه دارند، همگی در زمره نرم افزارها به شمار می آیند.

با توجه به وسعتی كه مفهوم «نرم افزار» دارد، جمهوری اسلامی ایران زمانی در جهت تولیدنرم افزار قرار خواهد گرفت كه در مسیر ایجاد نهضت عظیم اجتماعی قدم بردارد. اینكه انتظار داشته باشیم معدودی از سازمان های نظامی بتوانند چنین تحول بدیع و گسترده ای را در جامعه به وجود آورند معقول به نظر نمی رسد، تولید مفاهیم بنیادین و رشته های تخصصی و فوق تخصصی در همه ساحت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بشر نیازمند نهضت اجتماعی و سازمانی است كه از آن می توان به عنوان «جنبش نرم افزاری» یاد كرد. در واقع مسئله اول مشارکت تمامی نیروها و امکانات اجتماعی است. و مشارکت نیازمند تعریف جایگاه اجتماعی مشخص برای تمامی سرمایه های اجتماعی است اگر به مفاهیم دقت کنیم می بینیم بحث نهضت نرم افزاری به اندازه شعار های ابتدای پیروزی انقلاب بسیار در فرا دست قرار دارد زیرا بعنوان مثال اصولا بحث در مورد نیروی اجتماعی در ایران تفسیرش نشان دهنده تمایل به انقلاب مخملی است . در بعد از کودتای انتخاباتی تمامی فضا ها بسته شده و حتی در بین راست محافظه کار نیز تقسیم بندی جدیدی خارج از عرف خودی و غیر خودی ایجادشده و برخی حالا تجدید نظر طلب محسوب می شوند . لذا بحث مشارکت نیروها امری عبث محسوب می شود . اصولا بحث مشارکت نیروهای کار امد در ایران با وجود روابط پیچیده و بروکراسی نا هنجار امری نا ممکن است پس در اینجا این سوال مطرح است که چرا رهبران ایران پا را فرا گذاشته و چنیین شعاری را سرامد گفتار خود می کنند دو پاسخ به این سوال می توان داد اول اشتباه محاسباتی در شناخت دوران ایران و اینکه همچنان دستگاه ایدئولوژی نتوانسته است خود را تثبیت کند و فرهنگ سازی امری دور دست محسوب می شود که اگر این گونه نبود هنوز که هنوز است برای جا انداختن مفاهیم فرهنگ انقلابی نا چار به اجرای انقلاب فرهنگی نبودند. و دوم عدم شناخت الزامات جنبش نرم افزاری که شامل ایجاد فضای گفتگو و به رسمیت شناختن حقوق و جایگاه دیگران ،تحمل نقد و نظر مخالف بدون حذف دیگران . که در ایران چنین الزاماتی فاقد رسمیت است. بالاترین مرجع سیاسی ایران در نماز جمعه محور گفتمانش دفع اکثریت و جذب اقلیت است این روند به جنبش نرم افزاری تن نخواهد داد. و یا اینکه متولی کرسی ازاد اندیشی در دانشگاه را بسیج دانشجویی معرفی می کنند که ساختار بسیج چنین اجازه ای را نمی دهد که چنین نقشی را بپذیرد اصولا بسیج دانشجویی بجز گفتمان سلبی نفی دیگران مبنای دیگری را نمی شناسد که چنیین ساختاری مربوط به خاصیت نظامی ان می باشد پس ماهیتا چنین جریانی اگر هم بخواهد نمی تواند قدمی به جلو بردارد و داستان همان است که وجود دارد.

