مصاحبه با فرخ نعمت پور در باره توافق هسته ای

پس از سال ها گفتگو و مذاکرات مدوام میان کشورهای 1+5 با ایران، سرانجام  روز سه‌شنبه ۱۴ژوئیه ۲۰۱۵  توافق پایانی پرونده هسته ای امضا و اعلام شد. سایت کارانلاین در این زمینه با تعدادی از فعالین سیاسی ایران مصاحبه هایی بصورت کتبی انجام داده است که به مرور انتشار خواهند یافت.

مذاکره ایران و 5+1،بر سر مسئلە هستەای پس از سال ها کشمکش و فراز و فرود سرانجام بە نتیجە رسید و طرفین درپیش از ظهر سە شنبە ١٤ ژوئیە در وین پایتخت اطریش سندی را کە در مورد آن بە توافق رسیدە بودند امضاء کردند.  نظر و ارزیابی شما از این توافق چیست، آیا آن را عادلانە و مثبت و بە سود ایران و مردم میدانید یا بە سود حکومت؟

تا جائیکە بە نظر مثبت طرفین بە نتیجە مذاکرات برمی گردد، باید آن را عادلانە ارزیابی کرد، تا جائیکە این توافق بە امر برداشتن تحریمها بر مردم ایران کمک می کند باید آنرا مثبت ارزیابی کرد، اما تا جائیکە بە تحکیم پایەهای رژیم لااقل در کوتاە مدت منجر می شود باید آنرا همزمان بە نفع رژیم هم دانست. در واقع می خواهم بگویم کە توافق حاصلە دارای وجوە متناقضی است و آنرا باید در سایە همین وجوە متناقض ارزیابی نمود. البتە نباید مسئلەای را فراموش کرد آن هم اینکە نیروهای مردمی در سیاست نباید طوری عمل کنند کە هر آن چیزی بە نفع رژیم باشد بە شیوە اتوماتیک باید از آن فاصلە بگیرند. در سیاست گاها مسائلی پیش می آید کە مرزهای آن فراتر از منافع گروە خاصی می رود و باید بە این فراتر بودن توجە داشت. امر توافق هستەای و حل مسالمت آمیز آن از طریق مذاکرە، حتی نە یک امر فراگروهی و ملی، بلکە فراملی نیز می باشد، زیرا کە کلا بە تقویت امر صلح و پیشبرد مناسبات عادی مابین کشورها در جهان کمک می کند. بی جهت نبود کە عمدە کشورهای جهان از این توافق شادمان شدند.

آرام شدن مناسبات میان ایران و کشورهای غربی و بطور کلی جهان بنفع نیروهای سیاسی مدنی و مسالمت جو در ایران است، یعنی بنفع آن نیروهائی کە امر تغییر را از داخل تعقیب می کنند و تحول را از طریق تخریب پایەهای زندگی مدنی در ایران تعقیب نمی کنند.  


- اوباما در پی امضای این توافقنامە آن را نشانەای از کامیابی سیاست جدید آمریکا در حل مناقشات بین المللی از طریق سیاسی خواند، این گفتە را تا چە حد دروست میدانید و آیا می شود امضاء توافق حکومت در ایران را نیز نشانەای از یک چرخش در سیاست خارجی دانست یا نە اقدامی است موردی برای خلاصی از یک تنگنا؟

بە نظر من اوباما از همان اوائل بە قدرت رسیدن و تصاحب کرسی ریاست جمهوری در آمریکا، حل مناقشات بین المللی از طریق سیاسی را در اولویت داشت، می گویم در اولویت، بدین معنی کە در واقع راە حلهای دیگر از جملە راە حل نظامی هم مدام مورد توجە وی بودە، اما اگر بە کارنامە وی نگاە کنیم می بینیم کە عمدتا بر طریق اول پافشاری کردە است. پیشبرد سیاست از طرق سیاسی، خرد خاص خود را می طلبد کە اوباما نشان دادە در پی استفادە از آن بودە است. بە نظر من تفسیر وی از این توافقنامە کاملا درست است و باید از این لحاظ بە وی تبریک گفت. از یاد نبریم تمام فشارهائی را کە از طرف محافل تندرو و نئوکانها بە وی در جریان مذاکرات وارد آوردە شد (کە البتە هنوز هم ادامە دارد)، تا وی را وادار بە عقب نشینی کنند. البتە بگذارید کە امر وجود ایدەها در افراد را پدیدەای ذاتی نپنداریم، بلکە بیشتر آن را معلول شرایط و ارزیابی های نوین ببینیم. بە گفتەای دیگر امر پیشبرد حل مناقشات بین المللی از طریق سیاست، نە ناشی از ذات اوباما و تیم وی، بلکە بیشتر محصول شرایط نوینی است کە آمریکا و جهان در آن قرار گرفتە است.

