نظامی شدن فزاینده خلیج فارس، تهدیدی برای امنیت بین المللی


نشست رئیس جمهور آمریکا و نمایندگان اعضای شورای همکاری خلیج (فارس) برگزار شد. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا سران شش عضو شورای همکاری خلیج را به این نشست در کمپ دیوید در نزدیکی واشینگتن دعوت کرده بود. اما تنها دو کشور از شش عضو شورا، در عالی ترین سطح در اجلاس حضور داشتند. پادشاه عربستان و سه همتایش، به آمریکا نرفتند. برخی گزارشها حاکی است ملک سلمان پادشاه سعودی انتظار اتخاذ تصمیم های مهم در کمپ دیوید را نداشت و از این رو در این نشست شرکت نکرد.

در آستانه اجلاس کمپ دیوید، برخی از مقامات کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس خواهان انعقاد پیمان دفاعی با ایالات متحده شده بودند. امضای چنین پیمانی به معنی آن است که حمله به هر کشور امضاکننده پیمان، حمله به همه دولتهای عضو پیمان است. مقامات دولت اوباما در پاسخ به این درخواست گفتند که چنین پیمانی در دستور کار قرار ندارد. برخی از مقامات آمریکایی گفته اند دولت این کشور حاضر است برای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج جایگاه «متحدان مهم خارج از ناتو» قائل شود.

در بیانیه مشترک اجلاس کمپ دیوید آمده است آمریکا آماده است در صورت بروز تهدیدی علیه تمامیت ارضی اعضای شورای همکاری خلیج، تا حد استفاده از نیروی نظامی برای دفاع از این کشورها اقدام کند. در مقابل، کشورهای شورای همکاری خلیج قول داده اند در موارد طراحی عملیاتی فراتر از مرزهای این کشورها با آمریکا مشورت کنند. به عنوان نمونه، بیانیه از مشورت بین آمریکا و برخی از اعضای شورای همکاری خلیج در آستانه عملیات این کشورها در یمن نام برده است.

بیانیه افزوده است آمریکا و اعضای شورای همکاری خلیج بر همکاری های خود خواهند افزود. در بیانیه به این موارد اشاره شده است: تحویل سریع اسلحه، مبارزه با تروریسم، امنیت کشتیرانی، امنیت سایبری و دفاع ضدموشک.

در بیانیه آمده است شرکت کنندگان در اجلاس کمپ دیوید، وضعیت مذاکرات پنج به علاوه یک با ایران را بررسی کردند. این بیانیه تاکید کرده است یک سازش جامع و قابل راستی آزمایی که به طور کامل نگرانی های منطقه ای و بین المللی در مورد برنامه هسته ای ایران را بر طرف کند، در راستای منافع امنیتی شورای همکاری خلیج و آمریکاست.

اوباما در اظهاراتی پس از نشست کمپ دیوید گفت آمریکا از قبل متنی را در تایید توافق هسته ای با ایران برای امضای کشورهای شرکت کننده در اجلاس کمپ دیوید تهیه نکرده بود. وزیر خارجه عربستان نیز پس از نشست گفت هنوز با ایران توافقی صورت نگرفته است که کشورهای عضو شورا در مورد آن موضع بگیرند. این اظهارات و کلی ماندن جمله مربوط به توافق هسته ای با ایران در بیانیه کمپ دیوید، می تواند نشانگر آن باشد که عربستان و برخی از هم پیمانان آن کماکان از رئوس منتشرشده تفاهم پنج به علاوه یک با ایران، ناراضی اند.