الزامات ازاد اندیشی در پذیرش نهضت نرم افزاری: پذیرش گفتمان جنبش نرم افزاری و نهضت تمدن ساز اسلامی از سوی بسیج دانشجویی در ابتدا نیازمند ان است که بسیج دانشجویی ابتدا از دریچه حق و باطل به دیگران نظاره نکند و ماهیت روح ازادی را برای دیگران در نظر بگیرد این که دیگران حق دارند مخالف با تو باشند و این را خارج از لفافه و تملق بیان کنند. بسیج در انتخابات جاری فاجعه ساز بود انها بازوی سرکوب بودند بدون انکه دیگران را به گفتگو بخوانند سرکوب کردند انها به دیگران تلقین می کردند که منتظر گفتگو منطقی می باشند و درخواست اسناد و شواهد تخلف در رای مردم را می کردند اما در همان زمان اسلحه سرکوب را بر سر ملت مظلوم مان بلند کردند و بعد تر تبدیل به افسران و فرماندهان این مقابله شدند. این رفتار با هیچ قاعده ای هم خوانی ندارد. بگفته منتسکیو: «هیچ کلمه ای به اندازه کلمه آزادی اذهان را متوجه نساخته و به هیچ کلمه ای معانی مختلف مانند آزادی داده نشده است» در اندیشه غرب ازادی فی نفسه یك هدف و حتی بالاترین هدف است : آربلاسترمی گوید «آزادی وسیله رسیدن به یك هدف متعالی تر نیست بلكه فی نفسه عالیترین هدف است». و در واقع این واژه معمولا به صورت«آزادی از چیزی» تعریف میشود و نه «آزادی برای منظوری» در این دیدگاه: «انسان آزاد كسی است كه اگر میل به انجام كاری داشته باشد و ذكاوت انجام آن را داشته باشد با مانع مواجه نشود. » از سوی دیگر در فرهنگ فارسی، اندیشه به معنای «تلاش ذهنی برای شناخت» به کار رفته است. و آزادی اندیشه نیز به معنای «آزادی انسان در به کارگیری روشهای عقلانی منطقی در جهت کشف حقیقت، بدون آنکه دیگران، او را به گام برداشتن در راههای معینی ملزم سازند که به نتایج از پیشْ تعیین شده (درست یا نادرست) بینجامد. اگر بسیج دانشجویی و رهبرانش خواندن اثار منتسکیو را کفر بدانند که نظرشان در مورد علوم انسانی همان است در قران نیز بارها این مسئله که انسانه حق تعیین سرنوشت خود را دارد تاکید شده است. از دیدگاه قرآن کریم: «تا آنها که هلاک (و گمراه) می شوند، از روی دلیل روشن باشد و آنها هم که زنده می شوند (و هدایت می یابند) از روی دلیل باشد. ». «جز مردان، زنان و کودکان ناتوانی که نمی توانند چاره جویی کنند و راهی را بیابند، امید است که خداوند ایشان را عفو کند، خداوند بسیار بخشاینده و آمرزنده است. » «آیا (بر سلوک پدرانتان رفتار می کنید) هرچند مواجه شوید با آنچه بهتر از چیزی باشد که پدرانتان را بر آن دریافتید؟» (9) «خداوند در برابر مشرکان می فرماید که اگر در ادعای خود راستگو هستید برهان و حجت خود را ارائه کنید. » طبق این آیات، می توان فهمید روش اسلام در دعوت مردم، اقامه برهان و درنتیجه درخواست از مردم به تفکر و اندیشه است. براساس این آیات، انسان باید حیات خود خصوصا زندگی دینی خویش را براساس اندیشه و تفکر بنا نهد و برای عقاید و اعمالش، دلیل و حجت به دست بیاورد و برای سلوک عقیدتی و عملی خود برهان داشته باشد. همچنین براساس آیات 11 بقره، 24 انبیاء و 75 قصص درخواست دلیل و توضیح خواستن، نشانگر اهمیت دادن به تفکر و دعوت به اندیشیدن است. آیه 15 سوره اسراء ، آیه 47 سوره یونس و آیه 24 سوره فاطر که همگی هدف از ارسال پیامبران را انذار و تبشیر و دعوت مردم و اقامه حجت بیان می کنند و همگی بر اهمیت اندیشه و آزادی اندیشه به منظور یافتن حقیقت دلالت می نمایند. آیه 18 سوره زمر ، دلالت می کند که هر چند استماع سخنان و تفکر درباره آنها نیکو و ستوده است اما در مقام عمل و پیروی باید تابع شایسته ترین سخنان شد. درآیات 8سوره روم ، 42 سوره زمر و 624 سوره یونس خداوند به اندیشیدن در مورد آفرینش انسان ، حیات و ممات و حقیقت دنیا سفارش کرده و در آیات 6 سوره فتح ، 12 سوره حجرات و 103 - 105 سوره کهف از گمانه زنی و ظاهربینی نهی کرده است. قرآن کسانی را که از ظنون پیروی می کنند مورد مذمت قرار داده است. خداوند درآیه 36 سوره یونس می فرماید: گمان ، هرگز انسان را از حق بی نیاز نمی سازد بنابراین از دیدگاه قرآن ، آزادی در پیروی از ظنون معنا ندارد زیرا گمان چه بسا انسان را به حق برساند و مایه انحراف از آن گردد. البته محترم نشمردن نتایج ظنی از دیدگاه قرآن در ارتباط با فرد و جامعه متفاوت است. خداوند در آیه 29 سوره انفال می فرماید: «اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید برای شما وسیله ای برای جدا ساختن حق از باطل قرار می دهد (روشن بینی خاصی که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت). تاثیر هواهای نفسانی بر اندیشه ، موجب شده تا قرآن انسان را از پیروی هواها بازدارد و کنترل آنها را توصیه کند. قرآن در آیه 23سوره نجم می فرماید: «آنان (مشرکان) فقط از گمان های بی اساس و هواهای نفسانی پیروی می کنند درحالی که هدایت از سوی پروردگارشان برای آنها آمده است». منطق قرآن، این است که انسانها با درک عمیق و تأمّل کافی، قول احسن (بهترین سخن) را برگزینند و چنین کسانی از بشارت الهی برخوردارند: «مژده ده بندگان مرا: آنان که سخنان را میشنوند و از بهترین آنها پیروی میکنند، آناناند که خداوند، هدایتشان کرده است و آنان صاحبان خردند»ذات مقدس الهی، نزول قرآن را برای هدف تعقل و تدبر معرفی مینماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» و در مقابل افرادی كه تدبر ندارند را توبیخ میكند: «افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها» اسلام ، آزادی را والاترین جلوه حرکت مقام انسان و نقطه قوت وامتیاز او می شناسد: «ولقد کرمنا بنی آدم»