در مورد ایران هم باید گفت کە می توان گفت این امر هم یک چرخش است و هم نیست. بە نظر من تا جائی کە بە میانەروها و اصلاح طلبان برمی گردد باید گفت این یک چرخش است، و تا جائی کە بە اصولگرایان و بویژە اصولگرایان تندرو (کە البتە نقشی در این توافق نداشتند)، نە یک چرخش، بلکە یک اقدام موردی برای خلاصی از تنگنا است (البتە با این توجە کە حتی محافلی در میان آنان خواهان این خلاصی نیز نبودند).

- آیا این توافق هسته ای می تواند موجب بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم ایران در کوتاه یا میان مدت شود؟

بیگمان در کوتاە مدت، میان مدت و حتی درازمدت می تواند در بهبود وضعیت اقتصادی تاثیرگذار باشد. همە ما می دانیم کە بازار بشدت تحت تاثیر شاخصهای روانی است و نیز می دانیم کە با آزاد شدن پولهای بلوکە شدە ایران در خارج، تکانی هرچند محدود بە اقتصاد ایران در جهت مثبت در کوتاە مدت وارد می آید، و نیز کم کم در صورت تضمین عملی توافقنامە، با ورود سرمایە بە ایران وضعیت باز هم بهتر شود. اما ضمنا باید گفت کە وضعیت می تواند فقط در رابطە با دوران محاصرە بهتر شود و نە در مقایسە با یک وضعیت نرمال اقتصادی کە منوط بە تحولات شگرف در ساختارهای اقتصادی کشورمان است. همچنین نباید از یاد برد کە امروزە شاخص اقتصادی تنها در درآمد سرانە و ورود سرمایە خلاصە نمی شود، امر زدودن بیکاری و توزیع ثروت ملی در میان مردم، آنچنانکە بتوان با آن یک رفاە نسبی ایجاد کرد، شاخصەهای دیگری هستند کە در عصر کنونی بسیار مهمند. بنابراین رفع تحریمها در شرایط کنونی یک شرط برای شروع است و خودبخود نمی تواند همە دردها را درمان کند و یا اینکە تضـین یک تغییر کلان را در بطن خود داشتە باشد. جمهوری اسلامی بە این امر مهم اخیر، بدون تغییر در نگاههای کلان خود در عرصەهای اقتصادی و سیاسی قطعا نائل نخواهد آمد. بنابراین گمان آن می رود کە علیرغم تلاش جناحهائی از این حکومت در راستای تطبیق خود با استانداردهای جهانی، اما کلیت رژیم هنوز با برگزیدن راهی دیگر مشکل جدی دارد.  

- روحانی انجام وعدەهای انتخاباتی اش بە مردم را موکول بە بعد از دست یافتن بە این توافق کردە بود، فکر میکنید اینک کە توافق حاصل شدە، او شروع بە وعدەهایی کە بە مردم دادە بود کند؟

بە نظر من روحانی حرکتهائی را شروع خواهد کرد، آن هم بدو دلیل، دلیل اول بعلت وعدەهائی کە دادە بود، و دلیل دوم بعلت اینکە بدون یک سری رفرمهای سیاسی، سرمایە کماکان از امنیت لازم و درازمدت برخوردار نخواهد شد. البتە دلیل دیگری هم وجود دارد کە آن هم دلیل جایگاە این نیرو بە عنوان نیروی اعتدال و تفاهم می باشد. اما چنانکە همە ما می دانیم صحنە سیاسی ایران بسیار پیچیدەتر از آن است کە تصور می شود. نیروی اعتدال تنها در بخش قوە اجرائیە اقتدار دارد، تازە آن هم با هزار تا اما و اگر، و حتی اگر بر فرض هم در انتخابات آیندە در مجلس بە اکثریت نائل شود، باز قوە قضائیە، نهاد رهبری، طیف وسیع امامان جمعە، بخش مهمی از نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی و سرانجام اقتصاد در سایە، در خارج از توان کنترل آن قرار خواهد داشت. آقای روحانی اگر بخواهد حرکت کند باید متکی بر مردم و جامعە مدنی حرکت کند، امری کە بە نظر نمی رسد زیاد روی آن سرمایە گذاری کند. بە نظر من استراتژی اصلی وی عبارت است از آوردن دوبارە نیروهائی از اصلاح طلبان و از این طریق ایجاد جوی کە در آن خودبخود بعلت وجود اصلاح طلبان و نیروهای معتدل کارهائی بتدریج بە یمن حضور آنان انجام شود، و بدین طریق افسانە شکست ناپذیری مطلق اصولگرایان تندرو برای همیشە شکستە شود. طیف روحانی، طیفی است کە جمهوری اسلامی را بدون حضور اصلاح طلبان بدون آیندە می بیند و بە همین جهت روی حضور آنان در صحنە سیاسی کشور تاکید ویژە دارد.