بیانیه کمپ دیوید خاطرنشان می کند آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج با آن چه فعالیت های ثبات زدای ایران در منطقه نامیده اند مخالفند و برای مقابله با این فعالیتها همکاری خواهند کرد. این بیانیه دولت ایران را به رعایت حسن همجواری، عدم دخالت در امور کشورهای دیگر، احترام به تمامیت ارضی دیگران و برداشتن گامهای مشخص و عملی برای اعتمادسازی و حل مسالمت آمیز اختلافاتش با همسایگان خود فراخوانده است. همان گونه که انتظار می رفت دولت ایران در مقابل این بیانیه موضع مخالف گرفت. دعوت به عدم دخالت در امور دیگر کشورها و احترام به تمامیت ارضی آنان در حالی صورت می گیرد که عربستان، با حمله به یمن هم تمامیت ارضی این کشور را نقض کرده و هم به شدت در حال مداخله در امور این کشور است. همان گونه که در بیانیه کمپ دیوید آمده است این اقدام عربستان پس از مشورت با آمریکا صورت گرفته است.

به نظر می رسد حداقل برخی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج نظر به احتمال لغو تحریمهای هسته ای، خواهان اعمال تحریمهایی علیه ایران تحت عنوان مقابله با ثبات زدایی ایران در منطقه شده اند. اوباما پس از مذاکرات کمپ دیوید گفت فعالیت های ایران در منطقه نیاز به تکنولوژی یا هزینه بالایی ندارد که تحریمها بتواند جلوی آن را بگیرد.

شواهد حاکی است مذاکرات پنج به علاوه یک با ایران، موضوع اصلی اختلاف دولتهای عضو شورای همکاری خلیج با دولت اوباماست. دولت آمریکا راه راضی نگه داشتن هم پیمانان عرب خود را در فروش باز هم بیشتر اسلحه به این کشورها می بیند. این در حالی است که هم اکنون نیز کشورهایی مانند عربستان تا دندان مسلح اند. تجهیزات نظامی عربستان بسیار فراتر از نیازهای دفاعی این کشور است.

نظامی شدن فزاینده منطقه خلیج فارس توسط آمریکا و متحدانش، تنها بر احتمال بروز جنگهای منطقه ای مانند آنچه در یمن شاهدیم می افزاید. سیاست آمریکا برای جلب نظر مساعد دولتهایی مانند عربستان، خود تهدیدی برای امنیت بین المللی است. سیل صدور اسلحه آمریکایی به کشورهای جنوب خلیج فارس، مسابقه تسلیحاتی بین کشورهای همجوار خلیج فارس را تشدید می کند. این کشورها هر سال بخش بزرگی از توان اقتصادی و درآمد نفتی خود را صرف خرید تسلیحات می کنند. سود این معاملات تسلیحاتی به جیب صادرکنندگان اسلحه در آمریکا و نیز برخی از دیگر کشورها مانند فرانسه و آلمان می رود. هم ظهور طالبان در افغانستان و هم برآمد داعش در عراق و سوریه، حاصل سرازیر شدن میلیاردها دلار سلاح آمریکایی به کشورهای غرب آسیاست. دولت اوباما نیز در این عرصه به مشی ثبات زدای اسلاف خود ادامه می دهد، و برای توجیه این مشی، گناه ثبات زدایی را متوجه دیگران قلمداد می کند.

ده ها سال است مقابله با جمهوری اسلامی دستاویز اصلی آمریکا و متحدانش در منطقه در تبدیل منطقه خلیج فارس به زرادخانه و نظامی کردن این منطقه است. جمهوری اسلامی نیز به جای آنکه از طریق پیشبرد سیاست صلح، تنش زدایی و حسن همجواری جلوی اتحاد کشورهای منطقه علیه ایران را بگیرد، تا توانسته است بهانه به دست رژیم های ارتجاعی جنوب خلیج فارس داده است تا با پشتیبانی آمریکا، منطقه را مملو از اسلحه کنند. حکام ایران در دوره های مختلف سخن از تلاش برای سرنگونی رژیم عربستان سعودی به میان آورده اند. در بحران کنونی یمن نیز مشی جمهوری اسلامی متوجه رویارویی و رقابت با عربستان است. این رقابت گاه با توسل به ایدئولوژی بنیادگرایی شیعی و گاه با تکیه بر ناسیونالیسم ایرانی توجیه شده است. در مقابل این سیاست مخرب، نیروهای آزادیخواه و چپ ایرانی باید بر این موضع پای بفشارند که منافع ملی ایران در منطقه خلیج فارس و فراتر از آن، چیزی جز صلح، تنش زدایی، حسن همجواری و همکاری منطقه ای نیست. هر گونه توسعه طلبی، با هر توجیه ایدئولوژیک که پیش برده شود، هر گرایش عظمت طلبانه، خواه با رنگ مذهبی و خواه زیر بیرق ناسیونالیسم، مغایر با منافع ملی ایران است. در دفاع از صلح و تنش زدایی است که سیاست نیروهای دمکرات و چپ در همه کشورها در یک راستا قرار می گیرد. جا دارد که همه نیروهای دمکرات و چپ در کشورهای مختلف منطقه، در موضعگیری های مشترک، بر رئوس مشی صلح خواهانه ای که آنها را به هم پیوند می دهد، تاکید کنند. نمونه ای مثبت از چنین همکاری میان احزاب کشورهای مختلف، موضعگیری های مشترک احزاب کمونیست درباره مسائل منطقه است.

