چیز هایی که قابل گفتن نیستند

ترجمه از: 
رضا کاویانی

من میتوانم بگویم که ما چه می خواهیم:

کار سخت, امکاناتی برای آرایش و زیبایی, عشق رمانتیک, پول کافی, شوهر و بچه. این شرح و تفسیر ازآزادی, همه آرزوهایمان را تسخیر کرده و جایی برای چیز های دیگر نگذاشته است.اما چه خواهد شد اگر ما کمی از چیز های دیگر زندگی را هم خواسته باشیم, آیا واقعا هنوز هم اجازه ای برای داشتن آنها نیست, چه خواهد شد که مطالبه  اصلی ما همان "آزادی" باشد؟

این خطوط را خانم "لاوری پنی- Laurie Penny " نویسنده ۲۸ ساله انگلیسی در کتابش بنام "چیز هایی که قابل گفتن نیستند" نوشته است. مانند سکس, دروغ گویی و انقلاب. کتابی که نویسنده جوان فمنیست فعال انگلیسی تا حدودی سخت اما همراه با طنز و کنایه در مورد روابط مدرن و همچنین در مورد سیستم های اداری امروزی نوشته است. با تئوری او در هر صفحه این کتاب,خواننده متوجه میشود که او چه می خواهد و به چه معانی یی توجه دارد و گاها چگونه با دقتی ظریف مسیر خود را تغییر میدهد و یا اینکه اصولا گفتگوی دیگری را که مایل است به سر انجام میرساند. او تاکید می کند: "واقعا به این اعتقاد دارد که میشود جهان بهتری داشت و میشود آن  را تغییر داد".

                                                                   

لاوری  پنی نویسنده و روزنامه نگار فمنی

مجله آلمانی"  NEON " با خانم "لاوری پنی" در شهر فرانکفورت در خلال رونمایی و فروش کتابش به گفتگو نشسته است:

سوال - آیا درست است که فمینیست ها وقت زیادی را در کلنجار با هم میگذرانند, چیزی که در "Twitter" در آلمان خیلی زیاد دیده میشود؟

جواب - حرف بیهوده ای است, سیاست باید در شبکه های اجتمایی به روز باشد, همانطور که در خیابان جاری است. باید توجه داشت وخوب اندیشید که آدمها تا چه اندازه پای اینترنت می نشینند و وقت میگذرانند, همچنین بیهوده است اگر اعتقاد داشته باشیم که گفتگو در باره مسائل واقعی زندگی با ارزشتر از گفتگو هایی است که در شبکه های اجتماعی پیش میرود.

سوال - در هنگام مسافرت و حضورت در آلمان, در "Twitter" نوشتی که بیشترین سوال هایی که از تو شده این بود که تو چرا اینقدر خشمگین هستی, آیا این سوالها تو را تحت تاثیر قرار ندادند ؟

جواب - من همیشه به آنچه گذشته است توجه دارم و در جواب خیلی ها می پرسم تو چرا خشمگین نیستی,برای تو امکان دارد که هزاران انسان را تا این حد تحت فشار و رنج ببینی و آن را توجیه کنی؟در آلمان من به چنین تجربه ای رسیدم که مردم حتی در مورد احساس خود صحبت میکنند اما سعی ندارند انگشت روی آن مسائل بگذارند. آنها میگویند خشمگین بودن تاثیری بر روند حل مسائل ندارد اما در واقع کاملا بی قرار دیده میشوند.

سوال - آیا در کشور شما در انگلستان طور دیگری است؟

جواب - اینگونه گفتگو ها در کشور ما همیشه دائر است، اما همه چیز مثل یک " شو" است.در این "شو"ها سیاستمداران علیه همدیگر صحبت میکنند و در آخر وقت همه با هم برای صرف مشروب میروند. اینها برای من همیشه یک تجربه سخت و عجیب و غریب اند! زیرا من از یک چپ رادیکال آمده ام که از آغاز با یک بلوک شروع به کار کردم و اینها از واقعیت های زندگی من خیلی دور بودند. امروز من برای جراید مختلف مطلب مینویسم,مانند "گاردین",و بعضی ها هم مانند وابستگان گروههای آنارشیست با من همبازی و همکار شده اند, اما من هر دو موردش را پذیرفته ام و از این شیوه استفاده میکنم.عقیده من خیلی باز است و به پذیرش فضای بیشتر اعتقاد دارم.من برای یک جامعه عادلانه مبارزه میکنم.