فکر میکنید فضای سیاسی بعد از توافق با پیش از آن بە کدام جهت سمتگیری کند، بە طرف بازشدن یا بستە شدن؟

بە نظر من بازشدن فضای سیاسی کشور تنها بە اقدامات دولت بستگی ندارد، بلکە بە نوع عکس العمل مداوم مردم نیز در صحنە سیاسی کشور بستگی دارد. متاسفانە در کشور ما تنها و یا بیشتر در زمان انتخاباتهاست کە برآمد نیروی مردم را می بینیم، و تا مردم در این صحنە فعال نباشند، فضای سیاسی کشور کماکان آن طوری خواهد بود کە ما بعنوان نیروی اپوزیسیون نمی پسندیم. بنابراین باید قبل از هرچیز بە مردم مراجعە کرد.

اما در مورد دولت روحانی باید بگویم کە با تمام شدن قضیە پروندە هستەای، دولت وی زیر فشار بیشتری برای متحقق کردن وعدەهای دیگرش قرار خواهد گرفت، و این خوب است. و چنانکە اشارە شد وی تمایل دارد در بعضی زمینەها کارهائی انجام دهد، بویژە در زمینە عادی کردن بیشتر حضور اصلاح طلبان در صحنە سیاسی کشور و آزادی آقایان موسوی و کروبی از حصر. اما در مورد اصل آزادی احزاب در شکل دمکراسیهای موجود جهان، من فکر می کنم کە وی نە مایل باشد و نە بتواند کاری کارستان انجام دهد، و این نە فقط بدلیل قوانین جاری و یا ماهیت رژیم نیست، بلکە بە علت تاریخ نوع رابطە اپوزیسیون و رژیم نیز می باشد. با روحیەای کە در هر دو طرف غالب است، ایجاد چنین فضائی کە در آن همە بتوانند بدون دشمنی با هم حضور داشتە باشند، غیرممکن است. پس وجود دمکراسی مقبول جهانی در کشور ما بە تغییرات عمیقی در همە نگاهها بستگی دارد کە من فکر نمی کنم متاسفانە فعلا در آن مرحلە قرار داشتە باشیم.

- بە نظر شما انجام این توافق تا چە حد میتواند در رفع و بهبود دشواریهای اقتصادی و معضلاتی مانند فقر و بیکاری و شکاف طبقاتی موثر واقع شود و چقدر میتواند راهبرد سیاسی- اقتصادی دولت را متحول و بر جهت گیری آن نقش داشتە باشد؟

فکر می کنم در یکی از سئوالات بە این مسئلە جواب دادەام. 

ـ اگر توضیح دیگری را لازم می دانید برای خوانندگان سایت کارآنلاین در خصوص توافق هسته ای در میان بگذارید، بفرمایید.

ممنون، می خواستم بە نکتەای اشارە کنم و آن هم برخورد بخشی از اپوزیسیون بە توافقنامە می باشد. ببینید بە نظر من اپوزیسیون بودن بە این معنی نیست کە از هر عمل دولت بعنوان بهانەای برای زدنش استفادە کرد. خوب است همە ما یاد بگیریم کە کاری کە خوب است بگوئیم خوب است، فارغ از اینکە هر کسی آنرا انجام می دهد. بە نظر من اگر هیتلر تا آخر مقاومت نمی کرد و جائی با متفقین بە مصالحە می رسید و جهان با این کارش زودتر بە صلح می رسید، خیلی بهتر از آن بود کە تصمیم گرفت تا آخر مقاومت کند، کە با این کارش هم خرابیهای بیشتری بە بار آمد و هم مردم بیشتری قربانی وحشیگریهای جنگ شدند. متاسفانە نوع دیدگاە و روحیە بخشی از اپوزیسیون هنوز دیدگاە و روحیەای سنتی است کە در آن حب و بغض دارای جایگاە قوی در ارزیابیهاست.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
 

افزودن نظر جدید