سهراب مبشری 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

با سلام، سرمقاله های کار ناامیدکننده هستند. یعنی کمی توضیح واضحات و بعد شرح اخباری که در روزنامه هست و سپس مرگ بر جمهوری اسلامی! نمونه اش همین متن بالا. نتیجه گیری و البته قسمت ضد رژیم ان همان پاراگراف آخر است که سپاسگزار می شوم اگر کار آنلاین به این چند پرسش در این بخش پاسخ دهد.
1. اینکه نوشته اید جمهوری اسلامی نیز به جای آنکه از طریق پیشبرد سیاست صلح،...تا توانسته است بهانه به دست رژیم های ارتجاعی جنوب خلیج فارس داده است تا با پشتیبانی آمریکا، منطقه را مملو از اسلحه کنند. آیا با در نظر داشت تلاش های دولت روحانی برای نزدیکی به این کشورها و بویژه عربستان هست یا اساساً معتقد به این تلاش دوساله نیستید؟
2. نوشته اید: در بحران کنونی یمن نیز مشی جمهوری اسلامی متوجه رویارویی و رقابت با عربستان است. این نظر را ارگان سازمان تأیید می کند؟
3. اعزام کمک های انسان دوستانه ایران که با قبول همه شرایط بین المللی هر بار به سد عربستان برخورد می کند و با خویشتندداری ایران راه دیگر جستجو می کند، در ارزیابی های شما از بحران یمن و سیاست ایران جایی دارد یا خیر؟
4. اساساً سازمان فداییان خلق ایران اکثریت امروز هیچ ارزشی برای دفاع از مردم تحت ستم در خارج از ایران قائل است یا خیر؟ اگر قائل است آیا آن را تا زمانی که یک دولت ایده آل در ایران به قدرت برسد تعطیل اعلام می کند یا اگر جمهوری اسلامی هم به این کار مبادرت کند از ان حمایت می کند؟
5. سیاستی که سر مقاله کار به عنوان موضع مشترک همه احزاب چپ و آزادیخواه و احزاب کمونیست اشاره می کند، در بحران یمن چگونه باید بروز کند؟ چون سران جمهوری اسلامی دائماً دم از ضرورت غیر نظامی شدن و مذاکراتی شدن بحران یمن می زنند و هیچ سندی هم مبنی بر حضور نظامی انان در یمن نیست؟