 سوال - در کتاب شما"چیز های ناگفتنی",از شورش زنان,و تغیر جهت دادن علیه ساختار درد آور قدرت کنونی صحبت شده است.نسبت به دیگران چه نظری دارید, نسبت به مردان و زنان جورواجوری که نمیتوانند خودشان را همگام و همجهت جامعه تنظیم کنند؟

جواب - من فکر میکنم اگر ما بر این باوریم که جهان بهتری ممکن است و ما میتوانیم آن را بسازم, پس باید سمت و سوی حرکت ما هم در این جهت باشد.به این دلیل آن بخش از مردم جامعه  که تا کنون و همیشه ازحد اقل حقوق برخوردار شده اند و در حاشیه مانده اند,مانند مردان و زنانی که متفاوت اند, مانند انسانهای دیگر باش, به فضای بیشتری دست پیدا کنند.در انقلابی که مورد نظر من میباشد هر کس میتواند سهم خودش را داشته باشد.بله فکر میکنم فمینیسم خوب است, مردان و همه کسانی که را هم که از طرف جامعه نقشی اجباری به آنها داده شده  را هم آزاد میکند.برای خیلی از مردان ازآنچه که جامعه نقشی برای آنها تدارک دیده و انتظاری را که خود داشتند و به آن نرسیده اند و رنج میبرند,من حرفی ندارم. بطور تقریبی نیمی از اقشار  میانی جامعه در این اعتراضات نمی خواهند شرکت کنند,اما طبیعی است که اکثر آنهایی تا کنون در حاشیه مانده اند,شرکت نمایند. فمینیست ها نمی خواهند مردان را قلع و قعم کنند, ما میخواهیم به آنها بگوییم که فقط آنها نیستند که صدایشان را باید شنید و روی آن حساب کرد.

سوال - آیا مردان در سیستم سرمایه داری,همچنان به عنوان اشخاص کاری و یا حیوانهای زحمتکش زیر فشار خواهند بود؟

جواب - از نظر من اکتفا به یک انتقاد به سیستم سرمایه داری,بی معنی است.البته اگر شما بطور اساسی به فمینیسم اعتقاد داشته باشید.من نمیگویم که به همین سادگی همه مردان آنطور هستند, اما من میگویم برای مردان, راههای فراوانی برای پیشرفتشان وجود دارد و قوانین بسیاری هستند که  آنها را در بازار کار موفق نماید .اما زنها باید از سطوح مختلفی بگذرند, باید در مقابل نان آور خانه عقب نشینی کنند, نیاز های جنسی او را برآورده نمایند, بچه بیاورند و در کنار آنها به لحاظ شغلی هم موفق باشند. زنان در سیستم سرمایه داری و گلوبالیزاسیون, زیر فشار و اجبارسختی قرار دارند و بهمین دلیل کار زیادی انجام میدهند تا بتوانند بوسیله آن, آنچه را که ممکن است بخرند و خودشان را برای همسرشان جذاب جلوه دهند. لوازم آرایشی,عضویت در باشگاههای ورزشی و مدارس درست و حسابی.

سوال - زیر تیتر اصلی کتاب شما,کلمات سکس,دروغ گویی و انقلاب آمده است. کلمه انقلاب,یک حرف خیلی بزرگی است, آیا امکان نداشت از کلمه یا واژه کوچکتر و سبکتری استفاده میکردی؟

جواب - همیشه وقتی که از کلمه انقلاب صحبت میشود خیلی از مردم به یاد انقلاب فرانسه وخونهایی که در خیابان ها ریخته شد می افتند  و از هر چه انقلاب نامیدە شود روی گردان میشوند.برای من مفهوم انقلا ب ,یک خیزش برای دگرگونی هایی است  که باید در سطوح مختلف صورت گیرد.

سوال - تو در سال ۲۰۱۱ در نیویورک بودی و چندین ماه ازجنبش اشغال کن,علیه " وال استریت" گزارش دادی.این جنبش از کار افتاد, تو از این انقلاب چه چیز هایی یاد گرفتی؟

جواب - همیشه این مرا خیلی عصبانی میکند,وقتیکه کسانی می گویند از جنش " اشغال کن" چیزی نماند و همه اش دود شد و رفت به هوا!,در حالیکه هیچ نمی پرسند که این جنبش چگونه  در همه جای دنیا مورد هجوم  سازمان داده شده  و وحشیانه پلیس قرار گرفت.با همه اینها جنبش "اشغال کن" توانست رای و نظر میلیون ها نفر از مردم  جهان را تغییر دهد و بگوید و نشان دهد که چگونه و چطورفقط  این نابرابری هاست که دراین جهان گلوبال تقسیم میگردد. ما سیستم کاپیتالیسم را به چالش کشیدیم و آن را مورد سوال قرار دادیم.

