روزی که معلمان شهرمان گریستند

یاد و خاطره هرمز گرجی بیانی گرامی باد

روز ۲۸ امرداد یادآور یکی از رنحبارترین روزهای تاریخ سیاسی مهین مان است. که قدرتهایی بزرگ با یاری قداره بندان مزدور، حکومت ملی دکتر مصدق را سرنگون کردند. در ۲۸ امرداد سال ۵۸ نیز آیت اله خمینی فرمان حمله به کردستان را صادر کرد. در همین روز برای مردم کرمانشاه بویژه فرهنگیان خاطره دردناک دیگری نیز رقم زده شد و آن اعدام معلم اندیشمند و مبارز راه آزادی و عدالت، هرمز گرجی بیانی بود. هرمز سال ۱۳۲۴ در یکی از محلات قدیمی کرمانشاه بدنیا آمد. پس از اخذ دیپلم در دانشگاه تبریز در رشته فیزیک ادامه تحصیل داد و بدلیل آگاهی به مسائل سیاسی و صنفی و خصوصیات بارز اخلاقی و محبوبیتی که در میان دانشجویان داشت بعنوان نماینده دانشجویان انتخاب شد و بهمین علت دستگیر و زندانی، که پس از چند ماه آزاد گردید و به سربازی فرستاده شد اما بعلت بیماری قلبی از سربازی معاف شد و به دانشگاه بازگشت و پس از دریافت لیسانس در دبیرستانهای کرمانشاه به تدریس پرداخت. در سال ۵٠ همزمان با برگزاری جشنهای ۲۵٠٠ ساله شاهنشاهی بار دیگر دستگیر شد و در زندان‌های اوین و قزل قلعه زندانی گردید.

 یکی از زندانیان سرشناس آن سالها در خاطرات خود نوشته بود: "پس از تحمل شکنجه های طاقت فرسا احساس میکردم که بیش از این تاب مقاومت ندارم و روحیه ام بشدت ضعیف شده بود که در همان شب تکه کاغذی به درون سلولم انداخته شد و وقتی آنرا خواندم قطعه ای از شعر آرش کمانگیر بود که نوشته بود «هزاران چشم گویا و لب خاموش مرا پیک امید خویش میداند.» خواندن این شعر امید و اعتماد به نفس را به من بازگرداند و تاثیر زیادی بر روحیه من بر جای نهاد، که بعد متوجه شدم این نوشته را هرمز گرجی بیانی داخل سلول من انداخته بود. زنده یاد هرمز در سال ۵۱ از زندان آزاد شد و پس از مدتی محرومیت دوباره به تدریس پرداخت.

در سال ۵۶ بهنگام آغاز جشن آزاد یخواهی، هرمز با تلاش خستگی ناپذیر باتفاق دیگر معلمان آزادیخواه کانون معلمان کرمانشاه را بنیاد نهادند که اولین کانون مستقل معلمان در ایران بود که تاثیر زیادی در ایجاد دیگر نهادهای مستقل داشت ، هرمز با برخورداری از دانش سیاسی و قدرت بیان و ایجاد سخنرانیها و برگزاری تظاهرات نقش تعیین کننده ای در اعتلای جنبش در کرمانشاه داشت و تبدیل به چهره ای سرشناس و محبوب گردید، پس از انقلاب همچنان در راه استقرار آزادی و عدالت تلاش میکرد و از میان سازمانهای سیاسی به جنبش فدائی گرایش داشت.

 اما تهاجم رژیم به آزادی‌ها و دستاوردهای انقلاب بتدریج آغاز گردید. روز ۲۷ امرداد ۵۸ هرمز فرهیخته و آزاده را باتفاق چند معلم دیگر دستگیر کردند و در بامداد ۲۸ امرداد قلب پر مهرش در برابر جوخه اعدام ایستاد. خبر اعدام هرمز و آذرنوش مهدویان باتفاق ۹ نفر دیگر مردم کرمانشاه را در بهت و ماتم  فروبرد و فرهنگیان که همکار اندیشمند و مبارز خود را از دست داده بودند داغدار کرد.

پس از اجرای حکم اعلام کردند که هرمز در درگیریهای مسلحانه پاوه شرکت داشته است، این ادعا کذب محض بود؛ زیرا هرمز روز قبل در منزل خود دستگیر شده بود حاکم شرع اعلام کرد که حرف های او از گلوله نافذ تر بود. واقعیت این بود که رژیم از محبوبیت و نفوذ کلام انسان آزادیخواه و عدالتخواهی مانند هرمز هراس داشت و وجود او را بر نمی تابید و این شیوه برخورد با اندیشمندان و دگراندیشان همچنان ادامه دارد. پس از اعدام هرمز دهها معلم و آزادیخواه کرمانشاه نام هرمز را بر فرزندان خود نهادند تا نام بلند آوازه او همواره ماندگار باشد.

یاد و خاطره اندیشه های انسانی و خصوصیات اخلاقی او بهمراه دیگر معلمان آزاده دیارمان مانند یحیی رحیمی، داریوش نیک گو، آذرنوش مهدویان، بهمن عزتی و قربان حسینی جاودانه خواهد ماند.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

سلام دوستان،

برای اطلاع شما و آقای بلدی، لازم به تذکر است که آذرنوش مهدويان معلم نبود. البته وی نيز روز 27 مرداد بازداشت و روز بعد بيگناه اعدام شد و همان اتهامات را به ايشان نيز وارد کردندف ولی وی کارمند و توده ای بود.

http://www.iranrights.org/fa/memorial/story/-4693/azarnush-mahdavian

موفق باشيد