۲۷ سال پس از کشتار زندانیان سیاسی ایران در تابستان سال ۶۷ و ۲۳ سال پس از ترور میکونوس( برلین)

گزارشگر: رضا کاویانی

 

امسال هم  به دعوت کانون پناهندگان سیاسی ایران -برلین و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران - برلین مراسم بزرگداشت و یادمان جانباختگان ماشین ترور و کشتار جمهوری اسلامی ایران با حضور جمعی از ایرانیان در برلین برگزار شد. در این مراسم آقای دیتر  کارگ  نماینده عفو بین الملل و حقوق بشر در ایران و خانم پروین اردلان  فعال حقوق زنان و از بنیانگذاران کمپین یک ملیون امضا در ایران, سخنرانی کردند و به نکات قابل توجهی اشاره نمودند و اطلاعات آماری نگران کننده ای از کشتار مکرر جمهوری اسلامی در ایران ارائه کردند.

در آغاز آقای سعید حبیبی ضمن خیر مقدم به حضار و اعلام یک  دقیقه سکوت در یاد و احترام  همه جانباختگان راه آزادی ایران و کارگر مبارز شاهرخ زمانی  و تقدیر از مادران خاوران و بازماندگان جانباختگان, به کشتار برنامه ریزی شده توسط مسولان وقت اشاره کرد و تاکید نمود: تا به امروز و پس از ۲۷ سال, بازماندگان این جنایت هولناک, امکان دسترسی به یک دادرسی و دادخواهی عادلانه در باره علل این فاجعه ملی پیدا نکرده اندو این در حالی است که کشتار و سرکوب  مخالفین توسط  جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد. 

"۲۷ سال پس از اعدام های دست جمعی وضعیت حقوق بشر در ایران هنوز وخیم است. رئیس جمهورها می‌آيند  و می روند اما نیروی امنیتی و قوه قضاییه همچنان به کار خود ادامه می دهند. به همین دلیل به یاد داشتن اتفاقات گذشته هنوز بسیار مهم اند. اعدام های دست جمعی در ایران به گذشته مربوط اند اما رفتار خشونت بار رژیم در زمان ما همچنان ادامه دارد"

                               

                                

                           

 سخنرانی آقای ديتر کارگ، سخنگوی گروه ايران سازمان عفو بين الملل:

تشکر می کنم که امسال هم نماینده ای از سازمان عفو بین الملل را به برنامه خود دعوت کرده اید.

شما هر سال برنامه بزرگداشت قربانیان اعدام های دست جمعی سال ۱۹۸۸ را در زندان های ایران برگزار می کنید. شاید برخی بگویند که این برنامه به آیینی و عادتی بدل شده که پس از ۲۵ سال دیگر معنی خاصی ندارد. آیا این برنامه فقط یادآوری گذشته ای تلخ و تاریک است یا ربطی به مسائل امروزی دارد؟ رژیمی که دستور این قتل ها را داده است هنوز وجود دارد و مسئولان این اعدام ها هنوز محاکمه نشده اند. سرکوب اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ نشان داده اند که این رژیم، در صورت نیاز، همچنان با خشونت شدید با مخالفان خود برخورد می کند.

آیا اوضاع بهتر نشده است؟ دیگر مخالفان دسته جمعی اعدام نمی شوند و حداقل دادگاه های رسمی حکم های اعدام را صادرمی کنند. این بهبودی اما پیشرفتی ناچیز است. اکثریت دادگاه های ایران هنوز نامنصفانه اند. در ایران همچنان حکم های اعدام صادر می شود. ایران پس از چین رتبه دوم جهان را در زمینه اعدام در دست دارد. رتبه ای که مایه افتخار نیست. در سال ۲۰۱۴ در ایران حداقل ۷۴۳ نفر اعدام شده اند و در سال جاری میلادی بیش از ۷۰۰ نفر. اگر جریان اعدام ها به این ترتیب ادامه یابد به مرز ۱۰۰ اعدام در سال می رسیم. بیشترین تعداد اعدام در ایران در ۲۰ سال گذشته. آیا دوباره به زمان ۱۹۸۸ نزدیک می شویم؟