سوال - آیا بهتر نیست علیه کاپیتالیسم زیاد و غیر معمول حرف نزد و در عوض هیچ کاری هم از خود بروز نداد؟

جواب - بله, من دوست دارم شاهد واکنش های زیادی علیه سیستم سرمایه داری باشم.اما من اعتقاد دارم خیلی از مردمی که در این سیستم زندگی میکنند باید آن را به چالش بکشند و زیر سول ببرند,آنوقت میشود گفت موفقیت هایی بدست آورده ایم. 

سوال - در باره سیاست عقبگرد و تحقیر آمیز رفرم, وامتیاز دهی به زنان در تصدی مشاغل بالا که در مدت زمان کوتاهی در پارلمان آلمان تصویب گردید و به عنوان قدمی بزرگ در برابر حقوقی مورد استقبال قرار گرفت,چه می گویی؟

جواب - این یک افسانه است که به خانمها برای رسیدن به مدارج بالای شغلی کمک شود و آنوقت همه خانمها بطور طبییعی به بالا کشیده شوند. دقیقا بر عکس,فقط تعداد کمی از  مجموعه خانمهای شاغل, از آن سود خواهند برد. البته در رده بندی و سلسله مراتب در سیستم احزاب سیاسی,قرار گرفتن در سطح بالا خیلی مهم است. و نیز باید گفت که بطور طبیعی خانمهایی که در سطوح بالای مدیریت هستند,الگویی برای دیگر خانم ها میشوند.

سوال - آیا هیچ وقت سعی و تلاش کرده ای که کسی را که میخواهد این جهان را تغییر دهد و تو او را به عضویت در یک  حزب سیاسی تشویق کرده باشی؟ 

جواب - مردم به درستی از سیستم و عملکرد احزاب وازده شده اند, من کسانی را میشناسم که دراحزاب سیاسی چپ فعال هستند, احزابی مانند دزدان دریایی"  Piraten" و حزب ناسیونال اسکاتلند, آنها  تلاش زیادی میکنند که در سیستم حزبی حل نشوند بلکه آن را تغییر بدهند.

سوال - آیا برای تو هم اتفاق افتاده است که از روی اندیشه و کاملا سنجیده,عضو یک حزبی شده باشی؟

جواب - در آغاز که به سیاست علاقە مند شده بودم, برای یک دوره آموزشی دریک "  NGO"وارد شدم که بطور تنگاتنگ با حزب کارگر انگلستان کار میکرد.اما در آنموقع خیلی زود به این فکر افتادم که من نمیتوانم خودم را با آنان تطبیق دهم و این کار, کار من نیست. در حزب از حقوق عادلانه و رفاه اجتمایی صحبت میشد, اما همزمان دوستان ما زیر بار فشار سیاستهای تونی بلر رنج میبردند. عقیده من این است که قدرت سیاسی در دموکراسی غربی بطور تنگاتنگ با سرمایه داری گره خورده است. ضمنا اضافه مینمایم, در صورت لزوم,برای تغییرات مورد نظرم از وجود احزاب سیاسی موجود هم استفاده خواهم کرد.

سوال - آیا شده است که تو روزی امیدواری ات را از دست داده باشی؟

جواب - فکر میکنم که تغییرات امکان پذیر شده اند و به همین دلیل به این نتیجه میرسم که فعا لیت فمینیستی همچنان باید به طرز تصور نا پذیری پر هیجان بماند.

سوال - چرا اینگونه ؟

جواب - آنچه که فمینیست ها می خواهند به آن برسند,فقط بخشی از حقوقی است که قانونگزار روی آنها تاکید گذاشته است، اما در هیچ قانونی نیامده است که زنان باید کار اصلی خانه داری را انجام دهند,یا وقتیکه آنها لباس اشتباهی و نامرتبی به تن میکنند,شلخته هستند!,فقط با کار و تکیه بر روی مسائل اجتمایی و فرهنگی میشود این ها را تغییر داد.همچنین کتابهای آموزشی و مجموعه " هنر" نقش مهمی در این تغییرات میتوانند داشته باشند, نه الزاما مفاد قانون بر روی کاغذ! من میخواهم که روابط بین مردان و زنان بطور اساسی تغییر نماید. انقلاب باید در روابط خودمان بوجود بیاید: مثل ما انسانها که در برابر هم ایستاده ایم.

 * لاوری  پنی در سال ۱۹۸۶ در لندن متولد شده است.او به عنوان حسابدار و روزنامه نگارکار کرده است.او با استفاده از کمک هزینه "NiemanFoundation" در رشته روزنامه نگاری در هاروارد درس خوانده و فارغ التحصیل شده است و در حال حاضر در"Seattle" آمریکا زندگی میکند و در"Twitter" با این مشخصه عضو میباشد:"  pennyRed@ "

 

منبع : مجله آلمانی " نئون "

 

منبع: 
مجله آلمانی " نئون "
بخش: 

افزودن نظر جدید