رفتار بسیج در انتخابات نشان داد که اینکه این سازمان سیاسی –نظامی صلاحیت پذیرش چنین نقشی را ندارد مشخص می کند. زیرا ساختار به گونه ای است که نمی تواند به چنین نقش پذیری در رواج ازاد اندیشی تن دهد.

تضاد در گفتمان توسعه فرهنگی : ماهیت جنبش نرم افزاری ایجاد تضارب گفتار و اندیشه در مسیر توسعه فرهنگی نیست که هابر ماس از ان یاد می کند. و به نوعی نقد رهایی بخش نیست . هابر ماس گفتمان سنتی و پیشداورانه گادامر را به اندیشه تاویلی دعوت می کند که امکان نقد ایدئولوژی فراهم شود در حالی که نقد در ایران با محتوای فعلی باید ایدئولوژی را فربه کند . بسیج نمی خواهد و نمی تواند سنت را نقد کند و نهایتا در بهترین شرایط می تواند اجتهاد کند در حالی که توسعه فرهنگی نیازمند فضای نقد و رد است .

بررسی های نگارنده در مقالات و کنگره های صورت گرفته در سال گذشته توسط سازمان های دولتی با موضوع نهضت نرم افزاری نشان داد ماهیت هیچ کدام در مسیری که ترسیم کرده ام قرار ندارد. در سری نشست های متوالی که با موضوع نقش بسیج در نهضت نرم افزاری صورت گرفت در نتایج منتشر شده در کنگره چهارم امده است.

« از آنجا كه ما معتقد به علم دینى هستیم یكى از ضرورتهاى بقاء و توسعة انقلاب اسلامى را تولید نرم افزارها و علوم دینى براى ادارة جامعه میدانیم. اصولاً اعتقاد به اداره دینى جامعه با انكار علم دینی، سازگارى ندارد و بسیار شگفت انگیز است كه عده اى به حكومت دینى معتقدند اما اعتقادى به علم دینى ندارند. برخى اساساً حكومت اداره دینى را در عرصة زندگى اجتماعى نمیپذیرند و معتقدند در عرصة حیات اجتماعی، عرصة دیندارى و عبادت و پرستش خدا نیست. با این گروه باید به صورت دیگرى سخن گفت. ولى اگر ضرورت حكومت دینى و عبادت خداوند در عرصههاى اجتماعى زندگى پذیرفته شود، آنگاه پذیرش این امر، با انكار علم دینى (یعنى نظام مفاهیمى كه مبتنى بر فرهنگ دینى تولید شده باشد و راه رسیدن به آرمانهاى دینى را تبیین كند) قابل قبول نیست.