مسلم است که علت اعدام های سال ۱۹۸۸ با اعدام های امروزی متفاوت است. هدف امروزی دیگر رقبای سیاسی نیستند. حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد اعدامی ها به دلیل قاچاق مواد مخدر اعدام می شوند. اما در این اعدام ها نیز قاعده ترساندن و تحذیر دیده می شود. در این میان حق زندگی و دیگر حقوق بشر نادیده گرفته می شوند، امری که یکی از شاخصه های رفتار مسئولین جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون بوده است. بسیاری از حکم های اعدام در دادگاه های ناعادلانه و با استفاده از اعترافات اجباری صادر شده اند.

در ایران حکم اعدام نه فقط برای جرایم سنگین بر علیه زندگی دیگران، که برای جرایمی مانند قاچاق مواد مخدر، سرقت، تجاوز (بدون این که بخواهم از بار این جرایم کم کنم) و حتی برای جرایمی صادرمی شود که در اغلب کشورهای جهان جرم محسوب نمی شوند: رابطه جنسی خارج از چهارچوب ازدواج، همجنس گرایی، توهین به پیغمبر، مخالفت با نظام ولایت فقیه ووو. رژیم حتی از اعدام افرادی که هنگام ارتکاب جرم به سن قانونی نرسیده بودند پرهیز نمی کند. در ۱۰ سال گذشته ۷۲ مجرم نوجوان و جوان زیر ۱۸ سال اعدام شده اند. در این زمینه نیز ایران رتبه بسیار بالایی در جهان دارد.

باید برای شما بگویم که وقتی که من حدود ۲۵ سال پیش در سازمان عفو بین الملل در زمینه ایران شروع به کار کردم از خواندن برخی بند ها و تبصره های قانون جزایی ایران به خود لرزیدم. مخصوصا بند هایی که به قوانین قصاص ربط داشتند و به مجازات مربوط به آنها: شلاق زدن، قطع کردن دست و پاها، کور کردن، سنگسار، قوانین دیه ووو... و همچنین جرایم عجیبی که از قوانین شرعی منشا می گرفتند و در ایران با مجازات اعدام همراه بودند: توهین به پیغمبر، توهین به مقدسات دینی، محاربه با خدا، افساد فی الارض ووو...

در میان اسامی اعدامیان و محکومان به اعدام در ایران هنوز کسانی یافت می شوند که به این دلایل سیاسی محکوم شده اند. این محکومان به گفته رژیم جمهوری اسلامی نظم الهی را، که جمهوری اسلامی تجلی آن روی زمین است، به هم زده و بر عیله آن اقدام کرده اند.

چند مثال از حکم های اعدام چند وقت گذشته:

 در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۳ حبیب الله گلپری پور و رضا اسماعیلی اعدام شدند. گلپری پور در دادگاهی ۵ دقیقه ای در مارس سال ۲۰۱۰ به جرم عضویت در پژاک و محاربه با خدا به اعدام محکوم شد. او اتهامات مربوط به نبرد با مسلحانه را همواره رد کرده و در نامه هایش از شکنجه در دوران بازجویی سخن گفته است. به این اعتراضات هیچ وقت رسیدگی نشد.

در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۳، ۱۶ نفر بلوچ اعدام شدند. بنا بر اظهارات رئیس قوه قضاییه استان سیستان و بلوچستان این اعدام ها تقاص و تلافی جویی برای عملیاتی بودند که طی آن ۱۴ مرزبان ایرانی کشته شده بودند. افرادی که اعدام شدند سال ها پیش به اعدام محکوم شده بودند، ۸ نفر به جرم محاربه با خدا و افساد فی الارض به دلیل عضویت در گروه اپوزیسیون مسلح، دیگران به دلیل قاچاق مواد مخدر.

