مصاحبه با حسن نایب هاشم در باره توافق هسته ای

پس از سال ها گفتگو و مذاکرات مدوام میان کشورهای 1+5 با ایران، سرانجام  روز سه‌شنبه ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵  توافق پایانی پرونده هسته ای امضا و اعلام شد. سایت کارانلاین در این زمینه با تعدادی از فعالین سیاسی ایران مصاحبه هایی بصورت کتبی انجام داده است که به مرور انتشار خواهند یافت.


- مذاکره ایران و 5+1،بر سر مسئلە هستەای پس از سال ها کشمکش و فراز و فرود سرانجام بە نتیجە رسید و طرفین درپیش از ظهر سە شنبە ١٤ ژوئیە در وین پایتخت اطریش سندی را کە در مورد آن بە توافق رسیدە بودند امضاء کردند. نظر و ارزیابی شما از این توافق چیست، آیا آن را عادلانە و مثبت و بە سود ایران و مردم میدانید یا بە سود حکومت؟

من در مجموع از اینکه توافق میان نمایندگان جمهوری اسلامی و کشورهای 3+3 در چهارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) همانطور که در سوال شما آمده است، پس از سال ها کشمکش و فراز و فرود، سرانجام به ثمر رسید، خوشحال هستم و امیدوارم که با برداشتن این گام و بیشتر وخیم نشدن رسیدگی به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم ما، مردم کشور ما بتوانند به خواست های بیشتری برسند و در مجموع از این منظر این توافق را بیشتر به سود مردم می دانم و نه حکومت. چرا که تاثیرات وخیم «اقدامات اجباری یکجانبه» آمریکا و کشورهای اروپایی که بارزترین نمود آن «تحریم اقتصادی هوشمند» که برخلاف ادعای اولیه، در عمل کاملا ناهوشمندانه بود، بیش از همه مردم عادی کشور ما را متضرر کرده بود و نه کارگزاران حکومتی را.  با این همه میدانید که نمایندگان جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر ایرانی در این مذاکرات حضور نداشتند بدون شک حضور ایشان در مذاکرات می توانست توافق را جامع تر و همه جانبه تر کند. برای مثال جنبه های زیست محیطی فن آوری هسته ای ایران و یا به صرفه بودن اقتصادی آن، به حد کافی در این توافق لحاظ نشده است و همچنین دیگر جنبه های حقوق بشری که اساسا در کشوری که حقوق بشر در آن رعایت بشود، کمتر نگرانی از غنی سازی در آن در جامعه جهانی به وجود می آید، از جمله چنانکه همگی می دانیم در هلند و آرژانتین و برزیل هم غنی سازی صورت می گیرد، ولی کمتر کسی در دنیا، از این امر ابراز نگرانی می کند.

- اوباما در پی امضای این توافقنامە آن را نشانەای از کامیابی سیاست جدید آمریکا در حل مناقشات بین المللی از طریق سیاسی خواند، این گفتە را تا چە حد درست میدانید و آیا می شود امضاء توافق حکومت در ایران را نیز نشانەای از یک چرخش در سیاست خارجی دانست یا نە اقدامی است موردی برای خلاصی از یک تنگنا؟ 

اوباما از زمان مبارزات انتخاباتی اش در نخستین دوره ریاست جمهوری اش تاکنون، سیاستی متفاوت با سیاست قبلی که جرج دبلیو بوش در آخرین سالها پیش برنده آن بود، تعقیب کرده و می کند که از جمله امضای این توافق، آخرین حاصل کامیابی این سیاست است. این سیاست در کشورهایی چون افغانستان نیز به کامیابی معینی دست یافته است و حاصل آن این بوده است که آمریکا به ماجراجویی های فرا منطقه ای کمتری دست بزند. اما این سیاست به خاطر رعایت خواسته یا ناخواسته بسیاری از ملاحظات داخلی توسط وی تا حد زیادی نیز ابتر شده است و از جمله پس از حدود شش سال و نیم هنوز نتوانسته است صلح اسرائیل و فلسطین را به ارمغان بیاورد و نتوانسته است نقش سازنده کافی در بحران های کشورهای مصر، لیبی، سوریه، عراق و یمن داشته باشد. در افغانستان و پاکستان نیز کشته شدن مداوم شهروندان عادی بیگناه توسط نیروهای تحت رهبری آمریکا، نقطه سیاهی است بر کارنامه مردی که قبل از پایان دوره مسئولیتش، به او جایزه صلح نوبل داده شده است.

در ارتباط با ایران، خواه ناخواه این نشانه ای از یک چرخش در سیاست خارجی است، هر چند که خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، آن را تاکتیکی و موردی و برای رهایی از یک تنگنا قلمداد می کند. مسلما نیروهای اقتدارگرا و تندرو تلاش خواهند کرد که پس از دستیابی به محصولات این توافق، نشان دهند که درها بر همان پاشنه ها می چرخند و آب از آب تکان نخواهد خورد. ولی من فکر می کنم که جامعه مدنی زنده و فعال ایران در این روند نیز تغییری تعیین کننده را موجب خواهد شد. 

