قلب بی قرار

در این دنیا  چه داری؟

از این دنیای حسرت و امید، چه می خواهی؟

که این سان

چشم و دل از تو ربوده است؟

 

من اما

قلبی بیقرار دارم

که هنوز می تپد

برای مردم این جهان

برای ستمدیدگان

و زجر کشیدگتن این زمین

 

من اما

قلبی عاشق دارم

که از آن چشمه های شعر سربرمی زند

و بر پهنه ی بیقرار این زمین،

بر دل آزادگان  می نشیند.

 

من،

قلبی بیقرار دارم.

 

رحمان

3/5/94

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

هر یک از ما،
من، تو و او،
دیگر بیاد نداریم.
بیاد نداریم، زندگی چیست!؟

هر یک از ما،
غرقِ در زندگی،
و هر یک به شکلی.
و دیگر بیاد نداریم، زندگی چیست!؟

هر یک از ما،
گاه فرصتی یافته،
فرصتی به بزرگیِ یک ارزن،
که از بلندایی بر زندگی بنگرد.

و آن بلندا، بیکباره،
در اثرِ سیلابی،
کم ارتفاع ترین سطح شده.
و از این سطح،
مثلِ همیشه،
بیش از، تا نوک بینی،
دورنما و منظری نیست.

۵ مردادماه ۱۳۹۴
البرز