 ۴ نفرعرب اهوازی، قاضی عباسی، عبدالرضا امیر خنافره، عبدالامیر  مجدمی و جاسم مقدم پیام در پایان سال ۲۰۱۳ در محلی ناشناخته اعدام شدند. بر خلاف قوانین کشور خانواده ها و وکلای آنها از این اعدام ها بی خبر ماندند. جسد های اعدام شدگان نیز در اختیار خانواده ها قرار نگرفت. دو زندانی دیگر، هادی راشدی و هاشم شعبانی عموری در ژانویه ۲۰۱۴ و بدون اطلاع قبلی اعدام شدند. این دو نفر اعضای انستیتوی فرهنگی ال حوار در شهر رمشیر بودند. اتهامات این دو نفر محاربه به خدا، افساد فی الارض، توطئه و برنامه ریزی علیه امنیت ملی و تبلیغات علیه نظام بود.

سهیل عربی  در ۳۰ اوت سال ۲۰۱۴ به دلیل توهین به پیغمبر به اعدام محکوم شد. این حکم با ارجاع به استاتوس هایی در فیسبوک صادر شد که به عربی نسبت داده شده بودند. دادگاه عالی کشور در نوامبر ۲۰۱۴این حکم را تایید کرد.

محمد علی طاهری به دلیل تاسیس گروه حلقه عرفان و به جرم افساد فی الارض در ۱ اوت ۲۰۱۴ به اعدام محکوم شد. او در سال ۲۰۱۱ به دلیل فعالیت های عرفانی و به جرم توهین به مقدسات اسلام به 5 سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و مجازات سنگین مالی محکوم شده بود.

سامان نسیم در دادگاهی نامنصفانه در آوریل ۲۰۱۳ به اعدام محکوم شد، در حالی در زمان ارتکاب جرم ۱۷ ساله بود. او به دلیل عضویت در گروه پژاک و به جرم محاربه با خدا و افساد فی الارض به اعدام محکوم شد. دادگاه در حکم خود به اعترافات سامان ارجاع داد که زیر شکنجه به دست آمده بودند. طبق حکم، او می باید در فوریه ۲۰۱۵ اعدام می شد. قبل از آن برنامه داشتند تا با شکنجه از سامان "اطلاعات" بیشتری بگیرند. سامان روز ۱۹ فوریه، روزی که قرار بود اعدام شود، به مکانی نامعلوم انتقال داده شد. ۵ ماه بعد مسئولین خبر دادند که او به زندانی در زنجان انتفال یافته و اعلام شد که دادگاه عالی کشور دستور تجدید نظر درباره حکم اعدام او را داده است.

پس از پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در ایران در غرب این امید به وجود آمد که رئیس جمهوری ِ فردی میانه رو به بهبودی وضع حقوق بشری در ایران بیانجامد. اما اوضاع نه فقط در زمینه احکام اعدام به مراتب بدتر شده است. به نظر می رسد که بهبودی روابط خارجی با سخت گیری های بیشتر در زمینه امور داخلی همراه است.

رفتارهای تبعیض آمیز روزانه با زنان و اقلیت های قومی و مذهبی همچنان ادامه دارد، قوانین تبعیض آمیز همچنان جاری اند. برای مثال بهایی ها همچنان حق تحصیلات عالی ندارند. در سال ۲۰۱۵ دو لایحه در مجلس ایران مورد بحث قرار گرفتند که در صورت به تصویب رسیدن به تبعیض علیه زنان شدت خواهند بخشید. این قوانین با هدف افزایش جمعیت ایران دسترسی زنان به داروهای پیشگیری از بارداری را محدود خواهند کرد. زنان و مردان مجرد و بدون بچه با محدودیت هایی در زمینه کاری مواجه خواهند بود.