. از اینرو باید به سمتى حركت نمود كه بتوان در فرآیندهاى جهانی، تأثیر گذار بود و سازوكارى براى زندگى بشر در مقیاس جهانى تعریف نمود تا بستر تحقق ارادة خداوند در زندگى اجتماعى بشر باشد. طبیعى است با ایجاد گرایش و زندگى دینى در جامعة جهانی، ضرورت ایجاد یك هوشمندى براى تحقق سازوكار این اهداف، امرى آشكار است».

در واقع ماهیت این تبلیغات مکرر توسعه فرهنگی در مسیر تمدن سازی می باشد که الزامات حداقلی در مورد ان موجود نیست زیرا توسعه فرهنگی یعنی

1-گذار از فرهنگ انقیاد به فرهنگ مشاركتی؛

2- گذار از نگرش محدود محلیاندیش سنتی به نگرش جهانیاندیش؛

3 -گذار از تعلقات فروملی و قبیلهای به تعلق خاطر ملی؛

4- مرجعیتیابی علم و عقلانیت در زندگی بشری؛

5-. اهمیتیابی آموزش و مهارت و تكنیك در زندگی انسانی؛

آنتونی گیدنز این فرایند را بر حسب ظهور «فردیت» و «تشخص» تعریف میكند در جریان توسعه فرهنگی، اغلب علاوه بر خروج از انواع انقیادها، شاهد پویایی فرهنگی، رشد شیوههای جدید زندگی و . . . نیز هستیم كه عملاً، فرهنگ جامعه توسعهیافته را به فرهنگی تكثر یافته تبدیل میكند؛ فرهنگی كه در آن انواع گوناگون الگوها و ایدهها در وضعیت پذیرش كثرتها به حیات خود ادامه میدهند.

تمدن اسلامی نمی تواند انحصار گرایانه شکل بگیرد بلکه نیازمند پذیرش حق فهم دیگران می باشد. این که دیگران خود سرنوشت خود را تعیین کنند، حق ازادی اظهار نظر داشته باند، بتوانند در تجمعات شرکت کنند و. . . در ایران سه شکاف عمده قومیت، جنسیت و صنف در کنار تفاوت های چشم گیر مابین مذاهب مختلف راه را تاریک می کند. در حالی در قرن چهارم شاهد شکوفایی ایران با وجود تفاوت های مذهبی بوده ایم که به دوران طلایی ایران معروف است.

شرایط فعلی چشم انداز اینده را تاریک نشان می دهد. ساختار بسیج دانشجویی که تبلور انحصار گرایی ودیگر ستیزی است نمی تواند حامل شعار هایی باشد که تحقق آن نیازمند مشارکت دیگران (غیر خودی ها) است. در حالی که از جنبش نرم افزاری به عنوان فرهنگ بسیجی در ایران یاد می شود که کوثری از فرماندهان سپاه پاسداران در پاسخ به سوالی در مورد نهادینگی فرهنگ بسیج در کشور می گوید:

«قبول دارم که سپاه هم می توانست بهتر از این عمل کند، اما برای نهادینه کردن این تفکر، سپاه به تنهایی نمی تواند موفق باشد، زیرا تمام مملکت در دست سپاه نیست که دقیقا آن چه که مدنظر امام و مقام معظم رهبری است را پیش ببرد»

در واقع می توان این سوال را در نهایت مطرح کرد که ایا این همه هزینه ها برای برگزاری گنگره های پر طمطراق در مورد جنبش نرم افزاری که در دل ان مشارکت دیگران را طلب می کند همان نیست که سردار کوثری از تمامیت سپاه بر کشور سخن می گوید؟

افزودن نظر جدید