احمدی نژاد و افسانه حکومت مهدی

مباحث حکومت اسلامی و وظیفه ای که این شکل کهنه حکومتی بر عهده دارد، از دیر باز موضوع جدل ها، چالش های علما و " نخبگان اسلامی" بوده است. هدف و انگیزه نظری نهضت جهانی اسلام برپایی دولت مقتدر جهانی اسلام است که این حکومت هر گونه مماشات و سازگاری با جهان غیر اسلامی را زیر سئوال می برد و تنها به نیروی امت جهانی متکی است. امت لشکر تک صدایی است و حکومت اسلامی را نمایندگی می کند. این الگو بر اساس تعالیم قران وحشت نیز در دل مردم می نشاند تا آنان را به پذیرش امت وادار سازد. در این راه نخبگان ایده حکومت اسلامی مأموریت می یابند تا اولین گام اجرائی این ایده را که امت می باشد، تشکیل و سازماندهی کنند. فرامین مذهبی و تمکین دستورات امامان در حقیقت حلقه اصلی ساختاری حکومت دینی است. آیت الله خمینی و طرح نظریه ولایت فقیه وی الگوی مناسبی برای پروراندن اندیشه های امت اسلامی دانسته می شود. از نگاه بسیاری از اندیشه وزران حکومت اسلامی، ایران مرکز ثقل این انقلاب جهانی خواهد بود و لذا توجه و تبعیت امت اسلامی از ولایت فقیه الزامی است. اما هر بار به عناوین مختلف تشکیل این حکومت به تعویق افتاده است و بهانه هایی هم از طرف " یاران امام" اعلام شده است. جریان القاعده و پیروزی مقطعی طالبانی ها در افغانستان و بی ثباتی در خاورمیانه و بویژه در میان فلسطینی ها امکان گسترده ای برای توجیح اندیشه اسلامی و تقویت مبارزه بی امان این دسته از جنبش تمامیت خواهان اسلامی یاری رسانیده است و در حقیقت بستر مناسبی برای به قدرت رساندن احمدی نژاد در ایران مهیا کرد.

بسیج سرمایه های ملی و احداث هزاران موسسه های اسلامی در گوشه و کنار جهان در راستای تقویت تفکر جهانی اسلام صورت می گیرد. تم صدور انقلاب اسلامی که بارها و بارها از طرف آیت الله خمینی تکرار و بر ضرورت برپائی حکومت جهانی اسلام تأکید می شد، هنوز نیز طرفداران پر و پا قرصی دارد و مقابله با منتقدین ایده برپایی دولت اسلامی اجتناب ناپذیر و حتی هواداران حکومت اسلامی را تشویق به خشونت و نابودی دشمنان اسلام هم می کند تا از این رو تضادهای جهانی که بر بستر های اقتصادی و سیاسی بروز می کند را سوی تضاد مذهبی سوق دهد. اندیشمندان اسلامی در پی تغییر ماهیت تضاد ها هستند و از این روی هر فراوارده و یا دستاوردی که غرب در آن دخیل است را پس می زنند تا توازن قدرت و بحران های ادواری که گاه بشکل طبیعی و گاه در اثر سیاست ورزی و یا برنامه ریزی های نادرست اقتصادی بروز می کند را به نفع اسلام گرایی تفسیر کنند.

این تفکر ناگزیر است تا حتی با مسلمانانی که ولایت فقیه را نمی پذیرند هم مرزبندی کند و این دسته از مسلمانان را از ارتش امت سوا کرده و آنان را مسلمانانی می شناسد که فریب استکبار جهانی خورده اند، این شکاف در تفکر مسلمانان، مانعی بزرگ برای برپایی حکومت جهانی اسلامی شده است و لذا مبتکرین این ایده آلترناتیو شیعه را مظهر رسالت حکومت اسلامی می شناسند.

شیعه گری و برپایی حکومت اسلامی تا زمان غیبت مهدی بر عهده فقیه گذاشته شده است و از آن جایی که شیعه در جهان اسلام فاقد اکثریت است، به ناسیونالیسم ایرانی امکان مانور هایی داده است که گاه دشواری های عدیده ای هم برای مجریان این طرح فراهم آورده است و هر بار تلاش شده است تا در حد توانشان بازگشت نیرومندی به صحنه داشته باشد اما هر بار با بحران مشروعیت سیاسی و مذهبی روبرو شده است و این بحران ها در تشکیل حکومت جهانی وقفه انداخته است. احمدی نژاد نماینده روشن این شیعی گری ناسیونالیستی است که عامل اصلی بحران حکومت مداری اسلامی نیز هست. مخالفت بسیاری از مراجع تقلید با احمدی نژاد که نه اعتراض مدنی به شیوه حکومتی وی که بیشتر نگرانی آن ها به آسیب هایی است که احمدی نژاد می تواند بر الگوی نظام جهانی اسلامی بزند.

نظریه حکومت جمهوری و شکل ساختاری این نوع از نظام ها در تقابل با نظریه حکومت اسلامی قرار دارد. در نظام جمهوری ( حال با هر پسوندی) میزان رأی مردم و تمکین زمامداران به رأی مردم است، اما در حکومت اسلامی، امام نماینده خدا است و میزان رأی مردم اصلأ مطرح نیست. پس احمدی نژاد مجبور است میان دو صندلی بنشیند و این تناقض که امروزه در رأس حکومت جریان دارد، مجبور به انتخاب یکی از شیوه های دولت مداری می شود. یا کشور باید بر اساس نظام جمهوری و یا بر اساس امامت اداره شود.

از آنجایی که در نهضت جهانی اسلام انشعاب بزرگی رخ داده است، نقش امت اسلامی نیز کمرنگ شده است و آقایان فعلأ ترجیح می دهند تا ترمیم ضربات به همان جمهوری ناخواسته تن دهند تا به یاری سبحانی ایده امت اسلامی رسالت اصلی اش که همان برقراری حکومت مهدی است، روزی به انجام رسد.

مسلمانان نباید منتظر بمانند تا مهدی این حکومت را برپا سازد، بلکه همه مسلمانان شیعه وظیفه دارند امکان این حکومت را آماده سازند. این ماموریتی است که امروز احمدی نژاد با پشتیبانی خامنه ای بر عهده گرفته است و مخالفت با حکومت وی در حقیقت مخالفت با حکومت مهدی تلقی می شود.

افزودن نظر جدید