مخالفان سیاسی در ایران همچنان دستگیر و در دادگاه های نامنصفانه محکوم می شوند. شکنجه و آزار زندانیان همچنان ادامه داشته و معمولا با برخورد مسئولین مواجه نمی شود. گزارش هایی که به دست ما می رسد حاکی از مجازات هایی از قبیل شلاق زدن و قطع دست و پا در ملا عام است.

هنوز صدها زندانی سیاسی در زندان های ایران به سرمی برند، جرم های بسیاری از آنان هنوز رسما مشخص نشده. وضعیت این زندانی ها موجب نگرانی است و سازمان عفو بین الملل تا کنون چند اکسیون اضطراری دراین باره برگزار کرده است.  زندانیان بارها دست به اعتصاب غذا زده اند تا به موقعیت خود در زندان ها و کمبود رسیدگی پزشکی به خود و دیگر زندانیان اعتراض کنند. طبق گزارش ها در ۱۷ آوریل سال ۲۰۱۴ حدود ۱۰۰ نگهبان به بند ۳۵۰ زندان اوین هجوم آورده و ۲۶ زندانی را مجروح کرده اند. ۴ تن از آنان با دنده های شکسته، سکته های قلبی و دیگر جراحات روانه بیمارستان ها شده اند.

مدافعان حقوق بشر، ژورنالیست ها، بلاگرها و هنرمندان، وکلا، فعالان دانشجویی و سندیکایی، مخالفان مذهبی و اعضای اقلیت های قومی و مذهبی از جمله گروه هایی هستند که به عنوان زندانی سیاسی در زندان های ایران به سر می برند.

در اینجا باز از چند زندانی سیاسی نام می برم:

نرگس محمدی، ژورنالیست و فعال حقوق بشری به دلیل فعالیت های خود به 6 سال زندان محکوم شد. او از آوریل تا جولای 2012 در زندان بود اما به دلیل مشکلات جسمی تا می 2015 مرخصی موقتی گرفت. او اکنون دوباره به زندان اوین منتقل شده. اتهامات تازه ی او تبلیغ بر علیه نظام، توطئه بر علیه امنیت ملی و عضویت در سازمان های ممنوع اند (منظور سازمان  "قدم به قدم علیه مجازات اعدام" است). در اوت 2015 پزشک های زندان نرگس محمدی را به دلیل مشکلات ریوی و بروز نشانه های فلجی معاینه کردند اما مداوای او ادامه نیافت. او و همبندان او اجازه ملاقات با خانواده و فرزندان خود را ندارند. دوقلوی های 8 ساله محمدی اکنون با پدرشان در فرانسه زندگی می کنند.

محمدرضا پورشجری، بلاگر، که تحت نام مستئار سیامک مهر مشهور شده، دوران ۴ ساله زندان خود را به دلیل نوشتن مقاله های انتقادی درباره مذهب به سر می برد. او به جرم اهانت به مقدسات اسلام، اهانت به ولی فقیه و اقدام علیه امنیت ملی محکوم شده است. او در اوت ۲۰۱۴ آزاد شده اما در سپتامبر همان سال دوباره دستگیر و به یه سال دیگر زندان و سپس تبعید محکوم شد.

رضا شهابی، فعال کارگری به جرم اقدامات مخفی و توطئه علیه امنیت ملی و تبلیغ عیله نظام به ۴ سال زندان محکوم شد. او در ژوئن ۲۰۱۴ به عنوان مجازات از زندان اوین به زندان  رجایی شهر منتقل شد و برای اعتراض به این اقدام دست به اعتضاب غذا زد. او به دلیل خونریزی معده و کاهش شدید وزن در ژوئن آزاد شده و در اکتبر ۲۰۱۴ عمل شد. او در مارس ۲۰۱۵ به اتهام تبلیغ علیه نظام دوباره به یک سال زندان محکوم شد زیرا او و دیگر زندانیان اطلاعاتی را درباره پنچشنبه سیاه در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ به رسانه ها رسانده بودند. در این روز نگهبانان زندان اوین به زندانیان حمله کرده بودند.