دوست عزیز، پس از عرض سلام و تشکر از توجە و اظهار نظرتان، با وجود اینکە پاسخ دادان بە ایراداتی کە در کامنت تان بە این یادداشت گرفتەاید بە دلیل امضاء دار بودن یادداشت از آن نویسندە است، ولی از آنجائی کە بە بهانە این یادداشت یک حکم کلی، "فاقد سند و مدرک" در مورد یادداشت های کار بە خاطر موضع مخالفت آمیز یادداشت های ما نسبت بە سیاست های دولت صادر فرمودەاید، لازم دیدیم بە اختصار توضیحاتی را در ارتباط با کامنت شما خدمتتان عرض کنیم. اول اینکە لطفا بە جای کلی گوئی مبهم و فاقد سند و مدرک، بە شما پیشنهاد میکنیم زحمت بکشید با ذکر نام و تاریخ یادداشت چند نمونە کە موید نظر شما باشند ارایە دهید تا مشخص شود کە ایراداتان در کجاست کە ما هم بە طور مشخص بتوانیم ببینیم شما در انتقادتان محق هستید یا خیر.بهر حال حداقل در مورد این یادداشت کە بعنوان نمونە از آن یاد کردەاید، انتقاد شما صائب نیست. در مورد پرسش اولتان باید عرض شود کە، حداقل تلاش روحانی در این مدت رە بە جایی نبردە، زیرا کە روحانی نیز در نهایت، نقشش مانند خاتمی فراتر از اجرای فرامین ولی فقیە نیست و بدون اذن ایشان اساسا کاری نمیتواند انجام دهد. مگر فکر میکنید کە "قاسم سلیمانی و سپاە قدس را روحانی بە عراق و سوریە فرستادە کە چنین فرمایشی می کنید؟ اگر اعزام نیروی نظامی بە کشورهای همسایە، تشکیل ارتش مسلح در لبنان دخالت نیست و بهانە بە دست آمریکا و مرتجعین نمیدهد و زمینە ارسال سیل اسلحە را فراهم نکردە پس معنی دیگر دخالت از نظر شما چیست؟ کدام منطق و عرف حقوقی تشکیل ارتش مسلح توسط یک کشور در کشور دیگری را توجیە می کند؟

در مورد سوال دوم تان رقابت بین ایران و عربستان کە هم سابقە طولانی دارد و هم در اشکال مختلف مثل موارد، لبنان، بحرین، سوریە، عراق و البتە تا حدودی یمن اظهر و من الشمس است، چە کسی جای تردید دارد؟در مورد یمن پس از خرابکاریهای ولایتی البتە حکومت فهمید کە بایستی یک جوری خودش را از تلە برهاند و در پی بحرانی کە ایجاد شد میدان داری نظامی ها و اشخاصی امثال ولایتی محدود شد و بە دولت و ظریف میدان دادە شد کە بلکە بحران را مهار کند. خوب این کار دروستی است کە اکثر مردم با آن موافقند و ما هم طبعا از حل مسالمت آمیز قضیە یمن حمایت میکنیم و آرزو میکنیم کە در موارد مشابە راە حل های سیاسی جای برخوردهای نظامی بحران زا را بگیرد. اما اگر ولایتی یکی دو ماە قبل از دخالت عربستان با یکی از رهبران حوثی ها ملاقات نمیکرد و آن سخنان تحریک آمیز را نمی زد و دخالت های بعد از آن ملاقات پیش نمی آمد، آیا باز هم لزوما ایران در یمن بە تلە می افتاد؟حالا کە مسئلە در یمن برای هر دو طرف جنبە حیثیتی پیدا کردە، آیا طرح ظریف میتواند ایران را از بحران یمن بە سلامت بیرون بکشد؟ دوست عزیز آیا هرگز فکر کردەاید کە شما طرفداران دولت نیز با سکوت بی موقع تان در کشاندن ایران بە این بحران سهمی ولو نا چیز داشتە و دارید؟چرا قبل از کشیدە شدن ماجرا بە بحران سکوت کردید و ما را بخاطر عدم سکوتمان مورد اتهام قرار میدهید؟

 

ریشە مخالفت با اعزام کمک های "انسان دوستانە" را باید در سیاست های پیشین رژیم ایران و سئواستفادە عربستان از آن کە در یادداشت نیز بە دروستی مورد تاکید نویسندە آن قرار گرفتە بیابید. نویسندە یادداشت در هیچ کجای یادداشتش رفتار دولت عربستان را تائید نکردە است. بە یاد بیاورید کە دولت ایران قبلا حاضر بە رعایت مقررات کمک رسانی سازمان ملل نبود و پس از آن مجبور بە رعایت آن شد کە نتوانست محمولە های کمکی اش را بدون واسطە و کنترول بە یمن ارسال کند.