- آیا این توافق هسته ای می تواند موجب بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم ایران در کوتاه یا میان مدت شود؟

به نظر من در کوتاه مدت که البته این مدت را قاعدتا باید از شش ماه دیگر به بعد در نظر گرفت، باید از بدتر نشدن وضعیت اقتصادی سخن گفت و وضعیت به شرایط قبل از تحریم های گزنده آمریکا و اروپا که مهمترینش تحریم نفتی است، برخواهد گشت که در آن شرایط هم ضرورتا از بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی می تواند خبری نباشد. بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی مردم به عوامل عدیده ای به خصوص در میان مدت بستگی دارد و برای نیل به این مقصود، سران حاکم بر سرنوشت مردم کشورمان، باید به تجدید نظری اصولی و عمیق در دیدگاه های کنونی خود دست بزنند که شواهدی از آن در دست نیست و هنوز هم علائم قابل اتکایی از دست به دست شدن حتا بخشی از قدرت از نیروهای موجود به نیروهای واقع بین تر در دست نیست.

- روحانی انجام وعدەهای انتخاباتی اش بە مردم را موکول بە بعد از دست یافتن بە این توافق کردە بود، فکر میکنید اینک کە توافق حاصل شدە، او شروع بە وعدەهایی کە بە مردم دادە بود کند؟

من تصور نمی کنم که روحانی اراده ای برای انجام وعده های دیگر انتخاباتی خود داشته باشد و بیشتر فکر می کنم که نظر روحانی بر این است که شیرینی حصول این توافق چون قندی که در دهان ذره ذره آب می شود، مدت ها در کام مردم کشور باقی بماند و مدام این امر برایشان یادآوری بشود و ایشان قانع به همین دستاوردهای تاکنونی شعار «روحانی، مچکریم» شان را تکرار و بازتکرار کنند، ولی در عین حال معتقدم که مردم از هم اکنون و به خصوص با نزدیک شدن انتخابات مجلس شورا و مجلس خبرگان، با خواست های بیشتر به میدان خواهند آمد و وعده های روحانی را به وی یادآوری کنند. در اثر این تعامل در مقیاس وسیع به هیچ وجه بعید نمی دانم که وی تحت فشار از پایین افزاینده، چانه زنی معین و محدودی را از بالا پی بگیرد، ولی همانطور که در ابتدا عرض کردم با اراده ای قطعا بسیار کمتر از موسوی و کروبی، اگر سرنوشت دیگری داشتند و همچنین حتا کمتر از خاتمی با تجربه ای از 8 سال ریاست جمهوری وی و بیش از 2 سال ریاست جمهوری روحانی می بینیم. مسلم است که اگر فشار از پایین به اندازه کافی قوی باشد، چنانکه خامنه ای نیز مجبور شد عقب نشینی هسته ای را بپذیرد، ممکن است با روحانی و خامنه ای متفاوتی نسبت به آنچه که تاکنون تجربه کرده ایم، مواجه باشیم.

- فکر میکنید فضای سیاسی بعد از توافق با پیش از آن بە کدام جهت سمتگیری کند، بە طرف بازشدن یا بستە شدن؟

چنانکه از فحوای پاسخ های قبلی ام بر می آید، من فکر می کنم که فضای سیاسی بعد از توافق از سویی و با نزدیک شدن انتخابات همزمان مجلس شورا و مجلس خبرگان به سوی باز شدن حرکت می کند و نخستین علائم آن را در جشن هسته ای مردم با شعارهای «توافق بعدی ما، حقوق شهروندی ما» و «پیام ما روشنه، حصر باید بشکنه» مشاهده کردیم.

- بە نظر شما انجام این توافق تا چە حد میتواند در رفع و بهبود دشواریهای اقتصادی و معضلاتی مانند فقر و بیکاری و شکاف طبقاتی موثر واقع شود و چقدر میتواند راهبرد سیاسی- اقتصادی دولت را متحول و بر جهت گیری آن نقش داشتە باشد؟ 

فکر می کنم که پاسخ به یکی از سوالات قبلی به این امر پرداخته ام. اجرای این توافق می تواند فقر و بیکاری را از این حدی که هست بدتر نکند و در همین حدود و حداکثر حدود قبل از تحریم برساند. کاهش شکاف طبقاتی مستلزم بازبینی اساسی در سیاست کارگزاران اقتصادی حکومت و اراده سیاسی از جانب حاکمان بر سرنوشت مردم زحمتکش کشورمان دارد و برای نیل به آن تغییرات ساختاری عدیده از جمله تضمین آزادی تشکل های صنفی و کارگری، پیوستن به کنوانسیون های مهم تصویب نشده سازمان بین المللی کار و تضمین برابری زنان و مردان از جمله در عرصه حقوق کار و بسیاری از پیش شرط های دیگر را می طلبد، که هنوز روزنه ای هم در این زمینه ها باز نشده است. 

اگر توضیح دیگری را لازم می دانید برای خوانندگان سایت کارآنلاین در خصوص توافق هسته ای در میان بگذارید، بفرمایید. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. 

من تنها از خوانندگان کارآنلاین و دیگر مدافعان حقوق بشر و جامعه مدنی تقاضا می کنم که کماکان دیدبان اجرای این توافق و مسائل مربوط به فن آوری هسته ای نیز در کشورمان باشند. در صورت اجرای درست این توافق هم، مسائل زیست محیطی آن، ایمنی کارکنان شاغل در این حوزه، اقتصادی بودن پیشبرد آن در همین محدوده های توافق شده و اساسا توجیه اقتصادی ضرورت غنی سازی در کشور باقی می ماند که امیدوارم با چنین دیدبانی ای، شاهد کمترین ضرر به منافع ملی مردم کشور مان باشیم.

با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار سایت کارآنلاین قرار دادید.

با تشکر از شما که این امکان را برای من نیز فراهم کردید.

افزودن نظر جدید