بهاره هدایت، فعال دانشجویی و مدافع حقوق زنان به جرم اقدامات مخفی و توطئه علیه امنیت ملی به ۱۰ سال زندان محکوم شد. برخی گزارش ها از ۸ سال نیز سخن می گویند. بهاره هدایت می توانست در ژوئیه ۲۰۱۵ از زندان آزاد شود زیرا زندانیان می توانند پس از گذراندن درازمدت ترین مجازات از زندان آزاد شوند اما بهاره همچنان در زندان است.

امید کوکبی، فیزیک دان، که در آمریکا تحصیل کرده بود، به جرم ارتباط با دولت های بیگانه حکم ۱۰ ساله گرفته و اکنون در اوین در زندان است. دلیل این حکم می تواند سرباز زدن کوکبی از همکاری در پروژه های نظامی جمهوری اسلامی باشد.

نوید خانجانی، فعال حقوق بشر به جرم بهایی بودن از ادامه تحصیل محروم شده و به ۱۲ سال زندان محکوم شد زیرا عضو دو گروه حقوق بشری بود و یکی موسسان کمیته حق تحصیل برای بهایی ها. هفت عضو هیئت مدیره این کمیته به بیست سال زندان محکوم شدند.

سید حسین کاظمی بروجردی، روحانی منتقد رژیم در سال ۲۰۰۶ به دلیل نظرات خود درباره جدایی دین از دولت به ۱۱ زندان محکوم شد. او تا به حال چندین بار تحت فشار قرار گرفته تا اعتراف کرده و از نظرات خود فاصله بگیرد و تهدید شده که در غیر این صورت هیچ وقت آزاد نخواهد شد. او به بیاری های زیادی مبتلاست و در زندان اوین از او مراقبت پزشکی لازم نمی شود و به همین دلیل وضعیت جسمانی او روز به روز بدتر می شود. او در نامه ای در ژوئن ۲۰۱۵ برای وکلایش نوشت که از وضعیت خود ناامید شده است.

۲۷ سال پس از اعدام های دست جمعی وضعیت حقوق بشر در ایران هنوز وخیم است. رئیس جمهورها می آیند و می روند اما نیروی امنیتی و قوه قضاییه همچنان به کار خود ادامه می دهند. به همین دلیل به یاد داشتن اتفاقات گذشته هنوز بسیار مهم اند. اعدام های دست جمعی در ایران به گذشته مربوط اند اما رفتار خشونت بار رژیم در زمان ما همچنان ادامه دارد.

 سخنرانی خانم پروین اردلان

خانم پروین اردلان فعال و چهره شناخته شده حقوق زنان, ضمن تشریح صد سال مبارزه زنان ایرانی برای حضور در عرصه های مختلف اجتماعی و سرکوب های مکرر خواست های به حق آنها,نقش زنان ایرانی و بازماندگان جانباختگان و به طور اخص مادران خاوران را در افشای رژیم و رسانه ای کردن ای جنایت هولناک  و شکستن سکوت غم انگیز حاکی از ترس و رعبی که رژیم به وجود آورده بود  اشاره نمود  و از آنها تقدیر به عمل آورد.و اضافه کرد که مادران خاوران, درواقع پایه گزار جنبش زنان در دهه های بعد می باشند.خانم پروین اردلان درآخر اشاره نمود که ما باید آرمان های مبارزانی را که کشته شدند, در نظر بگیریم و فراموش نکنیم که آنها برای چه اهدافی جان شان را از دست دادند.

در فواصل این مراسم, چند قطعه موسیقی ایرانی مناسب با فضای گفتگو ها,اجرا گردید.

 

 

 

افزودن نظر جدید