در مورد سوال چهارم تان باید عرض شود کە البتە سازمان ما از حق و حقوق ملل ستمدیدە و مورد تجاوز قراگرفتە و از مقاومت و مبارزات هر ملتی کە مورد تجاوز و تعدی از خارج قرار بگیرد حمایت معنوی و سیاسی میکند. در این عرصە کوچکترین تردیدی وجود ندارد. ما نە تعرض بە کشورمان را بر میتابیم و نە از تجاوز و دخالت رژیم حاکم بر ایران در امور دیگر کشورها حمایت میکنیم. شما ظاهرا دخالت رژیم در امور برخی کشورها را حمایت از مبارزات ملل میفهمید. ما با این برداشت شما موافق نیستیم و بر عکس شما این گونە دخالت ها را ناروا و تجاوز بە استقلال ملت های دیگر می دانیم.
دوست عزیز، بر خلاف گفتە شما ما هیچگاە در هیچ یک از یادداشت هایمان هیچ چیز را موکول بە پایان کار رژیم نکردەایم. لطفا اگر میتوانید برای اثبات ادعایتان چند نقل قول از یادداشت هایی کە شما بە آن ها استناد میکنید برای نمونە بیاورید.

در مورد سوال پنجم تان،باید بگوئیم کە تفاوت ماهوی میان موضع گیری ما و احزاب چپ وجود ندارد. حتی اگر چنین تفاوتی هم وجود داشت می توانست ناشی از تفاوت تحلیل های ما با آن ها و یا آن ها با ما باشد و این خود اگر پیش آید از نظر ما هیچ اشکالی ندارد. ما قبل از این کە برای تعبین سیاست هایمان بە موضع گیری این یا آن حزب توجە کنیم بر اساس تحلیل و ارزیابی خودمان موضع گیری میکنیم. ما واقفیم کە هر حزب و سازمان سیاسی در کشورهای مختلف الزاماتی را دارند کە باید در موضع گیری هایشان آن ها را ملحوظ کنند و بهمین سبب تفاوت در موضع گیری ها میتواند وجود داشتە باشد.

با احترام

صادق کار

سپاس از رفیق صادق که زحمت پاسخ دادن را کشید.
سهراب مبشری.

یک پرسش از شما بزرگواران !
در مرزهای جنوبیِ میهنِ ما تشکلی وجود دارد از کشورهای عربی‌ که بالقوه و بالفعل دشمنِ ایران و ایرانیت اند ، و آشکار و پنهان دست در دستِ قدرت‌هایِ بزرگِ جنگ طلب مداخله گر‌ , میهن و مردمِ ما رو تهدید و موردِ توطئه قرار میدهند تحتِ عنوانِ ; «مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه» که برگردان دقیق فارسی آن می شود «شورای همکاری کشورهای خلیج عربی» ...
حال منِ مدعیِ چپ و میهن دوست اگر بخواهم خبری ، گزارشی ، تحلیلی از این جریان و نشست‌هایش به ناگزیر بدهم چه باید بنامم این عنوانِ جعلی و ضدِّ ‌ایرانی رو ... پرسشم مشخص است !؟

به نظرِ من هر تحلیلگری میبایست قیدِ " جعلی " رو ذکر کند به نظرِ من هر خبر رسان ، گزارشگر و هر تحلیل گراِ میهندوست قبل از نامِ این تشکلِ ضدِّ ‌ایرانی با قیدِ " جعلی " در گیومه می‌‌بایست بیاورد ... بدین صورت ؛ تشکلِ " جعلیِ " موسوم به «مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه» «شورای همکاری کشورهای خلیج عربی» ...

من متأسفم به دو دلیل:
یکم، سر مقاله ارگان سازمان ما، در بررسی بحرانی مانند بحران یمن که از پیش از تأسیس جمهوری اسلامی از دخالتها و سیاستهای عربستان سعودی رنج می برد، باز هم به دنبال جا پای ایران می گردد چون ایران صرفاً به لحاظ سیاسی از حوثی ها حمایت می کند! هر گروه مخالفی در هر کجای جهان ممکن است به غلط یا درست از جانب دولت یا جریانی حمایت سیاسی، تبلیغاتی یا ایدئولوژیک بشود. این امر نمی تواند برابر نهاد حمله و دخالت نظامی در کشور دیگری بشود. این اصرار به برجسته کردن رویارویی سازمان با جمهوری اسلامی موجب شده است که این مقاله یا یادداشت یا گزارش دارای ارزش تحلیلی لازم نشود.
دوم، هیچ رسانه فارسی زبانی نه فقط در داخل ایران که در خارج از کشور ،حتا در رسانه هایی که رسماً به دولت های مدافع حکام منطقه وابسته هستند، مانند بی بی سی و فردا نام جعلی " شورای همکاری خلیج " را به دلخواه امرای منطقه به کار نمی برد و طبق آنچه میثاق ایرانیان و مصوبات سازمان های بین المللی است، فقط به شکل " شورای همکاری خلیج فارس " می آورد چه در خبر و چه در تحلیل. چرا ارگان سازمان فداییان خلق ایران اکثریت باید رعایت این جعلیت را که فقط برای تعرض سیاسی به ایران صورت گرفته است بکند؟

باسلام به رفقای کار آنلاین و همکاران!
دراین جا مایلم نظرم را در مورد یک نکته باشما عزیزان در میان بگذارم. در مورد تحلیل و ارزیابی از شرایط منطقه میتوان نظرات مختلف داشت و نظرات یکدیگر را نقد کرد ولی مواردی هست که ما درسازمانمان نظرات متفاوتی نداریم. یکی از این موارد نام خلیج فارس است. من که عضو شورای مرکزی سازمان هستم هیچ نظری غیر ازاین درسازمانمان سراغ ندارم. آنچه دراین یادداشت موجب نگرانی شده است آنستکه نویسنده درچند جا همان نامی را آورده که ازسوی کشورهای عربی خلیج فارس نهاده شده" شورای همکاری خلیج". من هم براین اعتقادم که نویسندگان مطالب نشریه باید به این حساسیت توجه کنند و برنام خلیج فارس تاکید نمایند. امیدوارم شورای سردبیری نشریه کار شبه زدائی نماید.

رفیق زهتاب، سلام بر شما. کدام مصوبه در سازمان وجود دارد که این نظر را ممنوع کند: «پافشاری بر نمادهایی مانند اسامی واحدهای جغرافیایی، بی اهمیت و در مواردی که تنش در روابط با همسایگان یا درون ایران ایجاد کند، مضر است.» اگر چنین مصوبه ای وجود ندارد، آیا شما از جانب تک تک اعضای سازمان سخن می گویید؟ لطفا توجه کنید در تاریخ چه کسانی می گفتند در یک جمع (یک ملت، یک حزب و غیره) فقط یک نظر وجود دارد. زنده باشید.
سهراب مبشری.

دوست گرامی آقای مبشری با سلام.

اگر درست فهمیده باشم شما نیز به حساسیت این نامگذاریها واقفید ولی دراهمیت آن با دوستان دیگر موافق نیستید. در مورد اهمیت داشتن و نداشتن آن با شما همعقیده نیستم اما این نظر شماست و فکر میکنم از آنجا که این نشریه ارگان سازمانی است مسِولان آن باید به آن بپردازند.
اما وجود این حساسیت شما را وادار کرده است که نام منطقه ای مشخص را به سه شکل متفاوبت و به دلخواه خود تغییر بدهید که شاید حساسیتی را بر نیانگیزید. دوست عزیز موضوع اینجاست که نام این منطقه به زبان فارسی خلیج فارس است نه خلیج تنها و نه با فارس در پرانتز هرگاه که قرار باشد به هر علتی نام دیگری برای آن استفاده کنید هم که من هیچ دلیلی برای آن نمیبینم مجبور میشوید که فارس را در پرانتز بنویسید. چرا ننوشتید دریای سبز (همانطور که آلمانیها آنرا میشناختند) یا چرا نگفتید عقبه یا خلیج بصره آنطور که ترکها میگویند. درست مانند آن مییماند که در یک متن فارسی به جای آلمان نوشته شود دویچلند. تا زمانی که فارسی می نویسید و نام این منطقه به فارسی خلیج فارس است هیچ تغییری نه درست است و نه لازم .چه حساسیت و اهمیتی داشته باشد و یا نداشته باشد.
کامران امیری

دوست گرامی آفای کامران امیری، سلام. سخنان شما منطقی است. از همین رو نیز من هر جا خواسته ام به واحد جغرافیایی خلیج فارس اشاره کنم، از همین نام استفاده کرده ام، از جمله در همین مقاله. مشکل فقط در مورد اسم خاص یک واحد سیاسی است که پنج کشور حاشیه جنوبی خلیج فارس به اضافه عمان ساخته اند. این واحد سیاسی، نامی را برای خود انتخاب کرده است که ترجمه فارسی آن عبارت است از «شورای همکاری برای کشورهای عربی خلیج». اگر ما این نام را به دلخواه تغییر دهیم و از ترم «شورای همکاری خلیج فارس» استفاده کنیم، چنین القا می شود که اولا گویا این کشورها هم نام خلیج فارس را پذیرفته اند، و ثانیا این شورا علاوه بر کشورهای عربی شامل دیگران هم می شود که چنین نیست. ما نمی توانیم اسامی خاص را به دلخواه تغییر دهیم، همان گونه که خود شما هم نوشته اید. البته به چه نام خواندن این شورای کذایی فقط مشکل ما نیست. هم رسانه های بین المللی و هم رسانه های ایران این مشکل را دارند. برخی رسانه ها در ایران می نویسند «شورای همکاری» تا نه نام خلیج را برده باشند و نه به مشکلی که نوشتم برخورد کنند. اکثر رسانه های بین المللی می نویسند «شورای همکاری خلیج»، از جمله همان رسانه هایی که همیشه از خلیج فارس به همین نام خلیج فارس یاد می کنند. پس می توان خلیج فارس را خلیج فارس نامید و شورای کذایی را شورای همکاری خلیج. حالا اگر بعضی ها خوش ندارند من از این به بعد به سیاق رسانه های ایرانی خواهم نوشت «شورای همکاری». از این حرفها که بگذریم، من فکر می کنم مسئله محوری این است که ما در برابر استفاده فزاینده حکومت از شووینیسم فارس هم در داخل ایران و هم علیه همسایگان، چه موضعی داریم. این، موضوع اصلی اختلاف سیاسی است. زنده باشید. سهراب مبشری.

کافیست کمی‌ سیاسی باشی‌ ( چون من ) تا بدانی‌ دعوا بر سرِ " سیاست " است نه نامِ یک خیابان یا یک شهر یا یکی‌ کوه و خلیج ... و من علیرغمِ آنکه در مجموع آدمی‌ نادقیق هستم و این رو دوستانم می‌‌دانند ... اما با ظرافت و دقتِ کورنومنت دنبال می‌‌کنم تا به نامِ " انترناسینالیزم " میهن دوستی‌ و مردم دوستی‌ِ ِ چپ و سازمان رو بی‌ رنگ یا کمرنگ نکنند ... متاسف هستم که با بضاعتِ محدود به میدان میایم ....... اجازه هست شعار بدم ؟ ( بر افراشته باد پرچمِ همیشه خلیجِ فارس !!! )

اگر نامِ ایران ایران است . نامِ خلیجِ فارس ، خلیجِ فارس است . اگر ... می‌‌بایست احزاب و سازمان‌ها برای آن " مصوبه " بنویسند که قبول دارند یا قبول ندارند !!!؟؟؟ " کدام مصوبه در سازمان وجود دارد که ... " داستان چیست ؟ یه رفیقِ مسٔول یه توضیحِ یک کلمه‌ای یه جمله‌ای برای من بنویسه روشن بشم ... سپاسگزارم !